مقالات

عوامل موثر بر رضایت زناشویی (مهارت دهم: جهت گیری عقیدتی)

index

 

عوامل موثر بر رضایت زناشویی (مهارت دهم: جهت گیری عقیدتی)

مهارت دهم: جهت گیری عقیدتی[1]

جهت گیری عقیدتی: این مقیاس نگرش ها، احساسات و علائق شخص را درباره­ی اعتقادات و اعمال مذهبی در زندگی زناشویی، ارزیابی می کند

جهت گیری عقیدتی

بحث گروهی

تکنیک

تکلیف

 

 جهت گیری عقیدتی

واژه «جهت گيرى مذهبى»، در واقع به روى آورد كلى شخص كه از مذهب اتخاذ كرده است اطلاق مى شود، به گونه اى كه در ارتباط با موجودى متعالى (قدسى)، مجموعه اى از اعتقادات، اعمال و تشريفات خاص مى باشد. جهت گيرى مذهبى را تقريباً مى توان معادل «ديندارى» يا «دينورزى» دانست (آذربایجانی  1380)، كه در سطح رفتارهاى ظاهرى شخص نمايان مى شود و بيانگر گرايش احتمالى فرد به يك بينش مذهبى (اسلامى) مى باشد.

اما مقصود از دين و ديندارى چيست؟ براى به دست آوردن يك مفهوم مشترك از دين، به تعريف اين واژه از ديدگاه دين پژوهان معاصر و برخى از نظريه پردازان مشهور روان شناسى مى پردازيم:

آيت الله جوادى آملى (1381) دين را چنين تعريف نموده اند: «مجموعه عقايد، اخلاق و قوانين و مقرراتى است كه براى اداره فرد و جامعه انسانى و پرورش انسان ها از طريق وحى و عقل در اختيار آنان قرار دارد.»

ويليام جيمز (1929) دين و مذهب را چنين تعريف كرده است: «تأثرات و احساسات و رويدادهايى كه براى هر انسانى در عالم تنهايى و دور از همه بستگى ها براى او روى مى دهد. به طورى كه انسان، از اين مجمومه مى يابد كه بين او و آن چيزى كه آن را امرخدايى مى نامند رابطه اى برقرار است.»

تايلور[2] (1871) دين را به اعتقاد به موجودهاى معنوى، تعريف كرده است. دوركيم[3] (1984) در توصيف دين گفته است: دين نظام وحدت يافته اى از باورها و اعمال در برابر اشياء مقدس است (توسلی  1380).

از تعاريف مزبور چنين برمى آيد كه دين نوعى اعتقاد به وجودهاى معنوى يا مقدس است كه منشأ يك سرى رفتارها و نگرش هاى خاص در زندگى انسان مى شود. پس انسان ديندار يا متديّن نمى تواند با وجود يك چنين اعتقادى عارى از هرگونه رفتار حاكى از باورهاى درونى خود باشد.

 

بحث گروهی

باور های مذهبی شما در زندگی زناشویی تا چه حدی تاثیر گذار است.

 

تکنیک

جهت گيرى كلى به مذهب اسلام، در هر دو زيرگروه زنان و مردان، از يك سو با ويژگى خُلقى فرامن قوى و مهار خود مرتبط بوده و از سوى ديگر، با ويژگى گروه جويى و اجتناب از تنهايى داراى رابطه است.

در گروه مردان علاوه بر عوامل عمومى مزبور، جهت گيرى كلى به مذهب اسلام به طور اختصاصى با آرميدگى، شكيبايى، تنش پايين و نيز تمايلات سنتى، وفادارى به باورهاى كنونى و گذشته مرتبط مى باشد، اما در گروه زنان، جهت گيرى كلى به مذهب اسلام، به طور اختصاصى با جسارت اجتماعى، هيجان پذيرى و نيز همنوايى، ملاحظه و انعطاف پذيرى مرتبط است (کیومرثی   1385).

اما جهت گيرى مذهبى در بُعد عقايد و مناسك، به طور كلى علاوه بر ارتباط با فرامن قوى و گروه جويى، كه ذكر شد، با ويژگى سنتى به معنى كاهش رغبت نسبت به نوآورى و ترك باورهاى كنونى و گذشته، مرتبط است.

اين در حالى است كه در گروه مردان علاوه بر عوامل عمومى ذكرشده، جهت گيرى مذهبى در عقايد و مناسك به طور اختصاصى با آرامش، شكيبايى و تنش پايين مرتبط است. اما در گروه زنان به طور اختصاصى، جهت گيرى مذهبى در عقايد و مناسك با گرمى در روابط اجتماعى، صميمى بودن با ديگران مرتبط مى باشد.

جهت گيرى مذهبى در بُعد اخلاق، به طور كلى علاوه بر ارتباط با عوامل محورى فرامن قوى و گروه جويى، با عوامل آرميدگى، تنش پايين و در عين حال، جسارت اجتماعى و هيجان پذيرى مرتبط مى باشد. به نظر مى آيد مورد اخير لازمه عمل به دستورات اخلاقى در جامعه است.

در گروه مردان علاوه بر عوامل عمومى مذكور، جهت گيرى مذهبى در اخلاق، به طور اختصاصى از سويى، با ويژگى خلقى فرامن قوى، مهار خود و وفادارى به سنت ارتباط داشته و از سوى ديگر، با نيرومندى «من» رابطه دارد، كه طبق تعريف فرويد فرد را در خدمت اهداف سازشى قرار مى دهد و از اين رو، داراى ويژگى سازش يافتگى مى باشد.

در گروه زنان علاوه بر عوامل عمومى ذكرشده، جهت گيرى مذهبى اخلاقى به طور اختصاصى با ويژگى هاى خلقى زير رابطه دارد:

از سويى، با توانايى هوشى بالا و همنوايى، ملاحظه ديگران و از سوى ديگر، با ويژگى اى مرتبط است كه كتل آن را «خود احساسى» مى نامد. تفسير روان شناختى اين ويژگى به معنى ارزيابى رفتار و نهايتاً هدايت خود بر اساس مفهوم فرهنگى رفتار صحيح است. وجود اين رگه در فرد باعث مى شود كه شخص رفتارهاى خود را به طور مداوم با آرمان ها مطابقت داده و براى وجهه اجتماعى خود اهميّت قايل شود و در يك جمله به طور وسواس آميزى كمال طلب باشد.

 

تکلیف

سعی کنید از سو گیری عقیدتی در درون خانواده بیش از حد پیروی نکنید به اعتقادات یکدیگر احترام بگذارید.



[1]religious orientation

[2] Taylor C.S,1871

[3] Durkheim

نوشته شده در گروه: روانشناسی

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه