مقالات

ترس کودک

ترس‌های کودکان شامل ترس از اشیاء و حیواناتی مثل مار، ترس از طبیعت، ترس از طوفان، رعد و برق و صداهای مهیب، ترس از ارتباط برقرار کردن با افراد خاص مانند معلول جسمی و عقب‌مانده، ترس از تنهایی، مرگ، سرزنش شدن و مورد تنبیه قرار گرفتن می‌باشد. برخی از این ترس‌ها ریشه مرضی دارند و برخی عادی و معقولند .

 ترس از تاریکی، رعد و برق و موجودات طبیعی گاهی تا اواسط کودکی ادامه می‌یابد، اما اضطراب‌های کودکان به سمت موضوعات جدید هدایت می‌شود. عملکرد تحصیلی، سلامت والدین، آسیب‌های اجتماعی، طرد شدن توسط همسالان از جمله نگرانی‌های رایج کودکان است.

 ترس، در میان همه کودکان کم و بیش و به صورت‌های مختلف به چشم می‌خورد و البته عامل تربیت در خانه و مدرسه بسیار مؤثر است. یکی از ترس‌های خاص کودکان، ترس از مدرسه است.

 در این حالت، کودک از رفتن به مدرسه امتناع می‌کند و در منزل می‌ماند و اصرار و پافشاری والدین سبب پیدایش علائم عدم تعادل روانی و اختلالات جسمانی می‌شود. اختلالات جسمانی به صورت دل‌درد، استفراغ، سردرد و سرگیجه و ضعف ظاهر می‌شود و غالبا ادامه می‌یابد تا زمانی که والدین به وی اجازه ماندن در خانه را بدهند.

 علت این نوع ترس، ممکن است ناشی از عدم تطابق کودک با محیط مدرسه، آموزگار و یا همسالان باشد. مطالعات نشان داده است که در بیشتر موارد علت مربوط به مدرسه نیست، بلکه ترس و اضطراب ناشی از جدا شدن از مادر و تنهایی است و کودکان سنین 7-5 سال بیشتر دچار اضطراب جدایی از مادر می‌شوند و از خود مدرسه هراسی ندارند.

 درمان این نوع ترس به ایجاد تغییر در محیط مدرسه و شیوه‌های فرزندپروری والدین نیاز دارد. اصرار قاطع والدین بر اینکه کودک به مدرسه برود، همراه با آموزش نحوه مقابله کردن با موقعیت‌های دشوار می‌تواند برای از بین بردن ترس سودمند باشد. در مراحل ابتدایی فرستادن مادر همراه کودک به مدرسه ممکن است راه حل مناسبی برای تطبیق تدریجی کودک با مدرسه باشد.

 از نظر خصوصیات و ویژگی‌های رفتاری، این کودکان اکثرا خجالتی و باهوش هستند و قبل از مدرسه، کمتر از مادرشان جدا شده‌اند و از طرف دیگر مادران این کودکان نیز با وسواس حمایت بیش از حد از فرزند خود، سبب تشدید وابستگی می‌شوند.

برخی از ترس‌ها در کودکان ریشه فطری دارد(ترس از صداهای مهیب) و برخی دیگر از همان ماه‌های اول و به صورت اکتسابی در کودک شکل می‌گیرد(ترس از حیوانات مثل سوسک و گربه) و والدین برای جلوگیری از ترسو شدن کودکان باید خود الگوی شجاعت باشند.

ترس کودکان ممکن است ثبات و دوام نداشته باشد، زود پدید آید و زود هم از بین برود.

گاهی ترس کودکان مبتنی بر واقعیت نیست یعنی از چیزی می‌ترسند که بی‌خطر است.

ترس در سنین 11-3 سالگی در کودکان شدت می‌یابد، هر چند در کودکان متفاوت است ولی در این سنین جنبه تعمیم ترس در کودکان به مراتب بیشتر از سنین دیگر است.

عوامل ترس در کودکان

1- ریشه‌های فطری: انسان به دلیل میل به تداوم زندگی، خواستار حفظ و مراقبت خود از عوامل خطر و دور داشتن خویش از علل و عواملی است که به نظر او عامل مرگ و فنای اوست، پس او می‌ترسد و همین ترس سبب حفظ بقای فرد است.

2- عامل ذهنی: در مواردی، ترس ریشه در ذهنیت فرد دارد و به صورت اختلالات عصبی، عدم تعادل در بدن و پای‌بندی به موهومات و یا خیالبافی ظاهر می‌شود. ترس کودکان نیز بیشتر زمینه ذهنی دارد مانند ترسیدن از تاریکی و یا ترس از حیوانات خانگی(مرغ و گربه)

3- عامل عاطفی: علاقه و وابستگی شدید کودک به پدر، مادر، پرستار و یا معلم، سبب ترس از جدا شدن از آنهاست؛ چرا که جدایی را از دست دادن همیشگی آنها تلقی می‌کند و از طرف دیگر طرد کودک توسط والدین و یا سایر نزدیکان نیز سبب بروز و تقویت ترس وی می‌شود.

4- عامل انضباطی: بخشی از ترس‌های کودکان ناشی از اعمال برنامه سخت و خشن از سوی والدین و یا مربیان است. امر و نهی‌های مکرر و القائات وحشت‌انگیز در برخی موارد سبب ایجاد و تثبیت ترس و وحشت در کودک می‌شود؛ برای مثال، حبس کودک در مکان‌های ترس‌برانگیز از دید کودکان مانند اتاق‌های تاریک و یا تهدید کردن کودک به آزارهای جسمی برای بازداشتن وی از کاری.

 با توجه به نوع ترس در کودک، روش‌های درمانی متفاوتی ارائه می‌شود.

از بین بردن موقعیت ترس‌آور: یکی از راه‌های درمان ترس کودک، دور کردن وی از شرایط و موقعیت ترس‌آور است، مثلا محیط تاریک.

تلقین در تقویت روحی: یکی از روش‌های مؤثر، تلقین شجاعت به کودک است، چرا که گاهی ترس، ناشی از عدم اعتماد به نفس و احساس بی‌کفایتی است و در صورتی که کودک اعتماد به نفس یابد، می‌تواند به عنوان فردی شجاع بر ترس خود غلبه کند.

ارائه الگو: یکی از راه‌های درمان، ارائه الگوی مناسب و شجاع برای کودک ترسو است. این الگو باید بدون نقص و قابل لمس و به دور از مقایسه کودک با او باشد که البته الگوهای مناسب را بهتر است از میان کتاب‌ها انتخاب کرد.

درمان‌های پزشکی: گاهی کودک از نظر جسمی دچار ضعف‌های بدنی شده است و این ضعف زمینه را برای ترس ایجاد کرده است. اختلالات غدد و ترشحات اضافی ممکن است با تأثیر بر سیستم بدن سبب مشکلات و اختلالاتی چون ترس در کودکان شوند.

  به‌طور کلی، شناسایی عوامل ایجادکننده ترس و سعی برای از میان برداشتن این عوامل در درمان کودکان اهمیت بسزایی دارد.

راه های کمک کردن به کودکان در مقابله با ترس

والدین می توانند به فرزندانشان کمک کنند تا با تقویت حس اعتماد به نفس و کسب مهارتهای لازم با ترس های خود مقابله کنند. در این قسمت می خواهیم شما را با راه های کمک به فرزندانتان برای مقابله با ترسها و اضطرابهای خود آشنا کنیم:

  • تشخیص دهید که این ترس واقعی است. هرچند که به نظر شما مسئله ای بسیار کوچک و پیش پا افتاده باشد، برای فرزندتان حقیقت دارد و باعث اضطراب و ترس او می شود. صحبت کردن درمورد آن ترس بسیار کمک کننده است، کلمات گاهی قادرند احساسات منفی را از چیزی بیرون بکشند. اگر درمورد ترسها صحبت کنید، قدرت آنها کمتر خواهد شد.
  • هیچوقت با کوچک و ناچیز کردن آن مورد، سعی نکنید کودکتان را وادار به مقابله با آن کنید. گفتن “مسخره بازی در نیار! هیچ دیوی تو کمد تو قایم نشده!” ممکن است باعث شود فرزندتان بتواند بخوابد، اما ترس را از بین نخواهد برد.
  • اسباب ترس را برای فرزندانتان فراهم نکنید. اگر میدانید فرزندتان از سگها خوشش نمی آید، طوری از خیابان رد نشوید که با آن سگ روبه رو نشوید. اینکار فقط باعث می شود که فرزندتان یقین کند که سگها موجوداتی ترسناک و وحشت آور هستند. در اینگونه مواقع فقط باید با مراقبت و توجه با کودکتان رفتار کنید تا بتواند با آن موقعیت ترس آور روبه رو شود.
  • به فرزندتان یاد بدهید که چطور میزان یک ترس را اندازه گیری کند. اگر کودک بتواند شدت یک ترس را با میزان 1 تا 10 بسنجد، ممکن است بتواند به ترس با شدت کمتری نسبت به قبل نگاه کند.
  • تکنیک های کنار آمدن و برخورد با ترسها را به کودکانتان بیاموزید. می توانید این تکنیک ها را امتحان کنید: خودتان را “صاحب خانه” به کودک معرفی کنید، و این باعث خواهد شد که کودک نسبت به شیء ترسناک جرات و جسارت بیشتری پیدا کند و برای فرار از آن به شما پناه بیاورد. به فرزندانتان یاد بدهید که در چنین مواقعی به خود بگویند، “من می توانم..” یا “هیچی نیست، می تونم با اون کنار بیام…”. تکنیک های تمدد اعصاب نیز کمک کننده هستند، مثل تجسم فکری (تصور غوطه خوردن روی ابرها یا دراز کشیدن لب ساحل دریا) و تنفس عمیق.

نوشته شده در گروه: روانشناسی

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه