مقالات

انتظارات و افسانه های زناشویی

دریک تحقیق که با پنجاه زوج خوشبخت درباره زندگی زناشویی آن ها مصاحبه کردند، هر یک از شرکت کنندگان گفتند که اوقات خوب و بدی داشته اند و بسیاری از آن ها تایید کرده اند که گاهی احساس می کردند مرتکب خطا یی شده اند. معلوم بود زندگی زناشویی “باغ گل سرخ”نبود، بلکه بر احترام متقابل، لذت و آسایش در کنار هم بودن، و حل کردن مسائل به طور مشترک استوار بود. همه زوج ها بر نیاز به شکل دادن دوباره رابطه خود در پاسخ به شرایط جدید و تغییر نیازها و امیال همسر خویش تاکید داشتند.

با این حال، انتظارات فرهنگی جاری برخلاف این برداشت از زناشویی عمل می کند و از زن و شوهر ها توقع دارد هردو درگیر باشند و همکاری کنند. زنان از لحاظ تاریخی در زندگی زناشویی و جامعه قدرت کمی داشته اند؛ زن جایگاه خود را از همسرش بدست می آورد. این اختلاف جنسیت ،که ریشه های عمیق فرهنگی دارد، این روزها نیز کماکان بر زندگی زناشویی تاثیردارد. در تحقیقی که روی دانشجویان اجرا شد، زنان بیشتر از مردان گفتند که همسرشان باید از لحاظ هوش، تحصیلات، موفقیت شغلی و درآمد، پست تر باشد. زنان تحت این شرایط، احتمالا توانایی خود را دست کم می گیرند، و بخشی از خویش را قربانی می کنند و مردان نقش خود را به جای مشارکت کردن کامل در زندگی خانواده به تامین مایحتاج زندگی محدود می کنند.

به علاوه، خیلی از جوانان در مورد سعادت زناشویی، برداشتی افسانه ای دارند-برداشتی که به نمایش های رمانتیک تلویزیون و نه واقعیت شباهت دارد. برای مثال، تعداد قابل ملاحظه ای از جوانان طرفدار عقاید زیر هستند که واقعیت آنها را تایید نمیکند:

  • ریاضت زوج ها در طول سال اول ازدواج افزایش می یابد
  • تنها و بهترین پیش بین رضایت زناشویی، کیفیت زندگی جنسی زن و شوهر است
  • اگر همسرم مرا دوست داشته باشد، به طور غریزی باید بداند که برای خوشحال شدن به چیزی نیاز دارم
  • صرف نظر از اینکه چگونه رفتار کنم ،همسرم صرفا به خاطر اینکه همسرم است، باید مرا دوست داشته باشد

وقتی معلوم می شود که این افسانه ها واقعیت ندارند. زوج ها با ناامیدی واکنش نشان می دهند و زندگی زناشویی کمتر رضایت بخش و بیشتر مملو از تعارض می شود. جوانانی که به خاطر دیدگاه مذهبی خود ازدواج را امری مقدسی می دانند،کمتر احتمال دارد که با انتظارات نامعقول به آن مبادرت ورزند و بهتر می توانند با اختلاف نظر کنار بیایند. شاید به خاطر اینکه این افراد برای پیوند زناشویی حرمت قایل هستند، تلاش زیادی به خرج می دهند تا رابطه خوبی داشته باشند.

با توجه به الزامات بلند مدت ازدواج، تعجب آور است که اغلب زوج ها قبل از روز ازدواج خود، وقت کمی را صرف فکر کردن به تصمیم ازدواج می کنند. درسهایی در زمینه آموزش زندگی خانواده در دبیرستان و دانشگاه می توانند به افسانه زدایی ازدواج و همسر گزینی بهتر کمک کنند. در ضمن، مشاوره ای که هدف آن این باشد که به زوج ها کمک کند تا تمایلات خود را بی پرده بیان کنند و از راهبرد های مثبت و مودبانه برای حل کردن تعارض استفاده کنند، در کمک کردن به سازگاری با زندگی زناشویی و بالا بردن کیفیت رابطه بسیار موثر است.

نوشته شده در گروه: روانشناسی

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه