مقالات

رفتار مغز ما در برابر اطلاعات منفی

photo_2016-12-10_12-22-55

رفتار مغز ما در برابر اطلاعات منفی

واکنش مغز در مقابل أفکار و اخبار منفی یک مواجه انطباقی است
که برای تداوم بقای إنسان ضروری است.
ولی همین مسأله خود می تواند عامل إضطراب شود

فرض کنید دارید یک گزینه را برای
تصمیم گیری نهایی بررسی می کنید. این گزینه می تواند فردی برای ازدواج باشد، یک خانه برای خرید باشد یا یک طرح برای سرمایه گذاری یا یک شریک برای عقد قرارداد. در مورد ویژگی های آن گزینه (کاندیدای ازدواج، خانه، طرح، شریک) موضوعات مثبت و منفی متعددی گفته می شود. از جمله لابه لای نکات مثبتی که مطرح می شود موضوعی منفی نیز مطرح می شود. ذهن شما به صورت معمولی دارد اطلاعات را دریافت و پردازش می کند و به هر کدام از ویژگی های مثبت وزن منطقی می دهد و رد می شود اما زمانی که به ویژگی منفی/خبر بد رسید به یک باره، ذهن شما، پردازش جدیدی را در دستور کار قرار می دهد!

در بین خطاهای ادارکی شناختی یک خطا داریم که به آن می گویند: سوگیری اطلاعات منفی. این یعنی چی؟ یعنی این که اگر به ما مقداری اطلاعات مثبت و مقداری اطلاعات منفی برسد وزن بیشتری به اطلاعات منفی خواهیم داد و به آن دقت بیشتری خواهیم کرد!
قدرت اخبار منفی رو نباید دست کم بگیریم. تحقیقات نشان می دهد ما از کنار اخبار خوب به راحتی می گذریم ولی خبر منفی رو مدام مرور می کنیم و بسیار بیشتر از اون چه که ارزش داره، روش تاکید کنیم.

این همه ماجرا نیست. علاوه بر اینکه دادن اهمیت بیشتر به اخبار منفی، وقتی اخبار منفی احتمالی رو می شنویم احتمال حقیقت داشتن اون رو بیشتر از اخبار مثبت تصور می کنیم! برمی گردیم به مثال اول، در مورد کاندیدای ازدواج می گویند که شنیده ایم وی در ۱۶ سالگی چند بار به روانپزشک مراجعه کرده است. علاوه بر اینکه آن قضیه را بزرگ می کنیم، احتمال واقعیت داشتن آن را تقریبا صد در صد می گیریم.

این ویژگی باعث می شود که ما بسیاری از فرصت های زندگی و کسب وکاری و سرمایه گذاری را از دست بدهیم چرا که نکات منفی احتمالی با ضریب دو و احتمال صد در صد بررسی می کنیم. چه می توان کرد؟
اولین نکته این است که آنانکه به این سوگیری و خطای شناختی آگاهی دارند، هر چند وقت یک بار با یادآوری اینکه ما هم چون انسان هستیم، لاجرم در این خطا گرفتار می شویم لذا می توانند از این خطا دورتر شوند و کمتر آسیب ببینند. مثلا وقتی پای تلویزیون نشسته اند می توانید به خودتان یادآوری کنید که هم کسانی که اخبار را تهیه کرده اند و هم شما اخبار منفی را بیشتر و برجسته تر می کنید!
دومین نکته این است که هر چقدر بیشتر از مساله فاصله بگیریم و مساله را در تاریخ و جغرافیای وسیع تری بررسی کنیم، تحلیل ما عقلایی تر می شود. بگذارید دو مثال بزنم.

فرض کنید که تیم ملی در آخرین بازی خود شکست خورده است و این هم احتمالاً به خاطر تاکتیک اشتباه سرمربی تیم بوده است. بنابراین به نظر می رسد که تعویض سرمربی یکی از گزینه ها می تواند باشد. اما اگر به جای تمرکز بر یک موقعیت زمانی (آخرین بازی) به نتایج بیست بازی اخیر و در ضمن روند نتیجه ها نگاه کنیم آنگاه تحلیلی عاقلانه تر خواهیم داشت.

مثالی دیگر فرض کنید اخبار گوش می کنید. می گویند که پنج نفر در حملات تروریستی در کشور شما کشته شده اند. بنابراین شما خیلی احساس خطر می کنید! به جای اینکه سریع قضاوت و تحلیل کنید، بهتر است تعداد کشته شدگان حملات تروریستی را در طول سال با تعداد کشته شدگان به خاطر تصادف یا علل دیگر مقایسه کنید. آنگاه متوجه خواهید شد که احتمال کشته شدن شما در حملات تروریسی خیلی کمتر از مرگ در تصادف است.

نوشته شده در گروه: مقاله

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه