مقالات

اصول روش روانکاوی

اصول روش روانکاوی
روانکاوی به عنوان یک روش درمانی بر اساس فرضیاتی پیش میرود که ریشه در تعارض های ناهشیار ذهن قرار دارد. تکنیک روانکاوی به وسیله فروید مطرح شد.روانکاوی روشی است که با صرف وقت بسیار کوشش می کند, تعارضها و ناراحتی ها را از,سطح ناهشیار به سطح هشیار بیاورد,تا خود بتواند به کمک روانکاو آن تعارض ها را حل کند.

مشخصه های اصلی
مشخصه های اصلی روانکاوی چه به عنوان روش,درمانی و چه به عنوان ابزار تحقیق عبارتنداز: تداعی آزاد,تعبیر و تفسیر,مقاومت و بینش.این مشخصه ها همراه با کسی که روی تخت روانکاوی دراز می کشد از خصوصیات ویژگی های روانکاوی به حساب می آید.
تداعی آزاد
در شروع برنامه روانکاوی به بیمار دستور داده می شود که هر چه که به ذهنش خطور می کند بیان کند.حتی اگر این تداعیها قابل فهم و مهم نباشند یا حتی بی ادبانه و ناشایست باشند.این چنین تداعی آزاد با توجه به سیستم تعلیم و تربیت ما بسیار مشکل است.براب اینکه ما از,دوران کودکی یاد گرفته ایم که هر چه بگوییم را سانسور کنیم,یعنی چیزهایی بگوییم که منطقی,درست و شایسته و مودبانه باشد.از,بین بردن این مسایل کار مشکلی است و به همین خاطر بیمار را روی تخت راحتی می خوابانند و روانکاو بالای سر بیمار و خارج از,دید وی قرار می گیرد.

تعبیر و تفسیر
به وسیله گوش دادن به تداعی آزاد بیمار, روانکاو در می یابد که ناهشیار می تواند در لباس مبدل به صورت سمبلیک ظاهر شود.گاهی اتفاق می افتد که این تداعیها خاموش می شوند در نتبجه روانکاو به طور اتفاقی در تداعی دخالت و تفسیر می کند.با توجه به اینکه رویاها معمولا بیش از,افکار زمان بیداری قسمت ناهشیار را می پوشاند نقش مهمی در روانکاوی و همینطور در تداعی آزاد بازی می کنند و در نتیجه بسیار مهم و مفید هستند.

انتقال
در یک دوره طولانی روان درمانی, بیمار احساس های خود را نسبت به روانکاو رشد می دهد و این امر ممکن است مثبت یا منفی باشد.این نوع انتقال شکلی از جابه جایی احساس های بیمار نسبت به والدین, همسر یا هر دو در دوران زندگیش است. شبیه تمام چیزهایی که بیمار برای درمان خاضر می کند, روانکاو از آنها هم به صورت انتقال در تعبیر و تفسیر مورد استفاده قرار می دهد.

مقاومت
گاهی اتفاق می افتد که فرد از یاداروی خاطرات و تکانه ها از,سطح ناهشیار به این علت که آنها را تهدید برای خود می داند جلوگیری می کند و این به شکل های مختلف نشان داده می شود.اگر می خواهیم در درمان موفقیتی حاصل شود باید بوسیله تعبیر و تفسیرهای مختلف مقاومت بیمار را از,بین ببریم.

بینش
بعد از انجام کارهای زیادی,سرانجام روانکاو به مرحله یی می رسد که احساس می کند بیمار می تواند توضیح ها و تعبیر و تفسیرهای روانکاو را بیشتر و بیشتر بپذیرد.چنین احساسی بینش نامیده می شود.نهایتا بیمار تقویت شده و خود قادر می شود که با تعارضهای کهنه مواجه شده و به پختگی برسد و آنها را مغلوب کند بدون اینکه با مکانیزم های ناسازگارانه دفاعی آنها را حل نماید. کاربرد بینش و سودمندی آن در درمان و موارد استفاده روزمره آن سبب شده که روانکاوی به عنوان یک روش درماتی مفید شناخته شود.

?????????

فاطمه اسماعیل بیگی
روانکاو مرکز مشاوره راز

نوشته شده در گروه: روانکاوی

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه