مقالات

انتخاب اگاهانه همسر

۹۵۱۸۰۷۵E-3B19-42FD-9723-7B3AEEA1F27A

جنسیت: مرد

وضعیت تاهل: مجرد

سال تولد: ۶۸

موضوع: روانشناسی

متن سوال : سلام و عرض ادب خدمت شما
سوال بنده یه مقدار طولانی و کلی هستش اگر نیاز به جزئیات بود لطفا بپرسید تا توضیح بدم خدمتتون.
بنده کارشناسی ارشد مهندسی از یکی از دانشگاههای معتبر کشور هستم خدمت سربازی هم رفتم. در دوران ارشد با خانمی آشنا شدم که بعد از شناخت کلی ایشون متوجه شدم ایشون همشهری و حتی هم استانی بنده نیستن. در واقع ما از دو قومیت متفاوت هستیم و شناخت قبلی نسبت بهم نداریم. حدود ۸ ماه تحقیقات من با حداقل امکانات طول کشید خدا شاهده از همون ابتدا با خدا عهد کردم که تحقیقات من باعث بی ادبی و حتک حرمت به شخصیت این خانم نشه و خدا رو شکر هم مشکلی پیش نیومد. هیچ کدوم از دوستان متوجه نشدن و حتی خود خانم موردنظر هم تو این ۸ ماه متوجه نشد. خلاصه من به ایشون پیام دادم و ایشون رو از نیتم آگاه کردم ایشون اولش یه کم شوکه شدن که من تو این مدت تحقیق کردم اما رفتارم طوری بوده که ایشونم متوجه نشده بود. ارتباط مجازی ما شروع شد من ماجرا رو به خونواده خودم گفتم و از ایشونم خواستم موضوع رو به خونواده خودشون بگن. ایشون گفتن که باید خودتون بیاین تا خونواده شما رو ببینن منم که از اول به ایشون اعلام کرده بوده من و خونوادم آماده آشنایی هستیم. رابطه تلگرامی ما خیلی خوب بود و تقریبا کلیاتی از هم متوجه شدیم خدا رو شکر خونواده هامون اشتراک زیادی دارن مثلا هر دو خونواده فرهنگی هستیم. دلیل ارتباط تلگرامی مون این بود که هر دوی ما خواهان این بودیم که تا قبل اینکه اتفاق رسمی نیفتاده این موضوع تو محیط دانشگاه نمود پیدا نکنه. من ایشون رو به مادرم معرفی کردم و با موافقت ایشون شمارشون رو به مادرم دادم تا با مادرم آشنا بشن خدا رو شکر ارتباط تلفنی شون خوب بود همه چیز خوب پیش می رفت ما کاملا آماده حضور رسمی در منزل ایشون بودیم که یهو ایشون گفتن ما با هم جور نیستیم!!!! خواستیم بریم منزل شون که گفتن پدرشون منزل نیستن و درست هم میگفتن به مادرم گفتن بذارین واسه بعد ببینیم خدا چی میخواد. ۳ ماه ما با هم ارتباط نداشتیم تا تولد ایشون من بطور غیر مستقیم یه هدیه تولد به ایشون دادم در محیط خوابگاه و ایشون دوباره پیام دادن و تشکر کردن. گذشت و گذشت تا اینکه لحظه تحویل سال ۱۳۹۶ بهم پیام دادن که همش بیاد من بودن و احساس غذاب وجدان دارم و تبریک و … من خودم شوکه شدم واقعا. منم به ایشون پیام دادم و تشکر کردم و همون لحظه دوباره بحث ازدواج رو مطرح کردم حتی مادرم دوباره با ایشون تماس گرفتن و دوباره خواستیم با خونواده بریم منزل شون که بازم شرایط شون جور نبود. دوباره همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه دوباره ایشون گفتن جور نیستیم!!! از ایشون خواهش کردم دلیلش رو بهم بگن که نگفتن. شماره داداش ایشون رو پیدا کردم و به ایشون پیام دادم ایشون هم خدا رو شکر استقبال کردن و شماره موبایل پدرشون رو واسم فرستادن منم شماره رو به پدرم دادم و تماس بین پدرامون برقرار شد و خدا رو شکر خوب پیش رفت. بخاطر شرایط خونواده ایشون تا مدتی مقدور نشد که ما خدمت شون برسیم ولی تماس تلفنی همچنان برقرار بود. خلاصه این امکان پیش اومد تا ما بریم منزل شون قبلش خانم محترم پیام بهم دادن که خونه ما نیاین، پای کس دیگه ای در میون هستش، اگه بیاید خونمون من خونه نمیمونم و از این حرفا، میگفت تا جایی بتونم نمیذارم بیاین خونمون . خلاصه اصلا راضی نبود ما بریم خونه شون همش میگفت پای کس دیگه ای در میونه ولی پدرش هیچی به پدرم نگفتن تو این مدت، خونواده اونا هم قومیتی و سنتی و فرهنگی هستن و اصلا شرایط شون طوری نیست که دختر خونواده همچین کاری بکنه اما خونواده مطلع نباشن. ایشون ادعا کردن که فقط مادرم در جریان هستن. خلاصه ما با دعوت پدرشون با خونواده رفتیم منزل شون. اولا که خود خانم تشریف داشتن و خیلی خوب اومدن نشستن کنار خونواده و پذیرایی کردن، خونواده شون خیلی خوب از ما استقبال کردن و خیلی خوب جلسه پیش رفت چون عرض کردم اشتراکات با هم داریم. صحبت اصلی مطرح شد و اصلا حرفی از شخص دیگه ای وجود نداشت. آخر جلسه هم خونواده ایشون خیلی مصمم شدن که منزل ما تشریف بیارن و این جلسات آشنایی تداوم داشته باشه. ما هم خیلی استقبال کردیم از این صحبت. جالبه که خانم موردنظر از همیشه خوشحال تر بنظر میومدن و البته ما هم به رسم احترام هدایایی واسه خانم و خواهرانشون بردیم. تماس های پدرم و پدر ایشون همچنان ادامه داره ولی به جهت شرایط خونواده ایشون هنوز بعد ۳ ماه نتونستن بیان خونه ما ولی همچنان خونواده هامون مصمم تداوم جلسات هستن. ظاهرا خونواده شون با من موافق هستن چون به من خیلی لطف کردن در اولین برخورد. البته منم سال تحویل امسال به موبایل پدرشون پیام تبریک فرستادم و ایشونم جواب دادن و تشکر کردن. الان هم میخوام ۲ روز دیگه جهت عرض ادب و احترام به خاطر روز معلم خدمتشون پیام بدم. بنظر شما اشکالی نداره؟ از این توضیحات کلی بنده چه برداشتی در مورد این رابطه دارید؟ در مورد رفتار این خانم چه نظری دارید؟ البته من همیشه خدمت شون عرض کردم که ما چون غریبه هستیم می بایست با هم خیلی بیشتر آشنا بشیم تا سوء تفاهمی پیش نیاد و البته خونواده ایشونم موافق بودن. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
با تشکر

پاسخ:
سلام
بابت انتخاب عاقلانه و همراه با شناخت و رعایت احترام به خانواده ها تبریک می گویم.
اینجا همه چیز درست به نظر می رسه، جز دیدگاه دختر خانم و اینکه فرمودند شما انتخاب اول ایشون نیستید.
بنابراین پیشنهاد می کنم بحث مشاوره قبل ازدواج را مطرح نمایید تا إز طریق ان با دیدگاه نهایی خانم اشنا شوید و خدای نکرده قبول ازدواج ایشون با شما مصلحتی یا به فشار خانواده ها نباشه.
قطعا سعی داشتید انتخاب اگاهانه اَی داشته باشید ولی اشنایی با ملاک ها و سطح انتظارات طرف مقابل هم ضروری است.
دکتر جلال مرادی
https://t.me/razmosaver

نوشته شده در گروه: پرسش و پاسخ

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه