مقالات

اختلاف خانوادگی / اسیب ارتباط موازی

F6445634-355C-4805-9068-D837B1CABFC8

جنسیت: مرد

وضعیت تاهل: متاهل

سال تولد: ۱۳۶۳

موضوع: روانشناسی

متن سوال : سلام. چهارده سال پیش به خاطر جواب منفی شنیدن از دخترعموم و تنهایی ازدواج کردم. کلا چون خیلی احساساتی هستم همیشه تمام توانم را برای همسرم کردم. مشکلات مالیه زیادی داشتیم. هر بار بحث و دعوا شد من منت کشی کردم. از سر کار خسته که میرفتم برای همسر و فرزندم میخندیدم بیرون و تفریح… اما یکی دوساله واقعا از نقش بازی کردن خسته شدم. دلم میخواد من مرد باشم و همسرم به من توجه کنه…. جذب رابطه های نامشروع شدم متاسفانه. حدود هشت ماهه با خانمی اشنا شدم که تمام این چهارده سال فریب و نقش را به من برگرداند و فهمیدم زندگی چیزی فراتر از کار و پوشاک و خوراک و روزمرگیه. مدتها تلاش کرد منو علاقمند به زندگیم کنه. اما در این میان وابستگیه شدیدی بین ما به وجود امد. همسرم تا حدودی ماجرا رو فهمید و تمام تلاشش رو برای ماندن در منزل میکنه. حتی با کتک مرا از خونه بیرون کرد و پناهم این خانوم بود. تمام فامیل و پدر و مادر به خاطر آبرو و پسرم اصرار به برگشتن کردند. تا اینکه به جایی رسیدم که به خاطر پسرم به خونه ای که رانده شدم با غرور شکسته برگشتم. از آینده پسرم میترسم. همسرم حتی یکبار عذرخواهی نکرد. و طلاق هم نمیگیره و ادعا میکنه انقدر زندگی رو برایم سخت میکنه که مجبور بشم طلاقش بدهم. اما از اینکه سالها بعد پسرم شماتتم کند واهمه دارم. از طرفی زنی که دوسش دارم و به من وابسته شده ذره ذره نابود داره میشه. افسردگی گرفتم و با دنیا مشکل پیدا کردم. فقط پسرم پا روی گلوم گذاشته. همسرم غذا برام درست نمیکه و من هم جدا در اتاق پسرم میخوابم. خانواده ام از برگشت من خوشحالن و من هر روز غمگینتر و عصبی تر. پسرم دوازده سالشه و به شدت مطیع مادرش. و من به خاطر دلسوزیهای بیش از فقط به خواسته هایش تن میدهم و حتی با زنی که هیچ حسی بهش ندارم زیر یک سقف هستم و زنی که عاشقش هستم در تنهایی رها کردم. و او هم حاضر به این برگشتنه من که البته به خاطر حس پدر بودنم شده اما عذاب کشیدنش سایه بزرگی روی دوشمه. چاره ای جز مرگ برای خودم نمیبینم. حتی نمیخندم و از زندگی ناامیدم. همسرم وابستگیه شدیدی به مال و زمین و طلا داره. حتی پسرم رو هم از من با بازی کردن با روان و احساس بچه از من خواهد گرفت اگر اقدام به طلاق کنم. واقعا خسته ام. دعا کنید و راهنمایی خواهش

پاسخ:

سلام
فرار از تنهایی باعث انتخاب ازدواجی شد که از ان لذت نبردی
در حال حاضر با تصمیم بعدی خود ارامش و اسایش خانواده خودت و یکنفر دیگر را هم به هم ریخته ای.
بهتر است قبل از هر تصمیمی ؛ برای ساماندهی یا جدایی از زندگی فعلی تصمیم گیری کنی.
در مرحله اول پیشنهاد می کنم قبل از وکیل با یک مشاور خانواده برای ساماندهی زندگی اقدام کنید.
نتیجه منجر به ماندن یا رفتن از زندگی خَر چه باشد آگاهانه تر از وضعیت فعلی خواهد بود.
در رابطه با ارتباط فعلی هم بهتر است این خانم را بیشتر از این درگیر تنش های خود نکنی و اجازه بدهی تصمیم شما تحت تاثیر ارتباط فعلی شما قرار نگیره.
دکتر جلال مرادی

نوشته شده در گروه: پرسش و پاسخ

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه