مقالات

بهداشت روان در خانواده

جلال مرادی

کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

خانواده از اصلی ترین و پایه ای ترین نهادهای اجتماعی است که پایه اصلی ساختار های اجتماعی را شکل می دهد . اهمیت این نهاد در تمامی جوامع، مذاهب و فرهنگ ها مورد تایید قرار گرفته است.

در علوم روان شناسی اعتقاد بر این است که کارکرد و جایگاه افراد در خانواده تاثیر مستقیمی بر بهداشت روان آنها دارد و حتی خود خانواده هم به عنوان یک ساختار منسجم نیاز به قوانینی دارد که منجر به کاهش استرس، افزایش تعامل و در نتیجه ارتقای بهداشت روان در افراد شود.

به صورت طبیعی اگر به ساختار خانواده بدون هیچ گونه مداخله ای دقیق شوید چند شیوه تعامل را خواهید دید که به طور کلی به سه دسته تقسیم می شود:

1-    اثرهای متعامل از طریق اعمال قدرت:

در این حالت اعمال قدرت به صورت سلسه مراتبی است و هر فرد وظیفه دارد به تناسب جایگاه خود از افراد بالا دستی تبعیت نماید و پدر به تنهایی و یا پدر و مادر با هم حمکران این مجموعه هستند و دیگران باید بدون چون و چرا بایستی تبعیت نمایند.

2-    اثرهای متعامل از طریق برقراری رابطه و گفتگو:

سه شیوه تعاملی به صورت کانال ارتباطی، چرخشی و فاصله ای برقرار می شود.

در فرم ارتباط همه جانبه هر یک از عضوهای خانواده از طریق این کانال با یکدیگر ارتباط دارند. به این صورت که افراد از طریق یک موضوع خاص یا در موقعیت های مختلف می توانند نظرات خود را بیان نموده و یا خواسته های خود را بیان نمایند. در فرم چرخشی یک نفر از اعضای خانواده به طور واسطه ارتباط بین افراد را برقرار می سازد و معمولاً مادر این نقش را بر عهده می گیرد و بالاخره فرم فاصله ای است که در اثرات متعامل افراد خانواده شکاف وجود دارد.

3-    اثرات متعامل از طریق ابراز محبت:

ابراز محبت در بین افراد خانواده های مختلف متفاوت است. در بعضی خانواده ها به علت جدایی همسران یا طلاق، علاقه مندی و محبت در اثرهای متعامل بین افراد خانواده غالباً رو به کاهش می گذارد و روابط والدین و فرزندان دچار تضاد می شود.

البته به غیر از ایم موقعیت ها معمولاً شیوه های ابراز محبت در طول زمان و در طول دوره های سنی متفاوت است. ولی به طور کلی برخی خانواده ها کاملاً صمیمی و به هم نزدیک هستند؛ برخی مواقع همه خانواده به غیر از یک نفر احساس صمیمیت و نزدیکی دارند و بلاخره در برخی خانواده ها حلقه محبت مادر است و تداوم و استحکام این حلقه به وجود مادر بستگی دارد.

 

 جایگاه و نقش مرد و زن در خانواده به چه صورتی است؟

زن و مرد همان گونه که عامل شکل گیری نهاد خانواده هستند در تداوم و موجودیت آن نیز به این افراد بستگی مستقیم دارد.

همین شیوه حضور و میزان حضور و قبول مسئولیت آنها باعث شکل گیری جو عاطفی متفاوتی خواهد شد که به آنها به صورت مختصر اشاره می شود:

1-    خانواده متلاشی  یا متزلزل:

پدر یا مادر و یا هردوی آنها به علت غیبت های طولانی، یا طلاق و یا ترک، نزد فرزندان خود نباشند و یا در حضور آنها مشاجره و منازعه شدیدی داشته باشند. در نتیجه نوجوان، حساس، تندخو، بدبین به امور زندگی شده و تمابل به زمینه های انحرافی پیدا خواهد کرد.

2-    خانواده دموکراسی:

مطلوبترین جو عاطفی را به کار می برد و بچه های سالم و موفقی در آن رشد می کند. البته باید شیوه های صحیح بیان افکار، ارتباط موثر، شیوه درخواست و مذاکره در این خانواده ها رعایت شود و افراد در برخی مواقع نیز نیاز به تصمیم نهایی خواهند داشت که بر مبنای سلسه مراتب بعضی اوقات به نفع خانواده است که از آن تبعیت نمایند.

3-     خانواده آزاد مطلق:

اغلب بی بند و بار می باشند و تضاد افکار و عقاید ایجاد می شود. خانواده متزلزل می گردد و بچه دارای خصوصیت هایی می شوند که در خانواده های متزلزل رایج است. معمولاً کمتر تعامل و تفاهم در این گونه خانواده ها وجود دارد و هرکسی بر مبنای عقاید و افکار خود بدون توجه به منافع دیگران و احترام به نظر و اندیشه آنها تصمیم گیری می کند. ولی به صورت ناخواسته و طبیعی معمولاً تنش و فشار به کل خانواده وارد خواهد شد.

4-    خانواده دیکتاتوری:

این دیکتاتور می تواند پدر، مادر یا حتی یکی از فرزندان باشد. تعامل در این گروه ها سخت است و معمولاً کودتا و پنهان کاری در این گونه خانواده ها بسیار رخ می دهد . معمولاً در سن نوجوانی به دلیل سخت گیری و تصمیم گیری های یک طرفه برخی از کودکان از این قبیل خانواده فرار می کنند یا اینکه در سن مناسب اقدام به شورش علیه و طغیان علیه فرد دیکتاتور می کنند و خود نیز معمولاً راه وی را ادامه می دهند.

  

عدم رعایت بهداشت روانی در خانواده منجر به چه مشکلاتی خواهد شد؟

عدم رعایت حریم شخصی افراد و توجه نکردن به شخصیت افراد احتمال آسیب را در افراد عضو خانواده بالا می برد. در این خانواده ها به دلیل نزاع و محیط نا آرام افراد از آرامش و امنیت روانی و جسمانی مطلوبی برخوردار نیستند و همواره در تنش به سر می برند.

پدر و مادر الگوی کامل و عینی برای فرزندان هستند و در صورت اختلاف و نزاع در حضور فرزند نگرانی و ناهماهنگی بین تصورات کودک و دنیای واقعی به وجود می آید. کودک احساس بدی نسبت به دنیای واقعی پیدا خواهد کرد.

طلاق عاطفی بین پدر و مادر و عدم ابراز محبت واقعی، حتی اگر در جلوی کودک مشاجره هم صورت نگیرد، باعث احساس خلاء عاطفی در دو نفر و عدم شادمانی خواهد شد . همچنین کودک مهارت ابراز محبت و نیز گرمای محبت را درک نخواهد کرد و به همین دلیل در تعاملات بین فردی و ارتباطی آینده دچار مشکلات زیادی خو.اهد شد.

پیامد های دیگر شامل موارد زیر می شود:

–         عدم ابراز محبت کافی در خانواده، منجر به بروز مشکلات عاطفی و احساس کمبود محبت و در نهایت طلاق عاطفی خواهد شد.

–         در خانواده ای که پدر و مادر،  تندخو، مستبد باشند. در این خانواده نه دختران و نه پسران الگوی مناسبی برای رفتار خود ندارند. نوجوان و جوان از طرف پدر و مادر مورد پذیرش نیستند و ناهنجاری های رفتاری در این نوع خانواده به وجود می آید.

–         در خانواده ای مادر مهربان و آرام و پدری تند خود و مستبد وجود دارد. در این خانواده، دختر ممکان است با مادر خود همانند سازی کند، اما تصویر نابهنجاری از مرد دارد. او در مورد ازدواج سخت گیر و با مشکلاتی روبه رو است. در حالی که ممکن است در پسران خشونت ریشه یابد و پسر رفتار، پرخاشگرانه را دنبال کند . ولی در صورتی که با مادر همانند سازی نماید امکان این که رفتار های زنامه را بپذیرد و حتی ممکن است مورد تجاوز جنسی مردان و پسران دیگر قرار گیرد.

–         در خانواده ای که پدر مهربان و آرام و مادر تندخو و مستبدی وجود دارد. دختر نمی تواند الگوی درست از مادر را دریافت نماید و در آینده با مشکات مواجه خواهد شد و پسر می تواند خود را  با پدر منطبق سازد ولی در آینده نسبت به زنان بدبین خواهد بود و در تعامل با جنس مخالف رفتار مناسبی نخواهد داشت.

به طور کلی در این خانواده تعامل خوبی وجود ندارد . طلاق عاطفی، عدم ابراز محیت، ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب، بی احترامی به شخصیت افراد، تحقیر ، ترس از مواجه و بروز تنش و… همواره برخانواده سایه افکنده و افراد را در وضعیت روانی نامناسبی قرار می دهد. و سلامت و دوام خانواده را تهدید می نماید.

حتی در این خانواده فرزند به صورت واقعی و کامل از طرف پدر و مادر پذیرفته نمی شوند و همواره به ناخواسته بودن، زیادی از آنها نام برده می شود و در خانواده نیز مورد تحقیر، آزار و آسیب قرار می گیرند.

  

اصول و معیارهای رعایت بهداشت روان در خانواده چه مواردی  هستند؟

–         ابراز علاقه بدون محدویت.

–         حمایت عاطفی، اجتماعی بدون قید و شرط

–         صمیمیت در درون خانواده

–         پذیرش افراد خانواده (بدون در نظر گرفتن جنسیت، شکل، استعداد) .

–         احترام به یکدیگر و به فرزندان (حسن رابطه والدین  با یکدیگر و کودک نوجوان با هم سبب الگو پذیری مناسب کودک و رشد شخصیت وی خواهد شد)

–         توجه به نیازهای جسمانی، روانی و اجتماعی افراد خانواده ( تامین نیاز های اولیه، بستر سازی و ایجاد موقعیت مناسب برای بهداشت روانی افراد، احساس تعلق به گروه، ابراز وجود اعضاء و امکان تبادل افکار و بیان خواسته باعث پویایی گروهی و نیز ارتقاء بهداشت روانی خواهد شد)

–         ابراز محبت به یکدیگر و فرزندان ( از این طریق الگوی مناسبی برای فرزندان بوده و همچنین پذیرش یکدیگر سبب ارتقاء بهداشت روان خواهد شد)

–         امنیت و احساس امنیت را در خانه فراهم نمایید (آرامش و امنیت شرط اصلی در هر خانواده است. محیط گرم خانواده امکان حرکت، و بودن در میان اعضای خانواده را می دهد)

–         رفع تنش ها و تعارض های موجود ( در تمام خانواده ها معمولاً تضاد فکری و تعارض هایی وجود دارد ولی مذاکره و گفتگو برای رفع مشکل به وجود آمده و رعایت شخصیت شخصیت افراد منجر به بهبود روابط خواهد شد. خانواده ها باید سعی نمایند مشکلات را با کمترین هزینه جسمانی، روانی و اجتماعی رفع نموده و آرامش را به خانواده باز گردانند)

 

  منابع:

–         استریت ، دی. مشاوره خانواده. ترجمه: مصطفی تبریزیو علی علوی نیا.(1387). چاپ ششم. تهران. انتشارات فرا روان.

–         سیف ، سوسن. (1378). بهداشت روان در خانواده. فصلنامه اصول بهداشت روانی. شماره اول ، سال اول، تابستان 1387 ص 97-92 .

–         سیف ، سوسن.(1368). تئوری رشد خانوده. تهران دانشگاه الزهراء.

–         شاملو ، سعید.(1387). بهداشت روانی. ویرایش 2. تهران . انتسارات رشد.

–         نیکولز ، مایکل پی؛ شوارتز، ریچارد سی. خانواده درمانی «مفاهیم و روشها». ترجمه محسن دهقانی و همکاران. (1387). تهران . نشر دانژه.

نوشته شده در گروه: روانشناسی

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه