پرسش و پاسخ روانشناسی سال ۹۵

راز

—————————————————–

فا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

باسلام من ۲۳ سال سن دارم حدودا ۱۸ ماهه از شوهرم ……جدا شدم اما متاسفانه بعد از جدایی یه استرس خیلی شدید دچار شدم که اصلا دلیلشم نمیدونم بیشتر استرسام وقتی تشدید میشه که متوجه حضور شوهرم میشم با اینکه خیلی سعی میکنم جایی که اون هست نرم ولی خیلی وقتا کاملا از بودنش در اون مکان بی خبرم و استرس بهم غلبه میکنه اینو خیلی وقت پیش فهمیدم مثلا چند هفته پیش استرسم از صبح ساعت ۸و۹ شروع شد چند ساعت بعد زن داییم اومد خونمون بین حرفاش گفت شوهرم اومده شهرستان خونه خالشونه اونجا بود که دلیل استرس یا نگرانیمو فهمیدم خیلی سخته همین استرس بعد از جدایی باعث شده که من نتونم راجع به زندگی اینده و ازدواجم یه تصمیم درست بگیرم خیلی سعی کردم ولی خودتون که میدونید استرس مثل بقیه بیماریها مسکن نداره با اینکه هیچ دردی نداره اما بدترین درد دنیاست

راز

سلام

لطفا برای رهایی از این موضوع سوگ جدایی را بپذیرید و خود را با شرایط جدید تطبیق دهید. در صورت ناتوانی در تطبیق لطفا حضوری مراجعه نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۷/۱۹

سیما

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

با سلام و خسته نباشید خدمت شما مهربانان وطن ببخشید من چند وقت پیش سوالاتی ازتون پرسیدم اما هنوز بروز نشده من خیلی سوال دارم به دلیل وضعیت اقتصادی قادر به مراجعه در مراکز نیستم لطفا به سوالاتم پاسخ بدین من چند وقتیه تصمیم به ادامه تحصیل در دانشگاه رو گرفتم اما یه وحشت خیلی بزرگ گاهی مانع تصمیمم میشه من دختری هستم کاملا با حجاب و معمولا بدون هیچ گونه ارایش در بیرون از منزل و خیلی هم به این رفتارم پایبند و معتقد هستم(چادر)اصلا به مد فکر نمیکنم اما از شناختی که از دانشگاه و محیطش به دست اوردم میترسم ادامه تحصیلم باعت بشه که منم کلمه همرنگ جماعت بودن روم تاثیر بزاره و پاروی اعتقاداتم بزارم خیلی نگرانم لطفا کمکم کنید ممنون

راز

سلام

جامعه و محیط دانشگاه یک نوع و یک مدل است و باور داشته باشید که هیچ تفاوتی با جامعه بیرونی ندارد. با هر باوری که هستید برای رسیدن به اهدافت تلاش کن.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۷/۱۹

مهران

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۲
موضوع روانشناسی

دختری ۱۲ ساله دارم که جدیدا از طریق شبکه های اجتماعی با پسری صحبتهای خارج از محدوده و ارسال عکس داشتند. خودم در عسلویه هستم و دو هفته منزل نیستم. با همسرم با اینکه خیلی عاشقش هستم ارتباط زیاد خوبی نداریم و در شرف جدایی هستیم بدیل اینکه من یک اشتباهی که بیشتر سو تفاهم بود داشتم در صفحه اجتماعی با خانمی ارتباط چت داشتم که فقط در حد چت بود. الان نگران فرزندم هستم میخواستم راهنماای کنید یا مرکزی را معرفی کنید که ارتباط با فرزندم چگونه باشد و چگونه این مشکل قطع شود. دخترم فردی بسیار باهوش و دوست داشتنی و با سطح فکری بالا میباشد و همسرم نیز خیلی مراعات میکند و رفتار بسیار خوبی با دخترم دارد

راز

سلام

لطفا برای برخورد با این موضوع و مداخله مناسب بدون حضور فرزند به اتفاق همسر یا یکی از شما به تنهایی مراجعه نمایید .

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۷/۱۳

مژگان

با سلام. من دختر ۲۸ ساله هستم ۴ سال پیش با پسری آشنا شدم که عاشقانه دوستش دارم. آشنایی ما در دانشگاه بود. به دلیل مشکلات مالی نمی توانیم ازدواج کنیم طرف مقابل خود تصمیم گرفته که جدا شویم و من اصلا دوس ندارم جدا شیم. و به من می گوید با این اوضاع ما ادامه دادن این رابطه کار درستی نیست و تو باید به فکر خودت باشی. درحالیکه من شکایتی ندارم چون خیلی دوستش دارم. از شما میخوام کمکم کنید که متقاعدش کنم. تمام مشکلات ما از اوضاع اقتصادی ما نشات میگیره هر دو در رشته مهندسی تحصیل کرده ایم و شاغل هستیم.لطفا کمکم کنید به عشقم برسم.

راز

سلام

مسائل مالی و موضوعات دیگر نیاز به بررسی دارند . لطفا در اسرع وقت برای مشاوره پیش از ازدواج و بررسی جنبه های مختلف این پیوند مشورت بگیرید و بعد از آن تصمیم گیزی نمایید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۷/۱۳

شهره

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

با سلام من ۲۳ سال سن دارم و تازه فارغ التحصیل شدم ۱۸ ماه پیش با پسری که خانوادم کاملا مخالفش بودن عقد کردم و الان دوران نامزدی که به قول معروف شیرین ترین دورانه رو دارم میگذرونم البته با تلخی؛۵ روز بعد از عقدمون داداشمو از دست دادم و در اثر شک عصبی و گریه زیاد دچار بیماری ام اس شدم البته کاملا خوش خیم و بی خطر؛در این دوران با نامزدم سر هرچیز بیخودی دعوا کردیم و مشکل داشتیم اون از یه خانواده مرد سالار و سنتی هستش که ذره ای به زن ارزش نمیدن فوق العاده بد دهن و پرخاشگر هستش و اگه عصبی بشه حتی تو خیابونم بهم فحاشی میکنه کلا بد اخلاقه و تو کوچه خیابونم با مردم درگیر میشه چند باری هم منو کتک زده به جای درک شرایطم؛ولی بلا فاصله میاد و معذرت خواهی میکنه و سعی داره جبران کنه؛من خیلی دو دل موندم هم دوسش دارم هم ازش متنفر؛اون خیلی بهم وابستس و وقتی باهاش قهر میکنم مثل بچه ها گریه میکنه؛لطفا راهنمایی کنید.

راز

سلام

در گیری های شما جنبه بدی را برای زندگی شما به دنبال خواهد داشت . پسنهاد می کنم برای مدیریت حضوری اقدام به مشاوره کنید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۷/۱۳

سحر

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع سایر

با سلام من دختری ۲۳ ساله هستم طی چند سال گذشته اشتباهات خیلی زیادی در زندگی داشتم مثلا رها کردن دانشگاه دولتی ؛ عشق یکطرفه و بدون رابطه به یک پسر که جز افسردگی ۱ ساله و عقب افتادن از زندگی ثمره ای برام نداشت وووو تا حالا رابطه ان چنانی با کسی نداشتم فقط در دوران داشگاه اشنایی با یک مرد که در حال جدایی از همسرش بود و ایجاد یک رابطه عاشقانه و در اخر هم هیچی باز هم تنهایی بعد از رها کردن دانشگاه به سرکار رفتم و به عنوان نیرو در یک شرکت مشغول کار شدم که پس از چند ماه ورشکست شد .و الان هم تکنسین ازمایشگاه یک شرکت مواد غذایی هستم من خیلی خیلی ولخرج هستم و تقریبا با این همه کاری که کردم پس اندازم صفر است از بابام متنفرم متنفر اون همش بهم گیر میده نمیذاره مستقل باشم و هیچ جا برم دارم دیونه میشم تازگی ها تو سرم فکرای عجیب غریب میخواهم تغییر کنم چوم اینجوری که هستم هیچکس منو دوس نداره هیچکس حتی یه دوستم ندارم همه باهام بد رفتاری میکنن دلم میخاد تغییر کنم یه زندگی جدید یه دنیای تازه یه کار پر درامد یه کاری کنم بابام دیگه اینقد بهم گیر نده من زود عصبانی میشم تند حرف میزنم زیاد حرف میزنم من خودمک از خودم خسته شدم و میخواهم زندگی من ۱۰۰ درصد تغییر کنه چی کار کنم ؟ از کجا شروع کنم ؟ که زندگی من دیگه این نباشه دیگه این سحر اون سحر قبلی نباشه یه تغییر کامل کامل و پیش به سوی پیشرفت لطفا راهنمایی ام کنید ..

راز

سلام

لطفا به تنهایی یا در صورت لروم به همراه خانواده برای مشاوره و ارائه راهکار خضوری اقدام کنید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۷/۰۸

سعید

جنسیت مرد
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۷۲
موضوع روانشناسی

سلام .من ۲۳ ساله هستم..دانشجو..حدود ۲ ساله که با یکی از همکلاسیام دوستم ۲۴ سالشه..ما قصدمون ازدواج بود طی این دوران خانودام خیلی بهش علاقه نشون دادن که بعد از کلاسامون مادرم ناهار دعوتش میکرد..یا تو مهمونیامون و حتی جشن ها هم بود..من واقعا بهش علاقه دارم خودش میدونه اوایل خیلی خوب بودیم خیلی اما چند وقتی هست که دچار مشکل شدیم همه ش دعوا میکنیم..ما با هم چند باری رابطه داشتیم ..که متاسفانه به حامله شدن نامزدم منجر شدمنم نامردی نکردم با هزینه های زیاد که منو خانوادم تقبل کردیم واسه دکتر این قضیه با کمک خانوادم حل شد.الان واقعا برام عجیبه که بعد از این اتفاقا میگه که منو نمیخاد..میگه به درد هم نمیخوریم..اخه یه بار دعوامون شد ..منم گفتم تو مجبوری با من باشی سر این اتفاق..اونم لج کرد.!! میگه نمیخام تورو..نمیدونم چرا انقد ساده داره میگذره..؟؟!! واقعا موندم..به نظرتون چه کاری انجام بدم؟؟؟ منم باید کوتاه بیام بکشم کنار؟؟؟منم باید ولش کنم؟

راز

سلام

این موضوع به احتمال زیاد به دلیل از دست دادن فرزند و شوک ناشی از آن بوده است و به صورت شوک و همچنین احساس نا امنی و افسردگی در خال حاضر بروز کرده است.

دلایل اطلاع خانواده شما و عدم اطلاع خانواده ایشون یکی دیگر از مسائلی است که به احساس ناامنی ایشان اضافه می شود. بنابراین پیشنهاد دارم برای بررسی بالینی و همچنین تعیین وضعیت ارتباط خودتون به صورت حضوری اقدام کنید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۷/۰۸

VA

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۹
موضوع روانشناسی

با سلام احتراما اینجانب مردی ۳۴ ساله ام ۱۰ سال پیش ازدواج کردم همسرم از سردردهای عصبی رنج می برد که تشخیص دکترها میگرن بود بعد علائم افسرده گی نمایان شد و داروهای مختلف مصرف شد که نه تنها بهبودی حاصل نگردید بلکه سردرها بسیار شدید تر شد بعد از ۲ سال توهم و هذیان و ترس قالب گردید با مراجعه به دکتر دیگری و بستری شدن در بیمارستان شبه شیزوفرن تشخیص داده شد همسرم فقط به کلوزاپین جواب داد و حدودا ۴ سال وضعیت کنترل گردید تا اینکه جهت بچه دار شدن اقدام کردیم طبق نظر دکتر داروها تعویض شد و حدودا تا ۲ سالگی دخترمان با همان دوز داروها مدارا کردیم تا اینکه بیماری دوباره تشدید گردید طبق نظر دکتر دیگری ۶ جلسه الکتروشک انجام شد که وضعیت خیلی بهتر شد تشخیص دکتر دو قطبی بود ولی بعد از گذشت ۳ ماه دوباره علائم توهم و ترس پیدا شد این بار دکتر اسکیزوافکتیو تشخیص داد دارو هایی هم که استفاده می شود کلوزاپین ۳۰۰ میل والپرات ۱۰۰ میلی دارویی جهت پای بیقرار و یکی دو داروی دیگر الان همسرم اعتماد به نفس بسیار پایینی دارد حتی از کار کردن با کنترل تلویزیون هم می ترسد ترس دزدیده شده بچه- ترس تنها ماندن در خانه- بی مسئولیت بودن- خلق متفاوت و …. در گیر زندگیمان است خوااهشمندم راهنمایی فرمایید چه کار کنیم آیا به دکتر دیگری مراجعه کنیم؟ ازمشاوره کمک بگیریم؟ویا راهکار دیگری پیشنهاد می گردد. با تشکر

راز

سلام

با توجه به تشخیص اولیه همکاران و اقدام به دارو درمانی مهم ترین نوع مداخله است. به صورتی که درمان اولیه اسکیزوفرنی، مصادف با مصرف داروهای آنتی سایکوتیک می‌باشد، که اغلب با ترکیبی از حمایت‌های روانی و اجتماعی همراه هستند. راه اول برای درمان اختلال روانی مرتبط با اسکیزوفرنی تجویز داروی ضد روان پریشی است، که می‌تواند علائم مثبت روان پریشی را در حدود ۷–۱۴ روز کاهش دهد. داروهای ضد روان پریشی، به هر حال، به میزان قابل توجهی نسبت به بهبود علائم منفی و اختلال در شناخت ضعیف می‌باشند و استفاده دراز مدت از این دارو، خطر عود را کاهش می‌دهد.

همچمین شماری از مداخلات روانی اجتماعی ممکن است در درمان اسکیزوفرنی مفید باشند که عبارتند از:  خانواده درمانی، ارتباط درمانی مثبت، اشتغال، بازسازی شناخت، آموزش مهارت درمان شناخت رفتاری (CBT)، و…. ممکن است عود شدن بیماری و بستری شدن در بیمارستان را کاهش دهد. 

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۷/۰۷

 

مرمر

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع تحصیلی

سلام خواستم ازتون خواهش کنم که در مورد رشته روانشناسی بالینی و اینده و محیط کاریش برام توضیح کامل بدین چون میخوام تو این رشته ادامه تحصیل بدم در ضمن اگه از میزان حقوقشم برام بگین ممنون میشم با مدرک کارشناسی توچه محیطهایی و با چه حقوقی میتونم کار کنم با تشکر

راز

سلام

روان‌شناسان بالینی می‌توانند در بیمارستان‌های روانی، دادگاه‌های کودکان یا سازمان‌های نظارت بر بزهکاران، درمانگاه‌های بهداشت روانی، نهادهای ویژه با روان‌پزشکی، ارتباط نزدیک دارند. البته این نوع فعالیت ها به صورت کار کمکی است ولی در صورت ورود به کار درمانی و مقابله ای بایستی علاوه بر اخذ مدرک کارشناسی ارشد؛ از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره پروانه فعالیت حرفه ای دریافت نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۷/۰۴

مریم

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

سلام ببخشید دکتر از نظر شما صداقت قبل از ازدواج چقدر درخوب بودن زندگی اینده تاثیر داره من جزو اون دسته دختراییم که نمیتونم چیری رو از نزدیکانم مخفی کنم حتی اگه اون حرف به ضررم باشد مخصوصا اگه طرف مقابلم شریک زندگی ایندم باشه

راز

با سلام

زندگی قبل از ازدواج هر فردی متشکل از روابط و ارتباط هایی که به دایل مختلف از جمله دوستی، آشنایی برای ازدواج و …. دارای ماجراهای منحصر به خود فرد است. پیشنهاد بنده این است که صداقت با این مفهوم که فرد تمام رازها و نقاط قوت و ضعف خود را بیان کند چیزی جز صداقت و نوعی افشاگری است بنابراین اگر در موقعیت حاضر مساله ای وجود ندارد که به ارتباط فعلی آسیب بزند و یا باعث آزار در اینده شود لزومی به بیان نیست. بهتر است صداقت برای زمان رابطه باشد.

موفق باشید

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۷/۰۴

مریم

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

سلام واقعا ممنون که اینفدر واضح جواب میدین. من حدود ۲۳ سال سن دارم سال ۹۰ با پسر خاله ام ازدواج کردم اوایلش خیلی خوب بود تا اینکه بعد از دو ماه پدرش فوت شد مشکلای ما از اونجا شروع شد به دلیل بی توجهی های بیش از حدش خیلی نسبت بهش دلسرد شدم با اینکه دوست داشتم باهاش رابطه داشته باشم ولی اون اونقدر نصبت بهم بی توجهی کرده بود همون ذره علاقه اول رو هم نصبت بهش از دست داده بودم اصلا دوسش نداشتم وقتی میدیدمش یه حال بدی بهم دست میداد چند بار بهش گفته بودم اگه بخواد همینجوری ادامه بده کاری میکنم که تا اخر عمرش پشیمون بشه بهم گفت هر کاری دوست داری بکن منم دلم خیلی شکسته بود فقط حس انتقام داشتم خیلی با خودم درگیر بودم با اینکه اصلا اهل رفیق بازی نبودم دست گذاشتم رو نقطه ضعفش به یکی از پسرای فامیل که نقطه ضعفش رو همون بود زنگ زدم و ازش خواستم چند روزی باهام رابطه داشته باشی اونم فقط تلفنی و کاملا شرعی اونم قبول کرد دو هفته ای طول کشید تا اینکه نتونستم طاقت بیارم بهش گفتم هیچکس باورش نمیشد اخه من اهل این حرفا نبودم اینم بگم مث اینکه منتظر بود یه چیزی ازم ببینه که به ازدواجمون خاتمه بده خیلی تحمتا بهم میزد منم واقعا داشتم تحملش میکردم تا اینکه بعد از اون اتفاق از هم جدا شدیم بعد از جداییمون احساس کردم خیلی دوسش دارم ولی اون از رو لجبازی با من رفت با یکی دیگه ازدواج کرد حالا با اینکه میدونم اونم دوسم داره فراموش کردنش برام سخت شده از طرفی همش فکر میکنم اگه خواستگار برام بیاد چه جوری اتفاقایی که برام افتاده رو بهش بگم که به جای درک کردن ترکم نکنه لطفا جوابمو بدین اخه جایی نیستم که بتونم حضوری بیام پیشتون در ضمن هیچ کدوم از فامیلا با ازدواجش موافق نبودن

راز

سلام

رابطه ای که در حین ازدواج رخ داده است به زندگی آینده شما ربطی نخواهد داشت و البته که شما همواره نگران خواهید بود که این موضوع مطرح بشه ولی اینکه ایشون شما رور دوست دارند یا خیر دیگر اهمیتی ندارد و بهتره هر کدام برای خودتون زندگی کنید.

در زمینه ازدواج مجدد خودتون بهتر است این موضوع به صورت عدم تفاهم در زندگی قبلی مطرخ شود و به فکر زندگی خودت باشی.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۳۱

میم

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۶
موضوع روانشناسی

با سلام و خسته نباشید من ۱۹ سال سن دارم ،دانشجو هستم،اخیرا خواستگاری از طریق یکی از دوستانم بهم معرفی شده،به خانوادم قضیه رو گفتم.راستش ما اوضاع مالی معمولی داریم و خواستگارم از لحاظ اخلاق ،اوضاع مالی و امکانات و شرایط زندگی موقعیت مناسبی داره اما تنها مشکل اینجاست که ۱۵ سال با من اختلاف سنی داره اما خب از لحاظ ظاهری هم خوبه،راستش تمام شرایط رو داره برای ازدواج فقط نگرانم که اختلاف سنی باعث مشکل بشه برامون گرچه من نه آدم سخت گیری هستم و نه مشکل خاصی دارم با این موضوع اما از دور و اطراف زیاد شنیدم که تفاوت سنی بالا مشکل سازه،نمیدونم واقعا یکم نگرانم کرده،از دوستام هم شنیدم که اختلاف سن بالا توی سن های بالا و بعدا باعث تفاوت های ظاهری و شکستگی مرد نسبت به زن میشه.خانوادم هم چون شرایط ایشون رو مناسب میدونن تصمیم نهایی رو به عهده خودم گذاشتن خواستم لطف کنید و در تصمیم گیری بهم کمک کنید! بازم ازتون متشکرم

راز

سلام

پیشنهاد می کنم حتما مشاوره قبل از ازدواج انجام بشه.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۳۱

خالد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۲
موضوع روانشناسی

سلام من جوانی متاهل هستم ولی همیشه استرس دارم و اعتماد به نفس هم ندارم همیشه اط همه چیز میترسم و استرس دارم و همیشه هم نگرانم.از فردا و یه لحظه دیگه میترسم. همیشه هم از جمع فراری هستم میترسم مردم بخاطر صورت زشتی که دارم مسخرم کنن. اگه کسی بهم توهین یا مسخرم کرد نمیتونم خودم جمع کنم زود اب میشم زود خجالت میکشم اصلا بلد نیستم از خودم دفاع کنم.

راز

سلام

برای برررسی تمام این موضوعات علت های مختلفی باشد که پیشنهاد می کنم برای بررسی دقیق بالینی حضوری مراجعه نمایید.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۶/۳۱

الف.م

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام….من از دوران کودکی تمایل به هم جنس خودم داشتم..عاشق دوست دوران راهنمایی خودم شدم وحتی خواب هایی می بینم که با اون شخص یا دختر دیگه ای ازدواج کردم..خیلی از این بابت رنج میکشم چون حتی تو خوابام می بینم رابطه جنسی با اون شخص دارم ویه جورایی شوهر اون خانونم من ادم ومذهبی هستم اما بازم نمیشه…تاحالا عمل هم جنسی بازی رو انجام ندادم اما از نظر روانی دوست دارم با دخترا باشم..گاهی فکر میکنم که در اینده همجنسگرا میشم…خواهش میکنم کمک کنید…چیکار کنم که دیگه نه خوابشو ببینم ونه فکربه این چیزا کنم

راز

سلام

برای بررسی علل این موضوع باید به دونکته توجه کنیم:

اول اینکه شما در چه موقعیت هایی این خواب ها رو می بینی و دوم اینکه آیا محدویت مذهبی شما به حدی است که حتی ذهن شما را برای ارتباط با مرد در رویا مدیریت و نفی می کند.

لطفا برای بررسی دقیق به صورت حضوری اقدام نمایید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۳۱

سعید

جنسیت مرد
وضعیت تاهل جداشده
سال تولد ۱۳۶۴
موضوع روانشناسی

با عرض سلام مشکلات من در مورد خانواده ام میباشد ترم اخر ارشد هستم و کشاورزی میخونم منتهی چون در گذشته یکبار در شغلی شکست خوردم خانوادم اعتماد ندارند بهم.با توجه به اینکه خانواده کلی مایملک و زمین دارند حاضر نیستن یکیش رو به نامم بزنن که توش کار کنم میگن باید شراکت بزنی پس داداشت چی .ولی داداشم اصلا اهل این کارا نیس و هفت سالم بزرگتره و بچه داره.منم خودم جدا شدم چون نامزدم با مامانم دعواش شد سر اینکه مامانم گفت باید همون تالاری عروسی بگیری که واسه داداشت گرفتم.سه ماهه از خونه زدم بیرون و جایی هستم .فکرش رو بکن بعد سی سال که خانواده همه جوره حمایت کردن مادرم میگه تو زیادی هستی.اون زمین ها اخرش که ماله منه ولی همیشه با زندگیم بازی کرد مادرم.جالبه تو این چند ماه نه پیغام نه تماس هیچی.خوبه نه معتادیم.نه …خیلی هم با شخصیت و اجتماعی هستم نمیدونم چیکار کنم.الانم بیکارم و دانشگام نمیرم دیگه.

راز

سلام

در این زمینه فکر می کنم باید با سازش بیشتری با خانواده تعامل کنی و از تنش پرهیز کنید. برای درک بهتر علل این اختلاف ها پیشنهاد می کنم به صورت حضوری با یک نفر بزرگتر از خانواده یا یک متخصص مشورت کنید تا اختلاف های خود ، خانواده و نامزد و خانواده را بهتر مدیریت کنی.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۳۱

شانت

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸/۰۶/۲۷
موضوع روانشناسی

سلام راستش خودم هم نمیدونم مشکل اصلی من چیه، بیشتر از همه از بی انگیزگی ناراحتم، که واسه هیچ چیزی انگیزه ندارم، مشکل بیدار شدن از خواب دارم، در انتظار این هستم که از کشور خارج شم و مهاجرت کنم، از خیلی جهات درمانده شدم، هیچ راه حل درستی برای مشکلاتم پیدا نمیکنم، الگوی رفتاری مناسبی پیدا نکردم تا مشکلات اخلاقی و رفتاریم رو بتونم تغییر بدم، با خودم زیاد درگیر میشم سر این قبیل مسایل، واقعا به کمک احتیاج دارم، مواردی که ذکر کردم بصورت تیتر وار گفتم که یه شمای کلی داشته باشید، لطفا کمکم کنید، ممنون

راز

سلام

داشتن برخی مهارت ها برای این لازم است پیشنهاد می کنم برای شناخت بهتر خود و نیز کسب برخی مهارت ها به صورت حضوری برای مشاوره اقدام کنید.

جلال مرادی   ۱۳۹۵/۰۶/۲۵

احمدی

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۰
موضوع روانشناسی

باسلام .خانم پزشک با ظاهر خوب هستم که مدتی هست در محل کارم از یکی از همکارام که یک اقای دکتر هست خوشم اومده ودوست دارم با ایشون ازدواج کنم. ولی کارمون طوری هست که به ندرت همدیگرو میبینیم .چند بار به بهانه سوال ذر مورد بیمارهام رفتم با ایشون صحبت کردم و شماره موبایلشو گرفتم .البته با ایشون تماس نگرفتم یا پیامی نفرستادم. برخورد ایشون با من خوب بود ولی رفتاری که نشون تمایل ایشون برای شروع اشنایی باشه نشون نداد.به نظرتون ایا ایشون تمایلی برای ازدواج با من نداره و باید ایشون را فراموش کنم؟

راز

سلام

یک پیشنهاد این است که یکی از دوستان مشترک این موضوع را بدون ابراز علاقه شما به ایشان اعلام کند تا دقیقا مطمئن شوید آیا ایشان قصد ازدواج داردند و یا اینکه در صورتی که قصد دارند به شما به عنوان یکی از گزینه ها فکر می کنند یا نه؟

در صورتی که فردی وجود ندارد مقداری رابطه کاری و معاشرت خود را بیشتر کنید تا خودتون از این قضیه اطلاع یابید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۵

علی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام.ضمن عرض خسته نباشید و وقت بخیر از حضورتون سوالی داشتم.من حدود ۲۵ سال سن دارم.و قراره بزودی دبیر بشم،و به شغلم هم خیلی علاقه دارم.من انسان با استعدادی هستم توی مسائل هنری و ادبی(مثل نویسندگی ،شاعری،خوانندگی)،از درک و شعور و منطق بالایی هم برخوردارم(البته این مسئله رو از بازتاب اخلاقی و گفتاری اطرافیانم مطلع شدم) و به اصول اخلاقی و انسانی بشدت پایبندم اما حدود دوساله که شدیدا دچار نیاز های عاطفی و تاحدودی جنسی شدم و شدیدا احساس کمبود عاطفه شدم تا جایی که شدیدا احساس ناامیدی و یأس در روح و جسمم رخنه کرده و واقعا زندگی برام بی رنگ شده،هیچ انگیزه ای برای هیچ نوع تلاش و کوششی در من باقی نمونده و همش درگیر اختلالات عاطفی و جنسی هستم و پایبندی به اخلاقیات هم از طرفی هرگز اجازه نداده که از طریق های ناسالم و زودگذر نیازهامو برطرف کنم،مشکل اصلی اینجاست که به خاطر فقیر بودن خانواده پدری و ضعیف بودن اقتصاد خانواده حتی جرأت پیش کشیدن مسأله ازدواج رو هم به خودم نمیدم،و حتی از طرف خانوادم هم تشویق به این میشم که کماکان به صبر و مجرد بودنم ادامه بدم،این درصورتیه که من شدیدا دارم عذاب میکشم و واقعا تمام لحظاتم رو نیاز هام(بخصوص نیازهای عاطفی) مختل کرده و انرژی منفی و ناامیدی شدید نسبت به همه امور باعث شده که مدام با اتفاقای بد و بدبیاری مواجه بشم.ازتون میخوام راهنماییم کنید،چه باید کرد با این اوضاع؟ باسپاس فراوان

راز

سلام

وضعیت شما طبیعی است و نیازهای زیستی و جنسی از اولویت های سلسله مراتب نیازهای هر انسان است. پیشنهاد می کنم برای رفع نیازهای خود برنامه ریزی منظم کاری و مالی داشته باشید تا با بهتر شدن شرایط بتوانید این موضوع را حل کرده و زوج مناسب خود را بیابید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۲۵

مهدی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

باعرض سلام وخسته نباشید.من پسری ۲۶ ساله هستم که مدت یکسال است فقط به صورت پیامکی وبدون دیدارحضوری وتماس تلفنی بادختر۱۸ ساله درارتباط هستم که مادرایشان براین ارتباط نظارتداشته اند مادراین ارتباط شعونات راحفظ کرده واحساس وعلاقه ای بین منتقل نشده وفقط هدف شناخت منطقی وعاقلانه بوده وتعدادپیامک کم وبافاصله زمانی .مدت یک ماه پیش من به خواستگاری ایشان رفتم بااطلاع وامادگی ورضایت خودایشان اما درهمان جلسه اول ایشان به من گفتن شماتمامی ملاکهای موردنظرمن رادارامیباشید ومیدانم که مراخوشبخت میکنید اما دراین مدت هیچ احساسی نسبت به شما درمن به وجودنیامده وبه همین خاطرجواب من منفی میباشد لازم به ذکراست که برعکس ایشان هرچقدرزمان پیش میرفت ومن بیشترایشان رامیشناختم علاقه من به ایشان بیشترمیشد ایشان درحین ارتباط اشاره ای به عدم به وجودامدن علاقه نکردند ودرواقع باحرفهایشان نشان میدادندکه علاقه وجود دارد.بعدازاین جریان خانواده ایشان بااوحرف زدند وازاوخواستن که نظرش راتعقییر دهد چون من تمام ملاکهای ایشان راداشته ام وبه لحاظ خانوادگی اصالت و…خوب هستم اما ایشان کماکان جوابشان منفی است ازشماخواشمند میباشم بفرمایید که ایا اگرما یک ارتباط نزدیکترمثل مکالمه تلفنی ویادیدارحضوری وگفتمان رودررورداشته باشیم این علاقه درایشان به وجودمی اید خانواده ایشان بااین امرموافق هستند .خواهشمندم مراراهنمایی کنید باسپاس وتشکرفراوان

راز

سلام

وضعیت شما و داشتن ملاک های ازدواج یکی از شرایط مهم و اساسی است. اما علاقه و گرایش به طرف مقابل هم مهم است. با توجه وضعیت ایشان ، من احتمال می دهم که برای دوستی علاقه مند و برای ازدواج در موقعیت و سن فعلی آمادگی ندارند.

بنابراین پیشنهاد می کنم در صورت اتمام زمان تعیین شده از طرف خانواده شما به فکر گزینه های دیگری باشید یا اینکه به صورت منطقی تر پیشنهاد یک دوره رفت و آمد را برای شناخت بیشتر داشته باشید.

حتما از مشاوره پیش از ازدواج غافل نشوید.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۶/۲۵

مرضیه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و خسته و نباشید خدمت شما. من دختری ۲۲ ساله هستم.پسری که از من خواستگاری پسرخاله هم دانشگاهیمه و در دیدار اول از طریق مادرشون نظر منو پرسیدن. اما الان مشکل اینجاست که منو و ایشون همدیگرو دوست داریم ولی پدرم همه جوره سنگ جلوی پایشان میندازه و نمیخواد ایشون دامادشون بشه ی بار میگه سنش زیاده در صورتی که اختلاف سنی ما ۵ ساله…. از طرفی از کارشون ایراد میگیره در صورتی که شغلشون آزاده و درآمدشون هم خوبه ..دوباره پدرم ایراد گرفتن ایشون سرمایه ندارن .. جلسه اول که اومده بودن گفتن که ماشینو از پول خودشون خریدن . خونشون هم بالای خونه پدرشونه اگر من موافقت نکنم حاضرن جای دیگه اجاره کنن هزینه تحصیل منم میدن … من به پدرم گفتم که با همه چیز کنار میام ولی پدرم گفته اگه جواب بهش بدم دیگه نباید ازش یاد کنم .. من چیکار کنم آخه … اگه من با کسی ازدواج کنم که بهش علاقه نداشته باشم این زندگی پابرجا نمیمونه لطفا سریع تر راهنماییم کنید . خانواده اونا همه راضین فقط اینطرف پدر منه و مادر من هم به تبع اون ناراضیه و بهش میگی چرا فقط میگه نمیخوام سختی بکشی من مدرکم فوق دیپلم معماری دارم و ایشون دیپلم مکانیک دارن . الان هم بخاطر پدرم دارن به هر دری میزنن کارشون رو عوض کنن… بخدا دیگه کم آوردم.راهنماییم کنین

راز

سلام

لطفا برای اطلاع از دیدگاه پدر به همراه ایشون به مرکز مراجعه کنید تا علل مخالفت و دیدگاه ایشون بررسی شود.

جلال  مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۲۴

س.ا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۷
موضوع روانشناسی

باسلام و وقت بخیر من دختری هستم ۲۷ ساله که توسط یکی از همکاران سال گذشته فردی به بنده پیشنهاد شد برای ازدواج به دلیل اینکه اون فرد خدمت سربازیشون تمام نشده بود و کار هم نداشتن برای ازدواج دست نگه داشتیم چون این فرد همون فردی بود که سالیان سال به عنوان همسر ایده ال در ذهن من نقش بسته بود وقتی بیشتر باهاش آشنا شدم پی بردم اخلاق و خانواده و متدین بودن و …که برای در اولویت می باشد دارا هستن و واقعیتش خیلی وقتا برای کار بهش کمک میکردم ینی پیگیر کار و ارسال رزومه تا اینکه بعد از یه مدت کار در تهران کاری با حقوق بالاتر و شرایط بهتر در شهر دیگه بهش پیشنهاد شد و رفت ینی دو هفته عسلویه و ی هفته تهران و اینکه هر بار من بهش میگفتم نمیخوای با خانواده ات در جریان بذاری هر بار نمی تونم بگم بهونه ممکنه تو خانواده اشون از ازدواج پسرشون مسائل مهمتری هم باشه مث کنکور برادرش اثاث کشی و اختلافات خانوادگی که به اصطلاح شرایط را مناسب نمی دید با مادرش در جریان بذاره تا اینکه چن هفته پیش احساس کردم برای ادامه رابطه مایل نیست و از اونجایی که در اون شرایط من خواستگار دیگری داشتم بهش پیشنهاد دادم که بهتره این رابطه تموم بشه چون هیچ اتفاق مثبتی نمیافته این پیشنهاد بر خلاف میل من بود اما بودن با کسی که به نظرم زیاد میل و رغبتی به ادامه رابطه با من نداشت برام سخت بود و ایشون هم قبول کردن پایان صحبتش گفت من بعد از چن روز دیگه با مادرم صحبت میکنم اگر موافقت کرد بهت خبر میدم که بیاد خونتون چن روزی برام واقعا شرایط سختی گذشت تا اینکه دیدم ازش خبری نشدبهش زنگ زدم نه اینکه بخوام بپرسم چی شدو چیکار کردی همین که حال و احوال کردم گفت شنبه که بیام تهران با مامانم صحبت میکنم موضوعی که الان منو نگران کرده اینه که ایشون در مورد رابطه ای که در گذشته داشتن و یه رابطه فرارتر از اون چیزی که فکرشو کنید بوده و حتی به خواستگاری اون دختر رفتن به دلیل اختلافات فرهنگی مادرشون موافقت نکردن و ی بار دیگه بهم گفتن چون تو رابطه ای که من با اون دختر بودم و حتی خواستگاری هم رفته بودن تو همون شرایط با کسی دیگه دوس شدن و دختره کلا رابطه رو کات کرده حالا این آقا پسر هر چن وقت یکبار تو این رابطه یکسال و خورده ای چندین بار تقاضای تنها بودن کردن و بعد از یک ماه برگشتن و رابطه رو ادامه دادیم حتی ما مشاوره هم رفتیم و به مشاور گفتم گفت نه ایشون که درگیر زندگی بشن خیلی مسائل فراموش میشه و اینکه ایشون هنوز تو فراندهای اینستا و فیس بوکش هنوز اون دختر رو داره ولی من یکبار هم ازش نپرسیدم و دلیلش رو جویا نشدم اما چندین بار که صحبت شد بهم گفت تو با اون دختر زمین تا آسمون فرق میکنی از جهت اینکه من حجابمو رعایت میکنم نماز مو میخونم و …. که باب میل خانواده اش و خودشه و اینکه مشکل اساسی که ممکنه مادرش مخالفت کنه تحصیلات منه که فوق دیپلمه البته من برای کارشناسی شرکت کردم و اینکه پدر و مادر هامون از یه شهر هستن و تقریبا همسطح و هم کفو هم هستیم کمکی که من از شما میخوام اینه اگر شما این رابطه رو به سمت ازدواج مثبت می بینید من و اون پسر چطور با مادرش صحبت کنیم که مخالفتی در کار نباشه؟ در ضمن همه ادما ها ضعفی های دارن که ممکنه رفع بشه و ممکنه رفع نشه هیچ گلی بی خار نیست واقعیتش اخلاق این پسر منو جذب خودش کرده و دوس ندارم از دسش بدم پیشاپیش از راهنمایی شما بی نهایت سپاسگزارم

راز

سلام

موضوع انتخاب پسر و شرایط ازدواج ایشان مبهم است . البته شما از لحاظ زمانی وقت گذاشتید و در اولویت هستید بهتر است که موضوع را به پسر واگذار کنید و ایشون خودشان برای این امر پیش قدم شوند و شما هم برنامه های خودتون رو دنبال کنید تا انتظار شما را ازار ندهد. من تصور می کنم پذیرش بی شرط ، مناسب نباشد و بهتر است به صورت جدی در زمان مطرخ شدن تمام شرایط دو طرف با مشاوره پیش از ازدواج مطرح شود تا شبه ای باقی نماند.

از لحاظ زمانی فرصت حداکثر سه ماهه برای تصمیم گیری و مشاوره و اطلاع خانواده کافی خواهد و بیشتر از آن بهانه گیری و امتناع است.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۲۴

ghazaleh17

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۶
موضوع روانشناسی

سلام من یک دختر۱۷ساله م و در خانواده ای هستم که همه بامن مشکل دارند ازبرادرکوچکم گرفته تامادرم حتی اوضاع به گونه ای پیش رفت که پدرم دوباربطورجدی قصدکشتن مرا داشت وامروزباکاردبه دنبالم می دوید شایدمشکل من این است که نمی توانم ازخودم دفاع کنم وهمه تقصیرات گردن من می افتد تاجایی که مقصرهمه دعواهادرخانه من شناخته میشوم بااینکه کوچکترین نقشی دران ندارم خواهشاکمکم کنیدحتی بعضی اوقات فکرفرارازخانه یاخودکشی بسرم میزند اماهردفعه پشیمان می شوم درخانه چیزی وجودنداردکه به ان دلگرم باشم وکسی هم مرادوست ندارد بااین اوضاع که امنیت جانی ندارم ایافرارازخانه کاردرستی است؟درضمن پدرم هم ادم مغرورولجبازی است وبه هیچ صراطی مستقیم نیست لطفامنوراهنمایی کنیدممنونم

راز

سلام

انطباق و سازگاری در محیط خانواده در حال حاضر به نفع شماست و شما با تلاش و هدف گذاری می توانید در زمان کوتاهی به دانشگاه راه پیدا کنی و آینده خودت را خودت تعیین کنید.

پیشنهاد می کنم یک برنامه ریزی منظم و هدف گذاری برای خودت داشته باش و کمتر در تنش های خانوادگی درگیر شو. به همراه مادر در صورت امکان برای مشاوره حضوری اقدام کنید تا برنامه ریزی و حمایت لازم ارائه شود.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۴

سهراب

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۸۲
موضوع روانشناسی

سلام من ۱۲ سالمه.آدمی بسیار عاطفی هستم. مدتی هست که به یک دختر ۱۱ ساله به اسم سارا علاقه دارم. او دوست پسر های زیادی داره. یکی دوتا از دوست پسراش از دوستان من هستن و من هر وقت اون هارو با هم میبینم احساس کمبود میکنم و خیلی نا را حت میشم. به خدا حتی یک شب نتونستم راحت بخوابم همش به فکر اون دختر هستم. تو رو خدا به من بگید چطور میتونم با اون دوست شم؟؟؟؟؟ تو رو خدا جواب بدبد

راز

سلام

دوستی در سن شما تعریف جدای از دوستی در بزرگ سالان را دارد و باید به دوستی ها به عنوان یک همبازی و همراه نگاه کنید. به اتفاق مادر برای مشاوره و درک صحیح از مهارت های برقراری ارتباط به مرکز مراجعه کنید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۴

محمد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع سایر

من ۲۶ سالمه مدت ۳ساله ازدواج کردم ولی یه روز خوش تو زندگیم ندیدم همش به من بی اعتماده با وجود اینکه من هیچ کج روی تو زندگیم نداشتم فحاشی می کنه رو من دست بلند میکنه در حدی به من بی اعتماده که حتی تماشای تلوزیون رو هم از من ممنوع کرده اخبار ممنوعه فوتبال ممنوعه ایشون بی اعتمادیش در حدییه که میگن فیلم هم تماشا نکن چون دختر و زن توشه با مادرم رابطم قطعه با خواهرام نباید گرم بگیرم ماجرای زن داداشامو خاله هامم که سواس توروخدا کمکم کنید باید چیکار کنم من؟یه پسر ۲ساله هم داریم.

راز

سلام

لطفا برای بررسی بالینی و مشاوره خانواده به اتفاق همسرتون حضوری تشریف بیاورید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۶/۲۳

زینب

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۹
موضوع سایر

سلام.دختری ۲۵ ساله دانشجوی ترم آخرکارشناسی ارشدکارآفرینی.فرزند اول.۳ خواهر.ساکن اصفهان.بااعتقادات مذهبی امامتوسط و چادری.پدری دارم که دچار بیماری های روحی و روانی شدید و باریشه خانوادگی و مزمن هست.از جانب او به طریق مختلف دچار اذیت و آزار روحی وجسمی شدم(کتک،تخریب شخصیت،جنگ روانی)باوجود اینکه دچار این مشکلات هست از قبیل دوقطبی بودن و..بسیار باهوش و سیاسته و در اذیت و آزار روحی از روش هایی استفاده می کنه که باتمام وجود می تونم بگم بریدم….دائم داره باروح وروان ما بازی میشه.حسم بهش همیشه بین دوحالت تنفر و دلسوزی متغیره.باریشه خانوادگی که یامطلقه هستن یا با طلاق عاطفی زندگی می کنن ماهمچنان جرات برای اقدام به طلاق و…نکزدیم.هم میخوام ببینم نظر شما دراین رابطه چیه؟وهم من در مقابل بی اعتماد به نفسی ها وسواس های فکری ومشکلاتی از این قبیل چه کنم؟آیا ازدواج برای من مقدوره؟چرا تا الان خواستگار مناسب نداشتم؟بدر رابطه صمیمی دانشجویی باهم کلاسی های پسرم مثلا باگذشت زمان طولانی و ملزم به یا کوچک تر بودن آنها از خودم یا اینکه مطمئن از اینکه به کسی علاقه دارندنظر آنها درباره شخصیت من مثبته و علاقمند به حضور من در جمع های دوستانه .اما هیچ وقت در محیط کار یادانشگاه خواستگاری نداشته ام.خواستگارهای من تا این سن فقط۳ نفر بوده که یافامیل بودن یا برادر دوست هایم که اصلاشرایط منناسبی برای من نداشته.بی اعماد به نفسی من در حدیست که برای یافتن کارهم بخاطر احساس نالایق بودن خودم نمیتونم به خوبی جویای کار باشم و همیشه فکرمیکنم مگر من توانمندی لازم رو دارم!!و در همان تعداد جست و جو برای کار به در بسته خوردم…باوجود اینکه در جمع های دوستانه دختر هم من همیشه به عنوان فردی مهربون و شوخ و دوست داشتنی شناخته شدم(گذر از اینکه در روابط دوستانه هم همیشه من غم خور و نگران و دلسوز همه بودم و در مقابل خیلی کم دریافت کردم)چه کار کنم خواهش می کنم کمکم کنید(درپرانتز بگم مادری دارم که باتمام وجود وبیشتر از حد توان برای ما تلاش می کند و سعی به جبران کمبود پدر میکند و…هرچند که خودش لطمه های بسیاری خورده واین مشکلات در خانواده مادری نیست و اکثریت آنها افراد موفقی هستند اما سن ازدواج در خانواده مادر هم بسیار بالاست و دلیل اصلی ان هم نبود خواستگار یا نبود خواستگار مناسب است.سن خواهرهایم ۲۳ و ۱۲ است و آنها هم آسیب های زیادی دیده اند)درضمن بگم به فردی تبدیل شدم که اراده کمی برای مداوم انجام دادن یک کار داره.بسیار سپاس گزارم برای وقتی که برای کمک به حل این معادله هزار مجهول میگذارید

راز

سلام

مشکلات اعضای خانواده در کوتاه مدت و بلند مدت تاثیر سوء بر رفتار ، روان و عملکرد اعضای دیگر می گذارد و متاسفانه این عوارض تاثیر بلند مدت در مسیر زندگی افراد دارد. پیشنهاد می کنم برای رسیدن به آرامش و دریافت مهارت های لازم از طریق مشاوره حضوری و مداخله ای در خانواده اقدام نمایید تا بتوانید از بروز آسیب های بیشتر پیشگیری نمایید .

لطفا با شماره تلفن مرکز روانشناسی شفق در اصفهان تماس بگیرید و بادکتر زالبی مشورت نمایید.

۰۳۱۳۶۶۴۱۱۱۸

جلال مزادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۳

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام وقتتون بخیر من ۱۷سالمه و سالهاست که به پسر خالم یه احساسی دارم،مطمعن نیستم علاقه هست یا حس دیگست،خودمم گیج شدم چون گاهی ازش متنفر میشم و دلم نمیخواد هرگز ببینمش چون احساسی که بهش دارم عذابم میده و گاهی دلتنگ و نگران!اینو میدونم که اگه اتفاق بدی براش بیفته خیلی ناراحت میشم،دوست ندارم غصه بخوره.گاهی با خودم فکر میکنم که اگر ظاهر خوبی نداشت یا خوش مشرب نبود بازم بهش فکر میکردم؟این احساس لعنتی عذابم میده،سردرگمم میکنه! اگر یک حس زودگذره پس چرا هنوز هست؟چطور این حسو فراموش کنم؟ایا من دوستش دارم یا هوسه؟ اون نسبت به من بیشتر در حال فراره،به زور بهم سلام میکنه حتی!چند بار وقتی بهم یواشکی زل زده بود مچشو گرفتم،رفتارش رو با بقیه مقایسه کردم و متوجه شدم مثل بقیه باهام رفتار نمیکنه.شاید چون خیلی مغرورم ازم بیزاره نمیدونم!!!میشه راهنماییم کنید؟ممنون میشم

راز

سلام

رفتار هم سن و سال های شما هم تقریبا همینطوری است من فکر می کنم ارتباط فامیلی و دوستی تون رو با افکار و انتظارات خارج از سن ترسیم نکنید و بیشتر سعی کنید راحت و بدون افکار مزاحم با هاشون رفتار کنید و اگر هم موضوعی بین شما قرار است اتفاق بیافتد آن را به آینده موکول نمایید و در حال حاضر از در کنار هم بودن و خانواده لذت ببرید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۳

حبیب

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۲
موضوع روانشناسی

با سلام عرض خسته نباشید خدمت شما استاد محترم.دختری دارم یازده ساله و با استعداد بالا.تازگی ها خیلی کم حرف شده ولی وقتی با مادرش تنها میشه همش در مورد کارها و اتفاقات گذشته صحبت میکنه مثلا فلان کار رو انجام دادم آیا گناهه؟ بعد سوال پرسیدن هم میگه احساس میکنم دارم سبک میشم .بیشتر سوالاتش هم در مورد مسایل جنسی هستش. وقتی اینها رو میپرسه یه ریز گریه میکنه لطفاراهنمایی کنید باتشکر

راز

سلام

سوالات و کنجکاوی های بچه ها در این سن شامل موارد زیر می شوند و شما به این صورت بهتر است پاسخ دهید:

تربیت جنسی کودکان ۶ تا ۱۲ سال

در صورتی که بیش از این موارد است لطفا برای دریافت اطلاعات و اگاهی بیشتر حضوری مراجعه نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۳

س عباسی

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۵۸
موضوع روانشناسی

باسلام و اردات اینجانب چند وقتی است روی دلم احساس سنگینی میکنم حس بدی دارم ویزیت دکتر و آزمایش خون چیزی رو نشون نداد طبق گفته پزشکم مشاوره میخوام بگیرم من بیشتر روزها غمگینم مدتهاست از ته دل نخندیدم رابطه خوبی با خانواده ندارم دلم میخواد ازشون جداشم و برم یه جای دور یه کشور دیگه یه جایی که همه افرادی که نسبت دور ونزدیک دارم نبینم و نشنوم از کار زیاد خسته شدم البته ورزش به طور دائم و اندکی هم گردش و مسافرت دارم بدنم خستس وقتی مشکلی پیش میاد همه ی تلاشمو میکنم تا رفعش کنم اما یه روزایی خیلی کم میارم تازگیا اخلاق بدی پیداکردم و خودمو با دیگران مقایسه میکنم وقتی متوجه کم و کاستیم میشم از ته دلم غصه میخورم و تا مدتها از خودم دلگیرم دوستانی که ازدواج کردن بچه دار شدن درس خوندن اونایی که رفتن خارج از کشور اونایی که خیلی زود صاحب همه چیز شدن و … یه وقتایی بغض گلومو میگیره تنفس برام سخت میشه. دوستی دارم که با همسرش مقیم اروپا شدن سالی ۲ بار میاد تهران و میره اما به من زنگ نمیزنه من خیلی یادش میکنم اما اون حالی از من نمیپرسه البته چندبار تلفنی صحبت کردم و این تماس از جانب من بوده این موضوع خیلی زیاد دلگیرم کرده و احساس بدی بهم داده. من احتیاج به کمک شما دارم حس و حالم روی نحوه کارکردنم تاثیر گذاشته و انرژیمو گرفته لطفا راهنمایی و کمکم کنید با تشکر

راز

سلام

برنامه ریزی و هدف گذاری در زندگی اهمیت به سزایی  در سادی و احساس رضایت دارد. لطفا برای بررسی بالینی و تشحیص با مرکز تماس بگیرید تا در اسرع وقت بررسی و مداخله متناسب انجام شود.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۳

پارسا

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۸
موضوع روانشناسی

با سلام. در دنیای پرتنش امروز به تناسب خلقت انسان،رسیدن به حالت ارگاسم همچون آبی برآتش التهابات درونی انسان عمل میکند تا با رسیدن به آن حالت نشئگی و سرخوشی طبیعی،اندکی از آن التهابات کاسته گردد. این مورد گاها با مصرف مواد مخدر و روانگردان و سیگار و …پاسخ داده میشود که با اثرشان باعث ایجاد حالت سرخوشی میگردند. مطلب اینجاست که با توجه به این تنش های روزانه،رسیدن به این حالت سرخوشی هرچند به مقدار اندک،امری اجتناب ناپذیر است،حال اگر کسی امکان ازدواج نداشته باشد و در حالتی که خودارضایی گناه است و استفاده از مواد مخدر و روانگردان مضر، این فرد چگونه به حالت گفته شده برسد ؟ باتشکر…

راز

سلام

از جمله عوامل شادی بخش در زندگی می توان همسر خوب، دوست خوب، شغل مناسب، برنامه تفریحی سالم، معنویت و… را نام برد.

البته برای داشتن زندگی شاد و معاشرت لذت بخش داشتن مهارت های اساسی و یادگیری آنها ضروری است بنابراین ایجاد رابطه صمیمی و احساس شادکامی نیازمند مهارت های روانی و اجتماعی است که به ترتیب موارد زیر را شامل می شوند:

الف ـ ارتباط کلامی و غیر کلامی صحیح:

مهارت ارتباط کلامی و غیر کلامی به عنوان ساده ترین راه ارتباط از اصول اساسی ارتباط به شمار می رود مهارت «خوب سخن گفتن» و «سخن خوب گفتن» منجر به ایجاد رابطه توام با احترام و صمیمیت خواهد شد که در نهایت نتیجه آن چیزی جز احساس رضایت و شادی نخواهد بود البته مهارت های غیر کلامی صحیح نیز تاثیر گذار خواهند بود. از جمله احترام، رعایت ادب، شیوه رفتار صحیح و رعایت آداب فرهنگی و اجتماعی منجر به ایجاد ارتباط و دوام آن ها خواهد شد.

هم چنین هنر «خوب گوش دادن» به عنوان یک مهارت نشان از توجه و احترام به طرف متقابل است. از این راه فرد احساس ارزشمندی می کند و شما با این کار نشان خواهید داد، برای طرف مقابل ارزش و احترام قائل هستید.

ب ـ ایجاد جاذبه های میان فردی:

۱-    تبسم و خنده:

گرمی  تبسم و نشاط آوری آن، باعث رفع کینه ها شده و روابط انسانی را تعادل می بخشد.  خنده باعث سلامتی بدن، رفع فشار روانی و موجب شادابی می شود. خندیدن به آرامش و استراحت بدن، آرامش قلب، کاهش فشار روانی، تقویت دستگاه ایمنی بدن، ایجاد خلاقیت و کارایی بیشتر کمک می کند. (ریو به نقل از سید محمدی ۱۳۸۱؛ پناهی  ۱۳۸۸)

۲-    احترام و تکریم:

نیاز به احترام و تکریم منزلت، یکی از نیازهای روان شناختی انسان ها قلمداد می شود. بنابراین حفظ و رعایت آن باعث احساس شادکامی و رضایت خواهد شد.

۳-    هدیه دادن و گرفتن:

هدیه سمبل عاطفه، محبت و علاقه مندی است. هدیه باعث دوستی، محبت، شادمانی و رفع کدورت است. بنابراین دادن هدیه به دوستان و عزیزان به مناسبت مهمانی و تولد و… می تواند در جلب اعتماد و افزایش شادابی تاثیر گذار باشد. هم چنین گرفتن هدیه از عزیزان و تشکر از آنها می تواند در پایداری ارتباط و افزایش نشاط تاثیر گذار باشد.

۴-    آراستگی و نظافت:

آراستگی و نظافت ظاهری از ویژگی هایی است که در ایجاد رغبت، علاقه مندی و شادابی نقش زیادی دارد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که اکثر انسان ها افراد زیبا و آراسته را موقر، جالب، اجتماعی، مستقل، مهیج، دوست داشتنی، سازش یافته، دارای مهارت اجتماعی و موفق می دانند.(آذربایجانی ۱۳۸۲؛ پناهی  ۱۳۸۸)

۵-    مثبت نگری و مثبت گرایی:

اعتماد به خود و دیگران از نشانه های سلامت روان است. خوش بینی به مسائل زندگی و تبیین های خوشبینانه از حوادث ناخوشایند نیز در توانایی رویارویی با مشکلات تاثیر می گذارد.

۶-    توجه به رغبت ها:

علایق و گرایش ها، و توجه به علاقه مندی های شخصی می تواند در ارضای نیاز های فردی و اجتماعی تاثیر مثبتی داشته است. بنابراین صرف زمان مناسب برای پرداختن به علایق های شخصی موجب نشاط و شادکامی خواهد شد.

۷-    برخورداری از وسعت نظر و سعه صدر:

منظور از وسعت نظر، داشتن ویژگی هایی نظیر بلند نظری، بزرگواری و گذشت است.

۸-    استفاده از سیستم پاداش:

از طریق پاداش دادن، به تقویت خود بپردازید. با ارائه پاداش به خود می توانید خود را به ادامه فعالیت و پرورش علایق امیدوار و فعال نگه دارید. هم چنین توجه به روند فعالیت باعث تمرکز بیشتر و هدفمندی خواهد شد. پیشرفت کار و بررسی آن موجب احساس رضایت و شادکامی خواهد شد.

۹-    خوش اخلاقی:

خوش خلقی  باعث گورایی و جذابیت زندگی می گردد و خستگی حاصل از تلاش های روزانه را مرتفع می کند.

پ ـ تفریح و مسافرت:

تفریح و مسافرت از برنامه هایی است که در شادی و نشاط افراد تاثیر شگرفی دارد. از  آن رو که تفریح و مسافرت بر جنبه مختلف جسمی و روانی انسان ها تاثیر دارد، به چند نمونه از این تاثیرات اشاره می شود:

۱-  عاطفه مثبت:

تفریح و مسافرت در ایجاد عاطفه مثبت و بانشاط، تاثیر زیادی دارد.

۲-  شادی:

تفریح می تواند باعث شادی افراد باشد. فعالیت های تفریحی قوی ترین منبع برای رضایت زندگی هستند.

۳-  بهداشت روانی جسمی:

تفریح علاوه بر شادی و عاطفه مثبت، در بهداشت روانی و آرامش فکری نیز تاثیر گذار بوده و نقش تعیین کننده ای در این حوزه دارد. البته تفریح نباید به جسم و روان آسیب بزند بنابراین استفاده نکردن از مواد اعتیاد آور، اجتناب از کارهای خطر آفرین و توجه به عواقب اجتماعی تفریح می تواند امنیت و بهداشت جسمی و روانی را تامین نماید.

ت ـ ورزش:

آثار ورزش در سلامت و پیش گیری از بیماری ها و انحرافات و پر کردن اوقات فراغت، بر کسی پوشیده نیست. تحقیقات ثابت کرده ورزش علاوه بر سلامتی، باعث می شود افراد خلقشان بهبود پیدا کند و از زندگی بیشتر لذت ببرنند.(آرگاپل ۱۳۸۳؛   پناهی  ۱۳۸۸)

ث ـ دید و بازید و صله رحم :

یکی از تاثیر گذار ترین و با اهمیت ترین عوامل موثر بر بهداشت روان، نشاط درونی  و شادکامی انسان ها، دید و بازید و انجام صله رحم است.  از طریق معاشرت و رفت آمد فرد احساس امنیت و آرامش بیشتری را خواهد داشت. زیرا احساس تنهایی و رهایی ندارد و در جمع احساس پویایی و ارزش بیشتری را خواهد داشت .

 هم چنین افراد در زمان حزن و اندوه نیازمند دریافت حمایت از دیگران هستند. رفع مشکل، داشتن گوش شنوا و دریافت حمایت مالی، روانی و عاطفی از جمله مزایای رفت و آمد است علاوه بر آن با پر کردن اوقات فراغت و تنهایی از طریق مهمانی رفتن و میزبانی عزیزان نشاط روانی و اوقات فراغت خوبی را خواهد  داشت.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۶/۲۳

ebrahimi

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی

سلام خدمت مشاور عزیز بنده پسر ۲۸ ساله هستم که در حدود ۵ ماه می باشد با خانمی از طریق نت آشنا شدم ابتدا به صورت چت با هم ارتباط برفرار میکردیم سپس به صورت تلفنی . این ارتباط در حدود ۲ ماه طول کشید سپس ارتباطمون به صورت حضوری شد.دیدار ما به علت وضعیت کاری بنده ۳۰ روز به صورت تلفنی و ۱۰ روز به صورت دیدار حضوری ولی تقریبا روزانه بود و تقریبا به همین منوال در طی این چند ماه تکرار می شد. ایشان در ابتدا در اولین دیدار حضوری خود را ۲۹ ساله و یک سال بزرگتر از من معرفی کردند و به نظر بنده یکسال اختلاف مشکل خاصی ایجاد نمیکرد به مرور زمان ما به هم علاقمند و وابسته شدیم بعد از حدود ۱٫۵ ماه از اولین ملاقات حضوری ما ایشان فرمودند که سه سال از من بزرگترند که بنده گفتم باید تصمیم بگیرم و تا حدی مشکل دارم در این مدت بنده مطالعات زیادی در مورد بزرگتر بودن خانم و مشکلات آن داشتم اما به علت علاقه و وابستگی ایجاد شده نتوانستم چیزی در این مورد بگویم و با این فرض که بتوانم با این مشکل کنار بیایم به رابطه ادامه دادم و حتی در یک مورد ایشان گفتند در مورد این مشکل بزرگتر بودن فکر کردی که من به خاطر اینکه نمیخواستم ایشون را از دست بدم گفتم سن مشکل مهمی نیست.(درحدود ۴۰ روز پیش این مطلب را گفتم) اما آلان به این نتیجه رسیده ام که ازدواج فقط نمیتونه بر اساس عشق و علاقه باشه و من هم نتوانستم با مسیله بزرگتر بودن ایشان با خودم کنار بیایم و هم چنین ایشان چهره بزرگتر از بنده دارند از طرفی خانواده بنده هم به شدت مخالف این اختلاف سنی هستند علی رغم سختی زیاد موضوع را به ایشان گفتم که ایشان شوکه شدند و شروع به گریه کردند (در حدود ۳ روز پیش بهشون گفتم) و در طی تماسی که داشتم باهاشون گفتند در این سه روز تو خونه و سر کار چشماشون پر اشکه و من دلایل و مشکلات بزرگتر بودن خانم را دادم ولی ایشان می گویند اگه کسی کس دیگری را واقعا دوست داشته باشه این مسایل حل شدنیه مشکل از تو است که من را دوست نداری و از این صحبت ها . البته مسایل دیگه هم در ای مسیله تاثیر گذار بوده مثلا چند بار ما با هم در این مدت دعوامون شد به خاطر علت های الکی مثلا ایشان با مسافرت بنده به تهران یا ادامه درس خواندن بنده در تهران در صورت قبولی در تخصص در این شهر مخالفند علتشم این بود که تهران را شهر آلوده ای میدونند میترسند من هم در آنجا آلوده شوم یا با دیدن افراد جدید ایشان را فراموش کنم من بهشون گفتم از ای کار خوشم نمیاد و این نشانه عدم اعتماد تو به منه میگفت نه تو خوبی اونا بدند بعد دوبار دعوا شدید از مواضعشون کوتاه اومدند و عدم مخافت من به تهران در حد چند روز را قبول کردند اما من متوجه شدم که دیدگاهشون عوض نشده فقط به خاطر ناراحتی بنده این کار را کردند. به نظر شما اتمام این رابطه به نفعمون بود؟؟؟؟؟؟ ایشان الان در این جند روز همش سر کار و خانه چشمشون اشک آلود هست من دچار عذاب وجدان شدم چه کار کنم؟ به دلیل علاقه ای که به این خانم دارم چه کاری میتوانم بکنم که آسیب وارده به ایشون به کمترین حد برسد و در آینده مشکل مهمی براشون ایجاد نکنه؟؟؟؟

راز

سلام

برای ادامه رابطه پیشنهادی ندارم

ولی در صورتی که واقعا تنها مساله سن ایشون است می تونید با آن کنار بیایید ولی با توجه به مسالی که گفتید حتما موضوعات دیگری نیز وجود دارد بنابراین پیشنهاد می کنم در مرحله اول با توجه به درخواست خانواده عمل کنید و در صورت موافقت آنها هم حتما مشاوره قبل از ازدواج انجام بدهید.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۶/۲۲

س

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

سلام ۲۴ سال دارم من کلا ادم حساسی هستم با سر و صدا خوابم نمی بره البته اگه خیالم راحت باشه چرا دقیقا یک شب بعد از ماه رمضان بود که با صدای بلندی از بیرون پریدم از خواب و کمر درد شدید گرفتم بعد گز گز انگشتان دست و پام شروع شد یه دفعه هم پام از با لا تا پایین گرفت دکتر رفتم با دارو کمر دردم خوب شد ولی با اندک نگرانی انگشت پا یا دستم میگیره که نکنه بیماری لاعلاجی گرفته باشم رفتم سر کار ولی اونجا هم به خاطر استرس کاری بدتر شدم زود دستام خسته می شد ..الان از کارم استعفا دادم پشیمونم و دوباره که بهش فکر می کنم دستم می گیره همش فکر می کنم اگه تنها نبودم و زودتر ازدواج می کردم این مشکلات برام پیش نمیومد ولی ادم مورد علاقم پیدا نمی شه الان هی به کارم که درامد بالایی هم داشت فکر می کنم گریه ام می گیره سر کارم که بودم فقط می خواستم بیام بیرون کلا زندگی خیلی برام سخت شده

راز

سلام

لطفا برای بررسی بالینی به صورت حضوری مراجعه کنید تا موضوع بررسی و راه حل مناسب انجام شود.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۶/۲۲

مهدی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۷
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و خسته نباشید من به مدت ۲یا۳ سالی است که با دختری که ۲سال از من کوچکتر است دوست هستم نه در حد شماره و رابطه بلکه در حد حرف و صحبت خوشوبش.بیشتر اوقاتی که اورا میبینم انگار یک وابستگی در من به وجود میاید انگار که اورا به شدت دوست دارم و جدایی از او برایم سخت است و تا مدت ها در ذهنم باقی میماند. ۲سوال داشت: ۱:آیا ادامه این وابستگی برایم مضر است و در این صورت چه باید کنم؟ ۲:به نظر شما این دلبستگی که در مدت زمان مشخصی در من به وجود آمده از هواهوس است یا عشق.منظورم این است اگر در اینده با یکدیگر نامزد شویم و ….موفق خواهیم بود یا خیر؟

راز

سلام

شما در سنی هستید که معمولا افراد برای آینده تحصیلی و شغلی تصمیم گیری می کنند و این نوع ارتباط ها نباید مانع رسیدن به این امر مهم شود. بنابراین ، نباید در اولویت قرار بگیرد و فعلا همین شکل ادامه بدهید و اگر خیلی ذهن شما را درگیر می کند از طریق مشورت با یک متخصص این مساله را حل کنید .

همانطوری که گفتم پاسخ به هر کدام از سوال های شما به دلیل اینکه در سن مناسب نیستید اشتباه است و الویت شما همان دو گزینه ای بود که عرض کردم.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۲

فاطمه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۳/۱/۷
موضوع روانشناسی

من همیشه استرس میگرم حتی بعضی وقتها خود به خود اینجوری میشه و وقتی خوابم اگه کسی در رو باز کنه بیاد داخل میترسم یعنی تو دلم یه جوری میشه و بیشتر بخاطر بعضی رفتارهای شوهرم اینجوری میشم مثلا تو جمع که همه هستن به دختر عموم میگه به پدرت بگو فلان ماشین برات بخره باهات ازدواج میکنم یا چیزی که بهش میگم نگو میره پیش دیگران تعریف میکنه خیلی عصبانی میشم میدونم که جدی نمیگه فقط بخاطر خنده دیگرانه ولی بازم عصبانی میشم خواهش میکنم یکم دلداریم بدید چکار کنم استرسم دور بشه و عصبانی نشم.ممنون میشم جواب بدهید.

راز

سلام

نیاز به مصاحبه حضوری دارید. و اینکه بررسی بشه که استرس داری یا اضطراب !!

پیشنهاد می کنم حضوری وقت بگیرید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۶/۲۲

امید

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۰
موضوع روانشناسی

با عرض سلام وخسته نباشید .من در ۱۹ سالگی با دختر عموم ازدواج کردم بعد از چند ماه اختلافات ما شروع شد فقط و فقط بخاطرپول من مهندسی هواشناسی خوندم و دختر عموم لیسانس ریاضی ما با حقوق کارمندی زندگی میکردیم وقتی خواهر و برادرش ازدواج کردن هر دو دکتر بودن و با دکتر ازدواج کردن چشم و هم چشمی ما رو بدبخت کرد با اینکه دختر ۳ ساله داشتیم ولی از هم جدا شدیم الان دخترم ۸ سالش هست من ازدواج کردم اون هم ازدواج کرد حالا نمیدونم دخترم رو بدم مادرش یا خودم نگهداری کنم من خونه زمین رو فروختم دادم مهریه کاملا افسرده شدم ولی برای دخترم نمیدونم چیکار کنم تا طلاق ما بیشتر بهش ضربه نزنه.

راز

سلام

با توجه به اینکه همسر سابق شما اردواج کرده اند پیشنهاد می کنم برنامه ریزی دقیق داشته باشید و دخترتون را نزد خودتون نگه دارید . ولی در صورتی که ایشون و همسرشون تمایل به نگه داری فرزند شما هستند این موضوع بهتره با مشورت روانشناس و حقوقی صورت گیرد.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۶/۲۲

مریم

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۷
موضوع سایر

با سلام من ۲۷ سالمه متاهلم و یک پسر ۳سال و نیم دارم تهران زندگی میکنم در حالی که هیچ کدوم از والدیم من و همسرم تهران نیستم خیلی خیلی علاقه دارم که شاغل باشم و سر کار برم چون از همان دوران مدرسه هم شاگرد ممتازی بودم و الان هم رشته ای درس خوندم که موقعیت های شغلی زیاد داره البته همسرم هم با کار کردن من مشکلی نداره اما به خاطر پسرم هنوز برای شغل اقدام نکردم چون مجبورم پسرمو به مهد بفرستم و کار های تهران هم همه از صبح تا بعد از ظهر هستند و عملا ۱۰ ساعت از روز پسرم باید بیرون از خانه باشه و فکر میکنم براش سخته اکثر آشنایانی که شاغلند یا فرزنداشون رو پدر مادرهاشون نگهداری میکنند و یا پرستار مطمئنی گرفتند که من امکان هیچ کدومو ندارم از نظر روحی خیلی تحت فشارم و کلا ذهنم درگیره و از وضعیت خودم و اینکه در خونه هستم اصلا راضی نیستم از طرفی احساس میکنم لازمه پسرم چند ساعتی در هفته به مهد بره تا ارتباط به همسالاشو یاد بگیره اما هرروز اونم صبح تا شب ، نمیدونم …. لطفا کمکم کنید راه درستو انتخاب کنم

راز

سلام

در صورتی که همسرتون موافق هستند بهتر است اروم اروم پسرتون را برای مهد اماده کنید و خودتون هم برای شغل مناسب با نیاز و موقعیتت اقدام کنی . میتوانید هماهنگی لازم را با محل کارتون داشته باشید و زمان را در ازای دریافتی کمتر کاهش بدهید. و پسرتون مطمئنا در مهد کودک روابط اجتماعی بهتری را خواهد آموخت و شما هم می توانید از مهارتتون و اشتغال برای بهبود روحیه خودتون و درآمد زایی بهره ببرید.

در صورتی که موارد خاص دیگری وجود دارد لطفا حضوری مراجعه نمایید .

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۲۲

نگار

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۸۰
موضوع سایر

سلام من یک دختر ۱۴ سالم از همه بدم میاد از جمعیت متنفرم دلم می خواهد از کسایی که من و به خاطر هیکل چاق و گنده ام مسخره کردند انتقام بگیرم به هیچ کسی اعتماد ندارم با هیچ کسی دوست نمیشم چون همه یک مشت بی مصرف هستند با پدر و مادرم نمی توانم ارتباط برقرار کنم اعتماد به نفس ندارم من سایز۳۶ بودم به خاطر استرس الان سایز۴۸ شدم همش استرس دارم تا چند وقت پیش شب ادراری داشتم همه ی خانواده حتی عمو و مادر بزرگم من و مسخره میکنن و به من میگویند تو خنگ هستی در صورتی که معدلم۲۰ است انقدر استرس دارم که معلم ها به مشاور مدرسه گفته بودند این خیلی بی قرار است واغلب پاهامو تکان میدهم هروقت حرف میزنم توی خونه باید جواب پس بدام که چرا ان حرف زدم تو مدرسه سال سوم دبستان وقتی۹ سالم بود دوستام من و خیلی عذاب دادن من و تو بازی ها راه ندادن مادرم از صبح تا شب خونه نیست با بابام نمیتونم حرف بزنم چندین بار هم برادرم من و خیلی بدجور کتک زد جوری که لبم بی حس شد خواهرم هم با من ارتباطی نداره و تنها امیدم در زندگی این است که بتونم خودم رو به ثابت کنم چون فامیل میگن برو هنرستان به درد تجربی نمی خوری کاش میشد میمردم

راز

سلام

دختر گلم ادم ها برای موفقیت و رسیدن به اهدافشان نیازی به اثبات خودشون ندارند. پیشنهاد می کنم موضوع رو با مامان در میان بگذار و برای اینکه مهارت کافی را بدست بیاری حضوری به اتفاق ایشون مشاوره و آموزش حضوری بگیرید . برای هر کاری مهارت و تلاش نیاز است و برای رسیدن به موفقیت باور خیلی اهمیت دارد.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۲۲

…….

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ….
موضوع روانشناسی

سلام لطفاکمکم کنید اگه میشه فقط جواب روتوی وب بذارین دختری۲۲ساله هستم که سال قبل به یکی ازهم کلاسی های خودعلاقه مندشدم یه وبلاگ داشتم که خاطراتمومینوشتم ولی به اسم خودم نبودوهیچ مشخصه ی خاصی ام نداشت که مشخص باشه وبلاگ واسه منه یک بارساعت دوشب داخل گروه کلاسی بادوستام صحبت میکردیم که ایشون بامن تماس گرفتن ومن جواب ندادم روزبعدش خیلی ازایشون ناراحت بودم وپست گذاشتم ونوشتم ازت متنفرم که ایشون برام کامنت گذاشتن اسمشون روننوشته بودن ولی ایمیلشون به اسم فامیلشون بودونوشته بودن چراازم بدت میادمن هول کردم وکامنت روحذف کردم بادوستم درمیان گذاشتم وشمارشوازم گرفت ومیخواست به من بگه که من اشتباه فکرمیکنم که آدم خوبیه به دوستم گفت به یکی ازهمکلاسیای دخترش علاقه منده  فکرمیکردم منظورش بامنه ولی بعدفهمیدم به یکی ازدوستام علاقه منده ودوستم وقتی فهمیداین آقاازش حرف زده خیلی ناراحت شدواین آقامنو جلوی اون دخترتحقیرکردالبته بعدش بارهاعذرخواهی کردومنم فراموش کردم دوستم به ایشون علاقه مندنبودوحالادیگه علاقه ای به اون دخترنداره وبه دوستم گفته اسم یکی دیگه ازهم کلاسیای دخترمون روآورده بودچندماه پیش وگفته بودبه اون علاقه منده من همه چیزروفراموش کردم تاحدودسه ماه پیش که رفتارش بامن خیلی تغییرکرداگرکلاس یاجلسه ای باشه کنارمن میشینه ومدام نگاه میکنه طوری که دوستام متوجه نگاهش شدن وبه دوستم گفته بودمیخوادبامن حرف بزنه وحلالیت بخوادامادوستم باهاش بدبرخوردکرده بودایشون رومیشناسم میدونم ازخونواده خوبی هستن به شدت رفتارای ساده ای داره گرچه خیلی باهوشه بادخترای زیادی درارتباطه ولی باهیچکس رابطه دوستی نداشته بااینکه سعی میکنم منطقی باشم ولی مدام ذهنم درگیره گرچه میدونم باتوجه به اختلاف فرهنگی که داریم امکان نداره ایشون به من علاقه مندباشه خواهش میکنم درموردرفتارایشون راهنماییم کنید.

راز

سلام

موضوع پیچیده ای نیست. شما و همکلاسی هایتان در سن انتخاب هستید و مورد های مختلف را بررسی و انتخاب می کنید تا به گزینه مناسب برسید . بهتر است به ایشون اجاره صخبت بدهید تا مساله حل بشه و اینقدر دغدغه ذهنی پیدا نکنید.

جلال مرادی ۱۳۹۴/۰۶/۲۲

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۸
موضوع روانشناسی

سلام ببخشید اگه آدم به مسائل جنسی فکر کنه و یا به تصاویر جنسی نگاه کنه و پاهاشو بهم فشار بده و چند ثانیه احساس راحتی بکنه و عرق کنه، اسم این کار خودارضاییه؟ خیلی ممنون میشم اگه حقیقت رو بهم بگید خودم به اندازه ی کافی عذاب وجدان دارم،۲۵ سال سنمه می دونم این کار درستی نیست اما می خوام ببینم خود ارضایی هست یا نه؟ دلیل اینکه دعاهام برای ازدواج فعلا برآورده نشده این گناهه؟ من ۵ ساله که اینکارو می کنم الان دیگه تقریبا هیچ لذتی ازش نمی برم حتی ازش بدم میاد اما نمی دونم چرا انجامش میدم راهنماییم بفرمایید

راز

سلام

بله خود ارضایی است. خود ارضایی از طرق مختلف ازجمله ماساژ آلت تناسلی ، ماساژ بدن و نیز مالیند خود به پتو یا شی دیگر انجام می شود . در صورت احساس گناه یا عادت بیش از عرف می توانید برای بررسی به مرکز مراجعه نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۱۷

فروزنده

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۷
موضوع سایر

با سلام من برای لذت بیشتر از رابطه جنسی از یک اسپری سرد کننده تاخیری استفاده کردم ولی متآسفانه از اون لحظه آلت تناسلی من یا بلند نمیشه و اگر بلند شد در عرض چند ثانیه می خوابه آلان نزدیک به یک ماه این مشکل رو پیدا کردم برای درمان چه راهی رو پیشنهاد می کنید؟

راز

سلام

لطفا با تحریک دستی خود را تست کنید و در صورتی که موفق نشدید برای معاینه با یک پرشک مشورت کنید و در صورت نبود عارضه خاص جسمانی برای درمان روانشناختی به مرکز مراجعه نمایید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۱۷

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ١٣٧٠
موضوع سایر

سلام.زنى بیست و سه ساله هستم که سه سال ازدواج کردم.مشکل خاصى نه با شوهرم ونه با خانوادش داشتم.. اما به تازگى فهمیدم که که بچه دار نمیشیم واین موضوع فقط بین من و شوهرم بود .قرار شد خانواده رو جمع کنیم وموضوع رو بهشون بگیم..ولى من ولى متوجه شدم که او موضوع رو به خانوادش گفته بى خبر از من وخانوادش با این که موضوع رو میدانستند ولى اصلا جلوى من به روى خودشون نمی اوردند. حتى بعد از اینکه من هم فهمیدم که میدونند بازم هیچى نگفتن..تا منم به خانوادم این موضوع رو گفتم واونا خیلى راهنمایی مون کردن… وقتى از شوهرم پرسیدم که چرا زیر قولش زده و همه چیو گفته و به من هم اطلاع نداده گفت چون مامان من به مادر شوهرم زنگ زده وگفته که به شوهر من بگن که بره دکتر قبلا از اینکه خانواده ى من خبر دار بشن…ولى من با شناختى که از مادرم دارم اینکار رو فکر نمیکنم کرده باشه ..واز طرفى این موضوع داره اعصابمو خورد میکنه.میترسم از مامانم بپرسم و همچین حرفى نزده باشن بعد رابطه مامانم و شوهرم خراب بشه ازطرفى هم میخوام بدونم شوهرم راستش و گفته یا نه؟؟(چون اخیرا دروغ ازش زیاد شنیدم) میخواستم کمکم کنید…به نظر شما خوبه که از مادر شوهرم این قضیه رو بپرسم؟؟؟لطفا کمکم کنید…(در ضمن چون مشکل بچه دار نشدن ما از شوهرم هست هرچى بهش میگم قبول نمیکنه و میگه این مشکل خودشه…)

راز

سلام

موضوع مطرح شده و اینکه چه کسی این موضوع را بیان کرده اهمیت چندانی ندارد و باعث دلخوری بیشتر خواهد شد. خواهش می کنم برای این موضوع زمان نگذارید و به جای آن تصمیم های جدی تر بگیرید. مهم ترین تصمیم این است که در یک یا چند جلسه با کمک یک مشاور تصمیم خود را برای قبول بچه دار نشدن، درمان، یا پذیرش یک فرزند خوانده  بگیرید.

مرکز در صورت لزوم آمادگی همراهی و مشورت با شما را خواهد داشت.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۱۷

مسعود

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۳۹
موضوع روانشناسی

سلام.پسر من ازمعاشرت بابیرون اجتناب میکند بسیار کم حرف وکم رو هست اساسا توان پایینی دربرقراری ارتباط وضعیف از نظرگفتار خوب برای شروع وادامه صحبت است به همین خاطر هم به ما هم به خودش ودیگران بنوعی اسیب میرساند با توجه به داشتن فوق لیسانس ما را نگران کرده البته ازکودکی بهمین صورت بوده ومافکر میکردیم بهتر خواهد شد که اینگونه نشد.لطفا راهنمایی کنید بهترین گزینه برای درمان چست.

راز

سلام

لطفا برای بررسی و مشاوره حضوری اقدام کنید تا اطلاعات و تشخیص انجام شود و برا اساس آن بهترین تصمیم گرفته شود.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۶/۱۴

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۴
موضوع روانشناسی

سلام دختر مجرد سی ساله ای تحصیلکرده ای هستم قیافه م خوبه بد نیستم خوش لباس هستم خانواده خیلی خوب و خوش نامی دارم اما از نظر مالی متوسط خودم هم اخلاق و سلیقه و همه چیزم در حد خوبه کارمند قراردادی ام هستم ، سه سال با پسری دوستم اما نمی تونه بدلیل مشکلات مالی با وجود تحصیلاتی که داره بیاد خاستگاری و نمی دونم چرا خاستگارا ی دیگه ام هم خوب نیستن کلا افتضاحن تا من به کس دیگه ای جواب مثبت بدم دارم دیونه میشم کم کم از این بلاتکلیفی و تنهایی دارم دق می کنم. مهم تر اینکه وحشت این رو دارم که نکنه ازدواج نکنم این ترس از وقتی خاهر کوچکترم نامزد کرده بقدری زیاد شده که یک روز خوش ندارم من… راهنماییم کنید لطفا

راز

سلام

لطفا برای بررسی مشاوره پیش از ازدواج با این مورد به اتفاق حضور یابید تا در صورت مناسب بودن دیگر شرایط برای نحوه ابراز و اقدام های دیگر برنامه ریزی کنیم.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۶/۱۴

الهام

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

سلام. من دو سال و نیمه که دارم از درد قلبم رنج میبرم. اوایل بخاطر ترس از خانواده به کسی چیزی نگفتم. میترسیدم یه مریضی گرفته باشم. ولی تابستون پارسال به خانواده م گفتم. خانواده من یجور خاصی هستن که اگه بدونن من مریض شدم خیلی دعوا میکنن باهام.همین باعث شده که از بچگی من حتی غیر ارادی یه سرماخوردگی ساده رو هم ازشون مخفی کنم.پارسال هم وقتی موضوع رو بهشون گفتم خیلی بد و با داد زدن باهام برخورد کردن. حتی بابام گفت که اگه چیزیت شده باشه از همین طبقه چهارم ساختمون خودم پرتت میکنم پایین. نمیدونم شاید این حرفام از نظر بقیه زیاد جدی نباشه. بعد اون دعواها خانواده م منو بردن پیش یه دکتر عمومی.که البته معاینه م نکرد درست و حسابی و وفقط گفت چیزیت نیس و عصبیه . از اون موقع هربار تو خونه گفتم قلبم درد میکنه دیگه توجه نمیکردن چون اون اقای دکتر رو خیلی قبول دارن و همه ش بهم میگفتن که چیزیت نیس و الکی میگی….ولی خب هر روز حالم بدتر میشه و گاهی هم فک میکردم که حرفای اون دکتر درسته ولی وقتی حالم نصفه های شب بد میشد نمیدونستم چیکار کنم واقعا. تصمیم گرفتم خودم برم دکتر. ولی خب یه مشکلی که هس اینه که دفترچه من زود به زود اعتبارش تموم میشه و بابامم وقتی یه دلیل نباشه یا مریض نباشم دفترچه مو برای تمدید نمیبره و منم نمیتونم بهش بگم که برای چی میخوام چون بازم داد میزنه سرم و دعوام میکنه و نمیذاره برم دکتر.هزینه های دکتر و ازمایشای قلب هم بصورت ازاد شاید خیلی نباشه اما برای من خیلیه!و تازه اگه حتی پولشم باشه کسی رو ندارم که همراهم بیاد و اگه دارو بگیرم و خانواده م ببینن ممکنه کتک بخورم ازشون! ببخشید خیلی با طول و تفسیر گفتم نمیدونم باید الان چیکار کنم گاهی از فرط تنهای گریه میکنم وقتایی که نمیتونم یه راه پیدا کنم که دیگه شبا از تنگی نفس از خواب بیدار نشم لطفا اگه براتون مقدوره کمکم کنید یه راه پیدا کنم….یه راهی که توش سرم داد نزنن و بقیه رو هم اذیت نکنم!! ممنون

راز

سلام

بهتر است که این موضوع را با مادر درمیان بگذارید و از ایشان بخواهید که در چک آپ شما را همراهی نمایند و اگر هم در سلامت بودید برای بررسی روانی و علل عصبی به روانشناس بالینی مراجعه نمایید.

در خصوص واکنش شون نسبت به خودتون هم اضطراب نداشته باشید و در آرامش موضوع را مطرح کنید تا اقدام لازم انجام شود.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۱۴

اندیشه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۹
موضوع سایر

سلام من دختری ۲۵ هستم با چهره خوب که از نوجونی پیشنهاد زیادی برای دوستی داشتم اما همیشه اولین و اخرین جوابم نه بود تا اینکه دو سال پیش پسری بهم پیشنهاد دوستی داد و من به دلیل اینکه ادم خیلی خوبی بود قبول کردم.. اولش ما فقط از هم خوشمون میومد ولی اون ادم هر روز بیشتر عاشق میشد ولی من تو همون حس اولیه مونده بودم.. این عذابم میداد همش میخواستم تمومش کنم که اون راضی نمیشد البته من سرد برخورد میکردم هیچ وقت بهش نگفتم عاشقشم.. تا بالاخره تونستم متقاعدش کنم که تمومش کنیم اما اون کلا تو فاز اینکه درسته دیگه دوست نیستم ولی به زودی میاد خواستگاریم و بدون من ممکن نیس.. الان یه سالو نیم میشه که من تمومش کردم.. همه چی خوب بود تا اینکه یکی از همکلاسی های اون اقا اومد جلو برای اشنایی با من با اطلاع خانوادش اما من این بار بسیار بسیار از این اقا خوشم اومده و اینو یهش نگفتم و فقط قبول کردم اشنایی داشته باشیم با اطلاع خانواده ولی تو دلم اونو همسر ایندم در نظر گرفتم.. این اقا دوس دختر نداشته و در جواب سوال ایشون من گفتم به مدت یه سال با یه فردی از دانشگاه دوس بودم که رابطه خیلی یه طرفه بود ایشون حرفی نزدن ولی من فهمیدم که کلا ادم غیرتی هستن.. من چیزی از این که ایشون همکلاسی شما بودن نزدم و اما مطمئنم که دیر یا زود میفهمه چون این دو ادم باهم دوستای مشترک زیادی دارن و دوستای اون اقا از رابطه ما کاملا مطلعه بودن.. نمیدونم باید چیکار کنم؟ دارم دیوونه میشم.. نمیدونم باید با اون اقای اولی چیکار کنم اونم به خیالش من زنشم!! من چیکار باید بکنم؟؟ به اون چی بگم!!

راز

سلام

شما در جامعه زندگی می کنید و در یک جامعه محدود و گسترده پیشنهاد  های زیادی برای ازدواج و دوستی دریافت خواهید کرد ؛ بنابراین طبیعی است که فردی یا افرادی در گذشته شما باشند و پیشنهاد می کنم نگران ارتباط های قبلی خود نباشید.

پیشنهاد می کنم از ایشون و نوع ارتباط تون هم هیچ صحبتی نکنید. و خمتنگونه که شما حق انتخاب در مورد قبلی داشتید این حق انتخاب رو هم به افراد دیگر بدهید . در خصوص ذهنیت ایشون و افراد دیگر هم ، فراموش نکنید که از بین بردن سخت است ولی با تلاش و ساختن می توان آن افکار قبلی را کم رنگ کرد.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۶/۱۴

خسته

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۳
موضوع روانشناسی

با سلام.بنده تحصیلات عالیه دارم متاسفانه بیکار هستم و هر چه تلاش کردم تا الان موفق نشدم که از این وضعیت خارج بشم. مدت زیادی است که حساس و زود رنج شده ام و بارها سعی کردم نسبت به حرفها و عکس العملهای اطرافیانم بی تفاوت باشم خیلی تنهام.نمیدونم چرا دقیقا زمانی که یکم با خودم کنار میام که بی خیال، این حرفش رو جدی نگیر یا منظور کارش اون چیزی نیست که فکر میکنم ولی متاسفانه زیاد طولی نمیکشه که همه چی بهم میخوره واقعا نمیدونم چه چیز باعث تغییر وضعیت روحیم میشه.البته نمیدونم درسته یا نه ولی خودم فکر میکنم دلیل این حساسیت و زود رنجی اینه که بعد از اون همه تلاش و درس خوندن نتیجه ای نگرفتم و از اون برنامه هایی که برای خودم در زندگی داشتم فاصله گرفتم. واقعا به راهنماییتون نیاز دارم.بهم بگید چکار کنم خسته شدم.

راز

سلام

وضعیت و ناکامی شما برای این است که نتوانستید به خواسته های خود برسید و برای همین هم از دست خودتون ناراحت و از شزایط خسته هستید.

پیشنهاد می کنم یک برنامه ریزی جدی برای زندگی تون داشته باشید و از روز مرگی فاصله بگیرید . مشورت با فرد متخصص و یا آگاه مفید خواهد بود.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۶/۱۴

مارال

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

سلام من دختری ۲۰ ساله هستم مشکل من نداشتن حریم خصوصی و جایی برای آرامشه دلیلش هم به پدر وخواهرم بر میگرده خواهرم ۱۳ سالشه و دختر به شدت شلوغیه و عادتشه که در کوچکترین کار دیگران هم فضولی کنه . تا از چیزی به طور کامل سر در نیاره بیخیال نمیشه این اخلاقش هم به پدرم رفته. بابام هم آدم بسیار شلوغ و پر حرفیه. هر دوشون از من ومامانم انتظار دارن که تمام هوش و حواسمون رو در اختیارشون قرار بدیم و به حرف های بی سرو تهشون گوش بدیم اجازه نمیدن حتی یک ساعت به کاری که خودمون دوست داریم برسیم اگر هم سرمون به کار خودمون باشه حسابی غرولند میکنن و در اغلب موارد کار به دعوا و در گیری می کشه. علاوه بر این ها این دو نفر فقط و فقط حرف خودشون رو قبول دارن و اغلب اوغات اصلا به من و مامانم اجازه ی حرف زدن ودفاع کردن زو هم نمیدن من واقعا از این همه تنش خسته شدم هر وقت که میخوام تو اتاقم استراحت کنم اضطراب و تپش قلب سراغم میاد چون میدونم هر آن یک نفر وارد اتاق میشه و آرامشم رو به هم میزنه چند وقتیه عصبی شدم دلم می خواد تنها باشم اما نمیشه بابام کلید در اتاق رو هم قایم کرده از طرفی هم دخترم و نمیتونم هر وقت اراده کردم تنها از خونه بیرون بزنم و محکومم در جوار بابام و خواهرم باشم که یا مشغول داد و دعوا و فریاد زدنن یا شوخی های پرسر و صدا و اعصاب خورد کن قلبم درد میکنه تو رو خدا راهنمایی کنید. چه کار کنم؟؟؟؟

راز

سلام

وضعیت به این سختی که شما بیان می کنید احتمالا نیست.!!

و شما بیش از حد حساس شده اید ولی برای رسیدن به ارامش نسبی بهتر است قاطعانه زمان های که وقت یا حوصله گفتگو ندارید مطرخ کنید و مراقب باشید با اقتدار و ارامش این موضوع رابیان کنید تا جو خانواده به هم نریزد.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۵/۳۱

سیمین

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

درود برشما.مشکلی که پیدا کردم میترسم جدی بشه و روی اینده ام تاثیربزاره خواهشمندم به پرسشم توجه کنید ومرا یاری فرمایید دوشیزه ۲۰ ساله مجردی هستم ک به دلایل نبود علاقه به حسابداری ازدانشگاه انصراف دادم سال ۹۲ به دانشگاه رفتم ودی ۹۳ انصراف دادم دیگه خونه نشستم منتطر دفترچه علمی کاربردی شدم تا رشته مورد علاقه مو ثبتنام کردم…..من خیلی امید و ارزو دارم با اعتماد به نفس بالا که مطمعنا میشم همونی که میخوام..اما در حال حاظربه قول معروف طبل تو خالی ام!اصلا اراده وپشتکار واسه انجام هیچ کاریو ندارم وهمش همه چیو پشت سرمیندازم ولی حالم ازخودم به هم میخوره که اینطوری ام واصلا تعادل شخصیتی ندارم…شاید دچارافسردگی خفیفی شده باشم.بااینکه همین تابستون ۲ مسافرت داشتیم امااصات حالم تغییری نکرد ۷و۸ ماهه که گریه ام نمیاد مگه اینکه گاهی اشک تو چاشم جمع شه!انرژیم صفره!من که تابستون یه ماهو باشگاه میرفتم الان انگار دنیا روسرم اوارمیشه بخوام یه دمبل ۱ کیلویی بزنم!ازخودم خیلی توقع دارم که باید تواین سن گرگم نتونه منو بگیره ازفعالیتو زیرکی اما عین جنازه افتادم تو خونه!اصلا ازقبل هم ادمی نبودم که بتونم خوشحال باشم خداروشکرهیچ مشکل جدی ام ازجانب خانواده یا خودم ندارم اما نمیدونم چرا همیشه اهنگ های غمگین میطلبم تنهاییو ترجیح میدم ومیپندارم که اصلا خودمو نمیشناسم و کاملا سردرگمم هرچه قدر هم درتکاپو ام باز به هیچ معنایی ازخودمو جهانم نمیرسم!من کی تبدیل به ادمی دلسنگ شدم که دلم برای کسی نمیسوزه وحتی تنگم نمیشه!؟ خلاصه شدم مثه رباط های زباله جمع کنی که شعارش اینه که رباط هوشمند وخوبیه! help!!!!please

راز

سلام

لطفا برای بررسی وضعیت روانی و ارزیابی خود و برنامه ریزی مناسب حضوری مراجعه نمایید. وضعیت شما به صورتی است که راهنمایی متنی بدون در نظر گرفتن وضعیت روانی فعلی و رفع مشکلات احتمالی مفید نخواهد بود.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۵/۳۱

نازنین

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۹
موضوع روانشناسی

بسم الله.. دختری پونزده ساله هستم .شاید برای شما نوشتن این متن از طرف من مسخره باشد با وجود سن کمم خیلی دست اورد ها دارم و همه مدل زندگی را تجربه کردم..و حالا با قلبی رنجیده شده از اطرافیانم اقدام به نوشتن متنی برای کسیکه بتواند مرا راهنمایی کند کردم…در سخت ترین شرایط ممکن در حال زندگی کردن هستم مشکلات مالی مشکلات روحی و هزاران درد که دلم را ازرده کرده ..این روز ها عجیب حرفم را نمیفهمند..من هم نمیتوانم حرف های دلم را به کسی بزنم میدانید ک حرف دل زدن سخت است ..پدر و مادرم هر دو کار میکنند من وخواهر کوچکم روزها در خانه تنها زندگی میکنیم..مشکلات مالی را کار ندارم میدانم که همه اینها میگذرد درد من از حال روحم هست که درمانگری ندارد ..من به گفته اطرافیانم چهره زیبایی دارم و بزرگتر از سنم نشان میدهد به همین علت بارها با کسانی که گشتم پس ازگذشت مدتی به من درخواستی برای دوست شدن یا حتی ازدواج دادند تاکید میکنم بنده پونزده سال دارم..زمانی که چهارده ساله بودم باپسری اشنا شدم که با احساسات کودکانه یا نوجوانانه نمیدانم به او علاقه مند شدم مدتی باهم بودیم ولی پس ازمدتی مرا به حال خود رها کرد ورفت در چهارده سالگی دچار افسردگی شدیدی شدم به طوری که پس از چند ماه به روانشناس مراجعه کردم که این امر توسط پدرومادرم انجام شد و من دخالتی در ان نداشتم ..مدتی گذشت من توانسته بودم کمی با خودم و روحم کنار بیایم اما کسی علت واقعی این پریشانی را نمیدانست.. یکسال گذشت من پانزده ساله شدم و در تمام این یکسال من همه جور شکنجه شدم چ روحی چ مادی برایم مشکلات مادی اهمییت زیادی ندارد ها چون میدانم درحال حاضر نمیتوانم کاری برای رفع ان انجام دهم اما بازهم گاهی ادم دلش میخواهد دوستش را به خانه اش دعوت کند یا لباسهای انچنانی بپوشد اما افسوس ک نمیشود..حال از اینها بگذریم میگفتم وقتی پانزده ساله شدم و به همراه کمک های ان روانشناس توانستم خودم را جمع وجور کنم حیف ک به علت مشکلات مالی نتوانستم کلاسهایم را با ان روانشناس ادامه دهم..بازهم بگذریم..مدت ها گذشت و من تنها در خانه فقط نشستم ونگاه کردم همه چیزرا ..خدارا شکر وضعیت خانواده را درک میکنم و مشکلی با ان ندارم اما پسری که یکسال پیش زما نی که با احساسات پاک کودکانه یا نوجوانانه دوستش داشتم مرا رها کرد حالا برگشته و طرح ازدواجش را با منه پانزده ساله میچیند بیست سالش هست و من هم نسبت به همسن هایم کمی قدرت تشخیص بهتری دارم و در این موارد خنگ نیستم میفهمم ..الان ک این متن را مینویسم به تولد شانزده سالگیم نزدیک میشونم و هنوز هیچکدام از مشکلاتم حل نشده ان پسر برگشته اما من به شخصی دیگر علاقه دارم که نه خودش میداند نه من میدانم ک او نسبت ب من چگونه است اما از همه مشکلات عاطفی که بگذریم من میخواهم اینده ای روشن داشته باشم پس میدانم که به هیچکدام از انها در این سن نباید علاقه مند شوم اما افسوس ک دل سن را نمیفهمد من مانده ام سر دو راهی عاطفی در زمانی که میان انبوهی از مشکلات و درد ها دستو پا میزنم و همه فقط میگویند بچس نمیفهمد….مرا ببخشید ک حرفهای دلم طولانی بود وامیدوارم انرا بخوانید که تنها امیدم هستید..

راز

سلام

در وضعیت سنی شما بهترین اقدام در حال حاضر پاسخ منفی است به این دلیل که شرایط شما را قبلا به هم ریخته است و در حال حاضر هم همین کار را خواهد کرد. سیکل رفتاری خانواده را شما با تحصیل و تلاش قطع خواهید کرد و خواهید توانست برای خودت وضعیت بهتری را در آینده رقم بزنی.

بنابراین پیشنهاد می کنم حداقل تا ۲۰ سالگی به ازدواج فکر نکنی و در این چهار سال سعی کنید یک فعالیت مفید یا ادامه تحصیل را پیش بگیرید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۵/۳۱

بینام

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۶۹
موضوع روانشناسی

با سلام. من در شرف ازدواج هستم ولی متوجه یک مشکل عجیب و غریب شدم! متوجه شدم مادرم به پدرم خیانت میکنه!!!! پدر و مادر من هشت سال اختلاف سنی دارن و خیلی هم باهم خوب نبودند، ولی باز مشکل آنچنانی نبود. مادرم تا پنجم دبستان درس خونده بود. وقتی من رفتم کلاس اول راهنمایی، مادرم هم شروع کرد به درس خواندن با من. زودتر از من دیپلم گرفت، زودتر از من هم از دانشگاه فارغ التحصیل شد، الان لیسانس داره! بدبختی ماهم از همینجا شروع شد. روابط دوستانه با مردای غریبه. روابط دوستانه منظورم بدون ارتباط خصوصی و سکسه. چند سال پیش متوجه ارتباطش با یه مرد شدم که من، خاله هام به پسره زنگ زدیم و گفتیم متاهله دست از سرش بردار. اون گذشت، الان با کسیه که هر روز باهاشه. ما تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم، همه همو میشناسن، من دارم ازدواج میکنم، اگه گند کاراش در بیاد من که بدبخت میشم هیچ، کل فامیل رسوا میشن! واقعا درموندم. تقاضا میکنم کمکم کنید. در ضمن ناگفته نماند من خودم بارها دیدم و بهش تذکر دادم که با مردای غریبه اینقد سریع گرم نگیره و صمیمی نشه. واضح بگم لاس زدن با مردا بهش مزه داده. مادرم متولد ۵۱ و پدرم متولد ۴۳ است. و اینو میدونم سالهاست هیچ رابطه جنسی ای باهم ندارن! من واقعا درموندم. نمیدونم باید چه کار کنم. من نمیتونم آشوب به پا کنم چون براش کاری نداره ازدواج منو بهم بزنه. خواهش میکنم کمک کنید. بگید چیکار کنم.

راز

سلام

نوع ارتباط و سیستم خانواده شما به دلیل نوع رابطه پدر و مادر آشفته است و شما در صورت مداخله آن را آشفته تر خواهید کرد. پیشنهاد می کنم به صورت خصوصی با ایشان صحبت و راضای شون کنید با یک مشاور ارتباط برقرار نمایند .

جلال مرادی ۱۳۹۴/۰۵/۳۱

مهدی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۸
موضوع روانشناسی

باسلام وتشکرازشما خواهش میکنم بخونیدوجواب بدید تاازاین بدبختی دربیام یه موضوعی حدودویک هفته منومشغول کرده..اون اینه که بعضی وختاکه بیکارمیشم یه حسی به من دست میده که باخودم میگم چراخدامنوآفریده واینکه باپدرومادریاحتی خودمم راحت نیستم اصن فک میکنم ادم نیستم فک میکنم یه رباتم که اصن توانایی فک کردن ندارم الان رشتم کامپیوتره همه ی دوستام دارن درمورد رشتشون یه کاری میکنن ولی من وقتموبه بطالت میگذرونم یه احساسیه که نمیتونم توضیحش بدم بعدش توهمه کارا تمرکزمو از دست میدم وحتی نمیتونم درباره یه موضوع فکرکنم ویه چیزدیگه اینه که علاقموبه همه چیزازدست دادم نمیدونم شایدبخاطر اینه که زندگیم خیلی یکنواخت شده چون ازخواب بیدار میشم باوسایل الکترونیکی مثل کامپیوترو…کارمیکنم و زندگی واقعیمو فراموش کردم هرروزم به خودم میگم کاش بدنیانمیومدم!!!خواهش میکنم کمکم کنید

راز

سلام

بهتر است در خصوص برنامه ریزی برای زندگی از اطرافیان الگو بگیری و در صورتی که این امکان وجود ندارد پیشنهاد مراجعه حضوری برای بررسی وضعیت و ارائه راهکار را دارم.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۵/۳۱

م.م.م

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۸
موضوع روانشناسی

با سلام من ۱۶ سال دارم با استعدادم و هوشم زیاده مدت هاست مادرم از مشکل روانى رنج میبره و این مشکل داره به منم سرایت میکنه و کم کم دارم دیوونه میشم مادرم از بچگى با من که تنها فرزندشم مشکل داره و حتى صحنه هاى از بچگیم یادم میاد که داشت منو خفه میکرد و این تبدیل به کابوس شده بود برام تا اینکه از خودش در مورد این موضوع پرسیدم و جوابى به من داد که هنوزم نمیتونم درکش کنم گفت چون نمیذاشتى بخوابم همیشه با من دعوا میکنه جلو دیگران خُردم میکنه اعصابمو به هم میریزه و همیشه به من توهین میکنه و من تا چند روز نمیتونم رو درسم تمرکز کنم اوایل کسى که مثل کوه پشتم بود مادربزرگم بود(مادر مادرم) که عزیز ترین شخص زندگیم بود همه چیزم بود که متاسفانه سال ۸۷ درگذشت بعد از اون بابام ولى اون خیلى در مقابل دسیسه هاى مادرم دوام نیاورد و مادرم منو از جلوى چشش انداخت در حال حاضر فقط خدارو دارم و قرص اعصاب دیگه نمیدونم چیکار کنم

راز

سلام

لطفا برای بررسی مشکلات خانوادگی و پیدا کردن یک راه حل مفید با مرکز تماس بگیرید و به اتفاق خانواده حضور یابید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۵/۳۱

مستانه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۵
موضوع روانشناسی

باسلام شش ماهه عقد کردم و همسرم معقول و محجوب هست.وهیچوقت به روابطش شک نداشتم.گوشی موبایل همسرم همیشه در دسترسم هست تا اینک مدتی قبل گوشی رو عوض کرد و شماره هاش پاک شد.ی پیام تو تلگرام دیدم ک همسرم در جواب نوشته بود سلام عزیزم و صحبتهای عادی بخاطر اینکه لحن صحبت همسرم با خانوادش فقط اینمدلی هست یکم فکری شدم نمیدونم ایا باید به روش بیارم یا نه ندید بگیرم

راز

سلام

شک عاملی به ریختن روان و روابط است . سعی کنید با توجه به این که روابط شما با همسرتان تا به حال مشکل نداشته است این مسائل را ملاک ارزیابی ایشان قرار ندهید.

زندگیتان را با مهر بیمه کنید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۵/۳۱

سیاوش

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۴
موضوع روانشناسی

سلام و خسته نباشید.مردی هستم ۳۰ساله.حدود ۳سال پیش به یکباره افکار منفی پیدا کردم در جهت اینکه توانایی کنترل ادرار در بیرون از محیط منزل را ندارم و وقتی بیرون میرفتم حس میکردم درون بدنم به مایعی ترشح میشه که حالت جسمی منو به هم میزنه و سست و ناتوان میشدم.به دکتر و ازمایش مراجعه کردم حالت جسمیم مشکلی نداشت.رفتم روانپزشک قرص آرامبخشو اینا برام نوشت کمی مصرف کردم بعد حالم بهتر نشد الانم علاوه بر افکار منفی ناشی از عدم کنترل ادرار در مکانهایی که دور از سرویس بهداشتی هستم مدفوع هم اضافه شده.هر روزمم با دفع ادرار و مدفوع شروع میشه.گاهی میخام برم بیرون به زور فشار میارم تخلیه شم تا خیالم راحت شه که وقتی بیرون میرم دفع نداشته باشم.خواستم بدونم درمان داره مریضی بنده؟وقتی خونه باشم یا جایی که سرویس بهداشتی باشه اصلا مشکلی ندارم چون افکار منفی بهم غلبه نمیکنه ولی وقتی سرویس بهداشتی نیست دیگه خودمو میبازم در مقابل افکار منفی.درضمن شکمم هم چون فشار میارم برای دفع داخلش سوزی داره که انگار الان میخاد دفع داشته باشه .ممنون پیشاپیش از جوابتون

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

موقعیت فعلی شما دو حالت دارد یا افکار وسواسی است یا هراس

بنابراین پیشنهاد می کنم برای بررسی بالینی به صورت حضوری تشرف بیارید.

موفق باشید

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۵/۲۱

Kimia

سلام من کیمیا هستم و در انگلستان مدرسه میرم، چند وقتی است که یکی از معلم هام واکنش های عجیبی به من نشون میده، سر کلاس نشسته بودم و داشتم با گوشی با کسی چت میکردم که یک دفعه معلمم گفت با کی حرف میزنی و لبخند میزنی و منم گفتم با دوست پسرم، و یک لحظه با حرفایی که شروع کرد به گفتن فهمیدم یه جورایی عصبانی است. بعد از پنج دقیقه اومد و گفت عکس دوست پسرتو نشون بده، و کارای دیگه مثل اینکه همیشه دنبال یه چیزی میگرده که با من حرف بزنه، لبخند یا اون دفعه منو برد تو اتاقش و به یه چیزایی نشون داد که دانش آموزانش براش درست کرده بودن و کلمه هایی که اونجا دربارش نوشته بودن، شروع کرد به من با انگشت نشون دادن، هر موقع منو میبینه اسمم رو بلند داد میزنه، اون دفعه من ناراحت شدم و باهاش بد حرف زدم ولی پشیمون شدم و وقتی که دیدمش و ازش معذرت خواهی کردم یک دفعه دست من رو گرفت و گفت اشکال نداره. همیشه منو میخندونه یا تا منو میبینه سه و چهار برمیگرده. فکر میکنید به من علاقه داره؟

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

ارتباط شما و تعریفی که داشتید نشان از روابط نزدیک است اما علاقه با مفهومی که شما بیان کردید نیاز به بررسی بیشتری دارد .

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۵/۲۰

محسن

جنسیت مرد
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۶۷
موضوع روانشناسی

با سلام من سه سال هست تو یک رابطه قرار گرفتم قصد ما ازدواج هست و من کرمانی هستم و طرفم شیرازی هست قبلا که دانشجو شیراز بودم اشنا شدیم الان سربازم خواستگاری رفتیم خانواده اونا هم خونه ما اونده اند بعضی از اعضا خانواده ها راضی نبودند اما با اسرار راضی شدند قرار شد بریم برای نامزدی یباره من خانمم تصمیم گرفتیم اما خانواده ها اماده نبودند بخاطر همین خانواده خانمم گفتن کار نداری سربازیت تموم نشده خانواده منم با قهر رفتن الان هر کار میکنم راضی نمیشن میگن خانواده ای که الان اخلاق ندارند بعد هم دردسر میشه واسه ات دیگه حاضر نیستند نه بیان شبراز نه بگن خانواده اونا بیان کرمان من خانمم خیلی با هم خوب هستیم خیلی زمانا با هم بودیم اخلاقمون خیلی جوره تحصیلات هم من ارشد مکانیک خانمم لیسانس کامپیوتر هست الان خانواده خانمم راضی شدند خانواده من نشده اند از اولش خانواده ام بخاطر یکم سبزه بودن خانمم مشکل داشتن خانواده خانمم هم بخاطر سربازی کار نداشتن با خانواده خواهر خانمم رفتامد داشتم میشناسمشون اخلاقشون خیلی خوبه چطور میتونم خانواده ام راضی کنم مامانم فوت کرده بابام و دو تا خواهر بزرگم مخالفن که بابام مخالف سر سخته

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

لطفا با توجه به اقدام های اولیه و نیز موافقت خانواده از قبل با یکی از آسنایان نزدیک برای صحبت با خانواده کمک بگیرید تا نظرات آنها شنیده شود و نیز کارها جلو رود.

در غیر این صورت متاسفانه کاری نمی تونید انجام دهید و دچار مساله خواهید شد. و قضیه ازدواج مبهم باقی خواهد ماند.

جلال  مرادی      ۱۳۹۴/۰۵/۲۰

رویا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

سلام.من خیلی میترسم.باهرچیزکوچکی میترسم وتپش قلب دارم.چیکارکنم؟

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

ترس دلایل گوناگونی دارد یا شاید به دلیل ترس از قبل وجود داشته ای باشد بنابراین پیشنهاد می کنم برای رفع مشکل و بررسی بالینی حضوری مراجعه نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۵/۲۰

لیلا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی

باسلام وخسته نباشییدختری ۲۷ ساله هستم یک سال ونیم است باپسری در ارتباطم خیلی هم دوسش دارم .باتوجه به اختلافات عامیانه رابطه خوبی باهم داشتیم و برای ماههای اینده برنامه ریزی کرده بودیم .تو اوج خوبی یه شب ازم خواست که یه مدت از هم فاصله بگیریم یعنی رابطه دوست دختری وپسری نباشه .باوجود مخالف بودنم اما رضایت دادم .اما اصن توجیه نشدم که چرا این خواسترو ازم داره درعین حال باهم کم و بیش درتماسیم وبیشتر مواقع خودش شروع کنندست اما در مقابل دیدن مقاومت میکنه ازتون خواهش دارم راهنماییم کنید که احتمال به چه موضوعی میره این کارش چون خیلی دوسش دارم وخیلی دارم اذیت میشم

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

دلایل را باید از ایشان پرسید ولی هزینه دیدار، نبود وسیله و یا محدودیت و کشش جنسی می تواند دلیلی برای این امتناع از دیدار باشد بنابراین بهتر است صادقانه این سوال را جواب دهد و شما هم خود را با آن سازگار نمایید یا اگر احساس می کنید تصمیم دیگری بگیرید اقدام کنید.

جلال مرادی  ۱۳۹۴/۰۵/۲۰

فاطمه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۶
موضوع روانشناسی

با سلام و خسته نباشید من ۱۸ سالمه یه مشکلی داشتم اون هم در رابطه با پدرمه راستش ایشون تقریبا شش سالی هست که بیکاره و توی این چند سال مخصوصا این اواخر اصلا توجهی به نیاز من نکرده و باور داشته باشید که حتی برای یه خرید ساده هم به من پول نمیده نه اینکه اصلا نده اما با اصرار نمیدونم توی دلش چیه که مدام از من از اول بچگی تا الان انتقاد کرده وخیلی خیلی کم ویژگی های مثبتم و گفته و اعتماد به نفس من رو ازم گرفته من فعلا محصلم و نمیتونم که کار کنم تا از لحاظ مالی خودمو تامین کنم یکی دوباری هم شده که نه خیلی جدی ولی گفته که دختر فلان آدم کار میکنه و خرج تحصیلش رو میده تو هم خرج خودت رو دربیار من فرزند آخر خانواده هستم و یه برادر و خواهر بزرگتراز خودم هم که مجردن دارم.حالا من الآن باید چه کار کنم چجوری نیاز مالی خودمو برطرف کنم و توجه داشته باشید که ایشون نیاز عاطفی و محبت رو هم برای من تامین نکرده یعنی کلا از اون زمانی که با مادرم ازدواج کرده همین طور بوده.خواهش می کنم زودتر جواب سوالم رو بدید چون خیلی این موضوع آزارم میده.ممنون میشم

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

به دلیل نیاز فعلی نباید در سختی کار تمام وقت قرار بگیری . پیشنهاد می کنم از برادر و خواهرت کمک بگیری و در زمان ورود به دانشگاه دنبال یه کار نیمه وقت هم باشی تا بتونی هزینه های جاری خود را تامین کنی. شما نمی تونی تغییری در وضعیت فعلی رفتار خانواده ایجاد کنی بنابراین بهتر است از این شیوه بهره ببرید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۵/۲۰

باران

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

حدود۳ساله ازدواج کردم ۲سال عروسی کردیم احساس میکنم اصلابه دردهم نمیخوریم به خاطردلایل زیر: ۱.ازاولش شوهرمودوس نداشتم به خاطرتاییدخانوادم باهاش ازدواج کردم۲.تفاوت سنی مون زیاده(۱۲سال)۳.درموردشرایط شغلیش موقع ازدواج خیلی اغراق کرده بوددرواقع اونیکه خیال میکردم نبود۴.خیلی باهم دعوامیکنیم وبرامون فرقی نمیکنه چندروزباهم قهرباشیم۵.احساس میکنم اونم دوسم نداره ویه بارموقعی که باهم خوب بودیم گف زندگیمون اصلاقشنگ نیس ومنم تاییدکردم۶.بعضی وقتامشکلات،نداری واخلاقش منوسرحدجنون رسونده حتی چندبار زدتم.۷خودکشیم کردم ولی موفق نشدم

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای بررسی مشکلات زناشویی لطفا اقدام حضوری کنید. و بعد از آن تصمیم منطقی را اجرا نمایید.

موفق باشید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۵/۲۰

مهران

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و خسته نباشید من پسری ۲۹ ساله که حدود ۹ ماهه ازدواج کردم و حدود یک سال هم عقد بودیم. من و همسرم نسبت فامیلی داریم و مادر ایشون دخترخاله من میشن.خانواده همسرم مذهبی هستن و در ابتدا که در دوران آشنایی بودیم و بعد ۳ یا ۴ بار صحبت پدر ایشون اجازه نمیدادن ما زیاد صحبت کنیم و میگفتن صحبت نباید طولانی بشه چون از نظر اسلام صحیح نیست.من با همسرم سر بعضی مسائل مثل میزان مهریه و محل سکونت اختلاف داشتیم اما به اصرار خانوادم قبول کردم.بعد عقد چندین بار با همسرم در مورد بعضی رفتارای همسرم دعوامون میشد و همسرم بعد چند روز لجبازی قبول می کرداشتباه کرده و میگفت میدونستم حق با تو هست اما میخواستم لجبازی کنم تا شاید کوتاه بیای و قول میداد تکرار نکنه اما بعد یه مدت کوتاه دوباره همون رفتارهارو تکرار می کرد. خانواده همسرم در مورد انجام مراسمات یه مقدار به من سخت گرفتن و با اینکه اوضاع مالیشون خوب بود در مورد کارهایی که بر عهده خودشون بود خیلی کوناهی کردن . همسرم اصلا از من حمایت نمی کرد . بعد عروسی هم هر بار که با هم بحثمون می شد همسرم به دعوا و لجبازی میکشوند و اینقدر لجبازی و دعوا رو ادامه می داد که به دعوای فیزیکی کشیده میشد بعد ادامه نمیداد. مثلا در هر بار دعوا این لجبازی و دعوا تا ۳ ساعت هم می کشید و من خیلی خسته و رنجور می شدم .چند بار قول داد که این رفتارشو تکرار نکنه اما نتونست به قولش عمل کنه . با مادر ایشون صحبت کردم و ایشون با همسرم صحبت کردن اما چیزی عوض نشد.همسرم یه مقدار خودبرتربین هست یعنی خودش و خانوادشو از همه بالاتر میدونه چون از نظر مالی یکم وضع بهتری دارن در حالی که از نظر من مادیات اهمیت زیادی نداره . من یکم آدم احساستی و در عین حال منطقی هستم یعنی برای من عشق و صداقت مهمتر از مسائل مادی هست. تا الان نتونستم با ایشون چند دقیقه منطقی صحبت کنم و به نتیجه برسیم چون ایشون خیلی آدم منطقی نیست . پیش مشاور رفتیم و اونجا هم قول داد که دعوا و لجبازی شدید نداشته باشه اما باز هم …. در مورد مشکلاتی که من داشتم ایشون هیچ وقت منو درک نکرد و کمکم نکرد . از نظر مادی که توقعاتشون مقداری بالا بود ولی وقتی نوبت خودشون میشد کمترین حد رو اختیار می کردن و از نظر عاطفی و احساسی هم من هیچ وقت نتونستم رو ایشون حساب کنم که مثلا بخوام باهاشون دردو دل کنم یا در مورد بعضی مشکلاتم با من همدردی کنن . متاسفانه با دوران عقد حدود دو ساله دارم ادامه میدم . در حال حاضر از ازدواجم پشیمان هستم و به ایشون علاقه ای ندارم . چند بار جدایی رو مطرح کردم اما ایشون قبول نمیکنه . الان نمیدونم چکار کنم.اصلا از زندگیم لذت نمیبرم و به شدت فکرم مشغوله و کمی افسرده شدم و از زندگیم دارم نا امید میشم. لطفا راهنماییم کنید

راز ؟آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

معمولا در زمان ازدواج با سه مرحله اختلاف مواجه هستیم قبول خواستگاری ، سخت گیری دوران عقد و عدم سازگاری در دو سال اول زندگی ؛ گذار از این مراحل آسان نیست و نیاز به مهارت و گذشت زمان دارد.

مسلما شما علاقه به ایشان داشتی که پا پیش گذاشتی و تقدام به ازدواج کردید ولی متاسفانه رفاقت شما تبدیل به رقابت شده و از خواسته های همدیگر آگاه نیستید . پیشنهاد می کنم خواسته های ایشان را بشنوی و درخواست های خود را باز تعریف کنید . اگر بتوانید مراجعه حضوری بسیار مفید خواهد بود و در غیر این صورت بخش رضایت زناشویی سایت را مطالعه و از تکنیک ها بهره ببریید.

امیدوارم مفید واقع شوند.

جلال مرادی ۱۳۹۴/۰۵/۲۰

نوش آفرین

با سلام دختر بیست و نه ساله ای هستم که مدت پنج ساله با فردی در ارتباط هستم. تصمیم ما برای ازدواج قطعیه و در حال جور کردن مقدمات کار هستیم اما چیزی که من رو تو این مدت پنج سال واقعا عذاب داده اینه که ایشون به رابطه تلفنی و جواب تماس و اس ام اس دادن به من کاملا بی توجهه بارها سر همین موضوع کار به جدایی و کات کردن هم کشید چرا که این باور رو به من میداد که صحبت از علاقه و احساس هم دروغ بوده گاهی دو تا سه هفته بی دلیل به تماس هام جواب نمیده و این برای من قابل تحمل نیست میگه با زمان حل میشه واین رفتارو کنار میزارم اما باز همچنان به اون صورته به خصوص بعد از دیدارهای حظوریمون پیدا کردنش میشه گفت غیر ممکنه بارها باهاش کات کردم و خواستم کلا بی خیال رابطمون بشم اما هر بار با اسرار و خواهش راضی به برگشتنم کرده و قول داده مطابق میل من باشه اما متاسفانه بعد نهایتا یک تا دو هفته همون ادم سابق میشه رابطمون به جز در این مورد مشگل خاص دیگه ای نداره حس میکنم باهام انگار داره باهام لج میکنه و از روی عمد این رفتارش رو کنار نمیزاره اوایل دوستیمون فکر میکردم نمیخواد وابسته شه و به خاطر این میزاره میره اما العان رک و راست میگه فقط میخوام با تو باشم و تنها انتخاب من تویی منم کاملا حس میکنم دوسم داره و بهم وابسته هستش اما این کما رفتناش واقعا نا امیدم میکنه حس میکنم خیلی احمقم که هنوزم با این همه بی توجهی باهاش موندم اما دوباره میاد و با حرفاش از دلم در میاره اما باز همون وضع قبلی تکرار میشه شدیدا به این رفتارش حساس شدم اونم جدیدا به گیر دادنام واکنش نشون میده قهر میکنه میگه بهم فرصت بده اروم اروم درست میشم اما تحملش خیلی سخته برام خصوصا که میبینم تو تلگرام و واتس اپ انلاینه اما به پیامام جواب نمیده واقعا دیوونه میشم اگه واقعا دوسش نداشتم حتما ترکش میکردم

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

رابطه با ازدواج متفاوته و ایشان در زمان ازدواج نمی توانند غیبت طولانی داشته باشند. ولی برای بررسی شخصیت و خصوصیات رفتاری دو نفر پیشنهاد می کنم حتما قبل از قطعی شدن خواستگاری مشاوره قبل از ازدواج داشته باشید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۵/۱۴

زیبا

با سلام و خسته نباشید من نزدیک به ۵ ماه هست که با پسری ارتباط تلفنی داریم والبته هردو قصد ازدواج داریم اما به دلیل شرایط خاصی که داریم نمیدونیم باید چیکار کنیم هردوخانواده متوسط هستیم وهم کف هستیم هردو هم و درک میکنیم ولی مشکلی که جدیدا برای آقا پیش اومده اینکه که شک داره عشقش نسبت به من عشقه واقعیه یا هوس چطوری این موضوع را بفهمیم؟؟؟؟ مشکل دوم اینه که ما به دلیل مذهبی بودن دو خانواده و سنتی فکر کردن اونا نمیتونیم بگیم که ما خودمون با هم آشنا شدیم و نمیدونیم چطور باید دوطرف رو بهم نزدیک کنیم و اینکه هرچه زودتر قصد بهم رسیدن داریم نمیخواییم رابطه ما بشتر از این پنهانی باشدو بیان کردن این موضوع به خانواده برای من مشکل بیشتری داره و اصلا به هیچ وجه نمیتونم این موضو ع را خودم بیان کنم و اینکه برای ما این مهمه که دروغی هم نگفته باشیم لطفا خیلی زود جواب بدید ما واقعا از این وضعیت رنج میبریم. من۱۸ساله و ایشون۲۰ ساله وفعلا تویه یک شرکت به عنوان تعسیسات کار میکنن.

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

پیشنهاد می کنم شرایط را به یکی از آشنایان آقا اطلاع دهید تا در صورت فراهم بودن شرایط و مساعد بودن ایشان اقدام نمایند.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۵/۱۴

زهرا

جنسیت زن
وضعیت تاهل جداشده
سال تولد ۶۶/۱۲
موضوع روانشناسی

سلام من حدود هشت سال جدا شدم با پسری صیغه خوندیم و هم دیگه را خیلی دوست داریم ومن خیلی ادم بی اعصاب و مشکوکی هستم وهر چی می گه من بامن باور نمی کنم و بعد از هشت سال رابطه به این نتیجه رسیدم این رابطه را تمام کنم چون هم من دارم اون اذیت میکنم و از دیدن خانوادش که مخالف من هستن دارم اذیت میشم در ضمن خیلی خیلی خیلی دوسش دارم نمیدونم چه کار کنم لطفا کمکم کنید

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

لطفا برای بررسی و مطالعه تشخیصی دقیق حضوری مراجعه نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۵/۱۱۴

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۳
موضوع روانشناسی

مدت ۶ ماه ازدواج کردم و دوماه که عروسی کردم اما با اینکه همیشه آراسته ام و ازظاهرو تیپ خوبی برخوردارم وهمسرم از سکس بامن راضی هستش اماهمسرم سردمزاج و من گرم مزاج هستم همسرم هر۱۲ یا ۱۳ روز یکبار بامن رابطه برقرارمیکنه اما من رابطه بیشتری میخام ودرضمن ما هیچ مشکلی باهم نداریم وقبلا هم دوست بودیم تواین سه سالی که باهم هستیم حتی باهم بحث هم نکردیم لطفا راهنماییم کنید؟

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

همسر شما و شما دارای رفتارهای جنسی متفاوتی هستید و این با تمرین و تغییر عادت رفتاری تغییر خواهد کرد به این صورت که از طریق آموزش و تمرین و لمس شبانه می توان رفتار جنسی و تمایل به رابطه را تغییر داد پیشنهاد می کنم نوع شغل ، تغذیه، ساعت استراحت و زمان رابطه را به دقت تنظیم و بررسی نمایید تا فرد مقابل در بهترین حالت و آمادگی باشد.

همچنین مراجعه و آموزش حضوری را نیز به همراه همسرتان توصیه می کنم.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۵/۱۴

مهنا

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

من به کسی که باهاش هستم به شدت علاقمندم ولی من ذاتا ادم شکاکی هستم مدتی قبل به احمد شک کردم ولی فقط شک بود در زمانی که بهش شک داشتم با خودم عهد کردم حالشو بگیرم ازش سرد بشم ولی فقط بخاطر عصبانیت این حرفو زدم الان چند روزی بهش سرد شدم من دوسش دارم ولی نمیدونم چرا اینجوری شدم ترو خدا کمکم کنید نیازمند کمک دوستان هستم احمد اسم فردی که باهاش هستم.

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

برای مدیریت ارتباط سعی منید ارتباط ها و سطح توقع خود را مدیریت نمایید. یکی از بهترین شیوه ها تعامل و انتظار معقول و برنامه ریزی و هدف گذاری برای ارتباط است که قرار است به چه نتیجه ای منجر شود و یا چه انتظاراتی از طرف مقابل باید داشته باشیم.

پیشنهاد می کنم از مشاوره حضوری هم بهره ببرید..

جلال مرادی  ۱۳۹۴/۰۵/۱۳

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۷۵/۶
موضوع روانشناسی

ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺎﻟﻪ ﻛﻪ اﺯﺩﻭاﺝ ﻛﺮﺩﻡ ﻭﻟﻲ ﻫﻴﭻ ﺁﺯاﺩﻱ ﻧﺪاﺭﻡ ﻳﻌﻨﻲ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺑﻬﻢ اﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﻴﺪﻩ ﺗﻨﻬﺎﺣﺘﻲ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺮﻡ ﺑﺎاﻳﻨﻜﻪ اﻭﻧﺎﻫﻤﺴﺎﻳﻤﻮﻥ ﻫﺴﺘﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺧﻮاﻫﺶ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻛﻤﻜﻢ ﻛﻨﻴﺪﻣﺮﺳﻲ.

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

لطفا بخش مقالات زناشویی را مطالعه فرمایید و نیز برای بررسی جزییات مشاوره حضوری داشته باشید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۵/۰۸

محمد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۵
موضوع روانشناسی

سلام بخسته نباشید.من ۱۸ سالمه و نامزد دارم و اینکه واقعا عاشق هم بودیم و هستیم مشکل اینکه یه چند مدتیه که اونقدر پیشم(اقوام پدریم) از نامزدم بد گفتند (آخه من رو برای یه دختری تو فامیل انتخاب کرده بودند )که در حسم به نامزدم تزلل پیدا کردم در ضمن من به بد گویی هاشون شدیدا پاسخ می دم

راز آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

محمد جان سلام

انتخاب شما و خانواده حتما با در نظر گرفتن ملاک ها و نیازهای خاصی بوده است بنابراین ضروری نیست به اظهار نظر دیگران که نقشی در زندگی شما ندارند پاسخ دهید.

در صورت وجود مشکلات خاصی که زندگی شما را احتمالا دچار مشکل کند پیشنهاد می دهم دوره ای مشاوره حضوری داشته باشید.

موفق باشید

جلال مرادی ۱۳۹۴/۰۵/۰۸

سیمین

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۴۳
موضوع روانشناسی

با عرض سلام وخشته نباشید ۵۱ ساله هستم سه پسر ۲۶ ساله ۲۱ ساله و۱۳ ساله دارم لطفا به من

روش احترام گذاشتن وحرف شنوی ودوست داشتن من از طرف بچه ها رو بگید احساس میکنم یکی یکی وقتی بزرگ میشن واحتیاجشون به من کم

میشه به خودشون اجازه میدن به من بی احترامی کنن ومن به هیچ عنوان نمیتونم تحمل کنم از طرف پدرشون هم هیچ تذکری داده نمیشه مثلا پسر

۲۱ ساله وقتی با کلام بی ادبی میکنه هزار بار هم تذکر میدم باز حرف خودشو تکرار میکنه لطفا راهنمایی بفرمایید متشکرم

راز خانم سیمین، آقای دکتر جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

دادن مسئولیت، نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب و تشویق کارساز خواهد بود. در صورتی که در زمان

مذاکره یا مشاجره و یا درخواست کردن این نوع بی احترامی را بیان میکند بدون مشاجره او را نادیده بگیرید و بر روی حرف خودتان باشید و فقط بگویید

در صورت کلام صحیح ادامه خواهم داد یا حرفت رو خواهم شنید. در کلام شما سعی کنید مثبت یا خنثی عمل کنید و رفتار های بد ایشان را با تذکر

تقویت ننمایید و هر وقت درخواستی داشتند فرصت مناسب و محیط تنهایی را برای مذاکر انتخاب نمایید. در صورت موفق نشدن لطفا حضوری اقدام

نمایید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

باسلام من خانومی ۲۲ ساله هستم از وقتی ازدواج کردم به این موضوع پی بردم که وقتی در مجلسی و

یا جمعی میرم مخصوصا مجلس های اطرافیان شوهرم از استرس صورت و مخصوصا زیر گردنم (روی سینم ) سرخ میشه شدییییید کلافم همه متوجه

میشن دون دون قرمز میشه آبروم میره همیشه سعی میکنم لباس پوشیده سه سانتی بپوشم معلوم نشه ولی اصلا نمیشه اگه ممکنه راهنماییم کنید و

بگید دارو بخورم و یا چیکار کنم خوب میشم یااا نه ؟ در ضمن خجالتی نیستم ولی استرس شدید و عصبی هستم لرزش دست دارم که در آن حالت

شدید میشه در ضمن بگم که باوجود اینکه خدارو شکر هم ایرادی در چهره ندارم و یا در پوشش همیشه در جمع سرم اگر هم سر نباشم بد نیستم با

وجود دونستن ایناااا ولی باز این مشکل رو دارم همین که وارد جمع میشم شروع مبشه بعد نیم ساعت خود بخود خوب میشه ولی چه فایده اولش همه

متوجه میشن لطفا پاسخ بدید ، پیشاپیش ممنونم

راز خانم ستاره، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

دلایل مختلفی از جمله تفاوت سبک زندگی و فرهنگ خانواده همسرتان یا اضطراب منتشر خودتان سبب

این موضوع است. لطفا برای تحلیل و ارائه راهکار مناسب حضوری اقدام نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۷۱
موضوع روانشناسی

با سلام من از وقتی که به یاد دارم ثبات نداشتم.تقریبا همه کارامو نصه و نیمه رها میکنم.عجولم

نمیدونم مشکلم چیه کمکم کنید.

راز خانم طیبه، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای بررسی این موضوع دلایل مختلفی وجود دارد. استرس زیاد، درماندگی، نداشتن برنامه انگیزشی

کافی، اضطراب و …

لطفا برای بررسی و ارائه راهکار حضوری اقدام نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

رویا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

سلام.من۲۳سالمه.من وقتی با همسرم رابطه جنسی دارم.وسط رابطه یهو گریم میگیره.گریه شدید

نه.گاهی اوقات فقط چند قطره اشک بی اختیار ازم میاد.احساس خوب وسبکی دارم بعدش.علتش چیست؟ممنون ازشما

راز خانم رویا، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

اشک و حالتی که تجربه می کنید بخشی از لذت شماست و ایرادی ندارد هر کس در مرحله ارگاسم و

لذت تجربه خاص خود را دارد شما هم ای تجربه را دارید. با آن راحت برخورد کنید و ارامش و لذت خود را در سکس ادامه دهید.

جلال مرادی       ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

رها

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۷۵/۱۱/۵
موضوع روانشناسی

سلام من نامزد هستم اصلا از نامزدم خوشم نمیاد به و به خاطر اصرار پدرومادرم با اون ازدواج کردم

من قبل از نامزدی ۳سال بود که با پسری دوست بودم وخیلی دوسش داشتم ودارم واونم خیلی دوسم داشت ولی به خاطر این که درس میخوند

موقعیت ازدواج کردن را نداشت حالاکه من نامزد شدم یه لحظه هم نمیتونم فراموشش کنم، نامزدمم نمیتونم دوسش داشته باشم ولی اون خیلی

دوسم داره دیگه کلا از زندگی نا امید شدم نمیدونم چیکار کنم دیگه دلم نمیخواد تو دنیا باشم هرروز از خدا گله میکنم ازش یا مرگ خودمو میخوام یا

نامزدمو.از زندگی خسته شدم نمیدونم چیکار کنم خواهش میکنم کمکم کنید؟ باتشکر

راز خانم رها ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

واقعیت این است که فرد قبلی به هر دلیلی دیگر در کنار شما نیست. و این فرد هم نباید تاوان

مخالفت پدر و مادر شما یا نداشتن موقعیت دوستتون را بدهد و بدانید اگر در مقابل علاقه ، ابراز محبت نباشد ارام ارام به سردی منجر خواهد شد و

در صورت اطلاع هم شاید احساس بدی پیدا کنند.

پیشنهاد می کنم برای فرصت دهید به خودتان و رابطه خود را ترمیم و با نامزدتان صمیمانه تر برخورد

نمایید چه بسا در صورت پذیرفتن ایشان علاقه و صمیمیت شما بیشتر و خوشبختی بیشتری را تجربه نمایید. دربخش مقالات سایت رضایت زناشویی را

لطفا مطالعه نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

/
جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۷
موضوع روانشناسی

با سلام. چند سال است که دچار وسواس عملى شده ام و هر چیزى را چندین بار کنترل میکنم که این

کنترل بیش از حد برام آزار دهنده شده . البته این وسواس گاهى خود به خود متوقف میشه ولى بعد از مدتى دوباره سراغم میاد. ممنون میشم

راهنمایى کنید که من براى رهایى کامل از این وسوس چه کار بکنم.مرسى.

راز آقای  پ ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

قبل از برچسب زندن به خودتان و محدود کردن خود، بهتر است از طریق مراجعه حضوری مورد ارزیابی

بالینی قرار بگیرید و در صورت تشخیص درمان مناسب برای شما خواهیم داشت.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

محمد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۶
موضوع روانشناسی

سلام قربان مدتی است عاشق دختری از اقوام شده ام که از همه نظر باعث شده استرس و ناراحتی در

درونم ایجاد شده،که میشه یا نه نمیدونم چیکار کنم که بهش فکر نکنم و ارامش داشته باشم مثلا میرم صفحه واتساپش،میبینم انلاینه میگم چرا بهم

پیام نمیده وقتی هسش،چیکار میکنه الان،کجا هستش،و… خیلی ذهنم درگیره،نمیدونم چیکار کنم ارامش داشته باشم و بهش فکر نکنم تمرکزم رو به

کلی از دست دادم

راز محمد جان ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

در این سن دوستی ها بیشتر به صورت گروهی است ولی باید عرض کنم که ایجاد گرایش نسبت به

جنس های دیگر نیز امری طبیعی است ولی به دلیل وضعیت سنی شما بیشتر باعث آزار و غصه و دلتنگی شما می شود تا سبب لذت و پیشرفت شما؛

بنابراین همانگونه که در بخش های مختلف به هم سن و سالهای شما گفته ام بهتر است بخش مهارت های زندگی سایت را مطالعه نمایی و بیشتر در فکر

توسعه ارتباط های جمعی باشی و از حضور در میان همسالان خود لذت ببری و به فعالیت هایت توجه بیشتری نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

سینا نصرتی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۷
موضوع روانشناسی

با سلام خدمت شما من نوجوانی ۱۷ساله هستم که به هر جا میروم احساس میکنم کسی مرا دوست

ندارد واحساس میکنم در همه جمع ها اضافه ای هستم مرا راهنمایی کنید چگونه میتوانم با دیگران رابطه خوب برقرار کنم تا دیگران از من زده نشوند

ومرا دوست داشت ه باشند سوال ۲اینکه میتونم با دختر خاله خود رابطه دوستان ه برقرار کنم اشکال نداره چجوری میتونم با او رابطه برقرار

کنم

راز سینا جان ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

شما در سنی هستید که نیاز دارید مهارتهای بین فردی خود را تقویت نمایید. نگران برقراری ارتباط با

دیگران نباش و حساسیت بالایی نداشته باشد در صورتی که از مهارت کافی برخوردار نیستی بخش مهارت های زندگی سایت را مطالعه نمایید و بدان که

مهمترین بخش ارتباط احترام و رعایت تعامل اجتماعی است.

در خصوص دوست شدن هم باید خدمت شما عرض کنم که در دوره های مختلف گرایش و علاقه نسبت

به اطارفیان پیدا می کنی ولی بهتر است به جای دوستی های فردی در جمع و دوستانه با این گونه افراد توجه کنی و خودت و دیگران را متعهد و ملزم به

ارتباط های پنهانی نکن.

و بهتر است علایق و ارتباط های اجتماعی خودت را توسعه دهی و در گروه و درجمع دوستان و اقوام

بیشتر لذت خواهی برد تا دوستی های فردی.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

روشنک

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

با سلام نزدیک به چهل روز است که پدرم فوت شده است یه برادر سه ساله دارم من و مادرم

نمیدانیم چگونه با برادرم رفتار کنیم که بر اثر فوت پدرم دچار مشکل روحی نشود؟

راز روشنک جان، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

بابت مرگ پدرتون تسلیت می گم.

کودکان در زمان مرگ عزیزان و والد درکی از مرگ ندارند ولی اگر به آنها اطلاعی داده نشود آنها به

دلیل از دست دادن ناگهانی یکی از والدین دچار اضطراب جدایی می شوند. بنابراین اگر برادر شما سراغ پدرشون را گرفت بهتر است با حضور شما بر سر

مزار حاضر شود و در سن بالاتر هم فوت پدر را بهشون اطلاع دهید.

بهتر است کودکان از مرگ اطلاع یابند ولی سوالات پیچیده او را لطفا برای من ارسال نمایید تا پاسخ

مناسبی را برای او داشته باشید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع سایر

سلام من ۲۳ سالمه مشکله من با بقیه فرق داره دردی دارم که هیچ کسی نمیتونه تحملش کنه ولی من

۹ ساله دارم با دردم که مریضیه سرطانه کنار میام مشکلم اینه که هیچ کسی از مریضیه من خبر نداره حتی مادرم هیچ موقع نمیخام کسی بفهمه چون

اونا هم داغون میشن تا حالا ۱ بارم پیشه پزشک نرفتم چون اینجوری خانوادم میفهمن شاید سخت باشه قبول کردنش ولی هیچ کس غیر از خدای خودم

از دردم خبر نداره از طرفی من خیلی خواستگار دارم نمیتونم راهشون ندم خونه ولی هر کدومو به یه بهونه رد میکنم گناهه یزرگیه میدونم ولی چاره

ای ندارم تو رو خدا دعا کنید و بعد به یه راهنمایی بزرگ احتیاج دارم

راز نسرین جان، آقای دکتر جلال

مرادی به شما پاسخ داده اند.

سلام

تشخیص بیماری سرطان یا هر بیماری دیگری نیاز به بررسی تخصصی دارد. داشتن یک یا چند نشانه از

علایم یک بیماری نمی تواند دلیل بر وجود یک بیماری باشد بنابراین پیشنهاد می کنم برای یک چک آپ اقدام کنید و نیز در حال حاضر اکثر مشکلات و

بیماری ها راه حل های درمانی خاص خودشان را دارند و جای نگرانی نیست.

پیشنهاد من را بپذیرید و سریع اقدام نمایید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۳/۲۱

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی

با سلام دختری هستم ۲۷ ساله که دارای مشکلات عدیده ای از لحاظ خانوادگی شده ام که دیگه کم کم

دارم احساس افسردگی می کنم و نمیتونم دیگه بجنگم..تمام زندگی من پر بوده از غصه و غم از نداشتن پدر گرفته تا مادری که حتی تو رو نمی فهمه و

برادرانی که مدام در پی زمین زدنت هستن..من برای هر چیزی تو زندگیم جنگیدم از دانشگاه گرفته تا سرکار رفتنم و البته در این مسیر خواهر

بزرگم تا حدی با وجود غرهای بی حد و مرز شوهرش پشتوانم بوده..من با خواهرم زندگی می کنم با کلی بدبختی به اینجا رسیدم و الان دلم میخواد

ازدواج کنم و البته کیس مورد نظر هم دارم.. اما نمیدونم اون تا چه حد می تونه پشتوان من باشه و اگر من از ناراحتی هام بگم اون با من می مونه یا

میره…اینقدر داغونم که دلم میخواد بمیرم حتی به فکر خودکشی هستم چون دیگه واقعا نمیتونم..می خوام ازدواج کنم چون تنهام چون دلم یه همدم

یه تکیه گاه میخواد اما نمیشه چرا؟ چون خانواده مزخرف من اینقدر جلوی دامادمون کارهایی کردن که دامادمون از خانواده من متنفر شده و حاضر

نیست اونها رو ببینه.خانواده من تو شهر دیگه ای زندگی می کنن و من نمیدونم چطور باید خانواده پسر رو راضی به رفتن به شهر دیگه بکنم در حالی که

اون اینچیزها رو نمیدونه شوهر خواهرمم میگه به من ربطی نداره و خانواده ای هم ندارم که کمکم کنن..دارم دیوونه میشم..هیچ راهی به ذهنم نمی

رسه من واقعا تنهام لطفا راهنماییم کنین ممنونم

راز الهه جان ، آقای دکتر جلال

مرادی به شما پاسخ داده اند.

با سلام

 برای خواستگاری بهتر است مشورت کنید و بهترین حالت این است که خواستگاری از طرف خانواده ها

و در منزل خودتان انجام شود در صورتی که امکان داشته باشد.

برای بررسی موارد دیگر نیز و هماهنگ کردن خود با مسائل پیش رو بهتر است با یک مشاوره جلسه

حضوری داشته باشید تا به صورت دقیق برنامه ریزی داشته باشید و از حمایت مرکز برخوردار شوی؛ در هر صورت برای چنین امری حمایت و همراهی

خانواده لازم است و برنامه ریزی برای حضور فعال و مناسب آنها لازم خواهد بود و یا اینکه در صورت عدم امکان برنامه دیگری را جای گزین خواهیم

کرد.

مساله مهم در حال حاضر استارت موضوع و بررسی چگونگی آن است که با کمک مشاور می توانید آنرا

اجرایی نمایید.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۳/۱۹

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۸
موضوع روانشناسی

سلام.خسته نباشید من خوب نمیتونم با اطرافیانم ارتباط برقرار کنم.احساس میکنم در جمعی هستم

کسی به من توجه نمیکنه و ادم حساب نمیکنه دوستم دارن اما نمیدونم به خاطر اخلاقمه.با همه رفتار خوبی دارم با هیچکس توهین امیز حرف زدم اما

تو جمعی که میرم احساس میکنم خیلی کم بهم توجه میشه.خسته کننده میشم و واقعا بابت این موضوع ناراحتم و اعتماد به نفسمو ازم گرفته.توی

مدرسه یا هر جمعه دیگه ای این مشکلات رو تا جایی که یادم میاد و بچه بودم داشتم اما هر چقدر به سنم اضافه میشه برام این موضوع سخت تر میشه

نمیدونم چه رفتاری داشته باشم که همه به حرف هام توجه کنن با علاقه به حرف هام گوش کنن براشون خسته کننده نباشم.بعضی اوقات هم به

دیگران زیادی خوبی میکنم که از این اخلاقم هم خیلی سواستفاده میشه و ناراحت میشم دوست دارم شخصیت محکمی داشته باشم اما نمیدونم چیکار

کنم

راز آتریسا جان، آقای دکتر جلال

مرادی به شما پاسخ داده اند.

سلام

در این دوره سنی شما نیاز به شناخت و مهارت اجتماعی دارید تا بتوانید با روابط بین فردی مناسب در

بین افراد حضور یابید. برای شناخت بهتر پیشنهاد می کنم از طریق ازمون هوش عاطفی و اجتماعی و گذارندن دوره های مهارت اجتماعی مهارت های خود

را تقویت نمایید.

جلا مرادی   ۱۳۹۴/۰۳/۱۹

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۴۴
موضوع روانشناسی

سلام من در زندگی مشکلات زیادی داشته و دارم که باعث شده بسیار عصبانی ومضطرب شوم مشکلی

مدتی پیدا کردم: اگر کسی چاقو یا وسیله تیز در دستش باشم خیلی نگران می شوم که در دستش نرود و بشدت اضطراب پیدا می کنم – فکر می کنم

کسی از کنار پله راه برود احساس می کنم پرت می شود یا دیوار به سمت من می آید یا فرزندانم یا فکر می کنم هر لحظه فرزندم می میرد دو سه

ساعت در روز نگران این مسائل هستم و بسیار مشابه این مسائل مرا رنج می دهد صدای یکنواخت اذیتم می کند.

راز ماری خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به شما پاسخ داده اند.

سلام

اضطراب در همه زمینه ها نشانه اختلال اضطراب منتشر است. این اختلال و ویژگی نیاز به درمان دارد.

بنابراین از طریق روان درمانی و دارو درمانی باید اقدام نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۳/۱۸

بهنام

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۱
موضوع روانشناسی

سلام همسر من سالها ست که قصد جدایی از من را دارد بارها از خاته رفته با جمدان و بی چمدان

بارهای بسیار زیادی ازش خواهش و التماس کردم که دست از این کارها بردار مشکلاتت هرچه باشد حاضرم همکاری کنم ولی او اوایل عنوان کمبود

محبت .زمان صرف او کردن و اظهار علاقه از طرف من میکرد .برای همین بردمش رستورانهای متفاوت ، لباس فروشیهای متفاوت، مسافرت خارج کمی

خوب بعد میگفت تو دل من رو شکستی مثلا چون لوازم خونه رو اکثرا تو انتخاب کردی گفتم اگر اینطور است من همه لوازم خانه را به دور میریزم بعد

بیا بریم همه لوازم را انتخاب کن و بخریم بعد میگفت نه دیگه فایده نداره. لازم به گفتنه که در این مدت ا بعضی موقعها خیلی خوب بود مثل اینکه

هیچ اتفاقی نیافتاده اون موقع ادم فکر میکونه خوبه دیگه خرا رو شکر بعد یدفعه شروع میکنه یواش یواش فاصله گرفتن خیلی حرفهای بعد هم میگه

ما با هم از نظر جنسی تفاهم نداریم که البته با وجود این رفتارها و فقدان صداقت طبیعی است که مغز فرمان رابطه جنسی را صادر نکند.. لطفا

راهنمایی کنید.

رازبهنام جان، آقای دکتر جلال

مرادی به شما پاسخ داده اند.

سلام

لطفا برای مشاوره خانواده مراجعه نمایید. مسایل پیش روی شما نیاز به بررسی های بیشتری دارد و

بررسی این موضوع ها باعث می شود که ابعاد اصلی کشف شود و برای انها و حل شان اقدام نماییم.

بنابراین پیشنهاد می کنم به صورت حضوری برای حل مساله اقدام نمایید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۳/۱۸

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۵
موضوع سایر

سلام .

سوال من در رابطه با ازدواج است. من دختری ۱۹ساله هستم و محجبه و عضو تیم ملی کاراته در بخش

کاتا نه مبارزه و ۱۵ساله که این ورزش رو میکنم .و دانشجوی کارشناسی ریاضی در دانشگاه الزهرا هستم.

ولیکن با اینکه خانواده ی مذهبی هستیم اما به هیچوجه خشک و سفت نیستیم من خودم انواع آهنگ

ها رو گوش میدم بسیار اهل سفر، شادی ، تفریح و شوخی هستم.

ولی منظم و به موقع تحلیلات سیاسی اجتماعی و اینکه در کل روی خودم ،طرز فکر کردنم ،طرز حرف

شدنم ،و همه چیز تا آنجا که قادر بودنم کار کردم.وضع مالیمون هم از متوسط جامعه بالاتر هست و به ظاهر آراسته خیلی زیاد اهمیت میدیم کلا در

زندگی مون هم مشخص تا امروز سعی کردیم همه چیزمون بهترین باشه .از دیدگاه من کمتر خانواده ای پیدا میشه که این طور روی خودش و بچه هاش

کار کنه. خواستگار کم ندارم که از لحاظ شخصیتی به ما میخوردند و شاید از لحاظ مالی هم از ما بالاتر بودند و ۸۰درصد شون هم مهندسی های مختلف

در دانشگاه شریف و اینا و پدر و مادر تحصیل کرده البته خانواده خود من هم همینم. ولیکن آن هارو رد کردم به دلیل اینکه یک مقدار خشک بودند. و

من واقعا آدم خشکی نیستم.حالا همین اواخر خواستگار دیگری برام اومده که خیلی ذهن من و مشغول کرده بسیار خانواده باشخصیت و مالی و فرهنگی

در سطح خودمون ولی ظاهر معمولی .پسر خانواده نخبه است و پدرشون یک مقدار سفت هستند در مذهب ولی خودشون این طور نیستند بسیار بچه

پاک و خوب و عاطفیّ. من چند تا موضوع برام حل نشده است در این پسر

۱ایا این پسر توانایی مدیریت کردن زندگی من و دارد و انسان محکمی هست .

۲جسارت زیاد من میخوام

۳ایشون به دل من ننشسته هیچ مشکلی چهره اشون نداره ولی کن به دلم ننشسته اند .

نمیدونم آیا دارم سخت میگیرم هی استنباطم اینه که شاید کسی دیگر بیاد که به دلم بشینه از طرفی

میگم همه ی شرایط ایشون خوبه یک وقت اشتباه نکنم.نمیدونم الان در کنام و باید چه تضمینی بگیرم .اگر احساسی بخوام بگم که جوابم نه ولی عقلانی

بله.شما دیدگاه تون در رابطه با حرف های من چیه?آیا دارم اشتباه فکر میکنم.یا نه?ممنون.

راز سارا ، آقای دکتر جلال مرادی

به شما پاسخ داده اند.

سلام

برای انتخاب زندگی بهتر است مشاوره پیش از ازدواج داشته باشید. پیشنهاد می کنم ابتدا خودتان و

بعد از تعیین اهداف خود در صورت تمایل با خواستگارهایت مشاوره داشته باشید.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۳/۱۸

دریا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۹
موضوع روانشناسی

سلام من یه دختر ۲۴ ساله هستم ساکن تهران-لیسانس خیلی وقته دیپلممو گرفتم اما چندسالیه که

گهگاه خواب میبنم هنوز توی همون دبیرستان هستم و ساعت ۱۴ یهو یادم میفته امتحان داشتم ولی جا موندم و هرچقدر با دبیرستان تماس میگیرم

کسی جواب نمیده تا براش توضیح بدم استرسی به من القا میشه که وقتی بیدار میشم واقعا خیلی خیلی حالم بده امروزم باز همین خوابو دیدم و دیگه

طاقتم طاق شده و از شما راهنمایی میخوام

راز دریا آقای دکتر جلال مرادی

به شما پاسخ داده اند.

سلام

برای تحلیل روانی و بررسی رویا لطفا با یک روانشناس مشورت کنید تا این موضوع حل شود.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۳/۱۸

ستایش

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

سلام من نزدیک به ٣سال ازدواج کردم شوهرم بد اخلاق هستش و اصلاً از جمع و دور هم بودن فامیلی

خوشش نمیاد یعنی دوست نداره تو جمع فامیل های من باشه وقتیم میاد اخماشو میکنه تو هم ساکت یه جا میشینه ولی از اینکه تو جمع فامیلاش میره

هم خوش و بش میکنه هم با همه صحبت میکنه من از این رفتاراش خسته شدم هزاران بار خودم باهاش صحبت کردم اما دلیلایه مسخره میاره من

باید چی کار کنم ؟؟؟؟؟

راز ستایش خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به شما پاسخ داده اند.

سلام

برای زندگی زناشویی رفت و امد و صله ارحام ضروری است و رفت و امد توام با احترام موجب بقای

زندگی زناشویی و نیز افزایش رضایت زناشویی خواهد شد.

لطفا برای آگاهی از راهکارهای افزایش این مقوله مقالات بخش رضایت زناشویی را مطالعه نمایید. در

صورت عدم حضور ایشان شما مقابله به مثل نکنید و سعی نمایید این شیوه را به نخوه احسن انجام دهید تا نظر و نوع روابط ایشان نیز تغییر

نماید.

بسته رضایت زناشویی

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۳/۱۴

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۵
موضوع روانشناسی

با سلام . دیگر خسته شدم از اینکه اینقدر خوب بودم دیگر بریدم .هر کس که میاد از من خوشش

میاد میگه دوستی معمولی اخه چرا؟ من وقتی میگم قصدم ازدواج بهم میگن هولی با این وضع مملکت مگه دیوانه ایم ازدواج کنیم .بخدا خسته شدم

.وقتی میبنم دوستام ازدواج کردن میگم خدا چرا به من میرسن قصدشون دوستی معمولیه.خیلی مورد داشتم ولی هیچکدام قصد ازدواج

نداشتن.نمیدونم شاید مشکل از من.خب منم دلمم ی همدم میخواد.الانم با یکی دوستم ولی اونم میگفت دوست معمولی قبول نکردم گفتم فقط ازدواج

قبول کرد ولی به زور من .همشم میگه تو حرفاش اگه یکی بهتر از من اومد خواستگاریت برو. دلم خیلی میشکنه از حرفاش و خوب میدونم اون منو

دوست معمولی فرض میکنه ولی خودمو زدم به خریت بخدا خسته شدم از بی کسی .چکار کنم چی بگم .خیلی فرزادو دوست دوست دارم ولی به نظرم

اونم دوسم داره ولی هیچ حرکتی واسه ازدواج نمیکنه {گریه}دیگه موندم چکار کنم میگم قطع کنم رابط رو بعد میگم تنها میشم .البته الانم تنهام انگار

نه انگار هست تو روز شاید یکی دو بار اس بده کجای چکار میکنی همین .چند بار قهر کردم گفتم چرا اینقدر کم اس یا زنگ میزنی میگه کار دارم.منم

دیگه چیزی نگفتم.فقط دوست داره بریم بگردیم منم دیگه ایندفعه گفتم نمیام حوصله ندارم .یکی راهنماییم کنه چکار کنم ؟؟؟شبا اینقدر گریه

میکنم میگم خدا کاش منم تنها نبودم دیگه خسته شدم مگه خواسته من از تو زیاده که به من نمیدی مگه مث ادمای دیگه رفتم کار خلاف کردم .

موندم چکار کنم؟؟؟

راز پروانه خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به شما پاسخ داده اند.

سلام

این موضوع قبلا به عهده خانواده ها بود و با حذف مسئولیت آنها از طرف جوانان این مساله به این شکل

در آمده است . بهتر است در این زمینه از خانواده کمک بگیرید و فرصت حضور خواستگارهای خود را بدهید و در صورت امکان آشنایی و شناخت ها با

اطلاع آنها صورت گیرد تا این گونه احساس باخت نداشته باشید.

در صورت حضور خواستگار می توانید از خدمات مشاوره پیش از ازدواج مراکز روانشناسی و مشاوره

هم بهره ببرید.

با ارزوی موفقیت برای شما

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۳/۱۳

صبوری

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۰
موضوع روانشناسی

سلام از دوره لیسانس تا دکتری در خوابگاه زندگی کردم و در این مدت دوستان زیادی پیدا کردم به

دلیل ویژگی های رفتاریم همیشه به همه محبت کردم هرکاری از دستم بر امده انجام دادم حتی سر جلسه امتحان نمیرفتم مشکل دوستام رو حل

میکردم و همه رو بی چشمداشت انجام میدادم کلا رفتارم طوری هست که مثلا بدونم حتی یک غریبه مشکلی داره مدام پیگیر میشم کمک میکنم و

بیخیال انسانیت نمیشم میگم الان ان به کمک احتیاج داره شده یک پیام میدم ازش حالی میپرسم تا حدود ییک سال و نیم قبل به خودم امدم دیدم

این من هستم که مدام دارم از همه احوالپرسی میکنم پیگیری میکنم مگرنه خودم برای کسی مهم نیستم برای خودم به خاطر مشکلات پایان نامه

دکتری خیلی مشکل و ناراحتی ها ایجاد شد حتی باعث افسردگیم شد مدتی به چند تا از همین دوستان که فکر میکردم دوستان صمیمم هستم درد دل

میکردم اما حتی یک نفرش هم پیگیر حالم نشد نپرسیدن درست شد نشد داری چه میکنی فقط مواقعی که میخواستن پروژه براشون انجام بدم یا کاری

داشتن کتاب میخواستن برای انتخاب رشته کمک میخواستن تماس میگرفتن و به این نتیجه رسیدم انها دوستان واقعی من نیستن شماره همراه همه رو

از گوشیم پاک کردم تا دوباره خودم به انها رجوع نکنم من حتی هرسال روز تولد همه دوستان بهشون تبریک میگفتم تا اینکه امسال که شماره ها رو

پاک کردم و تبریکی نفرستادم انها هم دیگه خبری ازشون نشد و دیدم همه چیز یک طرفه هست حالا بعد یکسال دو تا شون هستند که دو روز قبل به

من زنگ زدن من شماره هاشون رو تقریبا حفظم و فهمیدم ممکنه کدام یک از دوستان قدیم باشن ترسیدم جواب بدم از من بپرسن کجایی خبری ازت

نیست نمیدونستم چه جوابی بدم چطوری برخورد کنم بگم به چه خاطر شماره هاشون رو پاک کردم و بگم این ها دوستی نیست من الان مدت زیادی

هست که سر این که حتی در همه این مدت یک دوست وفادار و صمیمی نداشتم با خودم درگیرم هیچ کس نیست باهاش درد دل کنم و تنها هستم

لطفا من رو راهنمایی فرمایید

راز خانم صبوری، آقای دکتر جلال

مرادی به شما پاسخ داداه اند.

سلام

با توجه به سن و سال شما و دیگر دوستان ، مقداری طبیعی است که اکثر آنها بیشتر درگیر کار و زندگی

خودشان هستند و تقریبا در این سن و سال ارتباط ها هدفمندتر و جامع تر است.

بنابراین پیشنهاد دارم برای بررسی هوش اجتماعی خود و نیز برنامه ریزی عاطفی و ترتباطی خود به

صورت حضوری اقدام نمایید.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۳/۱۳

فاطمه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

باسلام من یه خانوم متاهل هستم که تقریبا ۳ ماهه ازدواج کردم بنده قبل از ازدواجم خیلی کارهای

جوونی به قول پیرا البته کردم میدونید من به خوردن مشروب تو جمع پسرونه،کشیدن موادی مثل سیگاری بنگ و ماری جوانا و سیگار و خلاصه ازین

کارا هیچ ابایی نداشتم همیشه با دوست پسرام میرفتم مجلسهای شراب خوری پارتی و خلاصه دیگه… البته اینو هم بگم که حواسم بوده مغتاد نشم

خب میپرسید حتما الان مشکلت چیه؟ من مشکلم اینه که الان نمیتونم از اون حال و هوا بیام بیرون من زندگی و شوهرمو خیلی دوست دارم و عاشقشم

اما خب ههمیشه دلم میخواد بازم برم دور همی یا پارتی بازم بشینمسر مشروب و بخورم من خیلی به اون کارام علاقع دارم با اینکه میدونم بده و

زندگیم از هم میپاشه تاالان ه‍۶ بار بار آخر رو تجربه کردم ولی بازم نتونستم توبه امو نگه دارم تورو خدا کمک کنین خدایی دارم کم میارم جلو این

قضیه

راز فاطمه ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

تغییر سبک زندگی و پذیرش معیارهای جدید نیاز به زمان دارد. برای بهتر کنار امدن با موضوع بهتر

است برنامه ریزی و هدف گذاری داشته باشید تا تغییرات جدید برایتان سخت به نظر نرسد.

پیشنهاد می کنم برای برنامه ریزی در این موضوع حضوری تشریف بیارید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

مهسا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

سلام.در محیط کارم رییسی دارم که برای انتخاب کارمند نمونه از کارکنان به صورت محرمانه نظر

خواهی میکنه و اسامی چند نفر از برترینها رو کتبی میپرسه بعد در حضور جمع رتبه های بالاتر رو معرفی میکنه.این باعث شده کارکنانی که به جای کار

مدام در رفت و آمد بین اتاقها و جلب محبوبیت باشن رتبه بیارن و اونایی که سرشون به کار گرمه رتبه ایی نیارن و از این انتخاب دلخورن.میخواستم

بدون این روش از نظر روانشناسی مدیریت تا چه میزان اصولی و تایید شده است؟

راز مهسا، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

این شیوه برای انتخاب کارمند محبوب است و برای انتخاب کارمند نمونه ملاک های دیگری باید مد نظر

قرار گیرد. در این نوع انتخاب شاخص های از جمله : ارزش ها و اهداف سازمان ؛ وجدان کاری؛  رعایت انضباط اداری، اجتماعی، اقتصادی ؛ مهارت و

تخصص ؛ حسن شهرت ؛ خلاقیت و نو آوری ؛ ارتقاء و بهروری و … مورد نظر قرار بگیرد.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

sheida

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۷۴
موضوع سایر

سلام مدتی پیش متوجه شدم که پدرم با یکی از زن های فامیل در ارتباط است که این زن شوهر دارد

و پس از مدتی این قضیه را آشکار کردم و به هردوتای آن ها گفتم ولی هردویشان انکار کردند ولی هنگامی که پدرم متوجه شد که نمیتواند انکارکند

قول داد که این رابطه پایان یابد اما هنوز هم این رابطه وجود دارد لطفا بگویید چیکارکنم خیلی زندگیم داغون شده؟؟ لازم به ذکر است من از طریق

خواندن اس ام اسای اون زن و پدرم متوجه این رابطه شدم.

راز شیدا خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

لطفا در این زمینه دیگر کنجکاوی نکنید و این موضوع را به مرکز ارجاع دهید. رفتار شما با پدر باعث

خواهد شد که ارتباط و نگاه شما به مردها تغییر کند.

بنابراین پیشنهاد می کنم در این خصوص و برای پیشگیری از آسیب روانی و تبعات اجتماعی موضوع جلسه را به مرکز انتقال دهید تا مداخله حرفه ای

انجام شود.

جلال مرادی       ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

سحر

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۶
موضوع روانشناسی

سلام من حدود۶ماه خیلی زود اعصبانی میشم همیشه بی طاقت میشم یه حرفی روبیشتر از۲ بار تکرار

کنن میرن رو عصابم یه بچه ۱ ساله خم دارم به خودی به شوهرام گیر میدم میشه کمک ام کنید

راز سحر خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

حالت شما بیشتر شبیه ضعف روانی یا فروپاشی روانی است ، فروپاشی روانی» و «بحران عصبی» ، عوارضی چون

اضطراب و افسردگی را درپی‌داشته و معمولاً به‌واسطهٔ محرک‌های تنش‌زای بیرونی تسریع می‌شود.

 

بنابراین وضعیت فعلی و علل عصبانیت شما باید بررسی شود و طرح بالینی ضروری خواهد بود.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

لیلا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۱
موضوع روانشناسی

سوال درمورد دختر ۴ ساله ام. ۱) بعد از چندین ماه مهد رفتن، هنوز از بچه ها کناره می گیرد.

میترسم این عادت رفتاری همیشه با او بماند. آیا باید به این رفتار بی محلی کرد تا خودش درست شود یا باید تشویقش کرد؟ ۲) ۲ماهه مهدش عوض

شده و هنوز صبحها گریه میکنه طبیعیه؟

راز لیلا خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

سن سه و نیم سالگی شروع ارتباط های معنا دار اجتماعی کودک است و ارام ارام با مقوله فعالیت

اجتماعی اشنا خواهد شد. بنابراین با تشویق ایشان به حضور در مهد کودک و تشویق او در به یاد اوردن خاطره های خوب از مهد می توانید علاقه او را به

حضور در مهد کودک ترغیب نمایید . در رابطه با سوال دوم معمولا کودک با محیط های جدید خیلی زودتر و بهتر سازگار می شود و این عدم سازگاری

ایشان نیاز به بررسی بیشتر دارد. در زمان مناسب برای بررسی بالینی حضور یابید تا برنامه ریزی بهتری صورت گیرید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۸
موضوع روانشناسی

سلام… من یه مشکل خیییلی بزرگی دارم اینکه نمیتونم از هیچی لذت ببرم…ارتباطم با بقیه ضعیفه تا

حدی که یکی دو تا دوست بیشتر ندارم…نه اینکه نمیتونم با بقیه ارتباط برقرار کنم…کلا از اکثر آدما خوشم نمیاد حتی نزدیک ترین افراد…هر جا میرم

میگن خیلی کم حرفی…با هم سن و سالام هم نمیتونم ارتباط برقرار کنم یعنی حوصلشو ندارم…همش تو لاک خودمم…مامانم همش بهم سرکوفت

میزنه…البته اینم بگم که ضریب هوشیم از اکثر افراد بهتره و تو تیزهوشان درس میخونم…پس از لحاظ عقلی مشکلی ندارم…اما به فضای مجازی

وابستم حداقل روزی یکی دو ساعت…نمیتونم نیام…بعضی وقتا خیییلی احساساتی میشم و حس میکنم به یکی نیاز دارم که بهش ابراز علاقه کنم…ولی

واقعا نمیدونم کیو دوس دارم و کیو ندارم…خدا روزی رو نیاره که دلتنگ کسی بشم… بنظرتون چیکار کنم که از این تنهایی بیرون بیام و بیشتر از

زندگیم لذت ببرم؟؟؟

راز تنها ، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

سن نوجوانی سن پر فراز و نشیبی است و مهارت های هیجانی، ارتباطی و اجتماعی در این سن سبب

ارتباط موثر و لذت بخش خواهد شد و عدم وجود این مهارت ها سبب انزوا و تنهایی می شود .

پیشنهاد می کنم ارتباط خود را با دیگران بیشتر نمایید و زمان های بیشتری را به این موضوع احتصاص

دهید و در صورت امکان برای شناخت بیشتر خود و آگاهی از مهارت عاطفی و ارتباطی خود با یک روانشناس حضوری ملاقات نمایید تا بیشتر با توانایی

های خود آشنا شوید و نیز برای خواسته هایتان برنامه ریزی نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۰
موضوع روانشناسی

با سلام من یک هفته ای هست که متوجه خیانت همسرم شدم و کاملا هم مطمئن هستم.دچار سردرد و

بی خوابی شده ام این را هم بگم که از هر گونه مسائل اعم از مالی جنسی عاطفی وغیره هیچ مشکلی ندارم… همسرم می گوید اگر من را نمی خواهی

طلاقم بده و یا اگر میتونی خیانت مرا فراموش کنی تا برگردم به زندگیم…با توجه به اینکه دوستش دارم و برام سخته که ازش جدا بشم ولی تصمیمم

بر این شده که جدا شوم چون خانواده ام و اطرافیان همه از خیانتش با خبر شده اند و ترسم از اینه که اگر بخشیدمش احتمال تکرارش هست چون

میگه من آن پسر مجرد را خیلی دوست دارم ونمیتونم ازش دل بکنم…خواهشمندم مرا راهنمایی کنید که چکار کنم.

راز  میلاد ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

خیانت و رفتارهای این چنینی در زوجین بسته به نوع و زمان آن دارای تحلیل های متفاوتی است.

خواهشمند است قبل از هر اقدامی به صورت حضوری موضوع مورد بررسی قرار گیرد.

منتظر حضورتان هستیم.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام من دو سالی ترک تحصیل کردم و بعد پشیمان شدم اول دبیرستان را کامل نخوندم و حالا دارم

در مدرسه بزرگسالان درس میخونم اولش هدفی برای انتخاب رشته نداشتم اما الان خیلی به روانشناسی علاقه مند شدم اما من خودم یک رفتارهای

ناپسند دارم قبلا هم گفتم که طی این دو سالی که ترک تحصیل کردم خیلی حساس شدم و به دیگران حسادت میکنم میخواستم بدونم این مشکل من

ایا باعث میشه که رشته مورد علاقه ام را نتونم بخونم در ضمن من به پیشرفت دوروبریام حسادت نمیکنم خودم رو از همه پائین تر میدونم و خودم از

این عقیده خوشم نمیاد چون در خانواده ای هستم که هیچ کمو کثری ندارم و نسبت به رفیقام من زندگی بهتری دارم اما اعتماد به نفس ندارم یک راه

حل مناسب بگید متشکرم .

راز آوا، آقای دکتر جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای برنامه ریزی خوب و هدفمند حتما یک مشاور تحصیلی را در کنار خود داشته باشید و نیز برای درک

رفتارهای خود و اصلاح آنها بهتر است با روانشناس ارتباط داشته باشید.

با آرزوی مبهترین ها برای شما

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۲/۲۶

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱/۱۱/۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

سلام..من یک دانشجوی ترم دو..روانشناسی هستم…من تو سن ۹سالگی..بخاطر یک خطا( ک باعث شد

پدرم تنبه ام کند)..از ان زمان لکنت زبان پیدا کردم…ووقتی باخودم تنهاهستم هیچ مشکلی ندارم وراحت صحبت میکنم بدون هیچ لکنتی…ولی توی

جمع.ویا صحبت بادوستان لکنت پیدا میکنم(وقتی بادیگران حرف میزنم)….. ایا باتوجه ب این مشکل من میتوانم در این رشته موفق بشوم؟؟(درضمن

ب روانشناسی خیلی علاقه دارم)….. باتشکر…

راز وحید، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

وحید جان برای بررسی علل موضوع و تمرین با یک گفتار درمانگر ارتباط برقرار کن و از طریق

پیشنهادات و تمرین های ایشان به رفع مشکل خودتان و نیز تقویت کلام اقدام نمایید.

فیلم سخنرانی پادشاه نیز مفید است و نشان می دهد تمرین در این زمینه کارساز خواهد بود.

با ارزوی موفقیت و سلامتی

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۲۶

سلام خسته نباشید نامزد من روزای اول اشنایی به من میگفت دوست دارم خانومم کاری کنه که من

تشنه ی اون باشم وخودمم هم دوست داشتم همسرم دنبال من بیاد ن من دنبال و وابسته به اون باشم از طرفی هم دوست دارم که قربون صدقه اش

برم و لوسش کنم ولی اون تشنه من باشه نمیدونم چطوری واضحتر از این بگم لطفا راهنمایی ام کنید چیکار کنم که این اتفاق بیافته؟ ممنونم

راز هلما، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای جذاب کردن زندگی در شروع نیاز به احترام متقابل هست. برای این حالت رعایت حریم طرف

مقابل و توجه به علایق خود و نیز احترام به علایق طرف مقابل تاثیر به سزایی دارد. در مراحل بعدی محبت بدون توقع است این محبت  باعث صمیمیت و

تداوم رابطه خواهد شد و در نتیجه علاقه و انگیزه و کشش در تمامی سطوح رابطه ایجاد خواهد شد. برای مدیریت این عوامل مطالعه بسته رضایت

زناشویی مفید است و همچنین برقراری رابطه توام با روحیه برد – برد.

بسته و مطالب رضایت زناشویی

برای شما آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۲/۲۶

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

با سلام ..من نزدیک ۲هفته هست مشکل عجیبی دارم ///انگار خوابم،حواسم سر جاش نیست همش

روی یه چیز زوم میکنم..یه سری فکر ازار دهنده دارم همش میگم این کیه اون کیه با اینکه میشناسمش… نمیدونم کجام ..حافظم کمی ضعیف شده ..

انگار همه حرکتام غیر ارادی هستش…در شب این حالت ها بیشتر از روزه…با این حال شب راحت میخوابم و همه حرکتام و رفتارام طبیعیه… اینترنت

زیاد میرم روزی ۴ ساعت … سه روزه دکترم رفتم دارو هم خوردم و لی بی نتیجه…همش دوست دارم بخوابم تا این حالت و نداشته باشم…تو رو خدا

کمکم کنین ..مرسی

راز علی ، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

منتظر تاثیر داروها تا دو هفته بمانید در صورت اصلاح نشدن لطفا برای بررسی بالینی حضوری مراجعه

نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۲/۲۶

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

سلام.من دانشجوی ارشد هستم ۲۶سالمه ودرسم تموم شده. توی دانشگاه با یک پسری آشنا شدم که

۲ سال از من بزرگتر بود. اوایلش من قصد نداشتم باهاش دوست بشم ولی اون اصرار کرد. شمارم وگرفته بود و روزی سه جهار مرتبه بهم زنگ

میزد.نمیدونم چی شد اما وقتی به خودم اومدم دیدم وابستش شدم. بهم میگفت تو مال منی. میگفت تنهات نمیذارم. من ساده دلم وخوش کرده بودم

به اینکه همیشه هست. من دختر تنهایی هستم بعد از اومدنش همش با خودم میگفتم خدایا شکرت که یه فرشته برام نازل کردی که تکیه گاهم باشه

:(( .چندماه گذشت وقتی حسابی من وبه خودش وابسته کرد ازم فاصله گرفت!! تلفن هام و جواب نمیده. بهش اس میزنم با بی حوصلی جواب

میده!!دارم دیوونه میشم تورو خدا کمکم کنید. من خیلی دوسش دارم.زندگی بدون اون واسم معنا نداره. دوست دارم شب بخوابم وصبح دیگه بیدار

نشم. الان ۱ماهه که همینطوری اشک میریزم.پیش روانپزشک رفتم و اون هم بهم آرام بخش داده تا فراموشش کنم اما فایده نداره. انقدر گریه کردم

که سوی چشمام کم شده :(( توروخدا کمکم کنید.

راز شیدا، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای آسیب شناسی و دلیل وابستگی و نیز علت کناره گرفتن نیاز به دانش و اطلاعات بیشتری دارم. اما

در صورتی که شما ایشان بدون دلیل موجه یا مذاکره نسبت به شما سرد شده اند و بر ترک رابطه اصرار دارند شما می توانید از فرایند مقابله با سوگ

بهره ببرید. در صورت نیاز به همراه لطفا با مرکز تماس بگیرید.

تجربه مقابله با

سوگ

 برای شما ارزوی موفقیت دارم

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۲/۲۶

الیاس

جنسیت: مرد

وضعیت تاهل: مجرد

سال تولد: ۱۳۷۵

موضوع: روانشناسی

 سلام من یه مشکلی دارم که چیزای خیلی کوچک و کم اهمیت رو

مهم جلوه میدم یعنی نمیتونم فراموششون کنم.مثلا چند وقت پیش یه مطلبی توی فضای مجازی بود مبنی بر اینکه اگر به تماس دریافتی گوشی همراه

درصورتی که شارژ گوشی در حالت حداقل باشه جواب بدیم امکان سرطان رو افزایش میده و من یه چند باری این کارو انجام دادم و به خاطر همین چند

بار و این مطلب بدون سند کل اعصاب و روحیم واسه درس خوندن بهم ربخته درضمن امسال کنکور دارم خواهش میکنم راهنماییم کنید این فقط یک

نمونش بود

راز الیاس، خانم دکتر مریم امین

زاده به سوال شما پاسخ داده اند.

فکری ازآن یاد می شود که یکی ازعلایم مشکلات روانشناختی محسوب می شود و از آنجایی که شما در

یک موقعیت زمانی استرس زا (کنکور) قرار دارید این مشکل بیشتر تشدید می شود. برای کمک به شما نیازمند اطلاعات بیشتری هستم تا بتوانم مشکل

را ریشه یابی کنم و به  شما در خاموش کردن موتور این نوع تفکر منفی یاری برسانم .پیشنهاد می کنم حتما در اسرع وقت و در فرصت باقیمانده تا کنکور

به روانشناس مراجعه کنید. دوست گرامی،توجه و تمرکز افراطی شما روی موضوعی خاص که معمولا جنبه نگرانی وعدم کنترل برروی آن مورد خاص

رادارد و باعث آزار شما می شود درروانشناسی تحت عنوان نشخوار نام برده می شود.

مریم امین زاده    ۱۳۹۴/۰۲/۲۰

آرمین

جنسیت: مرد

وضعیت تاهل: مجرد

سال تولد: ۱۳۷۱

سلام.بنده در سنین پایینتر عادت به گوش دادن موسیقی داشتم و وقتی از قطعه ای  خوشم میامد آن را

مکرر گوش میکردم و پس از آن در دل مرور میکردم.اما مدتهاست که آن را ترک کرده ام. تصمیم دارم تمرکز ذهنی بدست بیاورم و درونم را از افکار

خالی کنم اما به مشکل بزرگی برخوردم  و آن این است که هروقت در اطرافم صدایی آهنگین پخش میشود بدون اینکه من اجازه بدهم آن قطعه در

درونم به تعداد فراوان تکرار میشود و آرامش را از من میگیرد.مثلا وقتی در حال خوردن یا راه رفتن و یا خوابیدن و یا استراحت هستم آن موسیقی در

حال تکرار شدن است و  باعث تشویش خاطر من میشود.من به دنبال دقت و بصیرت و تفکر و تعمق هستم اما این مانع من است.

رازآرمین، خانم دکتر مریم امین

زاده به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام آقای آرمین

بی شک همه ی افراد مواردی ازاین قبیل

تجربیات درزندگی خود دارند که زمانی برروی صدا یا فکری که تمایل ندارند توجه وتمرکز می کنند واین تمرکز باعث آزارآنها می شود مثل صدای ساعت

درشب هنگام خواب. این تمرکز به خودی خود آسیب رسان نیست بلکه ماندن درآنها وشاخ وبرگ دادن به این افکار است که آسیب می رساند اما باید

گفت که این تجربه های درونی مانند احساسات و افکار پدیده های گذرایی هستند که اگر کاری به کارشان نداشته باشیم می آیند ومی روند وحداقل ما

رااذیت نمی کنند.پس روش برخورد افکار بااین پدیده هاست که مشکل ساز می شود مثلا شما می خواهید ازشر این تجربه درونی خلاص شوید به سرکوب افکار وهیجانات ویا

رفتارهای اجتنابی رو می آورید مثلا شروع به راه رفتن وقدم زدن میکنید و یا شاید هم برخلاف مورد اول روی این

تجارب متمرکز می شوید وسعی می کنید آنها رادرک کنید که باعث درگیر شدن بیشتر شما می شود. درست مثل اینکه دست شما زخم شده باشد و شما

مدام آن را بکنید آن زخم هیچگاه بهبود نخواهد یافت.

پس سعی درمبارزه بااین افکار نداشته

باشید. اجازه دهید حضورداشته باشند اما آنها را محدود به زمانی خاص کنید.

اشاره کردید که تمرکزبر روی این افکار

دائمی نیست بلکه در موقعیت هایی مثل خوردن

واستراحت کردن است، دراین شرایط  یک محدودیت زمانی برای انها تعیین کنید مثلا به خود بگویید ده دقیقه روی انها تمرکز خواهم کرد ودقیقا بعد از

ده دقیقه با آنها خداحافظی کرده خود را به کار دیگری مشغول کنید وبه آنها بگویید فردا ده دقیقه دیگر به شما زمان خواهم داد تا دوباره تشریف بیاورید و کم کم زمان را کمتر کنید .

خواهید دید که حضور این افکار و تمرکز شما روی آنها کمتر و کمتر خواهد شد.

مریم امین زاده ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۶۵
موضوع روانشناسی

سلام و تشکر از سایت خوبتون من مدتی هست در محیط کار با آقایی اشنا شدم ایشون از نظر فکری

بسیار به من شبیه هست و در صحبت هایی که با ایشون داشتم به نقاط مشترک زیادی رسیدیم موقعیت اجتماعی خوبی هم دارن و از نظر مالی هم قابل

قبول فقط دو مسئله هست که من جرئت ندارم با خانواده مطرح کنم یکی اینکه فاصله سنی ما حدود ۱۵ سال هست و اینکه ایشون دچار یک جور

معلولیت هست و کم بینایی … با توجه به اینکه هر دوی ما بچه نیستیم و مطمئنم بر پایه احساسات زودگذر نبوده من چطور میتونم خانواده رو راضی

کنم واقعا خودم با این مسئله مشکلی ندارم همین که از نظر فکری مشابه هستیم و همو درک میکنیم برام کافیه میشه جواب رو فقط خصوصی به

ایمیلم ارسال کنید با سپاس

راز مهسا، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

مهسا جان هر کسی که خواستگار شماست دارای نقاط قوت و نقاط ضعی هست همانگونه  که خود نیز از

این امر مستثنی نیستید. بنابراین بهتر است از طریق خانواده و نیز مشاوره پیش از ازدواج این مورد را به صورت جدی بررسی و تصمیم نهایی خود را

بگیرید. تعلل باعث سوئ تفاهم و نیز نامیدی خواهد شد بنابراین در صورت رضایت طرفین اقدام نمایید.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

عبدی

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۵
موضوع روانشناسی

سلام.خدا قوت.دختر من یک سال وده ماهشه.جمله میگه کلا خیلی خوب حرف میزنه.چهارتا شعر

حفظه.شکل های بیش از دویست کارت آموزشی رو یاد داره.بیش از چهل کلمه رو میتونه بخونه و….بچه های همسن دخترم رو میبینم خیلی خیلی از او

پایین ترن.آیا دختر من واقعا باهوشه یا من فکر میکنم باهوشه؟من باید چیکار کنم براش؟آیا مرکز معتبری هست که ازش تست هوش بگیرم؟لطفا اگه

مرکزی هست آدرسشو برام بنویسین؟ممنون

راز خانم عبدی، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

بعضی از کودکان دوره مهارت زبانی خود را زود تر از دیگر کودکان شروع می کنند. و البته برخی با

تلاش والدین مهارت هایشان بالاتر از سن آنهاست. در صورتی که تمایل دارید کودکان از نظر هوشی ارزیابی شود با مرکز تماس بگیرید.

هران – خیابان آفریقای شمالی – بالاتر از ظفر – نبش ارمغان شرقی – پلاک ۱ – طبقه دوم – واحد ۸

تلفن: ۲۲۰۲۵۹۴۰ – ۲۲۰۱۹۱۲۸ ۲۲۰۱۳۱۶۶

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

سلام و خسته نباشید همسر من بعضی اوقات حرف هایی میزنه که باعث ناراحتیه من میشه و من سعی

میکنم با ملایمت بگم که هم ناراحت شدم و هم اینکه ناراحتش نکنم و بحث و ادامه دار نکنم ولی اون سری دست پیشو میگیره و بعدم با بد رفتاری و

سرد صحبت کردن و رفتار سرد با من برخورد میکنه بعد کی سعی میکنم ارومش کنم و ازش میخوام به این رفتارش ادامه نده توجه نمیکنه و بیشتر

باعث ناراحتیم میشه در این مواقع من باید چگونه رفتار کنم

راز یاسمن، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

از یک مشاوره خانواده کمک بگیرید.

البیته از بسته رضایت زناشویی مندرج در سایت هم می توانید بهره بگیرید. و در صورتی که

نتوانستید تغییرات دلخواه را داشته باشید بهتر است حضوری برای افزایش مهارت و رضایت زناشویی حضور یابید.

راهکار های افزایش رضایت زناشویی

با ارزوی موفقیت

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۹
موضوع روانشناسی

سلام ، من دماغم بزرگه و احساس زشت بودن میکنم ، و این افکار خیلی داغونم کرده ،نه میتونم درس

بخونم نه میتونم توی شهر زیاد برم ،اعتماد به نفسم کم شده ،پرخاشگر شدم ،میترسم موقع ازدواج دختر مناسبی بهم جواب مثبت نده ،و کلا ذهنم

پریشون شده ، لطفا توروخدا کمکم کنید

راز یاسر، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

در صورتی که واقعا دماغ شما بلند است با یک پزشک جراح مشورت نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

اوا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۵
موضوع روانشناسی

سلام من دو سالی میشود که خیلی به دور و بریام حسادت میکنم مخصوصا به هم سنای خودم و همش فکر میکنم از همه پائین ترم اما از این

وضعیت اصلا راضی نیستم و اذیت میشوم نمی دانم چگونه حسادتم را کنترل کنم مثلا فکر میکنم از همه زشت ترم در صورتی که اینطور نیست البته

دوستام بعضی اوقات یه حرکتایی از خودشون بروز میدن که خیلی اذیت میشم مثلا اگه تو جمعی باشیم یکی بهم بگه خوشگلی اونا به طرز کنایه مانندی

میخندن که به من حس بدی دست میده لطفا کمکم کنید.

راز آوا، آقای دکتر جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای افزایش مهارت های ارتباطی، اعتماد به نفس و نیز سازگاری با محیط نیاز به آموزش دارید. لطفا

برنامه ریزی کنید و در کارگاه های گروهی یا به صورت فردی برای تقویت هوش هیجانی خود اقدام نمایید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

زهرا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۷
موضوع روانشناسی

باعرض سلام و خسته نباشید من شاغل هستم همسرم از من میخواد شماره هایی که نمیشناسم و تو

گوشیم به اسم ذخیره نیست جواب ندم ولی این همیشه ممکن نیست چون خیلی اوقات شده که دوستای قدیمی یا فامیل شمارشون رو عوض کردن بهم

زنگ زدن یا اینکه مثلا من جایی شماره دادم برای سر کار رفتن چون دنبال کاربهتر هستم راهنماییم کنید چطوری قانعش کنم?

راز زهرا، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

لطفا برای افراد غریبه و همکاران یک شماره غیر از شماره شخصی خود معرفی نمایید تا در زمان مناسب

به انها پاسخ دهید و از شماره خود با این افراد تماس نگیرید. این بهترین راه حل برای قانع و راضی نمودن همسرتان خواهد بود.

موفق باشید

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

داودی

جنسیت زن
وضعیت تاهل جداشده
سال تولد ۱۳۶۲
موضوع سایر

سلام من مدت ۳ماه است که ازهمسرم جدا زندگی میکنم و یک ماه است که رسما جدا شدم حضانت

فرزندانم با من است اخر هفته با پدرشون هستن دخترم ۹ سال و پسرم ۴ ساله دراین مدت هرزمان که پیش پدرشون رفتن اخلاقشون کاملا تغییر

میکنه همسر سابقم مدام از من بد میگه و بچه هارو تشویق به بی ادبی و نافرمانی از من میکنه من نمیدونم باید چطور رفتار کنم که فرزندانم کمترین

اسیب رو ببین لطفا من رو راهنمایی کنید متشکرم

راز خانم داودی ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

لطفا از ایشان برای حضور در یک مرکز مشاوره دعوت کنید تا قوانین رعایت حرمت والد را برایشان

توضیح دهند و آسیب های ناشی از این نوع بدگویی به فرزندان مدیریت گردد.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

مهسا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

باسلام. من ۲۵ سال سن دارم.دانشجوی ارشد هستم. توی دانشگاه با پسری آشنا شدم که ۲سال از

من بزرگتره.من واون از دوشهر مختلف اومدیم .اوایل آشنایی رابطمون خیلی خوب بود. همش بهم زنگ میزد تا حالم وبپرسه. همش با هم بیرون

میرفتیم تا اینکه یه شب که باهم بیرون بودیم دستم وگرفت وگفت: ببین من قصد ازدواج با تورو ندارم فقط ازت میخوام باهم رابطه جنسی داشته

باشی.من خیلی جا خوردم و خیلی ناراحت شدم. بهش جواب منفی دادم. تا ۳ماه دنبالم بود و توجهش به من کم نشده بود. تا اینکه فهمید جواب من قاطع

هست و قصد ندارم باهاش رابطه ی جنسی داشته باشم.الان توجهش به من خیلی کم شده. وقتی بهش زنگ یا اس میزنم با سردی جواب میده. من

وابستش شدم. چه کار کنم که فراموشش کنم؟از طرفی هم قصد ازدواج نداره و نمیخواد باهام ازدواج کنه. آیا ممکنه برگرده؟ تو روخدا کمکم کنید

شبانه روز گریه میکنم. لاغرو رنگ پریده شدم.من عاشقش شدم چون فکر میکردم دوستم داره ولی اون اینطور که پیداست من و برای خوشگذرونی

میخواست. :( خواهش میکنم کمکم کنید)

راز مهسا، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برقراری روابط دوستی در ایران به دلیل اینکه شرایط ارضای نیاز جنسی در غیر از ازدواج فراهم نیست

معمولا به قصد برقراری رابطه بین دو طرف صورت می گیرد یا اینکه یکی از دلایل آن محسوب می شود. بنابراین معمولا درخواست افراد از طرف مقابل

تن دادن به این رابطه است. در صورتی که تمایل به این رابطه ندارید و تربیت شما به گونه ای است که این رابطه را منوط به ازدواج می دانید بنابراین

بهترین تصمیم را گرفته اید و ادامه رابطه باعث آسیب بیشتر به شما خواهد شد و مجبور خواهید شد به رابطه ای تن دهید که علاقه ای به ان نداشته

و صرفا به خاطر حفظ طرف مقابل بوده است.

در بخش مقالات راه کارهای مقابله با سوگ را مطالعه نمایید.

و در صورتی که علاقه به این روابط ندارید سعی کنید در گروه های دوستی قرار گیرید که امکان ابراز

عشق دو طرفه کمتر است.

با ارزوی موفقیت

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

بارون

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

سلام.من دختری ۲۱ساله هستم که دوسال هست با یک پسر هم سن خودم که فقط دو ماه از من

بزرگتره آشنا شدم و به هم علاقه مندهستیم…من دانشجو سال دوم دانشگاه هستم و ایشون هم سال آخر هست و فوق دیپلم میگیرن…درابتدا ی

دوستی باید بگم که قصد ازدواج نداشتیم اما چندماه و بعد از یک شناخت اجمالی تصمیم به ازدواج گرفتیم و تواین مدت دو سال فقط از علایق و

خواسته هامون و خصوصیت ها و هدفها و خانوادهامون صحبت کردیم طوری که وقتی دیدیم ب این نتیجه رسیدیم کا چقد کیس مناسبی برتی هم

هستیم…طوری که ایشون میگن همون کسی هستن که کسی که میخان هستم و من هم به همین نتیجه رسیدم…تو این مدت دوسال خاستگارامو ب

دلیل علاقه ای که ب ایشون دارم و تحمل جدایی از کسی که فکرمیکنم خوشبختمو ندارم رد کردم ب امید اینکه بهم برسیم..البته ایشونم میگن که

ازم نمیتونن جدابشن…تا حالا امتحان های زیادی رو راجب هم کردیم یعنی من ایشونو امتحان کردم و ایشون منو.خلاصه وقتی ایشون از خصوصیتاش

واسه من میگفت از علایقشش و من رفتاراشو میدیم عاشقش شدم اونم همین حسو داره و بهم گفته بخاطر خصوصیات خوبمه که کنارمه و

عاشقمه…الان بعد دوسال من برام یک خواستگار خوب اومده که وکیل هستن و خانواده ای که این آقارو معرفی ردن گفتن که این آقا چه جوان برازنده

و خوبی هستن و در هر خونه ای رو برای ازدکاج نمیرن…باید بگم عشقم امسال فارغ التحصیل میشه و دانشجوی صدا و سیمتست و در مهرماه امسال

مشخص میشه که کدوم ازشهرها برای کار میفته یعنی تعیین مرکز میشه ..خودش که میگه تو بخش تعیین مرکز تهران و شهر خودمونو انتخاب میکنه

)من خودم مرکز استان زندگی میکنم و ایشون یکی از شهرستانهای استان( در همین موقعیتم خاستگارم منتظر اجازه برای اومدن خواستگاری هستن از

طرفیم من ب این آقا علاقه دوطرفه ای داریم چطور اگه این خواستگارم جواب مثبت بدم پس عشقم پی میشه…باید بگم مشکل بزرگیم که داریم اینه

که خانوادهامون سنتین و با ازدواج دوستی مخالفت میکنن..ولی از طرف دیگه هم ماعاشق هم شدیم چجوری جدابشیم.خانوادهامونم هیچ اطلاعی ندارن

جز خاله عشقم که اونم ب طور کامل خبر نداره فقط میدونه که عشقم بایکی هست همین…الان موندم چکارکنم ازدواج کنم یا منتظر عشقم بمونم آخه

اگه تعیین مرکز مهرماه رو شهرمن بیفته راحت میتونیم دلیلی مصلحتی بیاریم که به کسی ضرری نرسه و بعد از دوسال امریه یا سربازی خانوادهارو

مطلع کنیم…البته دوسم نداریم شروع زندگیمون با دروغ باشه ..ایشون میگن نمیخان به خانواده بگن دوست بودیم چون هم نمیذارن و هم نمیخان

راجب من فکر بدی بشه..چون خداشاهده ما تو این دوسال فقط ازآینده حرف زدیم خیلی زیاد هم همو ندیدیم ولی اینم نبوده که همو ندیده باشیم

رابطمون هم معمولی بود و سکس و این چیزام نداشت چون ب من گفتن اگه آدم واقعا عاشق کسی باشه بهش خیانت نمیکنه چون از نظرمن سکس با ی

دختر یعنی خیانت …به من اینطوری گفتن..حالا موندیم چکارکنیم ولی فقط ی تصمیم گرفتیم که من بخاطر اینکه تو این دوسال خواستگار رد کردم بهگم

بیان ولی به یک بهانه ای دذ کنم و تنها دلیلم از این کار این باشه ک من ندیده خواستگار رد نمیکنم یا مشکلی ندارم …بعدهم تعیین مرکز اگه افتاد

شهر من بریم دوتایی کلاس موسیقی ثبت نام کنیم و ایشون ب خانوادشون بگن ک منو کلاس موسیقی دیدن و خوششون اومده و منو ب خانواده معرفی

کنن و من هم همین دلیلو بیارم..تا هم دروغ نگفته باشیم و هم بهم برسیم البته این کلاس موسیقی بعد از امریه یعنی سربازی کاریشون باید اتفاق

بیفته…بعد دوسال امریه هم خانوادهارو با دلیل کلاس موسیقی مطلع کنیم…از طرفیم میگیم ک خالشو واسطه کنیم که بازم میگن ک نمیخان خالشون

فکر بد راجب من کنه الانم ب من گفتن ک خواستگارو رد کنم و منتظر بمونم تا حواب تعیین مرکز معلوم بشه…ازطرفی میترسم خواستگارمو ردکنم و

ازدواج با ایشونم خدانکرده صورت نگیره و دیگه هم موقعیت خوبی نداشته باشم این ترسم دارم…تورو خدا کمکم کنید…چ راهی درسته من از اولشم

ب خدا توکل کردم میگم اگه با این خواستگار ازدواج کنم بعد تو زندگی چون عاشق کسی دیگه بودم زندگی با این خواستگار تباه بشه براش یعنی

نمیخام زندگی کسیو خراب کنم…راه درست ب نظر شما چیه ..من چکار باید بکنم؟ چه کاری ک درسته؟من با عقلم عاشق شدم وقتی دیدم خصوصبت

اخلاقی خوبی دارن و بامنطق هستن وبهم توهین و بیاحترامی نمیکنن عاشقشون شدم درحالی که مثل خودم ازخانواده معمولی هستن و و زیبا هم

نیستن ولی من اونقدر زیبایی باطن دیدم که اصلا ظاهر واسم مهم نیست…حالا چکارکنم..به نظر شما تصمیمی که گرفتیم درسته؟؟؟؟

راز بارون ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

گزینه دوستی و ازدواج دو گزینه متفاوت است شما شاید کسی را دوست داشته باشید و به عنوان

گزینه ازدواج به ان فکر کنید ولی تصمیم نهایی بنا به شرایط ایشان و نیز نظر خانواده بستگی دارد بنابراین احتمال دارد فردی شرایط دوستی داشته

باشد اما شرایط  ازدواج نداشته باشد .

به نظر من بهتر است گزینه ازدواج ایشان را نیز مانند دیگر خواستگاران نزد یک مشاور بررسی نمایید و

در نهایت با خانواده روی بهترین گزینه رای دهید. و بهترین انتخاب را برای زندگی اینده خود داشته باشید که شانس خوشبختی در بهترین انتخاب است

نه دوست داشتنی ترین انتخاب.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

سارینا

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۷/۸/۱۷
موضوع روانشناسی

سلام من سارینا هستم و۱۶ سالمه و الان بایه پسر۲۴ساله در رابطه هستم و خیلی هم همدیگه رو

دوست داریم به قول خودش خیلی هم پر توقع هست همشهری خودمون هم هستش یعنی تو شهرخودمون داره زندگی میکنه ، الان بیشترین نگرانی

من این هستش که نه اون یه روز من رو کنار بزاره و بره ،میخواستم در این باره بهم یه کم کمک کنین اگه امکانش هست؟

رازسارینا ، آقای دکتر  جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

ارتباط از هر زمانی که شروع بشه نیازمند حمایت خانواده هاست . با توجه به اینکه سن شما به سن

قانونی نرسیده است ارتباط با پسری به این سن و سال خطر افرین و دارای مشکل است بنابراین بهتره در این زمینه خانواده و مادر اطلاع داشته باشند و

فرد در صورتی که تمایل دارد برای خواستگاری اقدام نماید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

ندا

جنسیت: زن
وضعیت تاهل: مجرد
سال تولد: ۷۳
موضوع: روانشناسی
سلام‌

ممنون از راه اندازیه این وبگاه امیدوارم بتونم مشکلم رو اینجا حل کنم .

دوستی دارم برام مثل برادره

عمیقا دوستش دارم
۳۲ سالشه ، اما رفتارایی میکنه ،  کارایی رو انجام میده که معقولانه نیست
بچگانس
مغروره ، عادت داره ب همه از بالا نگاه کنه
فکر نکرده رفتار میکنه ، حرف میزنه
مثل یه پسر بچه ی بی تربیت ۱۲ ساله

مدام باید بهش گوشزد کنم که اینکارو بکن این کارو نکن ، عیبه ، زشته ،

بده

یکم با وقار باش ، یکم متین باش ، یکم مرد باش
بی تربیت نباش
بیشتر از اینکه دوست و برادرم باشه ، مثل بچمه
دیگه کم اوردم ازینکه مدام گوشزد کردم بهش
خودش رو مرکز دنیا میدونه
و هر چی باهاش حرف میزنم گوش نمیکنه
هر چند حق هم داره ۳۲ سال اینطوری زندگی کرده
تک بچه بوده و از بچگی نازشو کشیدن و عزیز دردونه بوده
ممنون میشم کمکم کنین

راز ندا جان، خانم تاچارا روحی

کریمی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام ندای عزیز

توضیحات شما در مورد دوست مثل برادرتون کافی نیست… اما با توجه به

مطالب گفته شده…. نقش والد شما در مورد این اقا پررنگ ه … باید خود دوستتون برای حل مشکلشون به روانشناس مراجعه کنن… چون شرح حال

خودشونو توضیح بدن… و شاید کارهایی رو که شما یک ایراد برآورد کردین نظر خودشون این نباشه….

راه حل برای خود مرد ۳۲ ساله مراجعه به روانشناس

و برای شما … اینکه نقش خودتونو بعنوان یک دوست بپذیرید …. و نه یک والد

…..

با آرزوی بهترینها برای شما ندای عزیز
کریمی  ۱۳۹۴/۰۲/۱۵

مسعود..

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۲
موضوع روانشناسی

با سلام مشکل من مربوط به برادرم است ۱۴ سال دارد. گاهی که اعصبانی می شود از حالت عادی خارج

شده و ماننده افراد شبه دیوانه رفتار میکند امشب که کمی مشاجره داشتیم در کمال نابوری اقدام به چاقو کشی کرد اگه خودم را کنار نمی کشیدم

معلوم نبود چه می شد نمی گوییم که ما هم بی تقصیریم رفتار ماهم پر از ضد و نقیص است که او را بیشتر بر اشفته می کند ولی چنین رفتاری تا حالا

از کسی ندیده بودم درخواست کمک دارم میترسم کاری که نباید انجام شود صورت بگیرد.

راز آقا مسعود، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

رفتار پرخاشگری زمانی بروز می کند که فرد در رسیدن به مقصود خود ناکام مانده و از خشم خود به

عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده می نماید.

برای درک علل پرخاشگری و مدیریت آن توصیه می شود ایشان به صورت حضوری بررسی شوند.

توصیه های را نیز برای مدیریت در خانواده دارم که به ترتیب زیر می باشند:

۱- صمیمت، صمیمیت در خانواده امری لازم و ضروری است زیرا سهم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد

بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز به این دلیل است که صمیمیت بین طرفین وجود ندارد. صمیمیت هنگامی افزایش می‌یابد که افراد خانواده درامور

زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند. همچنین اعتماد و اطمینان در مشارکت بین اعضای خانواده باعث صمیمیت می‌شود.

۲- تامل و سکوت، یکی از بهترین راه‌های کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی

از اعضای خانواده به تحریک دیگری بپردازد. بهترین شکرد در این هنگام آن است که دیگران سکونت اختیار کنند تا آن فرد هم آرامش پیدا کند سپس

در یک فرصت مناسب با هم به بحث و بررسی بپردازند.

۳- تخلیه یعنی اینکه به طور مستقیم جواب خشونت را ندهیم. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که پرخاشگری حلاکی

و حتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمی‌دهد بلکه باعث افزایش آن نیز می‌شود. ۴- مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرانه (قدم زدن و…)،

تحقیقات نشان داده که افرادی عادی که پرخاشگری خود بدون رفتار پرخاشگرانه بروز دادند بعد از این کار سطح کمتری از پرخاشگری را داشته‌اند ولی

به طور کل این روش هم زیاد موثر نیست.

۵- تنبیه، درطول تاریخ یکی از وسایل اجتماعی برای کم کردن میزان خشونت تنیه بوده‌است که توسط آن جلوی

تجاوز، خشونت و دیگر رفتارهای پرخاشگرانه را می‌گرفتند ولی در حال حاضر علما معتقدند که تنبیه به طور موقت جلوی خشونت حاضر را می‌گیرد و

برعکس در طولانی مدت به طور مستقیم باعث تقویت آن می‌شود درحال حاضر تنبیه بدنی از طرف سازمان بهداشت جهانی ممنوع شده‌است.

۶- صحبت کردن در مورد مشکل، بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد آن است این تکنیک

به طور عملی به دو صورت عملی است ولی اینکه در لحظه‌ای که پرخاشگری به حد اعلای خود می‌رسد یکی از طرفین سکوت اختیار کند و سعی کند غائله

را ختم کند ولی بعد از اینکه طرفین آرام شدند و مدتی نیز گذشت با خونسردی مطالب را با یکدیگر در میان می‌گذارند و آن را حل و فصل

می‌کنند.

درمان پرخاشگری:

برای درمان پرخاشگری گام اول شناخت و ریشه یابی علت یا علل پرخاشگری است با شناخت این عوامل می‌توان

همکاری‌های لازم را برای کاستن از میزان و شدت پرخاشگری ارائه نمود مانند سرگرم نمودن فرد مهر و محبت و دلجویی آموزش تنهایی فکرکردن صبرو

متانت نشان دادن در مواقع پرخاشگری تشویق جهت استحمام وروش گرفتن اجرای عدالت در منزل برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان مساعد

ساختن جو آزادی‌های کنترل شده جلوگیری از توهین و ناسزا گفتن به آنها و یا مقابله به مثل نکردن با آنها جلوگیری از تهدید و ترساندن الگوهای خوب

را به آنها نشان دادن رهنمودهایی در مورد سازش و جوشش با دیگران تشویق به بازی‌های گروهی و رعایت بتراکت و قوانین در زندگی با دیگران عادت

دادن به آنا به گذشت یاد دادن انتقاد صحیح به آنها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن و در پایان چنانچه رعایت عوامل فوق تأثیری نداشت

می‌توان از عوامل دیگری مانند توبیخ اخطار تحکم علامت مقابله به مثل تنبیه و قهرو… استفاده نمود.

موفق باشید

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۰۷

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۹
موضوع روانشناسی

سلام. مدت ده سالی است که ازدواج کردم. در اوایل روابط زناشویی، مشکلی در برخی از ارتباطاطم

وجود داشت که جدی نگرفتم. اما حالا کم کم داره اذیتم میکنه، البته باز هم چنان واسم مساله ای نبود تا اینکه اتفاقی رخ داد. در برخی موارد، هر وقت

شوهرم به اوج لذت جنسی میرسید، به حالت عجیبی فرو می رفت، انگار خواب بوده اما تمام کارهایش مثل زمان بیداری بود. مثلا گاهی وقتی که خوابه،

با من آمیزش می کرد، درست حالتی که بیداره اما با چشمانی بسته، اونوقت باید با تکان محکمی بیدارش میکردم، که پس از باز شدن چشمهایش تعجب

می کرد که چرا در این وضعیته و می گفت تو تو خواب با من کاری کردی. اصلا هم یادش نمی اومد که چه کاری انجام داده. حتی بعضی مواقع که صبحها

ازش میپرسیدم دیشب چه کردی میگفت هیچی در صورتی که آمیزش انجام داده بود و یادش نبود. و عادتی داشت هر وقت که دچار این حالت میشد،

حرف میزد. یکبار در بین حرفهایش اتفاقی و برام شرح داد که نمیدونم صحت داره یا نه. منم از ترس حقیقت داشتن ماجرا، پیگیری نکردم. میگفت که

رابطه ای با نزدیکان داشته، و چندوچونشو یادش نمی اومد. میگفت خواب بوده و چیزی یادش نمیاد. همیشه بعدش خوابهای ترسناکی میدید و بلند

میشد. شاید نزدیک به شش سال از این جریان بگذره. اون موقع تو بیداری هم اعتراف کرد که عمدی نبوده، اما حالا یادشم نمیاد که من چنین چیزیو

میدونم. ولی جدیدن هنگام آمیزش موقع حرف زدن هنگام حالت خوابش از ویژگیهای جسمی دونفرمون صحبت میکنه؛ که خیلی آزارم میده. البته

نگرانیهایی که از این جریان در مورد صحت بودنش دارم، یه طرف، موضوع اصلیم نحوه ی رفتارشه. به نظر شما این یک نوع بیماریه و چه باید کرد. با

توجه به اینکه دارای فرزندان دختر و پسر هستم. نگرانم در دست پدر به اشتباه اسیر نشن و هم اینکه اکثر مواقع چون روی شکم میخوابه، تو عالمش

انگار داره با من آمیزش میکنه، عمل انجام میده و متوجه نیست که بچه ها کنارشنو دارن میبیننش؛ البته من همیشه تا حالا حواسم بوده که این حالت

در جلوی دید بچه ها اتفاق نیفته. در ضمن از نوشته هام شوهرم خبر نداره چرا که صددرصد جبهه خواهد گرفت، ممنون میشم که هم متنم و هم

جوابم بصورت خصوصی بمونه. در ضمن تعداد دفعات آمیزش هم در هفته زیاده؛ تمایل زیادی هم به آمیزش هرشب داره. بهتره به این نکته اشاره کنم

که فرد مورد نظر در نزدیکی ما خوابیده بود، ما اونشب مهمان بودیمو فقط سه نفر بودیم. ممنون

راز سارا خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

انجام برخی فعالیت های معمول در خواب توسط برخی افراد صورت می گیرد ولی اینکه فرد یک فعالیت

نادر مانند رفتار جنسی را فقط انجام دهد نادر و نیاز به بررسی بالینی دارد. در این زمینه باید علاوه بر مصاحبه اسکن مغزی و نوار مغز نیز گرفته شود تا

دلیل فعالیت های در خواب مشخص گردد.

بهترین حالت برای پیشگیری و اسیب ندیدن دیگران این است که به طور معمول در اتاق خودتان بدون

حضور کس دیگری بخوابد و نیز در اسرع وقت مورد پایش بالینی قرار گیرد.

البته رفتار جنسی ایشان که خواهان رابطه هر شب است نوعی رفتار جنسی معمول است و این زمینه

زیاد نباید مورد توجه قرار گیرد بلکه رفتار جنسی در خواب ، فراموشی و به یاد نیاوردن رابطه و… مد نظر ماست.

خواهشمند است در اسرع وقت برای بررسی بالینی و مغزی مراجعه نمایید.

برای شما ارزوی موفقیت و سلامتی دارم.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۲/۰۳

زهره

سلام خسته نباشید .من ی مشکله بزرگ دارم این که خیلی شکاکم این شکاک بودن داره کسی ک خیلی

دوسش دارمو ازم میگیره.باید چیکار کنم؟؟؟

راز زهره خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

 روابط بین فردی بر اساس دو مقوله ارتباط و عواطف شکل می گیرند. در سطح ارتباط فرد باید اداب

معاشرت مناسب و تعامل اجتماعی با اطرافیان داشته باشد و صحت کار و اطمینان از طریق شفافیت قابل نظارت بررسی خواهد شد.

اما در سطح عواطف که مختص به ابراز عواطف به اعضای خانواده، همسر(شریک عاطفی) و دوستان

نزدیک است فرد روابط صمیمانه ای را شروع می کند و اعتماد بر اساس اطمینان قلبی و پذیرش بدون قید و شرط و نیز حمایت از ارکان ارتباط

است.

اگر بنا به هر دلیلی این اطمینان از بین برود تلاش فرد برای ساختن باید باشد ولی شما باید بدانید که

در حال حاضر در شرف ارتباط عاطفی هستید و تعامل ارتباطی شما باید بر اساس اعتماد توام بر نظارت با فرد دیگر باید باشد.

بهتر است برای حل این مساله حضوری مراجعه نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۲/۰۳

هانیه

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد
موضوع روانشناسی

با سلام و خسته نباشید دختری هستم ۲۳ ساله ساکن تهران در یک خانواده مذهبی.۵ ماهی هست که

از طریق شبکه های اجتماعی با پسری دوست شدم و همدیگر را ملاقات کردیم و از هم خوشمان امد…او هر زمان که منو میبینه میبوسه و از من کارای

خلاف عقایدم میخواد .تا حدودی به کارهایی که خواسته رو انجام دادم چون میگه من تورو برای ازدواج میخوام ….ولی من میترسم …احساس گناه

میکنم …میگه دوستم داره ولی شک دارم….چند دفعه خواستم ترکش کنم نزاشت …میگه این کارایی که میکنیم طبیعیه همه انجام میدن ولی من

احساس گناه میکنم و هم اینکه احساس میکنم اینجوری شخصیت خودمو زیر سوال بردم…اولین پسری هم هست که باهاش تا این حد پیش

رفتم….نمیدونم باید چیکار کنم ….ازش جدا شم ایا؟؟؟ میگه میگیرمت ولی باید ۲سال صبر کنی خودمو جمع و جور کنم …وضع مالی خوبی هم دارن و

ما وضع متوسطی داریم که میگفت شاید یکی از مشکلات سر راه ما همین اختلاف طبقاطی باشه… نمیدونم …کمک کنید…ایا همین جا رابطمو تموم کنم یا

نه؟؟؟؟؟؟از اینده میترسم دنبال یه راه حلم… خواهشا جوابمو شخصی بدید ممنون

راز هانیه ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای ایجاد ارتباط بنا به تناسب های فرهنگی باید رعایت حریم شخصی خودمان را داشته باشیم. سعی

کنید اداب معاشرت و تعامل اجتماعی و حفظ حریم شخصی را عقب ماندگی فرهنگی به حساب نیارید. بنابراین پیشنهاد می کنم اگر درخواست های ایشان

خلاف میل و عرف اعتقادی شماست بدون درگیری و با قاطعیت جواب رد دهید. و بدانید در حال حاضر کشورهای متمدن و جامعه امریکا نیز به این باور

رسیده اند که ارتباط عاطفی و جنسی امن فقط و فقط با همسر یا شریک مطمئن باید انجام شود و در قالب خانواده باید باشد و بهتر است تا حدودی

خانواده و به خصوص مادرتان در جریان ارتباط شما باشند.

موفق باشید

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۱/۳۱

حسینی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۴۲
موضوع روانشناسی

سلام وعرض ادب فرزند دختری نوجوان(متولد۲۲-۳-۷۹) دارم که حدود یک سال است با تعویض

استادش دچار آسیب روحی شدید شده است،لازم به ذکر است تا قبل از این موضوع این بچه بصورت خود جوش وبدون نیاز به والدین تمامی دروس

خود را بطور دقیق پیگیری و هموار ه نمونه ونخبه بود،وحتی با شروع سال تحصیلی به مدرسه رفت ولیکن رفته رفته اشتیاق وذوق او ابتدا با مقاومت

وسپس تمرد ونهایتا”به درد های شکمی ،که بنده به دلیل مهم بودن وضعیت جسمی اش ترجیح دادم به مدرسه نرود وحدود سه ماهی را بنظر می آمد

ریلکس وراحت است وکا ر وکلاس بیرونش را بطور دقیق پیگیری ودنبال می کرد،ومن که همواره افسوس روزهای گذشته را می خوردم پس از کلی

دوندگی وبه قول معروف گرو گذاشتن ریش وخواهش والتماس قبول کرد به مدرسه برود،این شیرینی بیش از یک هفته هم دوام نداشت وبا اندک

تلنگری از سوی مادرش که “توچرا مثلا”پاسخ درس فلان استاد را نمی دهی تبدیل شد به تمرد دوباره انزوا طلبی و اوهام که من را چرا به دنیا آوردی

ومن یک روح مرده ام در این جسم،لازم به ذکر است دختر من نوازنده برتر ساز ایرانی سنتی کمانچه واز نخبه های تنها هنرستان موسیقی دختران

تهران است، واکنون مشکل من نرفتن مدرسه دخترم نیست و درد این است که او اکنون هیچ کاری انجام نمی دهد ،مثلا” روزی هشت ساعت تمرین

ساز داشت ،کلاس زبان میرفت که این کلاس را به دلیل مشغله اش حذف کرده بود واکنون عاجزانه تقاضا دارم این حقیر را مشاوره فرمایید ضمنا به

هیچ وجه به کلینیک برای مشاوره نمی آید،اگر مشاوری متخصص داوطلب باشد در منزل صمیمانه تشکر می کنم،ارادتمند ……حسینی

راز آقای حسنی ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

در خصوص وضعیت فعلی دخترتان نیاز است بررسی شود که میزان وابستگی و علت آن به استادش را تعریف نمایند.و  بعد از تحلیل نوع

ارتباط و میزان وضعیت روانی و عاطفی ایشان برنامه ریزی برای ایشان خواهیم داشت.

ولی نکاتی که باید به دقت صورت گیرد:

۱- به کودک بیاموزیم که دیگران با ما ارتباط دارند و روابط عاطفی ما با آنها عقلانی نیست بلکه روابط نوعی ارتباط اجتماعی و اداب معاشرت

است.

این الگو به عنوان سواد ارتباطی و سواد عاطفی یکی از مهم ترین گزینه هایی است که کودکان و خانواده ها باید بیاموزند.

۲- درس خواندن قابل مذاکره نیست و جزو غعالیت هایی است که نباید با کودک مذاکره کنیم.

۳- زمان مسائل این چنینی را حل نخواهد کرد و شما بهتر است با ارامش و قاطعانه و حمایت کامل برای حل مساله اقدام نمایید.

موفق باشید

جلال مرادی  ۱۳۹۴/۰۱/۲۵

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۹
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و خسته نباشید من دختری۱۴ساله هستم…. مدتی به فیلم های ترسناک علاقه پیدا

کردم و تعدادی از اونا را مثل فیلمه های:حن گیر،کلبه ی وحشت،چشم،کلوپ خودکشی،ماماو….دیدم این فیلما باعث شده شبا به زحمت بخوابم و مجبور

باشم از ترس زود تر از بقیه بخوابم،بعضیوفتا هم یه دفه ای از خواب بیدار میشم و دیگه خوابم نمیبره،قبلا میخوابیدم اصلا وسط نصه شب بیدار

نمیشدم ولی الان اکثرا ساعتای دو یا سه بیدار میشن و بعد یا اصلا خوابم نمیبره یا به زحمت یه کم میخوابم، طوری شدم که بعضی شبا فقط سه یا دو

ساعت میخوابم….لطفا کمکم کنید ممنون

راز مبینا جان ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

مبینا جان

 گفتن این موضوع که فیلم های منطبق با سن خود را نگاه کنید ، چیزی جز سرزنش نیست. ولی در هر

حال شما دیده اید و در حال حاضر دچار ترس شده ایدو باید برای برطرف کردن این موضوع اقدام به تمرین تن آرامی نمایید. همچنین از دیدن فیلم

های بیشتر در این زمینه پرهیز نمایید.

در صورتی که تن آرامی و تصویر سازی را نتوانستید خود انجام دهید لطفا حضوری مراجعه

نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۲۵

محسن

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و درود.من معلول۲۴ ساله ای هستم که از بچگی با کوچکترین صدا از جا می

پریدم.متاسفانه بزرگتر که شدم این از جاپریدن بیشتر شد. به طوری که وقتی داخل یک جمع هستم دچار استرس و اصطراب میشم که نکنه دوباره

صدایی به گوشم بخوره و من از جا بپرم و دیگران بهم بخندند و متاسفانه همین اتفاق هم رخ میده و باعث خجالت من میشه. از شما تقاضا دارم به من

کمک کنید تا مشکل من برطرف بشه. درضمن اگر امکان داره راهنمایی هاتون رو به ایمیلم بفرستید. یاعلی

راز محسن جان، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

شما به صدا های بلند حساسیت دارید.و از طریق حساسیت زدایی منظم می توانید با این مشکل کنار

آید و چند جلسه رفتار درمانی برای درمان کافی خواهد بود.

موفق و سلامت باشید.

جلال مرادی ۱۳۹۴/۰۱/۲۴

معصومه

باسلام من در جایی مشغول به کار هستم که به صورت هییت مدیره مدیریت می شود ۵ نفر هییت

مدیره که یک نفر رییس هییت مدیره است بین ۲ نفر یعنی رییس و یکی از اعضای هییت مدیره از اول اختلاف بوده و روز به روز هم این اختلاف بیشتر

میشه این اختلاف باعث شده من دچار استرس بشم از یه طرف رییس به من میگه اگه سندی مدرکی خواست در اختیارش قرار نده از یه طرف دعوای

اون عضو هییت مدیره بامنه خیلی وقتا بوده تصمیم گرفتم کارمو ول کنم اما چون واقعا به کار احتیاج ندارم نمیتونم این کارو بکنم توروخدا بهم کمک

کنین من چیکار باید بکنم

راز معصومه جان، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

مطابق با اصول حرفه ای رفتاد نمایید هر درخواستی برای دریافت مدارک شرکت باید کتبی نوشته شود

و شما موافقت مدیر عامل را در پاراف نامه داشته باشید. با رعایت این موضوع تمامی درخواست های شفاهی فاقد اعتبار خواهد بود و شما به انها توجه

نداشته باشید.

مراجعه حضوری و بررسی سبک شخصیت و استرس شغلی شما به من خواهد گفت این کار در حال

حاضر مناسب خواهد بود یا خیر.

موفق باشید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۱/۲۳

مائده

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۷
موضوع روانشناسی

سلام. خسته نباشید. راستش اخیراً دچار مشکل خیلی بدی شدم. مدام فکر می کنم می خوام بمیرم و

این باعث ایجاد ترس وحشتناکی بخصوص هنگام شب در من شده. نمی تونم بخوابم و همین که چشمامو رو هم می گذارم فکر مرگ و عذاب قبر و … مرا

تا حد جنون می کشاند. از لحاظ اعتقادی بد نیستم و سعی می کنم تا جایی که می تونم مرتکب گناه نشم با این حال به شدت می ترسم و این افکار آرامشو

ازم گرفته. تپش قلب گرفتم و حتی نمی تونم تمرکز کنم. و چون کنکور در پیش دارم شدیدا نگرانم که این وضعیت به ضررم تموم بشه. خواهشا کمکم

کنید. چطور می تونم آرامشو به زندگیم برگردونم؟! دارم دیوانه می شم…

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

استرس کنکور و  اضطراب های قبلی شما باعث شده است در حال حاضر از بهداشت روانی خوبی

برخوردار نباشید. و در این موقعیت هم با توجه به نزدیکی کنکور بایستی دوره مدیریت استرس را بگذرانید.

راهکارهای کاهش استرس را مطالعه و اجرا نمایید.

ولی باید بدانید در یک زمان مناسب برای رفع ترس مرضی خود اقدام نمایید.

برای شما آرزوی موفقیت و سلامتی دارم

جلال مرادی        ۱۳۹۴/۰۱/۱۹

زهرا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ١٣۶٣
موضوع روانشناسی

سلام من حدود ۵ سال است که ازدواج کردم وشوهرم به طور کلی ادم سرد مزاجی هست من راهای

مختلفی را امتحان کردم ولی نتونستم کاری برای سرد مزاجیش بکنم البته وقتی هم که سکس انجام میدهیم هردو به ارگاسم میرسیم .ولی حتی اگر

١۵ روز هم با هم سکس نکنیم همسرم جلو نمیاد .ممنون میشم اگر راه حل ویا شماره ای برای مشاوره به من بدهید.

راز آقای دکتر جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

با توجه به اینکه رفتار جنسی هم مانند هر رفتار دیگه امکان تقویت دارد. پیشنهاد می کنم در دوره

های افزایش رضایت جنسی مرکز شرکت نمایید.

نشانی: تهران – خیابان آفریقای شمالی – بالاتر از ظفر – نبش ارمغان شرقی – پلاک ۱ – طبقه دوم – واحد ۸

تلفن: ۰۲۱۲۲۰۲۵۹۴۰

– ۰۲۱۲۲۰۱۹۱۲۸

۰۲۱۲۲۰۱۳۱۶۶

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۱/۱۷

م سعیدی

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع تحصیلی

باسلام. من دانش اموز زرنگی بودم و نمرات بالا میگرفتم. اما در یک و نیم سال اخیر اصلا و به هیچ

وجه تمرکز ندارم.الان مشکلی هم در زندگی ندارم که بخواهد ذهن مرا مشغول کند. ذهنم مثل تلویزیون هست که هر چه از ان میگذرد اینقدر این

افکار به ذهنم می اید که مرا شدیدا کلافه میکند و در نهایت که میبینم نمیتوانم تمرکز کنم گریه میکنم و دست از خواندن برمیدارم . اوایل سعی

کردم تمرکزم را با تمرین بیشتر کنم و تمام نکات صحیح برای مطالعه مفید را انجام میدادم ولی شرایطم فرق نکرد مثلا افکاری راکه به ذهنم میامد را

مینوشتم. ولی اصلا مفید نبود و باعث شد کنکورم را بد بدهم و بعد از فقط گریه میکنم چون به هیچ وجه نمیتوانم تمرکز کنم . الان هم شب و روز کارم

فقط گریه هست و افسرده شدم. به خدا التماس میکنم که کمکم کند ولی هیچی به هیچی . همه ی امیدم در زندگی درسم بوده و هست ولی الان دیگر

امیدم را هم از دست داده ام و از خدا میخواهم مشکلم را حل کند یا عمرم را بردارد . حالا هیچی ندارم نه امید نه زندگی. در این یک و سال نیم به

خاطره این مشکل چنان فشار عصبی داشتم که موهایم به شدت ریخت و نصف شد و حالا زندگیم را باخته ام. من از خدا میخوام بهم تمرکز بده تا صبح تا

شب درس بخونم. کمکم کنید تو رو خدا

راز آقای دکتر جلال  مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

خانم سعیدی

سلام

برای بازیافت انگیزه بهتر است از یک موسسه و مشاوره تحصیلی بهره ببرید تا از طریق رقابت و برنامه

ریزی درسی مناسب به نتیجه برسید.

موفق باشید

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۱/۱۷

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

سلام. من یه دختر ۲۶ ساله ام. کارشناسیمو تو امیرکبیر و مهندسی مکانیک خوندم. ارشد mba از

دانشگاه تهران. من تخیل قوی دارم و مشکلی که دارم اینه که به هزاران چیز علاقمندم. من موقعی که کارشناسی می خوندم تصمیم داشتم از مکانیک

رشته مو به ۲۰ تا رشته دیگه تغییر بدم. هرکدومو به اندازه ۳ هفته پیگیری می کردم و فکر می کردم دوست دارم و بعد سرد میشدم تا اینکه ارشد

mba رو بلاخره انتخاب کردم. رفتم سر کار و بعد ۱۱ ماه و ۳ بار جابجایی تو محیط کارم ازش خسته شدم و اومدم بیرون.

الان پایان ناممو باید بنویسم ولی ۱۱ ماه گذشته نتونستم موضوع انتخاب کنم. هر روز یه موضوع

جدیدو دوست دارم. نمی دونم با این ذهن هوس باز خودم چطور کنار بیامو باهاش به صلح برسم. کارآفرینی رو دوست دارم ولی هر روز تو تخیلاتم به

یه کار جدید دست می زنم که اگه مقدماتش جور بشه برام بی معنی و بی ارزش می شه. داشتم فکر کمی کردم بشینم یه داستان بنویسم از شخصیتی

تخیلی که دست به بسیاری از مشاغل زده و توش همه مشاغلی که من هر هفته دنبال یکیشون میفتم رو امتحان کرده. (من مصداق بارز برنامه

تلویزیونی “چرا که نه!” هستم) :(( اما حتی واسه نوشتن این داستان هم حوصله ندارم. انگار همش تو دنیای درونم زندگی می کنم. تو محیط کار بمن

می گفتن خیلی پشتکار دارم و با اراده هستم ولی بسیار عجول و خیلی هم رک هستم. می خواهم بتونم از استعدادها و توانایی هایی که دارم استفاده

کنم و نذارم هدر برن.

بگین چطوری خودمو مدیریت کنم و بتونم به سمت شغلی برم که با این تنوع پرستی شدید من بتونه

کنار بیاد؟

راز آقای مرادی به سوال شما

پاسخ داده اند.

سلام

با ارزوی موفقیت برای شما

تنها راه حل برون رفت از این موضوع آگاهی به شخصیت خودتان است. این موضوع اهمیت بالایی داره

و رشته خود را به خوبی می توانید انتخاب نمایید. یعنی بهتر است در یک برنامه زمان بندی شده به شناخت شخصیت برسید. و نیز پایان نامه خود را

اتمام کرده و به عنوان مشاور در یک شرکت مشاوره ای یا تبلیغاتی به کار مشغول شوید و این تخصص شما در ارائه ایده های نو می توانند مدیران عمل

گرا را به خوبی کمک نماید تا به پیاده سازی برناه های شما دست یابند.

از طریق سمت مشاوره ای شما همیشه با تازه ها سرو کار دارید بنابراین احساس دلزدگی و کسلی

نخواهید داشت.

پیشنهاد می کنم حضوری برای برنامه ریزی و عملیاتی کردن این هدف مراجعه نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۱۷

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۹
موضوع روانشناسی

با سلام زمانی که ازدواج کردم پنج سال پیش نوعی تفکر اروپایی داشتم همسرم بسیار زن خوبی هست

و عاشق همدیگه هستیم وقتی که با هم ازدواج کردیم از این مساله رنج می برد که تنها دوست پسر زندگیش او را فریب داده و با او سکس مقعدی

انجام داده و من با وجود این که این مساله را می دانستم با هم ازدواج کردیم چهار سال هیچ مشکلی نداشتم اما حدود یک سالی هست که این مساله

خیلی ناراحتم می کنه به چند دلیل اول اینکه چون من خودم هیچ وقت با دختری همچین کاری نکردم چون اعتقاد داشتم این نوع سکس حیوانی است

نه انسانی؛ دوم این که همش خودخوری می کنم چرا اون روزهای اول انتقام خانمم را از اون پسره نگرفتم؛ سوم این که همش اون صحنه درد کشیدن

زنم را جلوی چشمم احساس می کنم.

با وجود اینکه اون میگه سپردمش دست خدا و از این حرف ها . بعضی موقع ها می رم توی فکر و

افسرده می شم زنم سریع می فهمه که افسردگی من برای چی هست و اونم گریه می کنه همش حس انتقام دارم همش چرا چرا به خودم می گم.

لطفا من را راهنمایی کنید که چطور از این فکر بیرون بیام دارم دیونه می شم. مرسی

راز آقای دکتر جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

سعید جان سلام

تصورات جنسی و روابط قبل از ازدواج شریک جنسی یکی از موضوعات شایع زناشویی است.

معمولا اطلاع از روابط قبل هم به شدت حالتتون افزوده است. بنابراین پیشنهاد می کنم خودتان در

مرحله اول برای تعیین وضعیت ذهنی و حساسیت زدایی مراجعه نمایید و در کنار آن احتمالا موضوعاتی در خصوص رصایت زناشویی نیز به صورت پنهان

یا آشکار بر زندگی شما تاثیر گذاشته است. و رفع آنها نیز لازم و ضروری است.

امیدوارم بتوانیم در رفع این چالش ذهنی تاثیرگذار باشیم.

موفق باشید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۱/۱۵

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۷
موضوع روانشناسی

۹سالم بودکه پدرومادرم ازهم جدا شدن بااینکه بچه بودم انتظار همچین اتفاقی رو داشتم از سن کم

شاهد بحثای پدر ومادرم بودم ودر محیط ناآرومی بزرگ شدم بعد از طلاق برای بقیه زندگیم مادرم و انتخاب کردم.هرگز حظور پدرم رو حس نکردم به

بهونه کار از۷صبح تا۱۲ شب بیرون بود‏!و
بیشتر وقتی که خونه بود به بحث بامادرم میگذشت.و من باید جلوی کتک کاریشون رو میگرفتم.پدرم یه

عوضی بود خیلی راحت من و به مادرم سپرد و بلافاصله ازدواج کرد وفراموش کرد که یه بچه داره ولی من باهاش کناراومدم چون دیگه خونوادم و

شناخته بودم.فکرمیکردم حالامیتونیم بامادرم که پرستاربود زندگی بهتری رو بدون پدرم داشته باشیم ولی اشتباه میکردم چون مادرم یه زن مریض

دوقطبی بود ضربه های روحی زیادی خورده بودوبعدطلاق بدترشد.هرروزوهرروز به کوچکترین بهانه شروع میکردبامن بحث کردن اونم نه یه دعوای

مادرانه معمولی..اوایل خودمو مقصر میدونستم تا ساعتها و بعضی وقتاحتی نصفه شب باهام دعوامیکرد وهیچ منطقی نداشت وحشتناک جیغ میکشید

وحرفای آزاردهندشوبی وقفه وبرای تخلیه روحی خودش باجیغ بهم میگنت ومن نمیتونستم نشنوم گاهی ازشدت عذاب روحی بابیچارگی جیغ میزدم

ساکت شو… طی هفت سالی که بامادرم بودم ضربه روحی بدی خوردم… منزوی شدم؛دچار افت تحصیلی وفوبیای اجتماعی شدید شدم و ازاجتماع کاملا

فاصله گرفتم..دیگه تحملم تموم شدوازخونه فرارکردم چندماهی پیش چندتاازبستگان مادریم زندگی کردم والان مدتیه پیش پدربزرگ ومادربزرگ

مادریم زندگی میکنم به خاطرشرایطم از کودکی توی مدرسه مشکلات اجتماعی داشتم و تقریباهیچ دوستی نداشتم وندارم بقیه مشکلات خودشون و

دارن ومن به شدت تنهاوافسردم وازمشکلات روحی رنج میبرم هرچندشاید دیده نشه..الآن بسیارناامیدم و افسردگی وفوبیای اجتماعی حتی انگیزه

درس خوندن و ازمن گرفته نمیتونم ازپدرو مادرم متنفرنباشم خودم و نمیکشم ولی اینجوری هم نمیتونم زندگی کنم باید چیکارکنم؟؟؟

راز آقای دکتر جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

پری جان سلام

در شرایط زندگی سختی قرار داشتی و همانگونه که فرمودید این شرایط بر زندگی فعلی شما تاثیر

گذاشته است و دچار مشکلات نامبرده هستید.

ولی باید بدانید که شما در سن طلایی قرار دارید و باید تصمیم بگیرید که ادامه تحصیل یا مهارت

اموزی یا ازدواج کنید برای هر کدام از این تصمیم ها نیاز به هدف گذاری ، تصمیم گیری مناسب و حمایت دارید. همچنین مشکلات خود را با توجه به

وضعیت فعلی خود و سن تان باید دوباره بررسی و برای حلآنها تصمیم گیری نمایید.

پیشنهاد می کنم از طریق مشورت و حمایت متخصص و حمایت کسانی که در زمان فعلی با آنها زندگی می

کنید با این مسائل مواجه شوید.

مراجعه حضوری فرایند و نوع تصمیم گیری را تسریع خواهد کرد.

موفق و سلامت باشید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۱/۱۵

سعید

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

باسلام به پزشک محترم عرض شود خدمتتان من یه پسرس ۲۲ساله هستم ، با روحیات حساس و زود

رنج من در کودک دچار سوختگی شدم که شکم و باسن وکمرم سوخت الان که ۱۷ سال از آن قضیه می گذرد جای آن سوختگی باقی مانده است من برای

بهبودی وضعیت پیش چند دکتر زیبایی رفتم که دکتر ها با این که خبره بودند گفتند در بدن تو زیبایی جواب نمیدهد.

حال بنده زندگی می کنم ونفس می کشم پس زنده هستم تا الان با هیچ دختری نه دوستی داشتم نه

چیزی…

اصلا وقتی با جنس مقابل در جامعه صحبت می کنم دستپاچه می شوم و خودم را گم می کنم مخصوصا

اگر آن دختر حجاب و پوشش نامناسبی داشته باشه بدتر هم می شود این بیوگرافی بنده ؛ حال قصد دارم ازدواج کنم.

مشکلم این است که نمی دانم یا این وضعیت جسمی من برای دختران مشکلی دارد یا نه؟  این را هم

می دانم که به هر حال هر فردی غریزه ی جنسی دارد و باید رفع شود من با این وضیت دختری واقعا هست که مشکلی براش نداشنه باشد درضمن نمی

دانم چه طوری این مسله را به طرف مقابلم بزنم درضمن اعتما به نفس نسبتا پاینی هم دارم اگر برای آن هم یک کتابی یا چیزی معرفی کنید ممنون

میشوم ببخشید که مصدع اوقات شدم من ماشین ابزار خوانده ام نامه نویسی کم بلدم کم وکاستی هارا به بزرگیه خود ببخشید خدا قوت

راز آقای دکتر جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

سعید جان سلام

تصمیم گیری برای ازدواج و امید به زندگی در شما قابل تحسین است. بنابراین با توجه به نیاز، نوع

فرهنگ و شرایط اجتماعی و شغلی خود اقدام به ازدواج نمایید و این گزینه است که باید قبل از ازدواج با دختر مطرح نمایید و به توافق برسید که

بپذیرند بخشی از اندام شما سوخته است. امیدوارم با کارمناسب، درامد و تلاش خوب، مهرورزی و … جبران احساس خود را داشته باشید و فرد مقابل

همانگونه که خانواده شما پذیرفته است ؛ شما را پذیرا باشد و احساس خوشبختی نماید.

پیشنهاد می کنم گزینه های ازدواج را بعد از تایید اولیه برای مشاوره ازدواج نیز راهنمایی

نمایید.

موفق و سلامت باشید

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۱/۱۵

سارینا

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

سلام من دختری ۲۳ هستم که به مدت ۸ سال با پسری دوست شدم در حدی هم دیگر را دوست

داریم که برای هم میمیریم.

ولی مشکلاتی هست که میخوام بدونم مشکل از کی هست من سالها پیش که برای کاردانی قبول شدم

رفتم به شهر دیگری و در عید ان سال بین ما دعوا پیش امد سر این که چرا رفتی پیش خانواده مادرت نمیدونم چرا ولی دعوا شدید شد که به من گفت

یا من یا دانشک گاه که من اون زمان بچه بودم نمیدونستم به خانواده چه بگم که نمیخوام برم دانشگاه به اجبار دانشگاه انتخاب کردم ولی ان زمان

نمیدانستم چه بلاهایی در انتظارم هست حالا بعداز کلی ماجرا که گذشت من از رفتن به خانه عمه وخانواده مادر محروم شدم که دیگر حقی به رفتن انجا

ندارم من سه سال دوری وبهانه اوردم نمیدونید چقدر سخت بود حالا عید امسال خانواده مادر امدند خواستن با ما بروند سفرمن هرچه از او پرسدم او

پاسخی نداد ومن در شرایط بدی بودم اگه نمیرفتم پدرم ناراحت وخانواده او من رو دعوا میکردن یعنی خانواده پدرم مجبور به رفتن شدم واز ان روز

به بعد من رو ول کرده ومیگه بر خوش باش برام سخته واقعا نمیتونم تحمل کنم قصد خود کشی دارم ولی میترس از خدا از جوابی که باید بدم

نمیدونم کارمن درست بوده یانه نمیتونم تماس بگیرم پس خوواهش میکنم بگید چکار کنم میترسم نمیدونم باید چیکارکنم شما فکر کنید اخه من که

هنوز در خانه پدرم هستم مگه این وظیفم نیست حرفش گوش کنم اینقدر ناراحتش کردم که نمیدونم چی بکم فقط التماس میکنم کمکم کنید چون

یک بار خود کشی کردم پس یک بار دیگه هم میتونم فقط نیاز به راهنمایی دارم

راز آقای مرادی به سوال شما

پاسخ داده اند.

سارینا سلام

دوستی یک ارتباط است و تا زمانی ماهیت رسمی به خود نگیرد ارتباط عاطفی پایداری نخواد بود.

بنابراین تصمیم شما برای ادامه تحصیل شایسته تحسین است.

در مورد مشکل این دوست شما در خصوص ارتباط شما با خانواده و بستگان ، انتظار ایشان نامعقول و

نابجاست و شما نمی توانید ارتباط خود را باسیستم حمایتی و هویت فامیلی خود قطع یا محدود نمایید بنابراین اگر ایشان شما را دوست دارند بایستی

ارتباط و موقعیت ارتباطی و اجتماعی و خانوادگی شما را در نظر بگیرند.

در نهایت با توجه به تعارضی که در آن قرار گرفته اید پیشنهاد می کنم به صورت حضوری مراجعه

نمایید تا وضعیت بهداشت روانی شما مدیریت و با قاطعیت بیشتری با این موضوع مواجه شوید. در ضمن همیشه راه حل مناسب وجود دارد و از آسیب

یا هرگونه عمل مشابه خود داری نمایید.

برای شما ارزوی موفقیت دارم.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۱/۱۵

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۴
موضوع روانشناسی

با عرض سلام من ۲۰ سالمه تو یه شهرستان کوچیک زندگی میکنم من خیلی علاقه دارم کار کنم ولی

واسه هر کاری میرم شاگردی کنم وچند وقت دیگه خودم ارباب خودم باشم اون کار بازارش میخوابه من الان چند شغل عوض کردم (خدمات کامپیوتری

تعمیر…-تعمیرات موبایل – بوتیک – پخش لوازم غذایی )همشونم سدی از مشکلات اومدن جلوم الان دیگه روحیه ای نمونده واسم که یه کار پیدا کنم

تند تند نظرم عوض میشه هر روز به یه شغل متفاوت فکر میکنم طوری شده که همه ای فامیل مسخره میکنن منو (خودم علاقه دارم کاری شروع کنم

که بتونم در اینده بزرگش کنم یجورایی کارافرینی و مشهور کردن برند خودم ) خواهش میکنم کمکم کنید

راز آقای مرادی به سوال شما

پاسخ داده اند.

سجاد جان

تغییر این همه شغل نشان از عدم توجه به مهارت و استعداد شما بوده و تغییر ناگهانی مشاغل نیز به

خاطر تعجیل شماست. فرایند توسعه شغلی کتر از سه سال در واقع امری محال است و بایستی فرد در طول این سه سال مهارت کافی و صبر و برنامه

ریزی مناسبی داشته باشد تا بتواند کارش را به نتیجه برساند.

مثل است که می گویند:  اگر تمامی یک شهر سوزن فروش باشند در زدن مغازه سوزن فروشی در

صورت تمایل تامل نکن!

این مثل برای این است که می گوید تلاش ما منجر به دریافت سود خواهد شد. البته باید بدانی که در

هر شغلی مشکلات خاصی وجود دارد که عبور از آنها نیازمند کسب دانش و زمان است.

موفق باشید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۱۱

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۱
موضوع روانشناسی

سلام من دانشجویی روانشناسی هستم ولی برای خودم مشکلی پیش اومده که نمیتونم حل کنم عاشق

پسر عموم بودم در حدی بود که بهترین خواستگار هام را رد کردم ولی اون با کسی دیگه ازدواج کرد بدترین ضربه عاطفی را خوردم حتی الان هم

نمیتونم فراموشش کنم با اینکه میدونم دیگه ازدواج کرده و حتی نمیتونم به کسی دیگه فکر کنم چیکار کنم

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

مهتاب جان من نمدونم که شما با ایشان ارتباط عاطفی داشتید و ایشان نیز از این موضوع اطلاع داشتند

یا خیر.

ولی در حال حاضر بررسی این موضوع به این صورت است که دل در گرو کسی دارید که انتخاب دیگری

داشته است و ازدواج کرده بنابراین یک طرف موضوع تصمیم خود را برای زندگی مشترک گرفته است.

بنابراین بایستی به صورت یک طرفه موضوع را حل و این سوگ عاطفی را طی نمایید و پیشنهاد می کنم

در مرحله اول این موضوع را بپذیرید و با کمک متخصص و یا برنامه ریزی  بر روی زندگی شخصی به زندگی خود بپردازید.

برای شما ارزوی موفقیت دارم.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۱۱

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

سلام پدر و مادر من خیلی با هم دعوا می کنند پدرم اهل بددهنی و کتک زدنه البته اگه خیلی عصبانی

شه. و مادرم هم مقصره چون لج میکنه و مثلا میخواد کم نیاره.چیزی که من از بچه گی تا حالا یادمه همین دعواهاس.من روحیه ی حساسی دارم تاثیر

زیادی روم می ذاره . و به این زودیا نمی تونم فراموش کنم و نمیتونم ببخشمشون و هفته ها بابت دعواشون من حرص می خورم و عصبی ام و اونا نمی

دونن که دلیل بداخلاقی من خودشون هستن. شاید باورتون نشه ولی من حس می کنم بابامو دوست ندارم اصلا نمی تونم بهش محبت کنم . این حس و

فکر خیلی اذیتم می کنه(می دونم انتظار داره بهمم گفته که ازم مهری ندیده راستش منم از بابام ابراز محبتی ندیدم .) میخوام راهنمایی کنید که چطور

بابامو ببخشم چطور دعوایی که می شه و فرداش هم اشتی می کنن رو اینقدر تو ذهنم نشخوار نکنم و فراموش کنم . ممنون

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

رفتار پدر و مادر شما به خاطر سبک رفتاری موجب تنش در خانواده شده است و این تنش به شما نیز

سرایت کرده است. بهترین گزینه برای عدم تقویت این رفتار نادیده گرفتن و ترک محل دعواست و بعد از آن نیز سعی کنید با بیان اینکه من این

موضوع را درک نمی کنم در جریان دعوا قرار نگیرید و خود را طرف دار یا منجی کسی نکنید.

شما به دلیل در جریان قرار گرفتن دعوا و احتمالا شنیدن صحبت های مادر از پدر خود کینه به دل

گرفته اید اگر این فرایند را قطع نمایید آنها هم دیگر مسائل خود را به شیوه ای دیگر حل و فصل خواهند کرد.

در هر صورت درگیری آنها با مداخله شما حل نخواهد شد و آگاهی از جریان دعوا و یا حضور در آن

موجب تنش شما خواهد شد.

سعی کنید برای خود برنامه ریزی داشته باشید تا این نوع سبک رفتاری در آینده زناشویی شما هم

ورود پیدا نکند.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۰۹

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام, دختری هستم که در شرف ازدواج با کسی هستم  مدت دو سال است باهم درارتباط هستیم,

خانواده ها راضی هستند, اما پدر بنده روی تحصیلات تاکید زیادی دارد و به همین دلیل ما مجبور شدیم که دو خانواده بگیم که ایشون ترم آخر هستند,

بخاطر همین با کلی خواهش پدر من بانظر به اینکه ترم آخر هست, قبول کردند, اما ایشون درسش مونده و من الان بسیار مرددم که نکنه بعد عقد

متوجه بشن و نظر هر دو خانواده نسبت به ما خراب بشه, از طرفی نمیخوام بگم دروغ گفتیم, میشه کمکم کنید؟

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

دو خانواده حق دارند در زمینه ملاک ها تصمیم گیری و تحقیقات شفاف داشته باشند و رضایت و حمایت

آنها شرط دوام زندگی است لطفا حضوری مراجعه نمایید تا موضوعات دیگر نیز بررسی و نتیجه را به خانواده اطلاع دهیم.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۰۸

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۶
موضوع روانشناسی

فرق روانشناس و روانکاو چیست؟ و زبده ترین روانشناسان غرب کشور کیا هستن .

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

روان‌شناسی بالینی شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به درک، پیش‌بینی و درمان نابهنجاری،

ناتوانی و آشفتگی‌های شناختی، هیجانی، زیست‌شناختی، روان‌شناختی، اجتماعی و رفتاری کمک می‌کند و در گستره وسیعی از جمعیت‌های در جستجوی

درمان کاربرد دارد. (رزنیک، ۱۹۹۱). نقش‌های شش‌گانه آن عبارت است از: ارزیابی و تشخیص، مداخله و درمان، مشاوره، آموزش و نظارت بر کار

روان‌درمانگرها، پژوهش و مدیریت. غالب کارهای روانشناس بالینی در راستای درمان و تشخیص، آموزش و پژوهش است (دادستان و منصور،

۱۳۶۶).

روان‌کاوی نظریه‌ای درباره عملکرد ذهن، اختلال‌های روانی و نام شیوه‌ای رواندرمانی است که بر این

فرض اساسی استوار است که بیشتر فعالیت‌های ذهنی و پردازش آنها در ناخودآگاه رخ می‌دهد.( خلاصه

روانپزشکی کاپلان و سادوک (جلد۱). نویسنده: سادوک؛ مترجمان: دکتر رضاعی؛ ناشر: ارجمند؛ موضوع: روانپزشکی، پزشکی بالینی)

بنابراین اولی یک رشته بالینی و دومی نظریه ای زیر مجموعه روانشناسی است.

پاسخ دوم شما این است که تمامی افراد زیر مجموعه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران از

نظر تخصصی و تبحر صلاحیت درمان دارند.

جلال مرادی ۱۳۹۴/۰۱/۰۸

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۹۷۶
موضوع تحصیلی

با سلام پسری ۱۷ ساله ام که چند وقتیه در کنکور های ازمایشی شرکت میکنم.با وجود بار علمی خوبی

که دارم نتیجه ی مطلوبی نمیگیرم.دلیل اصلی این مطلب علایمی همچون خستگی|خوابب الودگی|بیحوصلگی|خمیازه مکرر|کاهش شدید تمرکز که سر

جلسه به سراغم میاد که باعث میشه امتحان را نصفه رها کرده یا به کندی سوالات را خوانده و جواب دهم. در ضمن مدتیه که دچار تنگی نفس در طول

روز به طور ناگهانی اما کوتاه مدت میشوم. ممنون میشوم اگر جامع پاسخ دهید. سپاس گذارم.

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

 رایان جان سلام

در خصوص عدم موفقیت در کنکور بهتر است زیر نظر یک موسسه یا مشاور تحصیلی برای آزمون اماده

شوید. اما در خصوص این علائم و وضعیت جسمانی پیشنهاد می کنم ابتدا برای بررسی وضعیت سلامت جسمی یک ازمایش کامل بدهید، شاید به دلیل

کم کاری یا کمبود ویتامین های بدن دچار خستگی زود رس می شوید . در صورتی که عارضه ای مشاهده نشد. لطفا برای ارزیابی روانی و برنامه ریزی

درمانی حضوری مراجعه نماید.

موفق باشید.

جلال مرادی ۱۳۹۳/۱۲/۲۵

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد
موضوع روانشناسی

باسلام خدمت شما سوالی داشتم از حضورتون.

من دوساله که با ی پسر که یه سال از خودم بزرگتره رابطه دارم و ما بشدت همدیگه رو دوست داریم،

قصدمون هم فقط ازدواج بود اما مدتی پیش طرف مقابلم ازمن خواست ک دیگه باهم رابطه نداشته باشیم و میگفت اخلاقش عوض شده و نمیتونه به

من محبت کنه اما چند روز پیش مجدد برگشت و گفت: من میخوام بازم باهم باشیم ولی هنوز ١٠٠٪ به این رابطه راضی نیستم و اومدم که بازم سعی

کنم حسی رو که قبلاً بهت داشتم را بدست بیارم.

من خیلی ایشونو دوس دارم نمیخوام از دستش بدم خواهش میکنم بم کمک کنید بگین من باید الان

چطوری باش رفتار کنم تا بازم همه چی مثل قبل بشه؟باتشکر از شما

راز نفس جان، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

نفس خانم سلام

رابطه یک احساس دو طرفه است و علاوه بر حضور نیاز به کاشتن امید دارد. امید در رابطه به شما کمک

خواهد کرد در توسعه و شکوفایی و حفظ رابطه تون بمانید و برای ترقی آن تلاش کنید.

ماندن در یک رابطه بدون گذاشتن هدف باعث یاس و نامیدی خواهد شد . بنابراین پیشنهاد می کنم

هدف های کوچک برای رابطه تون قرار دهید و در کنار آن به زندگی زیر یک سقف هم بیاندیشید و برای آن نیز برنامه ریزی نمایید.

موضوع دیگر توجه به تفاوت های فردی است بهتر است از طریق خودشناسی و شناخت ویژگی های

مثبت و منفی شخصیت خود ، سعی نمایید توسعه و رشد پیدا کنید. چون انسان های عاشق و شیفته افراد کامل و موفق هستند بنابراین با موفقیت خود

دیگران را جلب نمایید تا احساس نمایند بهترین انتخاب زندگی شان هستید.

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۲/۱۷

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۵
موضوع روانشناسی

سلام و خسته نباشید ۲فرزند دختردارم ۸سال و ۱۰ سال دختر ۱۰ ساله ام به شدت بامن رابطه بدی

دارد با همه چیز از سمت من مخالفت می کند همیشه در حال دعوا و بحث با من است می گوید از من خیلی بدش می آید او را دوست ندارم و خواهرش

را دوست دارم همیشه شکایت من را می کند ..گریه می کند و ناراحت و عصبی است مممنو ن میشم راهنماییم کنید.

راز جلال مرادی به سوال شما

پاسخ داده اند.

در زمینه ارتباط شما و دخترتان و رقابت ایشان با دختر کوچک بهتر است از طریق مشاوره حضوری

اقدام نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۲/۱۵

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

سلام . به دلیل نداشتن حرمت نفس نمی توانم مثل همه راحت به بیرون از خانه بروم احساس اظطراب

میکنم. الان از آخرین باری که از خانه بیرون رفتم ۷ روز میگذرد .دفعه قبل هم که بیرون رفتم با قرص کلونازپام بود که احساس آرامش میداد.اونم د

رحد نیم ساعت پیاده روی رفتم وبرگشتم.۲۵ ساله از تهران.شغل بیکار.دوم دبیرستان ترک تحصیل .

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سعید جان

سلام برای بررسی علل این مشکلات نیاز به پرسش و پاسخ های زیادی خواهیم بود. مهم تر اینکه

منزوی هستید یا ترس از حضور در اجتماع دارید و اینکه شرایط کار نداری یا انگیزه کار کردن نداری و … .

بنابراین برای رفع مساله و نیز دریافت راهکار منطقی پیشنهاد می کنم حضوری به سبب شناسی و رفع

مساله خود اقدام کنید.

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۲/۵

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

سلام و عرض ادب تقریبا ۲۲ ساله هستم و دانشجوی ترم ۶ پرستاری من با بیماری مادرزادی قفسه

سینه فرورفته به دنیا اومدم که اخیرا جراحی هم کردم دکتر گفت که چند سال که بگذره شکلش به حالت طبیعی برمیگرده اما مسئله اینجاست که

این بیماری ژنتیکی هست ، برادرم و خواهرم هم مشکلاتی مادرزادی خیلی خیلی خفیف داشتن که برطرف شدن اما من حتی یک سمت لگنم کمی تقعر

داره که وقتی لباس میپوشم معلوم نیست و مشکل حرکتی هم ندارم اما بحث ارثی بودنش اذیتم میکنه به همین خاطر توی همین سنین جوانی تصمیم

قطعی گرفتم که هیچوقت ازدواج نکنم چون فکر نمی کنم هیچ دختری به خاطر مشکلی که دارم منو قبول کنه و راضی هم نمیشم که رندگی چند نفر

دیگه رو خراب کنم ، حالا من موندم و فکر اینکه چرا باید تنها بمونم؟فکر اینکه خطای من چیه که نمی تونم رابطه با جنس مخالف رو تجربه کنم؟منی که

خودمو همیشه حفظ کردم،هیچوقت با دخترا رابطه خارج از حد برقرار نکردم(و نمیکنم) اونم با این وضع افتضاح دانشگاه ، خوش چهره هستم و قدم هم

بلنده اما وقتی جسم سالمی ندارم چهره ی خوب واسه چیمه؟ حالا هم خیلی خیلی ناراحتم به طوری که درس و روحیه و روانم رو پریشان کرده این

موضوع انتظار کمک دارم از شما سپاس

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

داشتن نقص در بدن و یا مشکلات این چنینی نباید شما را از لذت های زندگی محروم نماید و یا باعث

شود در انتخاب های خود سخت گیرانه برخورد کنید و خودتان را آزار دهید .

چند پیشنهاد دارم:

– با پزشک خود در خصوص  ابعاد بیماری و نیز عوارض آن کامل صحبت نمایید تا اطلاعات شما منطقی و

دقیق باشد.

– با یک متخصص ژنتیک در خصوص احتمال انتقال بیماری و نیز راهکاری پیشگیری از انتقال این

عارضه ژنتیکی مشورت نمایید.

– در آخر از طریق مشورت با یک متخصص بالینی به برررسی عوارض روانی این نقص بپردازید و در

صدد بر طرف کردن مشکلات خود برآیید و متناسب با مساله خود با فردی در شان و سطح خود ارتباط برقرار نمایید و یا اینکه تصمیم دیگری

بگیرید.

موفق و سربلند باشید.

جلال مرادی     ۱۳۹۳/۱۲/۴

آزاده

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۵۸
موضوع روانشناسی

سلام من با کسی که باهاش دوستم رابطه سکس دهانی داشتیم و به دلیل اینکه شرایطش رو نداشتیم

تو اتومبیل شخصی این کار رو انجام میدادیم البته من این کار رو برای اون انجام میدادم سوال من این است که آیا انچام این سکس یعنی سکس

دهانی شخصیت من رو زیر سوال نمیبره ؟ آیا اینکه این کار تو ماشین انجام میشه شخصیت من رو پایین نمیاره لطفا کمکم کنید

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

بنده شرایط و سطح ارتباط شما نمی دانم و پیشنهاد می کنم حتما برای بررسی سطح ارتباط با مرکز تماس

بگیرید تا شرایط شما و نوع ارتباط فعلی مورد بررسی قرار گیرد و راه کار مناسب برای شما ارائه گردد.

در خصوص دو سوال شما انجام فعالیت سکس در چنین مکان و موقعیت های اضطراب زا نه تنها

بهداشت روانی شما را به هم خواهد ریخت بلکه وجه اجتماعی و شخصیت شما را نیز زیر سوال خواهد برد. بنابراین نه نوع مکان و نه شرایط حال حاضر

مناسب بانوی مثل شما نخواهد بود.

امیدوارم در اسرع وقت مشاوره حضوری با یک متخصص داشته باشید.

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۲/۴

نسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

۳سال قبل من بسیار خواب صادقه میدیدم ..یک دفعه خواب ترسناکی دیدم من اونو باور کردم و خیال

کردم روزی اتفاق می افته از اون به بعد من که همون سال کنکور هم داشتم خراب کردم کنکوری که من قبل اون درسم خیلی خوب بود چه شب ها که

بیدار نماندم ..در روز نزدیک نصف بیداری رو به این فکر گذرونم یا شاید هم بیشتر.. الان سه سال گذشته روزی نیست بهش فکر نکنم جوری که یه

ادم منزوی با ضعف اعصاب که به زور میتونم درس بخونم خیلی وقت ها دو دقیقه قبل خودم هم یادم نیست تنها امیدم اینه که اتفاقی بیفته که من

مطمین بشم این دروغه و راحت بشم هر روز به امید فردایی هستم که اتفاقی بیفته که مطمن بشم دیگه اتفاق نمی افته..اگه هم بگم دروغه نمیتونم

اسودگی خیال داشته باشم فکر میکنم شاید اتفاق بیفته تو رابه خدا کمکم کنید تو شهرمون روانشناس نیست و من تنها به شما امید دارم

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

اغلب دو اصطلاح ترس و اضطراببه صورت مترادف به

کار می روند. تمایزی که می توان بین این دو اصطلاح قایل شد، آن است که ترس، اغلب به ارزیابی اولیه از یک خطر واقعی مربوط می شود. در حالی که

اضطراب، بیشتر به حالت هیجانی نگرانی و دلواپسی به علت خطری نامعلوم اطلاق می شود. اصطلاح هراس ، ترس اغراق

آمیز و غالباً فلج کننده از یک شئی یا رویدادی خاص است. هراس با میل به اجتناب از محرک های ترس انگیز مشخص می شود، مانند ترس از مکان های

بسته، آسانسور یا هواپیما. وحشت زدگی، ترس شدید و ناگهانی همراه با تلاش های عجولانه و دیوانه وار برای یافتن

امنیت است ( بک و امری ۱۹۹۰ ؛ گریست ، جفرسون و مارکس ۱۹۹۴ به نقل از محمد خانی ۱۳۸۸) برخی از علائم وحشت زدگی عبارتند از : نفس نفس

زدن، تپش قلب، تعرق، لرزش، تنگی نفس، درد در قفسه سینه، تهوع، سرگیجه و احساس خفگی (انجمن روانپزشکی آمریکا ۲۰۰۰).

اولین قدم در مقابله با اضطراب شناخت علائم اضطراب و چگونگی تاثیر این علائم بر خود است. همان طور که در بالا

اشاره شد، اضطراب هم می تواند به ما نیرو ببخشد و ما را برای مقابله با مشکل آماده کند و هم می تواند عملکرد طبیعی ما را مختل سازد. وجود مجموعه

ای از علائم بدنی، ذهنی، و روانی ما را متوجه می کند که مضطرب هستیم (بک و امری ۱۹۹۰).

علائم جسمی: مهم ترین علائم بدنی اضطراب عبارتند از: تپش قلب، تنگی نفس، بی اشتهایی،

تهوع، بی خوابی، تکرر ادرار، چهره بر افروخته، تعرق، اختلال در گفتار و بی قراری.

علائم شناختی: شامل سر درگمی، اختلال در حافظه و تمرکز، حواس پرتی، ترس از دست دادن

کنترل، کمروئی، گوش به زنگی و افکار تکرار شونده.

علائم روان شناختی: شامل عصبی بودن، بی طاقتی، نگرانی، هشیاری افراطی، وحشت زدگی،

دلواپسی، افسردگی، تنیدگی، ترس یا هیجان زدگی.

تمرین : آگاهی از این واکنش ها مهم است زیرا به شما کمک می کند تا به اضطراب خود پی

ببرید. وقتی متوجه این علائم اضطراب شدید می شوید از خود بپرسید، آیا این علائم واکنشی طبیعی به تهدیدی است یا اینکه واکنشی غیر عادی که

موجب تنش بی جا می شوند؟ چگونه می توانید این کار را انجام دهید؟ اولین قدم بررسی دقیق ارزیابی های اولیه خود است.

مراحل بعدی این است که وقایع را یادداشت نمایید و در صورتی که تا چند روز این وقایع اتفاق نیفتاد به عنوان یک

اضطراب واهی دیگر اجاز ورود به به آن را به خود ندهید و از طریق توقف فکر این افکار را به عنوان مزاحم از خود دور نمایید و در صورتی که موفق

نشدید حتما با یک روان شناس بالینی یا یک روانپزشک مشورت نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۲/۴
جنسیت مرد
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

سلام من یک جوان ۱۹ ساله هستم که در یک دانشگاه غیر انتفاعی در حال تحصیل هستم من یک

زندگی پر از نا امیدی و عدم اعتماد به نفس داشتم میخوام زندگیم رو عوض کنم میخوام دوباره کنکور بدم میخوام خودمو بسازم اما همه ش فکرم پر

از ترس شکست و نا امیدی هست یک عمر به خودم تلقین کردن که نمی تونم می خوام این تلسمو بشکنم اما ذهنم پر از افکار منفی میشه خودمم زیاد

سعی میکنم افکار مثبت وارد ذهنم بکنم اما بازم افکار منفی ازارم می دم خواهشا راهنماییی بفرمایید

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

دیاکو جان  تغییر رشته نیاز به برنامه ریزی و مشورت منطقی با افراد متخصص دارد بنابراین در این

زمینه با دور گروه بهتر از مشورت نمایید. مشاوران تحصیلی تا به شما بهترین و امن ترین شیوه تغییر رشته را نشان دهند . دوم فعالان شاغل در رشته

ای که مشغول تحصیل در ان هستید و ان رشته ای که مد نظر شماست.

البته احتمال دارد نارضایتی از خود را بهانه ای برای تغییر رشته در نظر گرفته باشی و در اصل

مستاصل هستی در این صورت ؛ پیشنهاد می کنم بهتر است در زمینه رفتاری و اموزش مهارت های روانی به یک روانشناس یا مشاور مراجعه

نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۲/۴

مهتاب

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۹
موضوع روانشناسی

سلام وخسته نباشید.باکسی آشناشدم که ازابتداهم قصدازدواجی دربین نبوداماعلاقه دوطرفه ازهمان

اول وجودداشت.بنابه دلایلی امکان ازدواج نیست.من شیفته اوشدم تمام افکا رم پر از اوست. میخواهم به کلی از زندگیم خارج بشه. دارم اذیت

میشم اما از طرفی نفسم به بودنش بند هست و نمیتونم از زندگیم حذفش کنم. ۳۲ سالشونه و تا به حال هیچ حرف یاحرکت عاشقانه یا خارج

ازحدودنداشته ایم اما متاسفانه دلبسته شدیم.

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

معمولا ارتباط با عث ایجاد علاقه می شود و بعد از مدتی به دلیل بلاتکلیفی افراد دچار اختلاف و یا

احساس درماندگی شده و علی رغم میل باطنی اقدام به ترک رابطه می نمایند.

پیشنهاد می کنم برای مشورت در این زمینه و تصمیم گیری منطقی دلایل خود مشاوره حضوری داشته

باشید تا به صورت منطقی راه کار منطقی و عقلانی را انجام دهید.

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۲/۴

منصور

با سلام من دچار یه نوع ترس شدید شدم دستام لرزش داره و شبها موقع خواب دچار حملاتی که

شباهتی به حملات پانیک است رو دارم از شما کمک میخوام

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

معمولا اختلال های اضطرابی بر روی عملکرد خواب تاثیر منفی می گذارند و فرد در ارامش منطقی به

خواب نمی رود و دچار حمله های خواب و یا بیداری های خارج از عرف می شود. یک نمونه از این اختلال ها به شرح زیر می باشد و مطالعه آن را برای شما

توصیه می کنم.

همچنین برای سبب شناسی ترس و این حملات پیشنهاد می کنم با روانشناس بالینی مشورت

نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۲/۳

حامد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۲
موضوع روانشناسی

سلام من قبلا سوالى در رابطه با وسواس فکرى پرسیدم جناب آقاى مرادى لطف کردن جواب دادن الان

مى خوام از ایشون بپرسم که من با یک مشاور روانکاو ۱۰ جلسه هست که مشاوره میگیرم ولى تا امروز تغییرى رو احساس نمى کنم و همونجوریم . مى

خوام نظر شما عزیز رو در رابطه با ادامه دادن مشاوره با ایشون یا ادامه با روانشناس با گرایش دیگه (بالینى یا …) بدونم؟! ممنون که وقت تون رو به

من دادید.

راز حامد جان، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام و احترام

همان طور که در خصوص علل ایجاد وسواس از دیدگاه های مختلف خدمت شما عرض کردم ؛ دیدگاه

روانکاوی نیز نظر خود را این گونه بیان می کند.

نظریه روان کاوی: بیماران وسواسی وقتی با موقعیت هایی ادیپی مثل مقابله به مثل یا از دست دادن

محبت روبه رو می شوند و خطر اضطراب را احساس می کنند، از مرحله موجود به مرحله مقعدی عقب می نشینند و به مرحله مقعدی پناه می برند. یکی

از نشانه های بیماران مبتلا به اختلال وسواسی – عملی اشتغال ذهنی شدید آنان به پرخاشگری یا نظافت است که یا آشکارا در محتوای علایمشان دیده

می شود، یا در تداعی هایی که پس از این علائم نهفته است. بنابراین ای بسا نحوه پیدایش اختلال ریشه در مختل شدن رشد و نمو طبیعی فرد در

مرحله مقعدی – آزار گرانه[۱] داشته باشد.

و رویکرد درمانی در  روانکاوی  معتقد است که درمان مبتنی بر بینش نیز موثر است. آگاهی در مورد

رفتار خود و شناخت علل تکانه های پرخاشگرانه درونی خود می تواند در کاهش و رفع آن ها و همکاری با درمانگر موثر باشد.

بنابراین با تلاش خود و همکاری با درمانگر در فکر درمان و مدیریت وسواس خود باشید.

جلال مرادی  ۱۳۹۳/۱۱/۲۹

m.s

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۲
موضوع روانشناسی

من خودم خیلی شخصیت هدفمندی دارم و رویاهای بزرگ دارم اما هر موقع با نامزدم در این مورد

میحرفیم هدفاشو خیلی کلی میگه و منم که حرف میزنم میگه حرفات سنگینه نمیفهمم و من اصرار دارم که اونم هدفشو دقیق مشخص بکنه و

بزرگترشون بکنه.اما زیاد مایل نیست.میترسم این موضوع بعدا برام مشکل ساز بشه.من همه ویژگی هاشو دوست دارم.فقط با این یه مورد مشکل

دارم.خیلی مهمه؟کار من اشتباهه بهش میگم هدفاشو دقیق و بزرگتر کنه؟این کهدبهم میگه حرفات سنگینه نمیفهمم یعنی خیلی ادم سطحی

ایه؟احساس میکنم تو منگنه میذارمش.اصلا نمیدونم با چه سیاستی مایل به صبحبت در اینباره بکنمش.میشه لطفا راهنماییم بکنید؟.خیلی

ممنونم

راز خانم محترم، خانم مریم امین

زاده به سوال شما پاسخ داده است.

سلام

هدف باآرزو تفاوت دارد.هدف قصدی است که ازانجام یک فعالیت خاص داریم و معمولا برای رسیدن به آن برنامه

ریزی می کنیم و بیشتر با واقعیت عجین هستند. درحالیکه آرزوها بخشی از رویاها و فانتزی های ما هستند و گاه با واقعیت فاصله دارند، مثلا آرزوی راه

رفتن روی ابرها. احتمالا شما آنقدر هدفهای آغشته به آرزوهای بزرگ را برای نامزدتان مطرح می کنید ایشان براورده شدن آنها را از نظر منطقی محال

فرض می کند وشروع به یکسری کلی گویی میکند تا به نحوی قضیه را پوشش دهد. بهتر است مهارتهای ارتباطی واز آن جمله گفتگوی درست را

بیاموزید.یکی ازاین اصول صحبت کردن درقالب

کلماتی ساده برای انتقال افکار واحساسات است در حالیکه برای شنونده ملموس ودقیق باشد. از طرفی دقت کنید که آیا فقط نقش کارخانه ی تولید

آرزو را بازی می کنید و بخش زیادی از آرزوهای براورده نشده گذشته راهم در قالب اهداف بزرگ به خورد نامزدتان می دهید؟ نکته آخر اینکه صرفا

همسران مسولیت رسیدن ما به اهداف و آرزوهایمان راندارند. توانایی هرفرد برای رسیدن به یک هدف در خود او وجود دارد.

——————————————–

مریم امین زاده   ۱۳۹۳/۱۱/۲۵

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

باسلام من ۲۱ سالمه وچند سال پیش پدرم با زنی بزرگتر از مادرم صیغه کرد که بعد از مدتی که

مادرم متوجه شد صیغه رو فسخ کردن و الان چند سال میگذره اما من احساس میکنم تمام مردا خائن هستن و به هیچکس اعتماد صددرصد ندارم

حتی فکر میکنم پدرم هنوز زن دوم دارد… یک سال ونیم پیش با پسری اشنا شدم و ایشون بعد از حدود یک ماه و نیم کم کم به من ابراز علاقه کرد و

خواست که ازدواج کنیم…اخلاقش خیلی خوبه و هرگز از من درخواست های جنسی نداشته خیلی ابراز عشق میکنه و من هم به ایشون علاقه دارم

خانوادش از این موضوع اطلاع دارن اما من مشکلم اینه که خیلی شکاکم مدام کوشی و ایمیلشو چک میکنم و سر هرچیز کو چکی بهش میگم دیگه

نمیخوام ادامه بدم و اون مدام التماس میکنه که تنهاش نذارم و اگه برم خودشو میکشه و از این حرفها….این ذهنیت شکاکی من از زمانی شروع شد

که توی فیسبوک به دوست خواهرش مشورت داده بود و اون رو عزیزم خطاب کرده بود و چند تا شماره ی دختر توی مخاطبان گوشیش بود که گفت

مزاحم و همکلاسی هستن و اگه خواستی همین الان زنگ بزن بهشون…اون پسر الان رفته سربازی اما من ایمیلشو چک کردم و یک پیام از دوست دختر

قبلیش که مربوط به یکسال قبل از من هست دیدم و متن خاصی نبود و فقط دو جمله گفتگوی روزانه بود اما من خیلی عصبانی ام و احساس میکنم بهم

خیانت شده با اینکه خودم قبل از ایشون دوست پسر داشتم …ضمنا چندبار هم در مسائل جزئی به من دروغ گفته مثلا بعضی کارهاشو کثل جستجوی

عکسای سکسی انداخت گردن دوستانش در حالیکه کار خودش بود…ضمنا من وسواس دارم و قرص فلووکسامین مصرف میکنم ایا ممکنه علت این

شکاک بودن وسواس من باشه؟؟؟بنظر شما مشکل از من هست یا اون پسر؟؟؟من چکا کنم که مشکلم حل بشه؟؟؟ایا ازدواج ما صلاحه؟؟

راز منا خانم، آقای احمد شنائی به

سوال شما پاسخ داده اند.

سلام . دلایل مختلفی مثل صیغه کردن خانمی توسط پدرتان ،  دوست دختر گرفتن توسط پسری که

راجع به آن صحبت کرده اید و گرفتن دوست پسر توسط خودتان و …  سبب شده که اینطور فکر کنید که همه همینطور هستند  ( به قول خودتان همه

خائن هستند ) ؛ و نتوانید به کسی اعتماد کنید . ولی نکته ای که قابل تأمل هست این است که کاری که بخاطر آن دیگران را خائن می پندارید و

سرزنش میکنید ، خودتان هم انجام داده اید . اگر صیغه کردن یا دوست گرفتن از جنس مخالف کار بدی باشد برای همه بد است و یا اگر استثنائاتی

دارد بایستی به آن توجه کرد . خلاصه به قول معرف ” رطب خورده کی منع رطب کند” .

دیگران هم مثل شما انسان هستند و به همان دلایلی که شما از جنس مخالف دوستی برگزیده ای آنها هم به همان دلایل ممکن است این کار را کرده

باشند . ( البته این به معنای تأئید یا رد رفتار افرادی که راجع به آنها صحبت کرده اید نیست . بلکه به معنای این است که هر رفتاری علتی دارد ).

اینکه ازدواج شما با پسری که راجع به آن صحبت کرده اید صلاح هست یا خیر ؟ باید عرض کنم با این میزان اطلاعات نمی توان گفت این ازدواج  صلاح

هست یا خیر . اما بطور کلی می توان گفت هر ازدواجی که بنای آن بر مبنای اعتماد متقابل نباشد به صلاح نیست . پیشنهاد می کنم برای مشاوره پیش از

ازدواج بصورت حضوری به یک مشاور مراجعه کنید .

گفته اید که وسواس دارید و دارو مصرف می کنید و سوال کرده اید که آیا ممکن است وسواس علت شکاک بودن شما باشد ؟ و بایستی چکار کنید که

مشکل تان حل شود ؟

بله وسواس و شکاک بودن باهم ارتباط مستقیم دارند و همدیگر را تشدید می کنند . مصرف دارو می تواند وسواس و شکاک بودن شما را کاهش دهد .

اما این رفتار شما و قتی بطور کامل برطرف می شود که همزمان با دارو درمانی ، روان درمانی هم داشته باشید . بنابراین پیشنهاد می کنم برای این

منظور هم به یک روانشاس مراجعه کنید .

از خداوند متعال برای شما سلامتی و موفقیت مسئلت دارم

احمد شنائی   ۱۳۹۳/۱۱/۲۵

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۹
موضوع روانشناسی

با سلام. پسر دو ساله ی من هر چیزی که باب میلش نباشد جیغ و داد راه می اندازد و سرش را می

کوبد یا توی صورتش می زند تا به خواسته اش برسد. حتی نصف شب ها بیدار می شود و تا زمانی که شیشه شیرش آماده شود جیغ می زند. برای دفاع

از خودش هم همینطور. مثلا وقتی یک ناشناس به او سلام می کند هم همینطور جیغ می زند. نمیدانیم در برابر این رفتار او باید چکار کنیم؟ ندیده اش

بگیریم؟ سریع به خواسته اش جواب دهیم؟ دعوا کنیم؟ کنارش بنشینیم تا جیغ و دادش تمام شود بعد بغلش کنیم؟ لطفا راهنمایی کنید.

راز نازی خانم، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

کودک شما متناسب با سنش رفتار می کند ولی میزان بهانه گیری ایشان زیاد است؛ بنابراین پیشنهاد

می کنم از طریق مراجعه حضوری مساله بررسی و حل شود.

 کودکان در این سن دارای مهارت اجتماعی سازه ای گسترده هستند که گونه های مختلفی از پاسخ های بین شخصی نظیر

بیانگری، مهربانی، گرمی، سهولت در گفتگو و همدلی را با هم در می آمیزد. هدف آموزش مهارت های اجتماعی افزایش کفایت اجتماعی و یا افزایش

مجموعه مهارت های فرد است .

–           آنها تا قبل از یک سالگى به ندرت ارتباطى معنادار با سایر کودکان برقرار مى کنند (ارتباط بیشتر با

والدین).

–          بازى کودکان تا قبل از ۵/۱-۲ سالگی، محدود به بازى با خودشان مى شود (بازی با انگشتان، عروسک ها،

جغجغه ها، بازی با والدین و  …).

–          از حدود دو سالگى به بعد اولین ارتباط هاى معنى دار میان کودکان ایجاد مى شود (بازی کوتاه، کشمکش، قهر و

گریه و.).

–          کودک ۲-۳ ساله آنها از خود خویشتن دارى نشان دهد، زیرا او تمام آداب مورد پذیرش جمع و محدودیت ها را

نمى داند (جمع گرایی کوتاه، بازی در گروه های کوچک، و… ).

      نقش والدین در ارتباط با اجتماعی شدن کودک موارد زیر است:

–          مشارکت محسوس در بازی با کودک

–          گذاشتن زمان کافی برای بیرون رفتن ، ارتباط با همسالان، بازی

–          تقویت رفتارهای مناسب و تلاش برای خاموشی رفتارهای نامناسب

–          اجتناب از الگوهای نامناسب در خانواده و محیط و تلاش برای غنی کردن محیط کودکان

با ارزوی موفقیت و سلامتی

جلال مرادی  ۱۳۹۳/۱۱/۲۳

سارا

با سلام من از وقتی بچه دار شده ام با خانواده همسرم مشکل داریم الان فرزندم دو سالش است

مادرم هم یک سال است که فوت شده ؛ مادر شوهر و خواهر شوهرم اصلا شرایطم را درک نمیکنند.

و از هر حرفی که میزنم سوء برداشت میکنند و به همسرم در مورد من بد میگویند .

انها میخواهند ما دائم انجا باشیم یا من فرزندم را تنها انجا بگذارم فکر میکنند من میخواهم فرزندم را

از انها دور کنم از این شرایط خسته شده ام همسرم هم میگوید من نمیتوانم بین شما قضاوت کنم هر وقت که انجا میرویم یه ناراحتی پیش میاید و

گاهی حال من به خاطر عصبی شدن بد میشود حالت لرزش وخشک شدن عضلات لطفا مرا راهنمایی کنید اکر اشکال از من است هم راهنمایی میخواهم

ممنون

راز سارا خانم، خانم تاچارا روحی

کریمی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام خانم سارا

با توجه به اینکه از ارتباط شما و همسرتان …

همینطور ارتباط قبل از بچه دار شدن شما و خانواده همسرتان اطلاعاتی در دسترس نیست…. و مد نظر قرار دادن فوت مادر شما در یک سال گذشته….

و احساس ناراحتی و  پریشانی حال شما… پیشنهاد میشود حتما به روانشناس مراجعه کنید تا با کسب مهارتهای لازم مشکلات را پشت سرگذارید

و اما پاسخ کوتاه و موثر برای موقعبت فعلی

شما…. داشتن برنامه ای مشخص و مورد توافق با همسرتان برای رفت و امد با خانوادهء ایشان است

موفق باشید دوست عزیز

تاچارا روحی کریمی  ۱۳۹۳/۱۱/۲۳

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۳
موضوع روانشناسی

سوال اینجانب در مورد فرزند اول من که ۱۰ ساله است و در کلاس چهارم دبستان در یکی از بهترین

مدارس مشغول به تحصیله . مشکل اصلی من اینه که پسرم حس رقابت نداره و از مسابقه دادن با هم بازیهاش و یا بازیهایی که در آن برد و باخت باشه

دوری می کنه. مدتی هم است که در مدرسه با وجود هوش بالای درسی به گفته معلمش داره ولی حس بی تفاوتی در او ایجاد شده و گرفتن یا نگرفتن

امتیاز از معلم به جهت تشویق براش اهمیتی نداره. لطفا در این خصوص راهنمایی فرمایید.

راز آقای رضا، خانم مریم امین

زاده به سوال شما پاسخ داده اند.

فرار پسرتان ازموقعیتهای رقابتی که درآن برد وباخت وجود داشته باشد می تواند ناشی ازترس از

باخت وناتوانی درفراهم کردن انتظار والدین ازاوباشد.شما اشاره کرده بودید که پسرتان فرزند اول خانواده است.معمولا انتظارکامل بودن ازبچه های

اول بیش ازسایر فرزندان می باشد که این منتهی به یک کمال گرایی افراطی می شود که کودک قانون همه یاهیچ راآویزه گوش خود قرارمی دهد یعنی

یابردکامل وکمال مورددلخواه والدین ویاباخت کامل ونشانی ازضعف وبی لیاقتی.بالطبع چون امکان برد همیشه وجودندارد کودک توانایی های خودش

رازیر سوال می برد وبا کاهش اعتماد به نفس روبرو می شودو برای اینکه از ارزشیابی قرارگرفتن فرار کند ازموقعیتهایی که نیاز به رقابت دارد پرهیز

می کند.البته لازم هست این نکته راذکرکنم که نظریه های یادگیری،خصوصا درزمینه یادگیری آکادمیک تاکید برپیشرفت براساس تواناییهای فردی

دارند نه رقابت زیرا درنهایت رقابت منجربه حسادت می شود درحالیکه باتوجه به تفاوت های فردی هردانش آموزی نیازداردباتوجه به تواناییهای خودش

پیشرفت کند. پیشنهاد من به شمادوست عزیز این است که ازکمال گرایی افراطی ودرخواست های خارج از توان فرزندتان خودداری نمایید و ریشه این

رفتار کودکتان رادر خودتان وهمسرتان جستجو کنید.

مریم امین زاده ۱۳۹۳/۱۱/۱۹

بهرا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۸
موضوع روانشناسی

سلام…من یه دختر ۱۶ ساله ام… اصلا ارامش فکری ندارم… توی خانوادم همیشه دعواس پدرم

خیلی به همه ی ما یعنی افراد خانوادمون زور میگه… با مادرم دعوا های شدید میکنن… همیشه از اینکه اونا باهم تنها باشن می ترسم… میترسم پدرم

دست رو مادرم بلند کنه… البته قبلا هم خیلی اینکارو میکرده ولی سعی میکرد که ما منو برادرم که ۸ سالشه متوجه نشیم… اما مشخص میشه

مسلما… ولی دیگه براش مهم نیست که ما بفهمیم یا نه… از وجودش بیزارم … با اینکه در شرایط مالی عالی از اول قرار داشتیم.. ولی سر خیلی چیزای

ریز همیشه توی خونه جنگه… مادر بیچاره ی منم هیچ کاری نمیتونه بکنه با این که فقط ۳۲ سالشه . واقعا به کمک و راهنماییتون نیازمندم … توی

خانواده ی ما یک جنگ تمام عیاره .. امیدوارم با کمک شما بتونم به این وضعیت کمک کنم

راز بهرا جان، آقای جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

بهرا جان سلام

ارامش اعضای خانواده به هم بستگی دارد . بنابراین پیشنهاد می کنم به همراه مادر برای دریافت

مشاوره اقدام نمایید تا شیوه های انتقال پیام و نیز مدیریت را یاد بگیرید مسلما در صورتی که کنش تحریک آمیزی وجود نداشته باشد واکنشی هم از

طرف پدر به وجود نخواهد امد.

اگر بتوانیم در بهترین نحوه نحوه ارتباط و مهارت های زناشویی را به مادر و در صورت همکاری به پدر

اموزش خواهیم داد.

پیشنهاد می کنم در اسرع وقت برای مشاوره اقدام نمایید.

جلال مرادی  ۱۳۹۳/۱۱/۱۸

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۹
موضوع روانشناسی

سلام خسته نباشید . برخلاف ظاهرم آدم عصبی هستم زود از کوره در میرم و بهمون سرعت آروم

میشم بتازگی زود به زود عصبانی میشم و جیغ میزنم و یا خودمو میزنم یا مشت به در و دیوار میزنم یکی دوبار هم پسرم را زدم . بعد از ان کمی ارام

میشم ولی تا مدتی دستام رعشه دارن . البته قبلا شاغل بودم یک ساله خانه دار شدم و مشکلات مالی هم داریم. نمیخوام اینجوری باشم خصوصا که

دیگران منو یه زن شاد و موفق میدونن خسته شدم از حفظ ظاهر کردن ولی هیچوقت دوست ندارم برای کسی درد دل کنم و همیشه لبخند میزنم لطفا

راهنمایی کنید

راز مریم جان، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام و احترام

شما نیاز به یک مصاحبه حضوری دارید تا موقعیت شما مورد بررسی قرار گیرد بهتر است از شیوه های

شاد زیستن بهره ببرید.

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۱/۱۸

حاتمی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل
سال تولد ۶/۸/۱۳۸۱
موضوع سایر

سلام.من کلاس موسیقی میرم.اروم اروم شروع به اهنگسازی کردم و اهنگ های قشنگ قشنگ

ساختم تا یه مدتی که فکر کردم توانایی ام را از دست دادم و الان نمی تونم اهنگ بسازم.لطفا کمکم کنید.

راز آقای حاتمی ، آقای جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

جناب آقای حاتمی سلام

فکر می کنم موضوعی در ذهن شما و یا عکس العمل اطرافیان بر روی عملکرد شما تاثیر منفی گذاشته

باشد از طریق مراجعه به مرکز می توانید این موضوع را تحلیل و بر ترس خود غلبه نمایید.

برای شما ارزوی موفقیت و سلامتی دارم.

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۱/۱۷

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۰
موضوع تحصیلی

سلام من دانشجوی ترم یک ارشد ساکن خوابگاه هستم.اولین بار هست که از خانواده دور شدم .محیط

خوابگاه فوق العاده پر تنش هست تا جایی که تصمیم به انصراف از تحصیل داشتم ..اصلا قادر به درس خوندن نیستم و این ترم مشروط

میشم.راهنماییم کنید که چجور تمرکزم رو روی درس بیشتر کنم و درگیر حاشیه نشم.

راز مریم جان ،اقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

جابجایی و دوری از خانواده عاملی برای افزایش استرس شماست در صورتی که می توانید در دوره های

کلاسی فقط شرکت کنید و کمتر وارد خوابگاه شوید و از طریق رفت و امد فقط در صورت نیاز به خوابگاه بروید.

اما اگر خانه شما دوره و نمی توانید رفت و امد کنید سعی کنید اتاق خود را متناسب با دوستانی که می

خواهید در کنارتان باشند انتخاب نماییدو فراموش نکنید که سازگاری با این موقعیت ها برای آینده شما هم مفید خواهد بود.

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۱/۱۶

شقایق

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ١٣٧٢
موضوع روانشناسی

سلام…من تازه می شه گفت وارد جامعه شدم…حس می کنم بلد نیستم با اطرافیانم مخصوصا کسایی

که دوستشون دارم چه جوری برخورد کنم البته خانواده و دوستان صمیمیه دخترم از این قضیه مستثنان …٢ساله که میشه گفت دوست پسر دارم

قبلش فقط مجازی بود.با هر کسی که آشنا می شم اولش توجه زیادی نمیکنم ولی بعدش که کم کم علاقه مند می شم انگار حساسیتم زیاد می شه به

طوری که زیاد پیله می کنم و طرف مقابلم ازم زده میشه و تو ذهن خودم فکر میکنم توجه زیاد باعث بی محلی از طرف اون می شه.وقتی ازش ناراحتم

حس می کنم تجربه ی قبلی داره تکرار میشه… لطفاً راهنماییم کنید…ممنون

رازشقایق جان ، آقای مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

شقایق خانم سلام

شما در اوایل دوره بزکسالی قرار دارید و از ویژگی های این مرحله این است که که افراد به کشف

روابط شخصی می‌پردازند .برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران در این سن بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.  کسانی که در این مرحله موفق

باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد. به یاد داشته باشید که هر مرحله بر پایه مهارت‌های یادگرفته شده در مراحل قبل بنا

می‌شود. حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلّق خاطر اهمیت دارد. مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت

به خود دارند در روابطشان نیز تمایل به تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی، تنهایی و افسردگی قرار دارند.

همچنین داشتن این توانایی بستگی به داشتن مهارت عاطفی و اجتماعی مناسب دارد بنابراین پیشنهاد

می کنم از طریق مراجعه حضوری نسبت به افزایش مهارت های خود اقدام نمایید و روابط توام با ارامش را تجربه نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۰/۳۰

حامد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۹۸۳
موضوع روانشناسی

سلام درمان وسواس های فکری رو می خواستم بدونم؟! یعنی برا درمان و رهایی از وسواسهای فکری

باید چه کارها و مراحلی رو انجام داد ؟ ممنون میشم که کمکم کنین .

راز حامد جان، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای تشخیص نوع اختلال باید به یک روانشناس بالینی مراجعه نمایید و از طریق مصاحبه و آزمایش

ایشان تشخیص نهایی و طرح درمان را ارائه خواهند داد.

پیشنهاد می کنم علاوه بر مطالعه مقاله پیوست نوبت حضوری برای رفع مشکلتان داشته باشید.

با ارزوی موفقیت

اختلال وسواس فکری – عملی  

جلال مرادی     ۱۳۹۳/۱۰/۳۰

مژده

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۵
موضوع روانشناسی

سلام.من دختر۱۸ساله ای هستم که در مقطع پیش دانشگاهی درس میخونم.مشکل اساسی که باعث

ازار من میشه اینه که خانواده من خیلی منو کنترل میکنن و من واقعا از این موضوع رنج میبرم.من سال دیگه وارد دانشگاه میشم,اما اعتماد بنفس این

رو ندارم که بتونم در شهر دیگه به تنهایی زندگی کنم.چون همیشه کنترل شدم و هیچوقت اجازه نداشتم که مستقل عمل کنم.من حتی اجازه ندارم با

دوستانم بیرون برم,با اینکه مادرم۴ساله دوستهای منو میشناسه و اونا به خونه ما میان,اما اجازه بیرون رفتن با اونا رو ندارم.من حتی اجازه ندارم به

کتابخونه برم.از این موضوع همیشع عصبانی میشم و با مادر پدرم دعوام میشه ولی دز نهایت همیشه محبورم مطیع اونها باشم.من اختلاف سنیم با

مادرم ۳۵ساله برای همین طبیعتا هیچگونه حرف مشترکی نمیتونم باهاش داشته باشم.من خیلی احساس تنهایی میکنم و جدیدا به این نتیجه رسیدم

که تنهایی هامو شاید بتونم با فردی از جنس مذکر پر کنم.من همیشه هر چیزی بخوام برام فراهمه ولی متاسفانه پدر ومادر من نمیخوان اینو باور کنن

که همه چیز پول نیست.من اصلا از دوران نوجوانیم لذت نمیبرم.تا حدی من محدودم که برای رفت و امد به مدرسه سرویس دارم.این

وحشتناکه.همیشه برای هر کاری باااید مادرم کنارم باشه,حتی برای رفتن به یک خرید ساده,من احتیاج دارم که گاهی با دوستانم.تنها باشم ولی این

اجازه رو ندارم.من همیشه عصبیم.خودم به خوبی میدونم که عقده خیلی چیزهارو دارم.وفقط منتظرم که وارد دانشگاه بشم.من میترسم از زمانی که

عقده هام بترکه.و نتونم جلوی خودمو بگیرم.من از ایندم خیلی میترسم.مخصوصا اینکه خانواده من یک خانواده نامی در شهرمون هستند.خواهش

میکنم کمکم کنید.

راز مژده جان، خانم مریم امین

زاده به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام دوست عزیز

مراقبت و گوش به زنگی بیش از حد والدین ؛ خصوصا در مورد فرزندان دختر متاسفانه در بسیاری از

خانواده هایی که در شهرستان ها زندگی می کنند دیده می شود. که ناشی از تاثیرات فرهنگی است زیرا که ترس از کوچکترین خطا و اشتباه از سوی

فرزندانشان تیری می دانند که شان و منزلت خانوادگی را مورد هدف قرار داده و باعث ارزشیابی منفی دوستان و آشنایان و همشهریان خواهد

شد.

اما این به این معنا نیست که شما هیچ گاه نخواهید توانست مهارت های لازم را در زمینه ارتباط با

دوستان و بیگانگان فرا گیرید.

یادگیری مهارت های زندگی نیاز به تمرین و ممارست دارد.

با گذشت زمان و ورود شما به دوره جوانی و ورود به دانشگاه خواه  ناخواه در موقعیت های جدید قرار

خواهید گرفت ، که حتی با کنترل های شدید خانواده و حضور مادرتان نیز باید خود از پس انجام آن برآیید، مثلا ثبت نام در دانشگاه، حضور در کلاس،

مراودت با دوستان در محیط دانشگاه که مسلما مادرتان نخواهد توانست در آنجا حضور داشته باشند؛ بنابراین هر چند فضای یادگیری شاید تا کنون

محدود بوده اما به انتها نرسیده.

برای کاهش نگرانی های افراطی خانواده و کمک به فراهم شدن فضای دوستی بیشتر با پدر و مادرتان

بدون احساس تنش و کنترل حتما به اتفاق مادرتان به یک روانشناس مراجعه کنید.

قطعا یک فرد متخصص می تواند کمک به سزایی در این رابطه داشته باشد.

مریم امین زاده ۱۳۹۳/۱۰/۲۸

سمیه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۸
موضوع روانشناسی

سلام عرض میکنم،بنده کارآموزوکالت هستم خواهش دارم کتابی موثر،مفید،عملی وکارادرجهت

بهبودفن بیان وجرات مندی به بنده معرفی کنید،به شدت نیازبه یک منبع وکتاب مفیددارم من سپاس گذارم ازشمادرپناه حق

راز سمیه خانم ، آقای احمد

شنائی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

کتاب های ذیل در رابطه با فن بیان و جرأتمندی معرفی می شود :

۱-    شیوه سخنرانی موثر و فن بیان – نوشته : ایرج هاشمی

۲-    چگونه فوق العاده صحبت کنیم (آموزش فن بیان ) –  نوشته : محمد پیام بهرام پور

۳-    روانشناسی اعتراض (رفتار جرأتمندانه) –  نوشته : مانوئل جی اسمیت –  ترجمه : مهدی قراچه داغی

۴-    اعتماد به نفس برتر- نوشته : فیلد گیل لیندن

با ارزوی موفقیت

احمد شنائی      ۱۳۹۳/۱۰/۲۸

سایه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۰
موضوع روانشناسی

۳سال پیش پسری به اسم حسین به من پیشنهاددوستی داد من خیلی ازش متنفربودم و ازروی

دلسوزی باهاش صحبت میکردم ازاول که وارد زندگیم شد اسم ازدواج رو آورد درصورتی ک من هیچ تمایلی به ازدواج باهاش نبودم .عشق اون به

قدری آتشین بود و به من محبت کرد که من کم کم احساس کردم دوسش دارم ازطرفی هم به پاک بودنش ایمان آوردم ۱سال بعد کم کم بهم گف ک

خانوادش با ازدواجمون مخالفن ولی خودش دوباره برمیگشت ۲سال گذشت تا من از اون شهر رفتم وقتی رفتم بهم گف نمیتونه بامن ازدواج کنه من هم

انقدر عصبانی شدم که هرچند وقت یه دفعه بهش اس میدادم و بهش میگفتم حلالت نمیکنم و خیلی بی معرفتی ۲سال به همین منوال گذشت و حالا

بهم میگه ازم متنفره من فکرمیکنم به خاطر زخم زبونایی ک بهش زدمه.من خیلی دوسش دارم و از وقتی ازش جداشدم نتونستم زندگی کنم.خواهش

میکنم یه راهکاری بهم معرفی کنید کمکم کنید ممنون

راز سایه خانم، آقای جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده

اند.

با سلام

بعد از هر رابطه معمولا وابستگی یا دلبستگی به وجود خواهد آمد و بنا به توان عاطفی و نیازهای هر کدام از طرفین معمولا روابط

سخت تر خواهد شد.

برای رهایی از این ارتباط بایستی فرایند سوگ را به خوبی طی نمایی و هرگونه تلاش برای رسیدن مجدد باعث افت عزت نفست خواهد

شد.

پیشنهاد می کنم مقاله مقابله با سوگ را مطالعه فرمایید.

تجربه مقابله با

سوگ

موفق باشید.

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۰/۲۷

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

سلام من دختری۱۹ ساله و مجردم ولی چن وقتی هست که از دست خودم و رفتارام به تنگ اومدم من

یه ادم عصبی وحساس و زود رنجم یه مدتیه که این اخلاقم به عود رسیده بیرون از خونه و با بقیه نسبتا خوبم.

اما تو خونه مدام تو دعوا و داد و بیدادم به همه چی حساسم و به همه گیر میدم هر روز صبح با خودم

عهد میبندم تغییر کنم ولی فقط چند ساعت میتونم دوام بیارم باز همون ادم بدخلق میشم.

خودمم تو عذابم بعد هر داد و بیداد کلی گریه میکنم و به خودم لعنت میفرستم نمیدونم اخرم چی

میشه تو رو خدا کمکم کنید.

رازسارا خانم، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سارا جان سلام

شما در این سن  بین نوجوانی و بزرگسالی یک مرحله مهم از زندگی خود را طی می کنید . بنابراین نیاز

است به یک سری مهارت ها و خواسته ها دست بیابید در غیر این صورت ناکام شده و دچار مشکل خواهید شد.شما در حال حاضر بایستی به یک

استقلال نسبی و انتخاب صحیح دست پیدا کرده باشید و از طریق حمایت و تشویق اطرافیان برای رسیدن به اهداف خود تلاش نمایید. همچنین باید

اماده شود که به کشف روابط شخصی بپردازید.

برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران ضرورت دارد. کسانی که در این مرحله موفق باشند،

روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد. حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلّق خاطر اهمیت دارد. مطالعات

نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابطشان نیز تمایل به تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی،

تنهایی و افسردگی قرار دارند.

در نهایت پیشنهاد می کنم برای رسیدن به اهداف و ارامش در زندگی با افراد متخصص مشورت نمایید

و ضعف های خود را به توانمندی تبدیل کنید.

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۰/۲۵

سحر

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۷۱
موضوع روانشناسی

خانمی ۲۳ ساله هستم همسرم شباییکه قصد نزدیکی با منو نداره، سریعا میخوابه و حتی حاضر نمیشه

منو ببوسه، چندین بارم بهش گفتم از این رفتار ناراحت میشم و حداقل برای ۲دقه نزدیکم بخواب و ببوس بعد بخواب ولی اون اصلا رعایت نمیکنه،

چیکار کنم؟ خیلی عذاب میکشم از این رفتار. (توضیح بیشتر :ما قبل از ازدواج رسمی یعنی دوره عقد کاملا باهم رابطه جنسی داشتیم (یعنی ازدواج

کرده بودیم) و الان بعد از دوسال عقد، ازدواج کردیم، حدودا ۳ماهه، و مدام من این رفتارو از ایشون میبینم و تذکر میدم ولی فایده ای نداشته و من

همچنان عذاب میکشم)

راز خانم سحر ، حانم تاچارا روحی

کریمی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام سحر عزیز

اطلاعاتی که مطرح کردی کافی نیست؛ شغل همسر؟ استرس کاری در طول روز؟ ارتباط شما و همسرتون

در طول این مدت؟ توجه شما به خواسته های ایشان؟ و حتی مشکلات خارج ارتباط شما؟ طول مدتی که این رفتار رخ داده؟ و ….

باید بررسی شود.

همین طور دیدگاه شما در مورد رفتار بوسیدن قبل از خواب آیا نشانه ای برای دوست داشته شدن

است و اگر این طور نباشه معنیش برای شما اینه که دوستتون نداره؟

پیشنهاد می کنم برای بررسی این سوال ها و تحلیل آنها با یک روانشناس صحبت کنید تا موضوع

بررسی و راهکارهای رفع مشکل ارائه شود.

با ارزوی بهترین ها برای شما

تارچارا روحی کریمی     ۱۳۹۳/۱۰/۲۴

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی
سلام من دختری ۲۷ ساله هستم ، استاد دانشگاه هستم ، شوهرم ۳۱

ساله و چهار سال پیش ازدواج کردیم ، متاسفانه شوهرم اهل زندگی نیست و بسیار رفیق بازه شبا دیر میاد خونه و با خواسته های من کاملا متفاوت

یواشکی و دور از چشم من مشروب میخوره ، سیگار میکشه و دوست دختر داره . یه روز به طور اتفاقی گوشیش رو چک کردم و پیاماشو خوندم و چون

خیلی ناراحت شدم به خونه مادرم اینا رفتم و دیگه برنگشتم ، تو این مدتی که خونه مادرم اینا هستم متوجه شدم شوهرم اعتیاد هم داره و قرص

ترامادول و متادول مصرف میکنه ، تصمیم گرفتم که دیگه پیشش برنگردم و به شدت برادرهام باهش دعوا کردن البته فقط لفظی اما الان که ۳ ماه

است میگذرد حتی یک بار هم خودش یا خانوادش به دنبال من نیومدن . نمیدونم باید چیکار کنم از شرایط روحی خیلی بدی در حال حاظر برخوردارم

لطفا” راهنمایی بفرمائید . با تشکر لطفا” جواب منو به ایمیلم ارسال فرمائید

راز

خانم سولماز، آقای جلال مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

خانم سولماز برای بررسی موضوع و ارائه راهکار منطقی پیشنهاد می کنم بزرگترها موضوع را مطرح نمایند و در یک جلسه

خانوادگی با توجه به شناخت خانواده ها تفاهم حاصل شود و بعد از آن به اتفاق یا به تنهایی موضوع را نزد یک مشاور به منظور حل مساله مطرح

نمایید.

موضوع مقداری ابهام دارد و روشن نمودن ابعاد مساله برای راهنمایی بهتر مفید خواهد بود. و مشاوره حضوری در این

مورد ضرورت دارد.

برای شما ارزوی موفقیت و سلامتی دارم

جلال مرادی     ۱۳۹۳/۱۰/۲۳
جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۵
موضوع روانشناسی

با سلام پسر ۱۰ ساله ای دارم که کمی عصبی است با کوچکترین عاملی پرخاشگری می کند لطفن به من

بگویید در این مواقع چه برخوردی باید داشته باشم

راز زهرا خانم ، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام و احترام

پرخاشگری رفتاری است که از خشم و عصبانیت نشأت می گیرد. این رفتار را می توان به دو گروه تقسیم کرد:

پرخاشگری خصمانه : رفتاری است که به منظور صدمه و آزار رساندن به دیگری یا دیگران ابراز می شود و

هدف در آن صرفاً آزار رساندن است.

پرخاشگری وسیله ای: رفتاری است که فرد به وسیله آن خواستار به دست آوردن هدفی دیگر است و ابداً

قصد حمله به دیگران یا اذیت کردن آن ها را ندارد البته در این میان ممکن است لطمه ایی نیز به کسی وارد شود.

هم چنین پرخاشگری ممکن است به یکی از دو صورت زیر باشد:

الف) پرخاشگری درونی: چنان چه جهت پرخاشگری به طرف درون باشد، کودک خشم را به درون خود می

افکند و دچار خشم فرو خورده می شود. پیامد چنین عملی می تواند افسردگی نیز باشد. کودکان افسرده در واقع از دست خودشان عصبانی اند. خشم

درونی، عصبانیت و نارضایتی از خود را به وجود می آورد.

ب) پرخاشگری بیرونی: در خشم بیرونی، کودک ممکن است خشم خود را به صورت رفتارهایی از قبیل فریاد

کشیدن، پا به زمین کوبیدن یا پرتاب کردن اشیاء بروز دهد.

ـ سن و نوع پرخاشگریبه ترتیب در کودک ۲-۳ ساله به صورت انداختن و پس گرفتن،  ۳-۴ ساله کلامی،  ۵-۶ ساله

کناره گیری،  ۷-۹ ساله نزاع و پرخاشگری می باشد.

ـ پرخاشگرى پسرها و دخترها تا حد زیادى با یکدیگر متفاوت است . اغلب مردم انتظار دارند که پسران شان بیشتر از

دختران پرخاشگرى داشته باشند؛ به همین دلیل پسران پرخاشگر یک تا سه ساله، بیشتر از دختران مورد توجه بزرگسالان قرار مى گیرند و به همین

دلیل در دوره پیش دبستانى، پسران خیلى بیشتر از دختران اهل ستیزه جویى و نزاع هستند. (اسرافیان    ۱۳۸۹)

۲-    دلایل پرخاشگری در کودکان چیست؟

پرخاشگری متاثر از عوامل  سرشتی،  علل اجتماعی، ناکامی،  تقلید از دیگران،  نقش اولیاء است.

علل خشونت و پرخاشگری در کودکان می توان به طور کلی به موارد زیر تقسیم بندی کرد:

۲-۲-          الگو پذیری کودکان

از والدین :

 اگر والدین و اطرافیان نزدیک کودک، افرادی  عصبی و پرخاشگر باشند کودکان از طریق مشاهده، رفتارهای پرخاشگرانه

آنها را یاد می گیرند. و در این فرایند لازم نیست والدین با خود کودک پرخاشگری کرده باشند اگر او شاهد رفتارهای خشونت بار پدر و مادر با افراد

دیگر باشد، این گونه رفتار را فرا می گیرند.

 ۲-۲-  آموزش غیر عمدی پرخاشگری:

 والدین ممکن است سهواً به کودک ، رفتار پرخاشگرانه یاد بدهند که احتمال دارد این رفتار در آینده تکرار شود.به

عنوان مثال تصور کنید کودکی از مادرش خواسته ای درخواست می کند. مادر از بر آوردن خواسته او امتناع می کند. کودک با جیغ و فریاد خواسته اش

را تکرار می کند و این دفعه مادر خواسته او را بر آورده می کند. در این جا مادر سهواً جیغ زدن و فریاد کشیدن کودک را تقویت کرده است.

 اگر این الگوی رفتاری باز تکرار شود و کودک به خواسته اش برسد. به صورت عادت در می آید و کودک در آینده نیز از

این الگوی رفتاری برای رسیدن به خواسته هایش استفاده می کند.

 ۳-۲-  ناکامی:

وقتی کودک در راه رسیدن به اهدافش با مانعی برخورد کند و نتواند از این مانع بگذرد دچار ناکامی می شود. یکی از

رفتارهایی که ممکن است از او سرزند پرخاشگری است.

 ۴-۲- اضطراب:

کودکان مضطرب نمی توانند کودکان آرامی باشند آنها رفتارهای پرخاشگرانه از خود بروز می دهند ؛ البته بلافاصله

پشیمان می شوندو از والدین خود عذرخواهی می کنند.

 ۵- ۲- بیماریها و مصرف دارو:

بعضی از بیماریها به مصرف دارو نیاز دارد و ممکن است از عوارض جانبی داروها کج خلقی و رفتارهایی باشد که خشونت

را بر می انگیزد.

 ۶- ۲- مدرسه:

بعضی کودکان در مدرسه قربانی خشونت می شوند و این خود باعث می شود که خود آنها نیز عامل خشونت شوند. عواملی

که به خشونت در مدرسه می انجامد عبارتند از:

۱-۶-۲-  وقتی کودکی توسط دانش آموزان دیگر مورد مسخره قرار می گیرد.

۲-۶-۲-  وقتی کودکی توسط دانش آموز دیگری کتک بخورد و قادر به دفاع از خود نباشد.

۳-۶-۲-  وقتی کودک مرتب اشیاء و وسایل خود را گم می کند.

۴-۶-۲-  افت تحصیلی ،افسردگی و ناراحت بودن و… .

 روش هاى پیشگیرى و مقابله با پرخاشگرى

۱- پرهیز از تنبیه بدنى

۲- جلوگیرى از تماشاى اعمال خشونت آمیز

۳- عدم تشویق رفتار پرخاشگرانه در رسیدن به هدف

۴-رفع ناکامى ها یا تعدیل آنها

۵- توجه مثبت غیرمشروط به فرزند

۶- هماهنگى والدین در تربیت کودکان (اسرافیان    ۱۳۸۹)

 درپایان سعی کنید از طریق بازیها، نمایش های تلویزیونی و خودتان رفتارهای اجتماعی مناسب را الگو قرار دهید و

رفتارهای مناسب را جایگزین رفتارهای نامطلوبش کنید. همچنین به کلیه رفتارهای مطلوب کودک در تمامی مراحل پاداش دهید و مورد تحسین قرار

دهید.

رضوانه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام.مادر دختر ۱۶ ساله ای هستم که از دوسال پیش دوستیهای خیابانی زیادی راتجربه کرده البته

چون معمولا به تنهایی بیرون نمیرود بیشتر با تلفن و لاین و وایبر است به دلیل مشکلاتی که در مدرسه بعنوان شماره پخش کن و…داشته تا تابستان به

مشاوره نوجوان که مرد بودند مراجعه میکردیم ولی فقط پولهای زیادی را دور ریختم!

آقای مشاور مدتی دارو درمانی کردند ولی بدلیل خواب آلودگی سرکلاس دارو راقطع کرد.به نظر

ایشان،دخترم شهوت بالایی داشت و با تلفن با پسرها سکس داشت و به دخترم گفته بود که مادر پدر مذهبیت مشکل دارند و من از بین مراجعانم

مورد ازدواج برایت پیدا میکنم! ایشان با دخترم حرف میزد ولی به من نمیگفت که مثلا وقتی دو روز بدون اطلاع زودتر از مدرسه تعطیل ولی تا ساعت

مقرر معلوم نبودکجاست؟ایشان تنها حرفی که به من و پدرش میزد صبورباشید بود وبعنوان رفتاردرماتگر هیچ راهکارعملی در رابطه باچگونه

رفتارکردن با دخترم به مانداد!

حالا رابطه منو دخترم جهنمی شده نمیدانم چگونه رفتارکنم که رابطه مان خوب شود. نمیخواهم در این

حال به ازدواجش فکرکنم چون تنوع دوست پسر داشته حتما با کسی بعنوان شوهرکنارنمیاد! تورو خدا اگه راه علاج عملی دارید که فقط هزینه بدون

نتیجه نباشد کمکم کرده و نجاتم دهید! هزینه مشاوره حضوری هم بالاست؟

راز خانم رضوانه ، آقای جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

خانم رضوانه دختر شما در سن نوجوانی قرار دارد و فرصت اشتباه و عقب ماندن از زندگی برای ایشان

و شما جبران ناپذیر خواهد بود. بنابراین بهترین کار در حال حاضر مدیریت ارتباط های بین فردی و تماس های ایشان است و از طریق تنبیه به جایی

نخواهید رسید .

بلکه مذاکره شفاف و ایجاد قوانین شفاف می تواند بهترین راه حل برای خرید زمان و رفع مشکل

شماست.

علی رغم ایراد گیری شما از مشاور ، پیشنهاد می کنم  خودتان به صورت حضوری از راهکارهای همکاران

ما برای اخذ تصمیم درست بهره ببرید.

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۰/۱۸

yasi

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۵
موضوع روانشناسی

سلام.دختر ۱۸ ساله ای هستم که به تازگی وارد دانشگاه شدم از مدت ها قبل در خودم این حس رو

داشتم که نیازمند توجه اطرافیانم هستم هم اکنون که چندماه از دانشجو شدن من میگذره همه ی اطرافیانم بهم میگویند از کمبود محبت و خلا عاطفی

برخوردارم خودم قبول دارم که این مشکل رو دارم چراکه حتی هنگامی که توجه پسر های اطرافم را به دختر های دیگه میبینم احساس کمبود میکنم

ولی راه حل این مشکل رو نمیدونم  میخواستم اگه میشه کمکم کنید

راز یاسی جان ، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

سن شما زمانی که افراد به کشف روابط شخصی می‌پردازند.  برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با

دیگران از ضرورت های روانی این سن است. کسانی که در این مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد. به یاد داشته

باشید توانایی ایجاد چنین رابطه ای منوط به داشتن  مهارت‌های ارتباطی و هیجانی است. اریکسون عقیده داشت که حس قوی هویت شخصی برای ایجاد

روابط صمیمانه و همراه با تعلّق خاطر اهمیت دارد. مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابطشان نیز تمایل به

تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی، تنهایی و افسردگی قرار دارند.

بنابراین پیشنهاد می شود برای افزایش توانمندی و درک درستی از توانایی های خود با یک متخصص

مشاوره کنید و نیز مهارت های متناسب را در خود تقویت نمایید.

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۰/۱۸

مریم

با سلام من ویدیو های مرکز مشاوره راز را می بینم خیلی آموزنده هستند از مسیولین مرکز تشکر می

نمایم.

راز از همراهی شما

سپاسگزاریم.

زهرا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۴
موضوع سایر

سلام من پسری چهار ساله دارم که وارد پنج سال شده اصلا به من وابسته نیست وبه راحتی نزد مادر

بزرگش می ماند اما متاسفانه از تنها ماندن در مهدکودک و هر کلاسی می ترسد هر وقت می خواهم او را در کلاس ترک کنم شروع به گریه می کند و به

شدت مضطرب می شود حدود یک هفته در یک مهد همراهش ماندم ولی بی فایده بود حتی وقتی به او اطمینان می دم پشت در می ایستم باز نگران

است و نمی پذیرد لطفا راهنمایی کنید.

راز  خانم زهرا، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

احتمال اضطراب جدایی در پسرتان وجود دارد ، بنابراین پیشنهاد  روانشناسی و تشخیص توسط

متخصص الزامی است.

برای آشنایی بیشتر با اختلال اضطراب جدایی لطفا موارد زیر را مطالعه فرمایید.

الف : اضطراب شدید و نا متناسب با سطح رشد فرد در مورد جدایی از خانه یا کسانی که فرد به آنان دلبستگی دارد ،  که

با سه ( یا بیش از سه ) مورد از موارد زیر مشخص می شود:‌

۱ ـ ناراحتی شدید و مداوم در زمانی که جدایی از خانه یا مظاهر اصلی دلبستگی رخ می دهد یا احتمال آن وجود دارد

.

۲ ـ نگرانی شدید و مداوم در مورد از دست دادن یا آسیب دیدگی احتمالی مظاهر اصلی دلبستگی .

۳ ـ نگرانی شدید و مداوم در مورد اینکه یک رویداد ناگوار باعث جدایی از مظاهر اصلی دلبستگی خواهد شد ( مانند گم

شدن یا دزدیده شدن ) .

۴ ـ اکراه یا خودداری مداوم از رفتن به مدرسه یا جاهای دیگر به دلیل ترس از جدایی .

۵ ـ ترس شدید و مداوم یا اکراه از تنها ماندن در خانه یا اماکن دیگر بدون حضور مظاهر اصلی دلبستگی یا افراد بزرگتر

.

۶ ـ اکراه یا خودداری مداوم از خوابیدن بدون حضور یکی از مظاهر دلبستگی و یا خوابیدن در مکانی غیر از خانه خود

.

۷ ـ کابوسهای مکرر در باره موضوع جدایی .

۸ ـ شکایات مکرر از نشانه های ناراحتی بدنی ( مانند سردرد ، دل درد ، تهوع یا استفراغ ) هنگامی که جدایی از مظاهر

اصلی دلبستگی رخ داده یا احتمال آن وجود دارد .

ب : مدت دوام این اختلال حداقل ۴ هفته است .

ج : شروع آن قبل از سن ۱۸ سالگی است .

د : این اختلال باعث ناراحتی یا اختلال قابل توجه بالینی در عملکرد های اجتماعی ، تحصیلی ( یا شغلی ) یا سایر زمینه

های مهم می شود .

هـ :‌ این اختلال بویژه طی دوره یک اختلال فراگیر رشد ، اسکیزوفرنی یا یک اختلال روان پریشی دیگر در نوجوانان و

بزرگسالان رخ نمی دهد و با اختلال وحشت زدگی همراه با گذر هراسی بهتر توجیه نمی شود .

مشخص کنید اگر :

باشروع  زودرس است : یعنی زمان آغاز اختلال قبل از سن ۶ سالگی است .

ویژگیهای خاص وابسته به فرهنگ ، سن و جنسیت

در میزان تحمل جدایی تفاوتهای فرهنگی وجود دارد . لازم است بین اختلال اضطراب جدایی و ارزش بالایی که بعضی از

فرهنگها برای وابستگی متقابل شدید بین اعضای خانواده قایلند ، تمیز گذاشته شود .

تظاهرات این اختلال ممکن است همراه با سن تغییر یابد . امکان دارد کودکان خردسال در برابر خطر های معینی که

والدین ، خانه یا خود آنان را تهدید می کند ، ترس خاصی را نشان ندهند . وقتی کودکان بزرگتر می شوند نگرانیها و ترسها اغلب برخطرهای ویژه ای

متمرکزمی شوند ( مانند آدم ربایی و دزدی ). اضطراب و انتظار جدایی در اواسط دوره کودکی آشکار می شود . هر چند نوجوانانی که این اختلال را دارند

ـ بویژه پسران ـ ممکن است وجود اضطراب جدایی را انکار کنند ولی این اضطراب در محدود شدن فعالیت آزاد و اکراه در ترک منزل  بازتاب می یابد .

امکان دارد در افراد بزرگتر این اختلال توان شخص را در برخورد با تغییر شرایط محدود کند ( مانند نقل مکان یا ازدواج ) . بزرگسالانی که این اختلال را

دارند به طور معمول بیش از حد نگران فرزندان و همسر خود بوده وزمانی که از آنان جدا می شوند ناراحتی قابل ملاحظه ای احساس می کنند . این

اختلال  در نمونه های بالینی در پسران و دختران به نسبت مساوی دیده می شود ولی در نمونه های همه گیر شناسی در دختران بیشتر است .

شیوع

اختلال اضطراب جدایی پدیده ای نا متعارف نیست و برآورد میزان شیوع آن تقریباً ۴ درصد در کودکان و نوجوانان

است . شیوع اختلال اضطراب جدایی از کودکی تا نوجوانی کاهش می یابد .

 دوره یا سیر

اختلال اضطراب جدایی ممکن است به دنبال بعضی از فشارهای روانی زندگی ( مانند مرگ یک خویشاوند یا یک حیوان

خانگی ، بیماری کودک یا یک خویشاوند ، تغییر مدرسه ، تغییر منزل یا مهاجرت ) ظاهر شود . امکان دارد شروع اختلال بسیار زود هنگام و در سنین

پیش دبستانی باشد و ممکن است در هر زمانی تا قبل از سن ۱۸ سالگی بروز کند . ولی معمولاً شروع آن در نوجوانی نامعمول است . این اختلال به طور

معمول دارای دوره های تشدید و بهبود است . در برخی موارد اضطراب در مورد احتمال جدایی و نیز اجتناب از موقعیت هایی که در آنها جدایی وجود

دارد ( مانند رفتن به دانشگاه ) ممکن است برای چند سال دوام یابد . با وجود این ، در بررسی های پیگیری گسترده ، اکثر کودکان دچار اختلال

اضطراب جدایی ، فاقد اختلال اضطرابی جدی هستند .

 را هکار های پیشگیری

–         آموزش مهارت های اجتماعی

–         تلاش برای ایجاد محیطی آرام در دوران بارداری و شش سال اول زندگی کودک

–         ایجاد حس اعتماد و امنیت در یک سال اول زندگی

–         در صورت اضطراب حساسیت زدایی منظم

–         ایجاد بهداشت روانی و خانوادگی و تلاش برای بستر سازی مناسب

–         مشاوره تربیتی

–         مشورت با متخصصان

جلال مرادی ۱۳۹۳/۱۰/۱۸

helia

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

با سلام من دانش آموز رشته تجربی هستم در سال اول دبیرستان اصلا درس نخواندم و معدلم ۱۷٫۸۰

شد در سال دوم دبیرستان بسیار پر انرژی بودم و معدلم ۱۹٫۵۵ شد در سال سوم دبیرستان معدل ترم اولم ۱۹ ولی در ترم دوم درس نخواندم اصلا

و امتحانات را نخوانده جواب میدادم و معدلم ۱۶ شد امسال هم که یش بودم تا ۱۵ مهر به مدرسه رفتم ولی دیگر حاضر به مدرسه رفتن نشدم و چون

مشکل معده دارم کسی از خانواده به من سخت نمیگیرد ولی خودم عذاب وجدان دارم در کنکور های آزمایشی زبان رتبه ام ۲ رقمی میشود ولی در

آزمون تجربی تراز ۵۶۰۰ دارم و رتبه ام کم میشود نمیدانم چرا هر سال تغییر میکنم؟ امیدوارم مشکل مرا فهمیده باشید و راهکاری دهید نمیدانم

چه کنم .

راز

هلیا جان، برای اجرای یک برنامه منظم درسی شما نیاز دارید که همزمان با برنامه درسی برنامه های

ریگر خود را نیز تنظیم نمایید. استراحت، تفریح و برنامه های جانبی موجب تقویت انگیزه شما خواهد شد و شما را از خواندن و مطالعه کردن خسته

نخواهد کرد.

بنابراین پیشنهاد می کنم با توجه به برنامه زمانی و ظرفیت روانی و مشورت خانواده برنامه هایی را به

منظور تقویت روحیه خود در زندگی بگنجانید.

مشاوره نیز کمک مناسبی برای تقویت برنامه و جهت دهی اهداف خواهد بود.

جهت انجام تست روانشناسى مى توانم به مرکز شما مراجعه کنم؟

راز

با سلام و احترام

در این مرکز بنابه تشخیص متخصص و یا درخواست مراجع تست های روانشناسی، شخصیت و … انجام

می شود.

آقا سید

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع سایر

از شروع ترم ۲ در دانشگاه دختر محجب و با شخصیت و حیا نظر منو جلب کرده تا الان که ترم ۴ هستم.

رابطه ما در حد سلام و چند بار جزوه گرفتن هست، تو این دو ترم خیلی احساسم بهش قوی شده حتی مدتیه دوستام میگن بابا برو بهش بگو دوسش

داری نهایتش دست رد میزنه بهت یا قبول میکنه منم کمی نسبت به جواب دختر حساسم لطفا راهنماییم کنید . چطور احساسمو بهش بگم.

رازآقا سید، آقای جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده است.

آقا سید بزرگوار ، برقراری رابطه دوستی و ایجاد ارتباط حرمت بالایی دارد و منجر به ایجاد تعهد و

مسئولیت در طرفین می شود. در صورتی که خواسته ات این است که ارتباط منجر به ازدواج و شناخت بیشتر را برقرار نمایید بهتر است تحقیق بیشتری

داشته باشی و نیز شرایط مالی، وضعیت آینده و حمایت خانواده را بررسی نمایید و بعد به صورت منطقی وارد رابطه شوید ولی اگر فقط قصد ارتباط

عاطفی بدون چشم انداز به اینده را داری ؛ مقداری موضوع سخت تر خواهد شد و این مساله آسیب هایی را برای طرفین به دنبال خواهد داشت مگر

اینکه چارچوب های ارتباطی را رعایت نمایید و صرف ارتباط هم دانشگاهی باشد.

برای بررسی شرایط خود پیشنهاد دارم مقداری در مورد نوع ارتباط خود بیاندیشید و اندیشه خود را با

این خانم در میان بگذارید تا ایشان نیز نظر خود را اعلام نمایند .

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۸
موضوع سایر

سلام . من به مدت ۸ سال است که ازدواج کرده ام و مشکل خاصی هم در ازدواج خود تاکنون نداشته

ام . من و همسرم با توافق قبل از ازدواج قرار شده که بچه دار نشویم . از حدود یک سال قبل دچار حالتی شده ام که دیگر چیزی نه در زندگی

خانوادگی و نه در اجتماع و نه در محیط کار من رو خوشحال نمیکنه و در این مدت هم تلاشهای بسیاری اعم از رفت و آمد بیشتر با دوستان ، مسافرت

داخل و خارج از کشور ، گنجاندن برنامه های تفریحی و سایر چیزها اعم از سینما و تئاتر و …. انجام دادم که اون حالت شاد رو پیدا کنم ولی متاسفانه این

مورد محقق نشد . در حال حاضر قصد دارم از همسرم جدا شم تا اون بتونه دنبال آینده خودش بره و لااقل از این شرایطی که توش افتاده رها شه ولی

اون به شدت مخالف طلاقه و می گه که این اوضاع زودگذره ولی من به این اطمینان رسیدم که تا چند سال دیگه هم اتفاق خاصی نمیفته و بالاخره اون

کم میاره ولی متاسفانه ممکنه دیگه خیلی دیر شده باشه و اون فرصتهایی رو که میتونه داشته باشه از دست داده باشه . در حال حاضر سوال من از شما

اینه که آیا شما می تونید راهکارهایی رو به من و همسرم ارائه بدید که طلاق کمترین اثر بد رو روش داشته باشه و بتونه از این پروسه به صورتی عبور

کنه که آسیب نبینه ( من قصدم برای طلاق قطعیه و فقط الان دنبال مشاوره و راهکار برای کم کردن اثرات روحی و عاطفی طلاق هستم ) . با تشکر

احمد

راز آقای احمد؛ آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

در زندگی مواقعی پیش می آید که فرد احساس می کند دیگر چیزی برای شاد شدن و رشد در خودش

ندارد. و به این دلیل سعی در تغییر دارند ولی برخی اوقات تغییرات نه تنها فرد را از واماندگی و روز مرگی رها نمی کنند بلکه باعث سقوط بیشتر ایشان

و منجر به  افسردگی و از دست دادن سلامت روانی و اجتماعی می شوند.

بنابراین بهترین کار در حال حاضر بررسی علت احساس روزمرگی شما از تمام دیدگاه های فردی، روانی،

خانوادگی و اجتماعی و شغلی است و بر آن اساس تصمیم گیری خواهیم کرد که چه کاری بایستی انجام دهیم و شما در نهایت به صورت قاطع تصمیم خود

را برای حل مساله خواهید گرفت.

پیشنهاد می کنم بدون طرح مساله اقدامی انجام ندهید و با یک دوره روانشناسی و بررسی علل مشکل

جلسه داشته باشید .

جلال مرادی        ۱۳۹۳/۱۰/۰۷

معصومه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۶
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و خسته نباشین یه مشکلی داشتم, شدیدا نیاز به کمک دارم یک سال بود که با یک پسر

مومن ومعتقد دوست بودم ۸۰ درصد همان بود که من میخواستم….از محبت کم نمیزاشت خیلی درکم میکرد برام و قرار بود بیاد خواستگاری. حتی

خانواده هانوم کمی در جریان بودن… تا اینکه برحسب اتفاق فهمید که من چندین سال پیش با یه پسر دوست بودم. و از قرار پسر رو میشناخت….(من

تو اون دوران حتی دستم هم به پسره نخورده بود و دوستی ما سطحی بود). اما بعد اون جریان رفتارش از این رو به اون رو شد… بی اعتماد شد

بهم….محبت هاش ته کشید و به من گفت باید از اول خودت برام تعریف میکردیو گفت تو صادق نبودی باهام…. گفت دیگه راهمونو جدا کنیم و فقط در

حد همکار باشیم باهام… و من خیلی عذاب میکشم اولا لج میکردم ولی بعدا گفتم باشه… میخواستم بپرسم آیا راهی هست که بتونم اعتماد از دست

رفته اونو برگردونم ؟ میدونم براش مهمم اما دیگه نمیتونه دوسم داشته باشه….اون تفکر جلوشو میگیره چطور باید رفتار کنم با کسی که همه کسم

بود ؟

راز خانم معصومه ، خانم امین

زاده به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام خانم معصومه این مهمه که بدونیدایشون چه طوری از رابطه شما آگاه شده اند. شاید اطلاعات

غلطی به ایشون داده شده و ذهنیت شان را کاملاً تغییر داده و به تبع آن واکنشی که نشان می دهند متناسب نیست.

اتفاقی که در گذشته افتاده و یک دوستی خیلی ساده و سطحی بوده و اون موقع ایشون در زندگی شما

حتی حضور نداشته اند؛ نباید در تصمیم یک نفر برای ازدواج به این شکل اثر گذار باشد.

و می تونه حتی در طرز فکر ایشون باشه نه در دوستی قبلی شما. پیشنهاد می کنم از یک روانشناس

کمک بگیرید و در صورت برقراری ارتباط مجدد و تصمیم به ازدواج ، حتماً مشاوره پیش از ازدواج داشته باشید.

مریم امین زاده       ۱۳۹۳/۱۰/۰۶

محمد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

با عرض سلام خسته نباشی من دانشجو هستم و یک عارضه اخلاقی که از موقعی که یادم هست با من

بوه است اینکه دوستانم را خیلی مسغره میکنم و شوخی های رکیک و از همه مهم تر اینکه خیلی پر حرفی میکنم و با زخم زبون هام حتی دوستای

نزدیکم با من سرد شده اند لطفا راهنماییم کنید. با تشکر

راز آقا محمد، خانم امین زاده به

سوال شما پاسخ داده اند.

کمک به شما داشتن اطلاعات بیش تری است این که آیا همه زمان ها به این مشکل عمل می کنید. آیا با

سایر افراد نزدیک و بستگان هم این مشکل را دارید؟ و …

قبل از این که همه روابط دوستانه را خراب کنید پیش یک بروید.

 مریم امین زاده      ۱۳۹۳/۱۰/۰۶

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

سلام خسته نباسید سوال من در رابطه با واژه ی کیدالت بود که با سرچی که در اینترنت کردم به این

معنی کوتاه رسیدم که به افراد بزرگسالی می گویند که کودکی می کنند ولی دوست ندارند دیگران انهارا کودک بنامند و در واقع ترکیبی از بچه و

بزرگسال ، ولی در واقع بزرگسالان که مواردی را ترجیح می دهند که برای کودکان است برای سرگرمی : مثل فیگور ، کارتون ، اسباب بازی ، کتابهای

تصویری و کمیک و بازی های ویدیوئی. بسیاری از آنها علاقه به ساخت کلکسیونهایی شخصی خود دارند ، اسباب بازی های قدیمی را جمع آوری می کنند

برای یادآوری خاطرات دوران کودکی می خواستم ببینم این گونه افراد وجود دارند و اگر هستند در علم روانشناسی به اینگونه افراد چه می

گویند؟؟

راز آقای مرادی به سوال شما

پاسخ داده اند.

سلام

Kidult  اشاره به

رفتارهای کودکانه یا علایق کودکانه در بزرگسالان دارد. این گونه افراد در روانشناسی و جامعه شناسی به عنوان پسران ابدی شناخته می شوند. در

گذشته به دلیل سخت گیری در نقش های افراد جامعه این گونه رفتارها معمولا از طرف جامعه سرکوب میشد.

با گسترش فن آوری های مجازی و اسباب بازی و سرگرمی های متناسب با سن

کودکان و بزرگسالان تقریبا این نوع رفتار ها به عنوان نابهنجاری دیگر شناخته نمی شوند .

مشکلی که این گونه افراد احتمالا در زندگی زناشویی و یا شغلی با آن مواجه

خواهند شد؛ عدم مسئولیت پذیری و پذیرش نقش های بزرگسالانه است و علاقه فراوان آنها به رفتارهای کودکانه شاید باعث عدم علاقه آنها به

پذیرش ازدواج  و یا شغل مناسب شود. در صورتی که این مساله ایجاد نشود خود علاقه به موضوعات کودکانه اختلال محسوب نخواهد شد.

جلال مرادی    ۲۷/۰۹/۱۳۹۳

جنسیت زن
وضعیت تاهل جداشده
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام من دختری بیست ودو ساله هستم با خانواده ام زندگی میکنم و یه خواهر کوچکتر از خودم دارم

سریع میرم سر اصل مطلب من مشکلم اینه که شدیدا احتیاج دارم که یکی دوسم داشته باشه و عاشقم باشه ولی تا حالا کسی نبوده که به من ابراز

علاقه کنه.یعنی تا حالا خواستگار نداشتم.من از طرف خانواده م هیچ مشکلی احساس نمیکنم یعنی اونا برای من وخواهرم چیزی کم نمیذارن. من تا حالا

با هیچ پسری نه حرف زدم ونه رابطه داشتم از این کارا خوشم نمیاد ولی متاسفانه من به چیزایی فکر میکنم که نباید بکنم یعنی چون شدیدا احساس

نیاز میکنم، به مسائل جنسی فکر میکنم و این تا حدودی منو ارضا کرده نمیدونم چقد تونستم منظورمو بفهمونم ولی من دوس ندارم به این مسائل فک

کنم از خودم خجالت میکشم از خدا خجالت میکشم چقد قول دادم که دیگه به این چیزا فکر نکنم ولی هربار… چیکار کنم؟

راز شیوا جان، آقای مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

اگر اشتباه نکنم شما یک تجربه شکست قبلی داشته اید و جدا شده اید و فرایند کنار آمدن با آن طلاق

را حل نمایید. سن شما نشان می دهد که امکان برنامه ریزی و شروع دوباره را دارید.

لطفا مقاله کنار آمدن با سوگ را مطالعه نمایید.

 تجربه مقابله با سوگ

در نهایت پیشنهاد می کنم برای برنامه ریزی و بررسی بیشتر با یک مشاور ارتباط برقرار نمایید و مسائل

عاطفی و روانی خود را حل نمایید و برای شروع دوباره برنامه ریزی نمایید.

جلال مرادی    ۲۷/۰۹/۱۳۹۳

نادیا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۹
موضوع روانشناسی

با عرض سلام از زحمت فراوان شما ، پنج سال پیش در اوضاع مالی بد خانواده با یک دختر اشنا شدم

خیلی بهش وابسته شدم طوری که دوسال از خانوادم جدا شدم اذیتشون کردم به خاطر اون با یکی از پسرای فامیلشون که خیلی خوب بود با اجازه

پدرم و برگشت به خانه خودم ،عقد کردیم الان همدیگرو دوست داریم با هم مشکلی نداریم پدرم از اول زندگی یکروز کار می کرد یک روز کار نمی کرد

از سه سالگی با مادر دوم زندگی میکنیم یک برادر دوقلو دارم الان ۲۴ سال داریم همیشه تو خونه ما به خاطر رفتارهای مادر دوم و خشم پدر و ناسزا

گفتنش ودست به زن داشتنش ارامش نداشتیم ولی بازم میگفتم خداروشکر هیچ وقت بی احترامی نمی کردم تا دو سال پیش که عموم فوت شد و

زنعموم موند و دو فرزندش پدرم خیلی هواشو داره منم زنعمومو دوست دارم منتهی از حد گذشته همش به خاطر اون، مامان دومم دعوا میکنه مادر

دومم هم خسیسه هم غرغرو ، زنعموم خیلی خوبه بابام میگه مثل اون باشین مامانم میگه نمیتونم باشم اون داره ما نداریم تا دیشب ی هو بابام اومد

خونه گفت من دو ساله با ناهید زنعموم عقد کردیم مامانم جیغ میزد بابام گفت شما محبت ندارین همین ناهید صدهزار تومن برای عمل مامانت داد

شماها نمک خوردین نمکدون شکستین من گفتم شما میگین زنتونه باید پولاشو بده به شما مشتش اومد طرفم ده بار گفت برو گمشو بیرون من قبول

نکردم برم بیرون که بدتر بشه منم کفتم پولمو بدین تا برم بابام گفت میدم برو گمشو باشه ،از دیروز از هممون متنفر شده هی تو دلش حرف میزنه

سرشو تکون میده میگه پول دستم بیاد ولتون میکنم ماشینمو زیر قیمت می فروشم پولتو میدم بهش گفتم بابا شما میگی برو گمشو بیرون من چه جوری

بدون پول برم من چند ماه هست یک مغازه گرفتم تا زندگی خودمو شوهرمو درست کنم جهیزیه بگیرم ولی چون بابام پول نداره خرج زندگی رو میدم

هیچ وقت حرفی نزدم تا دیشب که بابام میخواست بیرونم کنه خودش دو تا ماشین داره ولی هیچ کار برای ما نمیکنه هر روز بیست تومن بنزین فقط

میزنه با پول مغازه ما ،ولی دنبال کاراش نمیره تازه وظیفه ما میدونه هی بنزین میزنه هی بیکاره باز بنزین میزنه میره خونه زنعموم من حرفی ندارم ولی

چون مامانم حساسه ی کم کوتاه بیاد نمیدونم چه کار کنم بابامو دوست دارم شوهرمو دوست دارم زندگیمونو دوست دارم داغونم به خدا بازم حاضرم

خرج زندگیرو بدم ولی نمیخوام زجر بکشم نمیخوام غصه بخوریم نمیخوام دعوا کنیم نمیخوام بابام از دستم ناراحت باشه نمیخوام بابام به خاطر یک زن

دیگه با ما عوض بشه بابام خیلی کینه ای هست.

راز نادیا جان، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام روابط شما پیچیده تر از یک زندگی عادی است. پیشنهاد می کنم برای تحلیل مناسب تر مشاوره

حضوری داشته باشید.

جلال مرادی ۲۵/۰۹/۱۳۹۳

مژده ملکی

از طریق کلیپ های فوق العادتون اشنا شدم باهاتون .خیلی محشرید

راز خانم ملکی از لطف و توجه شما

سپاسگزاریم.

ساغر

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

سلام،تاکنون مشاوره هایی درباب مشکلم گرفته ام اما حسم نسبت به مشکلم تغییری آنچنانی

نکرده.دختر به ظاهر شاد و شلوغی هستم. اما دارم ازدرون فرو میریزم.

گاهی فکرمیکنم من رها شده به این دنیا اومدم. پدرم معلوله و با تمام عشقی که بش دارم انگار

هیچوقت نداشتمش،مادری پیرکه دنیای خودش داره. خواهر و برادرایی که هنرکنند به مشکلات خودشون برسند. من موندم تک وتنها،عین یه

سایه.باور کنید سختکوشم،درس خونم،با اعتماد به نفسم ظاهرخوبی دارم،اجتماعی ام.

اما حس خوشبختی ندارم. تنهام. رهاشده و بی کس ام.دخترای دیگه رومیبینم که مامانای جوونشون

چقدر ناز شونو میخرن، باباشون مثل کوه پشتشون،دورشون پر از فامیل و آشنا اما من، منم و درسم و اتاقم و گاهی هندزفری توگوشیم.از لحاظ مالی

مشکل خاصی ندارم. اما نداشتن شغل وکسی که بش تکیه کنم خوردم کرده.آدم مذهبی ای هستم اماگاهی ازخودم میپرسم،من هم خدایی

دارم؟چرا؟ازهمه سرترم اما باز منمو ناکامی.حتی خواهر و برادرای خودمم درکم نمیکنند.تنهایی داره من رو فرو میریزه.راهکارعملی لطفا.مرسی

راز ساغر جان، اقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

ساغر جان سلام

فاصله سنی بین شما و والدین و عدم طراحی سیستم حمایتی مناسب باعث شده احساس تنهایی و

اضطراب نمایی

ساغر جان برای برنامه ریزی و مدیریت زندگی ، پیشنهاد می کنم برنامه درسی و زندگی اجتماعی خود را

باید ساماندهی کنید. بهتر است جلسه ای حضوری داشته باشیم و سیستم حمایتی خود را طراحی و برای آینده ای بهتر برنامه ریزی کنیم.

۱۸/۰۹/۱۳۹۳    جلال مرادی

سمن

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ١٣۶۴
موضوع روانشناسی

با سلام به مشاورین گرامی آیا راه کاری برای مسیولیت پذیری در پسر ٢٩’ساله وجود دارد؟ با

سپاس

راز  سمن جان، آقای مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

افراد مسئولیت پذیر دارای ویژگی های خاصی همچون:

*داشتن اعتماد به نفس

*فعال بودن و پویایی

*قبول شکست ها درصورت ناکامی به جای مقصر دانستن دیگران یا توجیه شکست ها

*تلاش جهت جبران ناکامی ها

*انعطاف پذیر بودن درصورت لزوم

*پاسخ گو بودن نسبت به امور محوله

*هدفمند کردن فعالیت ها

*برنامه ریزی جهت دسترسی به اهداف ازقبل تعیین شده

برای پسر ۲۹ ساله آموزش مسئولیت پذیری و ایجاد انگیزه مقداری سخت است . برای رسیدن به توافق و ایجاد

انگیزه پیشنهاد می کنم جلسه ای حضوری با ایشان و شما داشته باشم.

۱۸/۰۹/۱۳۹۳   جلال مرادی

مادر خسته

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۸
موضوع روانشناسی

من و شوهرم سالی ۳بار باهم رابطه داریم پیش مشاور هم رفتیم شوهرم حرفهای مشاور راقبول نکرد

ومیگه من همی هستم که هستم پسرم۶ ساله است شوهرم رابطه با زنهای دیگه داره خسیس و کتکم میزد اما حالا پسرم نمیزاره منو زیاد بزنه پسرم

هم خیلی عصبی شده من جایی برای رفتن ندارم چیکار کنم خودکشی یا خیانت

راز جلال مرادی به سوال شما

پاسخ داده اند.

سلام

رابطه شما و همسرتان یا دارای دوره معیوبی بوده یا در حال حاضر دچار مشکل شده است در هر صورت

حذف خود یا وارد کردن شخص دیگری به زندگی مشکل شما را حل نخواهد کرد.

پیشنهاد می کنم برای رفع مساله اقدام به مشاوره نمایید و در صورت حل نشدن یا عدم همکاری اقدام

دیگری همچون کمک گرفتن از خانواده و یا جدایی را بررسی خواهیم کرد.

۱۵/۰۹/۱۳۹۳   جلال مرادی

سامان

 

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع تحصیلی

سلام

من تازه با سایت شما آشنا شده ام. یک سوال داشتم. من مدرک کاردانی فنی و حرفه ای از دانشگاه دولتی دارم در

سال ۹۰ کنکور کارشناسی ناپیوسته شرکت کردم چون آن سال تکمیل ظرفیت نداشت با مکاتبه ای که با سازمان سنجش داشتم مجوز ادامه تحصیل من

صادر شد ولی اسم دانشگاه اشتباهی تایب شده بود و من مجبور به انصراف شدم و در کنکور سال بعد در کنکور قبول و مدرک کارشناسی ناپیوسته ام

را گرفتم.

حالا سوالی دارم آیا می توانم با توجه به توضیحاتی که دادم امسال در کنکور سراسری سال ۹۴ ثبت نام کنم؟ آیا

معافیت تحصیلی برایم صادر می شود ؟ آیا دانشگاهی مثل (دانشکده پرستاری ) مدارک کاردانی ام را قبول می کند؟ یا در صورت رفتن به سربازی و

قبولی در کنکور می توانم از خدمت معافیت تحصیلی بگیرم؟

راز سامان جان، آقای احمد شنائی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام . بله شما می توانید در کنکور سال ۹۴ شرکت کنید . در هر مرحله از سربازی که باشید در صورت قبولی برای

شما معافیت تحصیلی صادر می شود و ادامه خدمت سربازی به بعد از اتمام تحصیلات موکول می شود . در مورد بخش دیگری از سوالتان که فرموده اید

آیا مدرک کاردانی شما را قبول می کنند یا خیر ؟ بایستی عرض کنم سوالتان خیلی مبهم هست اگر منظوراز لحاظ سیستم آموزشی است معمولاً در هر

مقطع به آخرین مدرک تحصیلی توجه می کنند و شما نوشته اید که دارای مدرک کارشناسی هستید هر چند این بخش نیز مبهم هست و معلوم نیست

مدرک کارشناسی شما مربوط به چه سیستم آموزشی است ؟ اما اگر منظور از لحاظ رشته تحصیلی باشد در اکثررشته ها افراد می توانند بدون توجه به

رشته مقطع قبلی در کنکور شرکت و در صورت قبولی با گذراندن پیش نیاز لازم ادامه تحصیل دهند . فقط در تعداد کمی از رشته ها به رشته و گرایش

مقطع قبلی توجه می شود و حتماً بایستی از رشته ها و گرایش های مرتبط باشد که اینگونه رشته ها در دفترچه راهنمای انتخاب رشته مشخص شده اند

. چنانچه با این توضیحات جواب سوال خود را نگرفته اید پیشنهاد می کنم بطور حضوری از یک مشاور کمک بگیرید .

۱۳/۰۹/۱۳۹۳   احمد شنائی

مجید

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۳
موضوع روانشناسی

سلام من از نه سالگی دچار تیک عصبی بود ودارم واین یه هفته که ب روانپزشک مراجعه کردم بعد

افکاری دارم فکر می کنم خوب نمی شه زیاد بشون فکر می کنم بیشتر می شم چکاره ریشه تیکم اظطراب است خوب می شم قرص ریسپریدون

بوسپیراکس مصرف می کنم.

راز مجید جان ، اقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

از آنجایی که تیک، عملی غیرارادی است، بنابراین در وهله اول باید در آرامش برطرف شود و اضطراب

و استرس از بین برود برای این منظور با دو روش دارویی و غیردارویی مداخله می کنیم که در بیشتر موارد از تلفیق این روش ها استفاده می شود.

پیشنهاد می شود برای بر طرف شدن این مشکل به صورت حضوری اقدام به درمان نمایید.

جلال مرادی    ۱۰/۰۹/۱۳۹۳

نسترن

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ٧٣
موضوع روانشناسی

سلام خسته نباشید نامزدم و من خیلی همو دوست داریم و نسبت به هم حساسیم،اون یه فیلم رقص

عربی دو زن نیمه لخت رو به من فرستاد و گفت یاد بگیر منم ناراحت شدم که چرا به همچین فیلمی نگاه کرده و چرا یه ویژگی زن دیگه رو بهم نشون

میده و میگه یاد بگیر وقتی هم بهش میگم ناراحتم میگه خب ناراحت باش من چیکار کنم من به شوخی گفتم و فکر میکنه بهش اعتماد ندارم در صورتی

که کاملا بهش اعتماد دارم چیکار کنم تا منو درک کنه؟

راز نسترن جان، خانم تاچارا روحی

کریمی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام نسترن

عزیز

در توضیحات شما بنظر

می رسد که برداشت از گفتگوی شما از جانب نامزدتون { که من اونو ارتباط ( گوینده….. پیام…. شنونده ) می نامم } و همینطور نحوۀ درخواست ایشون

باعث نگرانی تان شده

با توجه به اینکه شما در

دوران نامزدی هستید پیشنهاد میکنم، مشاورۀ قبل از ازدواج را در برنامۀ خودتان داشته باشید …. در روند مشاورۀ قبل از ازدواج ضمن بررسی

ارزشهای زوجین به آنها کمک میشود تا تفاوتهای یکدیگر را شناسایی کنند

و در صورت لزوم

مهارتهای ضروری برای زندگی مشترک آموزش داده می شود مثل مهارتهای ارتباطی…. مهارت حل مسئله…. مهارت جرأت مندی …. مهارت حل تعارض

و…. و…. و….

این آموزه ها به افراد

کمک میکند که در ارتباط کمتر دچار سوء تفاهم شوند …. و در صورت بروز مشکل آن را به بهترین شکل حل نمایند

با ارزوی بهترین ها برای

شما عزیزم

۱۳۹۳/۰۹/۰۹

نفیسه سرائی

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۷
موضوع روانشناسی

با سلام. پسری ۵ ساله دارم که علاقه شدیدی به بازیهای موبایل وبازیهای کامپیوتری دارد. بطوریکه این

علاقه به حالت اعتیاد درامده وگاهی روزانه ۱۰ تا ۱۲ ساعت به بازی می پردازد وگرفتن بازی با گریه و ناراحتی توام است . برای اینکه این کار را از

سرش بیاندازم چه کار باید انجام دهم ؟

راز خانم سرایی، خانم مریم امین

زاده به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام و احترام

شما اگر بخواهید سرگرمی و بازی کودکتان را خود انتخاب کنید قطعا شرایط بهتری را تجربه نخواهید

کرد.

راهکار موثر آن است که در تنوع دادن به بازیها با سایر اسباب بازی ها و در گیر کردن کودک با فعایت

هایی مانند : فعالیت های ورزشی، کلاس های آموزسی مثل (سفالگری، نقاشی، و …)، بازی در پارک و ایجاد روابط با همسالان تلاش کنید.

جذابیت دادن به فعالیت های ذکر شده از سوی شما در تمرکز کودکتان بر روی آنها موثر است. زمان

بازی کامپیوتری را محدود به ساعات مشخصی کنید و در پایان زمان آن، آنها را از کودک بگیرید و در این کار بسیار جدی باشید و توجهی به ناراحتی او

نکنید؛ بلکه با یک فعالیت بهتر آن را جایگزین نمایید.

۱۳۹۳/۰۹/۰۳     مریم امین زاده

حمید

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

باسلام وعرض خسته نباشید بنده ۲۱سالمه اهل شهر قم هستم وعلاقه شدیدی به مداحی دارم به

طوری که خانوادم تو منزل از دستم ارامش ندارن چون همش دارم با خودم مداحی میکنم اما وقتی میخوام تو مجلسی بخونم استرس واضطراب

میگیرتم به طوری که دیگه نمیتونم ادامه بدم میخواستم کمکم کنید. باتشکر .

راز حمید جان؛ خانم افسانه تقی

زاده به سوال شما پاسخ داده اند.

توصیه می گردد در یک برنامه درمانی شرکت نمایید که برنامه مشتمل بر شناخت – رفتار درمانی می

باشد.

شناخت درمانی به شما کمک می کند تا آن دسته از افکار یا گفتار که منجر به ترس و اضطراب از

موقعیت اجتماعی می گردد و شناسایی نموده به تدریج شیوه های به چالش کشیدن این افکار به شما آموزش داده می شود و با آموزش مهارت های

اجتماعی و پیدا نمودن شیوه های نا مناسب برخورد در موقعیت های اضطراب آور و معرفی رفتارهای مناسب را اجرا و تمرین نمایید و با گرفتن بازخورد از

درمانگر می توانید در این موقعیت های اضطراب آور و رفتاری آرام و طبیعی داشته باشید.

۱۳۹۳/۰۸/۳۰  افسانه تقی زاده

شادی

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

سلام از بچگی با مشکلات زیادی روبرو شدم,پدرم مبتلا به اعتیاد بود اما با وجود غرور ایشان و ارزش زیادی که برای

ایشان قایل بودیم هیچگاه ابراز اطلاع از این موضوع نکردیم,در کودکی وابسته شدید پدرم بودم با سختی زیادی بزرگ شدیم,با ارزوهای کودکی بزرگ

شدم به خیال حل شدن همه چیز در اینده اما وضعیت روز به روز بدتر شد,الان هنوز هم ارزوهای زیادی دارم ومقصر این موضوع را پدرم میدانم با

وجود ااینکه پدرم سالهای زیادی است که ترک کرده اما همیشه در بحران شدید مالی بودیم علاقه ام ب پدرم کم شده اما با دیدن زجر و زحمتی که

پدرم در کارش متقبل میشود روحیه ام خراب میشود,پدرم بیشتر اوقات که در خانه است مشغول دیدن فیلم یا خواب است با فامیل هیچ ارتباطی

ندارد اما دلی فوق العاده مهربان و بزرگ دارد و همین باعث شده گاهی اوقات از فاصله ام با ایشان دلگیر شوم,دبیرستانی بودم که با پسری اشنا شدم

بخاطر کمبود هایم وابسته شدید او شدم اما بعد ۱ سال متوجه خیانت ها و اعتیاد او شدم با اینکه ضربه ی شدید روحی خوردم اما بعد از مدتی با اصرار

زیاد و التماس هایش به او برگشتم و ترکش دادم اما باز هم خیانت دیدم الان ۶ سال میگذرد و بعد از یکسال دوباره با همیم میدانم که دوباره معتاد

شده و تمام تلاشم ترک دادن او هست اما بدلیل کارهای گذشته او شکاکیم به حدی است که ارامش نداریم و او بشدت وابسته ام است به گونه ای که

مدام گریه میکند که با من سردی و علاقه ای نداری(لازم به ذکر است که از ۷سالگی پدرش فوت شده ومادرش بخاطر شغل پرزحمتش به خواب و

خوراکش اهمیت نمیدهد این موضوع او را رنج زیادی میدهد)نمیتوانم از او بگذرم اما اطمینان صد درصد دارم که اینده ای با او ندارنم تو رو خدا

راهنمایی ام کنید او را هم در نظر بگیرید در ضمن نه میلی به زندگی دارم نه درس خواندن با وجود توانایی زیادم در درس . با تشکر

راز خانم شادی آقای احمد شنائی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام . افراد به دلایل مختلف مثل عوامل ژنتیکی ، روانی ، محیط زندگی نامناسب ، ناتوانی فرد در حل

مشکلات ، نداشتن الگوی مناسب در زندگی و … ممکن است به اعتیاد روی آورند . گاهی فقط یک عامل باعث روی آوردن فرد به اعتیاد نمی شود بلکه

چندین عامل دست به دست هم می دهند و کار را پیچیده تر می کنند . اغلب افراد بعد از ترک مجدد به همان محیط قبل که زمینه ساز اعتیاد بوده بر

می گردند و دوباره معتاد می شوند . به همین دلیل درصد افرادی که بتوانند واقعاً ترک کنند بسیار کم است .

به هر حال اینکه شما پدرتان را که اعتیاد داشته تحمل کرده اید از جهتی طبیعی است چون ا فراد در

انتخاب والدین خود نقشی ندارند اما در انتخاب همسر آینده خود معمولاً نقش دارند . چیزی که لازم است بدانید این است که افراد خود سرنوشت و

آینده خودشان را رقم می زند . بنابراین بهتر است بجای یک رفتار و انتخاب احساسی یک رفتار و انتخاب منطقی داشته باشید . پیشنهاد می کنم با

مراجعه حضوری به یک روان شناس یا مشاور برای رهایی از این وابستگی و تصمیم منطقی کمک بگیرید. با آرزوی موفقیت .

                                                                                                    

۱۳۹۳/۰۸/۲۷        احمد شنائی – روانشناس

محمد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۲
موضوع روانشناسی

سلام من یه سری مشکلات فکری دارم که خیلی زندگیم رو تحت تاثیر قرار داده مهم نیست دیگران به

نظرشون مسخره است یا نه من رو داغون کرده من برای حلش پیش روانشناس هم رفتم اونجا حرفای جالبی بهم زد اما اصل مشکل من رو نتونست حل

کنه و اخر سرم گفت برو کتاب “چگونه شخصیت برتر بیایبیم” (اسم دیگه اش غلبه بر عصبانیت) رو بخون و خلاصه اینکه به جواب خاصی نرسیدیم

گفتم بیام ببینم اینجا شما چی میگید شاید به ددرم خورد اونجا مشاور بهم گفت که مشکلاتت به خاطر “احساس ضعف در برابر زنان هستش” خوب حالا

من چ گفتم اونجا؟ ۱- گفتم هیچکس دختری به من علاقه نداره هر دختری رو تاحالا دیدم عاضق یه پسری بوده اکثرا هم قبل از ازدواج بوده و میدیم

که چ کارایی براشون میکنن نمونه اش دختر عمه ام که برا عشقش هر کاری میکنه حتی بهش گفته بود بیا با من ازدواج کن بعدش برو سرم هوو بیار و

… و خیلی دخترای دیگه مثل دوست دختر دوستم که به خاطرش چ عذابایی که نکشید یا کلی دخترای دیگه که از زبون همین دوست دختر دوستم و

دختر عمه ام و کسایی تو شبکه های احتماعی شنیدم ۲-میخواستم بدونم من مشکلی دارم که دختری منو اینجوری دوست نداره اخه همین دخترم عمه

ام همیشه هم میگه دوستم داره ولی فقط دوست داشتن معمولی من میخواستمش و اون بهم گفت مثل داداش دوست دارم نه بیشتر یا کلا کسای

دیگه مستقیم و غیر مستقیم یا به خودم میگن یا از کسای دیگه مشنوم که میگن من چقدر پسر خوبیم از نظرشون ولی … این پسرا کار خاصی میکنن

که دخترا عاشقشون میشن یا نه یه چیزی تو وجود من نیست که باید باشه مثل اینکه بعضیا کلا با نمک هستن و یه سری نیستن نکنه منم یه چیزی ذاتن

کم دارم که کسی مارو حساب نمیکنه مشاوره میگفت تو چیزی کم نداری فقط باید بری سراغ دختر بازی تا عاشقت بشن اما جوابی برا بحثم نداشت‌: من

دخترای ذهبی میشناسم که همینجوری و بدون دوستی عاشق شدن حتی دختر عمه خودمم دوست نبود با پسره ولی عاشقش شد ۳-اصلا بعدا ممکنه

کسی از من این مدلی خوشش بیاد یا نه اخه تا الان که ۲۲ -۲۳ سالم شده که پیش نیومده نمیدونم والا ۴-دخترا که تو این سن عاشق میشن و به این

مفتی ها هم یادشون نمیره بعدا که با من ازدواجم بکنه نمیخواد به فکر اون باشه دائما؟ خلاصه اینکه این حرفا زده شد و نتیجه ضغف من در برابر زنها

بود بدون راهکار خاص بدون راهکار عملی که مشکل دینی نداشته باشه و با یه جواب طنز از طرف جناب اقای مشاور : ” فقط ۲۰ درصدر زنها عاشق

میشن هشتاد درصد دیکه اشون رو تو نمیبینی” (دقیقا من رو احمق فرض کرده)

راز

محمد جان آقای جلال مرادی، روانشناس بالینی به پرسش شما پاسخ داده اند.

وضعیت شما از لحاظ روانی متناسب  با سن اجتماعی شماست. این مرحله، دوران اولیه بزرگسالی، یعنی

زمانی که افراد به کشف روابط شخصی می‌پردازند را در بر می‌گیرد. اریکسون عیقده داشت که برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران ضرورت

دارد. کسانی که در این مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد. به یاد داشته باشید که هر مرحله بر پایه مهارت‌های

یادگرفته شده در مراحل قبل بنا می‌شود. اریکسون عقیده داشت که حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلّق خاطر اهمیت

دارد. مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابطشان نیز تمایل به تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض

انزوای عاطفی، تنهایی و افسردگی قرار دارند.

دستیابی به وضعیت مطلوب در این مرحله نیازمند کسب مهارت و نیز موقعیت اجتماعی است . بنابراین

پیشنهاد می شود در این زمینه با مشورت یک روانشناس وضعیت خود را بهتر بشناسید و برای رفع مسائل و نیز کسب مهارت برنامه ریزی نمایید.

۱۳۹۳/۰۸/۱۶

parisa kabiri

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

دختری ۲۵ سال هستم . فوق لیسانس برق دارم و با یک آقایی که ۵ ماه از من بزرگتر هستند در

دانشگاه آشنا شدم ما ۲ سالی هست که هم دیگر را میشناسیم. ایشان خیلی عصبی و دمدمی مزاج هستند . بعد از یک سال دوستی تصمیم گرفتیم که

با هم دیگر ازدواج کنیم اما هنوز بعد از یک سال هیچ اقدامی صورت نگرفته و حتی از طرف خانواده ایشان یک تماس هم گرفته نشده. من نمیدانم باید

چکار کنم. حس می کنم خیلی دارم فداکاری می کنم و شاید این کار بیشتر اون را از من دور کنه. خیلی میترسم که از دست بدمش. چون واقعا

دوستش دارم. دلم میخواهد بهترین رفتار را داشته باشم.لطفا راهنماییم کنید

راز خانم کبیری

اداب خواستگاری و ازدواج نیازمند حمایت و اطلاع خانواده است. بنابراین پیشنهاد می کنم علاوه بر

درخواست برای خواستگاری رسمی ، اقدام به مشاوره پیش از ازدواج نیز مفید خواهد بود. البته به تاخیر افتادن این اقدام باید بررسی شود. پیشنهاد

مشاوره حضوری و تحلیل رابطه را برای شما دارم.

نیما

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

با سلام اقای دکتر من مشکل وسواسی پیدا کردم ب طوری که به هر چی دست میزنم فکر میکنم کثیف

بوده و بلافاصله دستامو میشورم یا مثلا ب کسی دس میدم من با این که میدونم این کار منطقی نیس ولی باز هم انجامش میدم لطفا کمکم کنین

ممنون

راز نیما جان سلام

اختلال وسواس فکری یا عملی یک اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط در مورد نظم و

ترتیب و امور جزئی و همچنین کمال‌طلبی همراه است، تا حدی که به از دست دادن انعطاف‌پذیری، صراحت و کارائی می‌انجامد.

در اختلال وسواسی-فکری عملی افکار وسواس‌گونه و اضطراب‌آور با وسواس‌های عملی همراه می‌شود. این

وسواس‌های عملی کارهایی وسواس‌گونه هستند که شخص برای کوشش در راه کاهش وسواس‌های فکری خود انجام می‌دهد. این کردارها تکراری و

کلیشه‌ای و تا اندازه‌ای غیرارادی هستند.

طبق ملاک های راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی برای اختلال وسواسی دوگونه فکری و عملی تعریف

میگردد.

  1. افکار و تکانه ها یا تصورات عود کننده مزاحم و مدوامی که منجر به اضطراب می شود
  2. رفتارهای تکراری که فرد به قصد رهایی از ناراحتی و پریشانی مجبور به انجام آنهاست مانند شستن چندباره دست، ترتیب و دسته بندی اشیا،آرایش وسواسی و یا انجام اعمال مذهبی بیش از عرف.

پیشنهاد می شود برای رفع وسواس با روانشناس بالینی ارتباط بگیرید. در این زمینه در اوایل از طریق

رفتار درمانی و در صورتی که شدید باشد همرا با دارو درمانی وسواس کنترل خواهد شد.

پروانه

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۸
موضوع روانشناسی

من دختری ۱۵ ساله هستم یک سال هست که با پسری ۱۶ ساله که در یک شهر دیگر زندگی میکند

دوست هستم خیلی به هم علاقه داریم…میخواهم مادرم را از این رابطه مطلع کنم اما میترسم که رفتار خوبی نداشته باشد و رابطه ی بین منو این پسر

را قطع کند از طرفی خیلی دلم میخواهد مادرم در جریان باشد از طرفی هم میترسم… خیلی دوستش دارم و با عقایدم که ناسازگار هستند با دوستی با

یک پسر کنار آمده ام و خط قرمز هایی را مشخص کردم به خاطر همین میخواهم مادرم در جریان باشد اما از رفتارش میترسم…میترسم دیگر بهم

اعتماد نداشته باشد و فکر کند که همه چیز فقط یه حس گذراست…عشقم بهم قول ازدواج داده و میداند دختری پایبند به عقایدم هستم و با این

موضوع اصلا مشکلی ندارد…چه طور مادرم را در جریان بگذارم؟؟؟آیا اگر مدت دیگری صبر کنم بهتر است؟؟

راز پروانه جان سلام

سن شما برای تصمیم گیری هایی همچون ازدواج زود است و نیز ارتباط شما بهتر است با اطلاع مادر

باشد.

پیشنهاد می کنم در این زمینه به مادر اطلاع دهید و اگر لازم است نکاتی را در زمینه آشنایی و رابطه

های پیش از ازدواج بدانید به صورت حضوری مراجعه نمایید.

ناهید

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۶۸
موضوع روانشناسی

من با شخصی ۶ماه نامزد بودم و آشنایی به صورت سنتی بود.و من قبل از اون رابطه جنسی داشتم و

همون اول واسش توضیح داده بودم که اگر مشکلی داره می تونه قبول نکنه و اونم گفت من مشکلی ندارم و مهم خودت هستی.ایشون بچه طلاق بود و

با مادرش زندگی می کرد و خواهرش ازدواج کرده بود و جدا شده بود.و مامان ایشون آدم بسیار بی ادبی بود و هر حرفی رو جلو همه می زد و پشت سر

همه حرف می زد حتی پسر خودش و چون اونو تنها بزرگ کرده بود خیلی از ازدواج پسرش می ترسید و به من حسادت می کرد و هروقت اون میرفت

خونشون تحت تاثیر حرفای مادرش قرار می گرفت و با من بد برخورد می کرد و هربار گذشته من رو و اینکه قبلا رابطه داشتم رو به روی من میورد و

فوق العاده بد دهنی می کرد و به همه خونواده من بی احترامی می کرد و حتی اینکه خواهر من دوست پسر داره رو توی رابطمون میورد که من می گفتم

این موضوع به تو ارتباطی نداره،من نظری راجع به خونواده تو نمی دم و بهشون بی احترامی نمی کنم پس توام این کارو نکن.اما هر بار که دعوا می

کردیم همه این بی احترامی ها شروع می شد.و حتی رابطه جنسی من رو بهانه ای برای ندادن مهریه کرد و گفت نمیدم و چون خواهرش جدا شده بود و

مهرش و اجرا گذاشته بود اون همیشه ترس از این موضوع داشت.توی ۶ ماه نامزدی ما همیشه دعوا داشتیم و بیشترش هم به خاطر تاثیر خونواده ها

روی ما بود.و اون هم از نظر مالی و هم به خاطر بدخلقی مامانش و هم اینکه باید مراسم می گرفت و پدرش پولی نداشت که اون کمک کنه،خیلی تحت

فشار بود و من هم که فک نمی کردم بعد از رد کردن اون همه خواستگار نتیجه ازدواجم همچین خونواده ای باشن خیلی عصبی بودم وهمچنین به قدری

به من بی احترامی می کرد و گذشته رو پیش می کشید که من اعتماد به نفسم صفر شده بود.و وقتی دعوا می کردیم به همه خواهرای من و مادرم زنگ

می زد و موضوع رو از جانب خودش تعریف می کرد و همه فک می کردن من مقصر هستم و روزهای قبل از جدایی همه فهمیدن که این ادم عصبی

هست و خونواده درست حسابی نداره و بدبین هم هست و در نهایت من مجبور شدم بین اون و خونوادم،خونوادم رو انتخاب کنم.خلاصه سه ما از این

جدایی گذاشت و من به خاطر عادت و دوست داشتن و عادت به رابطه جنسی و همچنین حفظ آبرو به خاطر مراسم گرفته شده ،بهش زنگ زدم و اون هم

که من رو مقصر اصلی میدونست در همه چیز قبول کرد که توی رابطه برگزده.الان هم خیلی همو دوست داریم ولی اون شورو هیجان وجود نداره و اون

می گه باید رفتارات رو اونجوری که من دوست دارم بکنی و هنوز وقتی عصبانی میشه همون بی احترامی های قبلی و شاید بدتر رو داره ولی هنوز اصلا

نمی دونم باید چیکار کنم واسه این رایطه در حالی که خونواده ها راضی نیستن و بیشتر خونواده من راضی نیستن ولی من بهشون گفتم که من جز با اون

با کسی دیگه ازدواج نخواهم کرد.در حالی که اصلا از اون آدم خیالم راحت نیست که واسه ازدواج می خواد چیکار کنه.لطفا منو راهنمایی کنید

راز پیشنهاد مرکز تغییر ندادن

تصمیم خود و خانواده است. ولی در صورتی که می خواهید تصمیم قطعی در این زمینه بگیرید؛ پیشنهاد می کنم یک ارزیابی دقیق و مشاوره داشته

باشید.

نیلوفر

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

سلام نیلوفرهستم ۲۱ ساله ودانشجو قبل از ورودم به دانشگاه با اقایی اشنا شدم که چندان حس

قابل توجهی به ایشون نداشتم اما مدتی ست که به شدت علاقه مند شدم واین اقا به محض فهمیدن این مسئله از زندگی من رفت بدون هیچ دلیلی

وحتی بدون خداحافظی.با این مسئله به سختی کنار اومدم ولی الان متوجه شدم این اقا با دختر دیگری که این دختر دو ماه پیش فوت کرده هم زمان

دوست بوده و پس از فوت این دختر رابطه ی ما هم تموم شد الان حس حماقت واینکه یک بازیچه بودم داره دیوونم میکنه……راه درست چیه لطفا منو

راهنمایی کنید

راز نیلوفر جان سلام

لطفا مطلب آقای مرادی با عنوان مقابله با سوگ را مطالعه نمایید. ارتباط حضوری با ایشان نیز در مرکز در

تسریع روحیه شما تاثیر گذار خواهد بود.

http://mjalal.blogfa.com/post-324.aspx

مدیسا

از کلیپ ها و متن های با معنی شما خوشم می آد امیدوارم بتوانم از ابن متن های زیبا بخوبی استفاده

کنی

راز مدیسا جان از همراهی شما

سپاسگزاریم

نرگس

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۹
موضوع روانشناسی

دختری ۱۴ ساله هستم که دارای اعتماد به نفس بسیار پائینی هستم خجالتی ام و اکثر اوقات توی

خونه هستم قدرت تصور و تخیل بسیار بالایی دارم وقتی از خونه بیرون میرم احساس خطر و نگرانی میکنم احساس میکنم همه ادما از من متنفرن و یا

میخوان که به من صدمه بزنن تا دلتون بخواد شخصیت خیالی برای خودم درست میکنم از جنسیتم ناراضی ام و دلم نمیخواد که دختر باشم درسته که

دختر خیلی ارزش بالایی داره و .. ولی از نظر من اگه پسر باشی خیلی بهتره نسبت به موضوعات جنسی حساسیت دارم لطفا کمکم کنید تا این مشکلات

رو ریشه کن کنم

راز نرگس جان سلام

شما با توجه به موقعیتتون که در سن نوجوانی و بلوغ قرار دارید مهم است با ویژگی های جنسیتی خود

آشنا شوید.

وغ روانی پس از بلوغ جنسی در انسان صورت می‌گیرد که با تغییر عادات همراه است. این عادات از

قبیل: ۱-تغییر در روابط. ۲-تغییر در کارها. ۳-ترک بعضی عادت ها (کنار گذاشتن ناهنجاری‌ها البته روابط اجتماعی هم بر این ناهنجاری‌ها تاثیر دارد و

موجب کم یا زیاد شدن آن‌ها می‌شود).

همیشه بلوغ روانی به درستی سیر تکاملی خود را طی نمی‌کند و گاه موجب اختلالاتی از قبیل: ۱-وسواس. ۲-

کمرویی. ۳-عدم رعایت حقوق اجتماعی دیگران

بنابراین پیشنهاد می شود در این زمینه به صورت حضوری با مرکز ارتباط داشته باشید.

ن ج

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۸
موضوع روانشناسی

فکر میکنم افسردگی گرفتم حدود ۲ ۳ماهه از همه چی و خودم ناراضی ام و هیچی خوشحالم نمیکنه

باردارم ۳ماهمه همه چیز رو برنامه پیش میرفت که تو این چند ماه کارای فارغ التحصیلیم به مشکل برخورد. بارداریم های ریسک شد و استراحت در

منزل. کنکور ارشدم با رتبه ۲رقمی قبول نشدم. حالم بده. نمیدونم چیکار کنم. هرروزم مثه همه. نا امیدم. دستم به هیچ کاری نمیره. انگیزه میخوام.

انرژی میخوام. چیکار کنم؟ اصلا مفید نیستم لطفا راه کار بهم بگید

راز خانم محترم سلام

بارداری و استرس ناشی از آن باعث شده که شما دچار مشکل شوید. پیشنهاد می کنم از تکنیک های

زیر و همچنین مشاوره های حضوری بهره ببرید.

  • یکی از راه‌های مقابله با عوامل فشار، شهامت برخورد با واقعیت است: باید هر رویدادی را که اتفاق می‌افتد بپذیریم و پس از پذیرش درآن پدیدهبه دنبال حکمت ومصلحتی باشیم و روی موضوع بدین صورت بنگریم که چگونه از آن اتفاق به صورت مثبت بهره برداری کنیم، یعنی همه چیز می‌تواندبه یک فرصت تبدیل شده و قابل استفاده باشد. اگر انسان نتواند واقعیت‌ها را بپذیرد و از آن درجهت مثبت استفاده کند دچار حالتی می‌شود کهاصطلاحاً به آن تحلیل‌رفتگی یا به اصطلاح عامه بریده می‌گویند. علائم تحلیل رفتگی عبارت‌اند از احساس از دست دادن کنترل کارها، عدم علاقه،نداشتن احساس خوبی از کار و شغل خود، بها ندادن به کار، احساس عدم کفایت، احساس قصور و کوتاهی داشتن، تمایل به بی اعتبار کردن کار،احساس نامؤثر بودن، کج‌خُلق شدن، آداب و معاشرت را رها کردن. در حالت شدید تحلیل رفتگی نیز، احساس قدر ناشناسی از جانب دیگران، احساساینکه فرد می‌خواهد همه چیز را رها کند و سر به بیابان بگذارد، بروز می‌یابد.
  • یکی از راهکارها حمایت اجتماعی است و اینکه دوستانی داشته باشیم که با وجود کاستی‌های موجود در کارمان ما را تأیید کنند.
  • یکی دیگر از راهکارها حمایت اطلاعاتی است دوستانی داشته باشیم که به ما اطلاعات بدهند و یا تجربه های خود را در اختیار ما قرار دهند.

negar

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

سلام.خسته نباشید.من خیلی زیاد از در میون گذاشتن مشکلاتم با مامانم میترسم.الان ۱۹ سالمه و نیازبه یک

شنونده دارم ولی کسی نیست.میترسم از اینکه مامانم بعد از شنیدن حرفام نگران شه. باید چیکار کنم؟ ممنون

راز نگار جان بهترین حامی خانواده

است.

پیشنهاد می کنم با کمک خانواده مسائل خود را حل نمایید. در صورتی که توان گفت و گو با خانواده را

ندارید از طریق مرکز مشاوره و یا مشاور باب گفت و گو را با مادر شروع نمایید.

در این زمینه شما می توانید در مرکز ما با خانم کریمی مشورت داشته باشید.

سارا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

سلام من دوسال است که خودارضایی می کنم بیشتر فیلم های بد می بینم بارها سعی به ترک گرفتم ولی باز

سراغش رفتم تقریبا دوهفته بود که هیچ کاری نکردم نه با خودم ور رفتم ونه فیلم دیدم ولی امروز صبح باز رفتم فیلم دیدم حالم خیلی بد شد

احساس میکتم شیطان تمام وجودم رو فرا گرفته ودیگه کاری ازم بر نمیاد افت تحصیلی بدی کردم واصلا به فکر آیندم نیستم لذت چند لحظه رو ترجیح

میدم که بعدش پشیمون میشم .خیلی حالم بده ای کاش خودکشی گناه نبود ای کاش تمام حافظه م پاک میشد واز اول همه چیزو میشناختم دارم

دیوونه میشم زیبایی ظاهرم ندارم که به ازدواج فکر کنم نمیدونم عاقبتم چی میشه علاوه بر این مشکل بزرگ بزرگ الان ترم شیشم مهندسی پزشکی

ولی همه میگن آینده کاریش خوب نیست واز این بابتم خیلی نگرانم که مجرد بیکار بیمار بمونم دوست دارم داد بزنم وگریه کنم وفقط به خودم لعنت

بفرستم خیلی حالم خرابه یه کمک اساسی میخوام -میترسم

راز با سلام و احترام

«از جمله راههای پیشنهادی برای ترک خودارضایی دختران پرداختن به فعالیت های مختلفی از جمله

ورزش کردن، مطالعه کردن، با خستگی به خواب رفتن و تفریحات ، نخوردن غذاهای محرک و عدم استفاده از لباس های تنگ است همچنین نباید به

مدت طولانی در حمام زیر دوش آب باشند و مهمتر از همه این موارد دوری کردن از محرکات و دوستی با جنس مخالف و تماشای فیلم های محرک است تا

فرد به سن مناسب ازدواج برسد و با ازدواج بتواند نیازهای خود را به طور صحیحی ارضاء کند.»

همچنین پیشنهاد می کنم برای برنامه ریزی و رفع مشکلات خود با یک مشاور گفت و گو نمایید.

رضوان

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۲
موضوع سایر

با سلام. پنج سال پیش تنهاکسی را که روزی عاشقش بودم ودر دوران جوانی قرار ازدواج گذاشته بودیم را در

فیس بوک دیدم. خارج از ایران بود و زندگی از هم پاشیده ای را تجربه کرده بود. سه بارازدواج کرده و جدا شده بود هیچ پول و سرمایه ای نداشت و

مشغول کارگری بود. برعکس من زندگی و شغل بسیار مناسب و از نظر اجتماعی در شرایط بسیار خوبی بوده و هستم. اوایل مدتی یکبار ایمیل

میفرستادیم و احوالپرسی معمولی می کردیم گاهی درددل می کرد که شرایط سخته واسش و روزگار بدی داره یکبار ازم خواست مقداری پول براش

بفرستم تامشکلش حل بشه اینکار را فقط از روی بینیازی و انساندوستی انجام دادم که بعدش گفت بلافاصله پول را گم کرده و بازم مشکلاتش به قوت

خودش باقیه. یکبار هم مشکلاتی در خصوص پاسپورتش داشت که من با وجود این که در تبریز زندگی می کنم مرخصی گرفتم و با صرف هزینه

مشکلش را حل کردم. و بعد بازهم با آه و ناله و این که قصدخودکشی دارم احساسات منو تحریک کرد تا مقدار قابل توجهی پول براش بفرستم که مغازه

ای اونجا باز کنه که یک ماه نشده گفت اداره مالیات مغازه را تعطیل کرده و کلی هم جریمه داده. و بعد از یکسال باز درخواست پول کرد که مقداری

قرض کنه تا بعد از ده سال بیاد ایران و خانواده اش را ببینه و با کمک من این کار را کرد و آمد و از قضا ماندگار هم شد و در تمام این مدت که پنج

سال طول کشیده به خصوص این یک سال آخری به مرور حرف از عشق قدیمی به میان آورد و حسابی وابستگی عاطفی ایجاد کرد ولی رفتار ضد ونقیضی

نشان می داد و فهمیدم همانموقع که از من پول گرفت برای باز کردن مغاره با خانمی که چندین سال از خودش بزرگتره و بچه های بزرگ داره ازدواج

کرده و اونقدر این قضیه را عادی جلوه داد که منم جدی نگرفتم و بازهم ارتباط ما بصورت چت ادامه داشت. اون با پدرو مادرش تو یه شهر دیگه

زندگی می کنند. گاهی به ندرت تلفنی حرف می زدیم و چندبارهم همدیگه را دیدیم.عمده ارتباط ما در طول روز بصورت تکست از طریق چت وایبری

بود. انگار که باهم زندگی می کردیم از صبح تا آخر شب ازهم خبر می گرفتیم. من تو این مدت همه جوره کمکش کردم و همراهیش کردم اما دریغ از

یک ذره محبت حتی یک هدیه کوچک تو این فاصله دوبار زنش اومد ایران و مدتی که اینجا بود ارتباط ما بطور کامل قطع می شد حتی اسم ام اس هم می

دادم سرمسایل مهم جواب درستی نمی داد. ظاهرا برخلاف گفته هایش باهم خوب هستند و حاظر نیست این همسرش چهارمش را به این دلیل به

خودش مشکوک کنه که قبلا سرارتباطش با یکی از دخترای فامیلشون خیلی باهم مشکل داشتن و حالا خوب شدن. ازمدتی قبل هم سرهرچیزی که

پیش می اومد بلافاصله با قهروغضب می گفت من دیگه نیستم اما به هفته نکشیده زنگ می زد یا پیام می دادو همه چیز به روال سابق برمی گشت. من

خودم بارها فهمیدم این ارتباط سراپاغلطه اما چون وقت و انرژی و عاطفه و پول زیادی تو این راه گذاشته بودم هربار می موندم تا درست بشه. الان

قراره باز زنش به مدت دوهفته بیاد ایران و منم اعتراض مختصری کردم که این رویه درست نیست و باید برنامه ای بریزیم از حال هم خبرداشته

باشیم این مدت. گفت اصلا امکان نداره من زندگیم را نمیندازم توریسک. که جروبحث نتیجه اش این شد که گفت بهتره همه چی تموم بشه. موضوع

اینه که من بارها به این نتیجه رسیده بودم و هربار با خودخواهی تصمیم منو عوض کرده بود. الان احساس می کنم همه جوره ازم سو استفاده شده با

نبودنش مشکلی ندارم و از خدام بود دیگه نباشه. اما فکر می کنم باید یه جوری تاوان رفتارش را بده. می تونم تهدیدش کنم که چتهاش را برای زنش

می فرستم یا صدای ضبط شده شو. یا برم در مغازه اش تا بلکه حداقل پولم را که به ارزش امروزی نزدیک به صدمیلیون می شه ازش پس بگیرم. می

تونم هم از درمصالحه وارد بشم و بدون برگشتن به رابطه قبلی هرروز پیله کنم شاید موفق بشم. نمی دونم چیکار کنم. از نظر این که احساس مورد

سواستفاده قرار گرفتن دارم خیلی ازخودم ناامید شدم و حس می کنم تا به نحوی پولم را نگیرم آروم نمی شم. حتی گاهی فکرای بدتری به سرم می

زنه که آبروش را هرطورشده پیش خانواده و زنش ببرم -البته بطورناشناس- تا کسی که اینهمه براش کار انجام دادم اینقدر پررو نباشه و تاوان

کارهاش راپس بده نمی دونم چیکار کنم. تورو خدا راه حل عملی بگید. من از این که اشتباه کردم کاملا واقفم. الان باید جبرانش کنم اما چطوری؟

راز خانم رضوان ؛ پیشنهاد می

کنم در این زمینه با یک وکیل مشورت نمایید.

خانم  ایزدیان

با سلام من دختری ١۶ ساله دارم و جهت مشاوره و نحوی برخورد با وی علاقه مندم با این مرکز در تماس

باشم.

راز خانم ایزدیان با سپاس از

انتخاب مرکز ما

پیشنهاد می کنم در این زمینه با همکار ما خانم دکتر امین زاده مشاوره داشته باشید.

سحر امیدی

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۷
موضوع روانشناسی

سلام،من همیشه در ذهنم افکار منفی هست و ترس از دست دادن نعمت هایی که خدا بهم داده به عنوان نمونه

ترس از دست دادن بینایی،شنوایی، واقعا اذیت میشم نمیدونم باید جطوری از شره این افکار. راحت شم ،احساس میکنم وسواس فکری دارم اخه مدام

این أفکار در ذهنم هست و واقعا خستم کردن ،طوری که از اتفاقای خوب که برام میوفته لذت نمی برم و همش ناراحتم باید جیکار کنم?

راز خانم امیدی با سلام و

احترام

افکار شما بیشتر شبیه به افکار افراد مبتلا به اضطراب منتشر است یا پانیک است.

این حالت در افرادی دیده می‌شود که به‌طور مداوم نگران وقوع اتفاقی هستند. موضوع این نگرانی‌ها می‌تواند

بسیار متنوع باشد: نگرانی از بیمار شدن فرزندان، نگرانی از مرگ یکی از آشنایان، نگرانی از ته‌گرفتن غذا،… این حالت به مرحلهٔ مقاومت استرس

شباهت دارد و خطر چندانی ندارد.

از علایم آن می‌توان تپش قلب، بی‌قراری، خستگی، بی‌خوابی، تنگی نفس، اختلال در تمرکز و حافظه را نام برد.

پیشنهاد می کنم تحت نظر یک روانشناس بالینی ارزیابی  و درمان شوید.

1سلام من یک مادر هستم و پسری ۵ ساله به نام

محمد دارم که به شدت از گربه می ترسه. به همین خاطر هم هیچ بیرون نمی ره تا دوچرخه سواری کند یا با بچه های دیگه بازی کنه. این موضوع باعث

شده خیلی تنها بشه و کمتر بازی کنه. همش هم از من می خواد باهاش بازی کنم. خب منم خیلی کار دارم نمی تونم همیشه در اختیارش باشم. لطفاً

بگید چی کار می تونم برای محمد بکنم؟

رازسلام به شما مادر عزیز. محمد

به احتمال خیلی زیاد مبتلا به اختلالی به نام هراس از گربه هستش.  این اختلال ( هراس) اختلال شایعیه. بعضی از از حیوانات می ترسن، بعضی های از

آمپول، بعضی ها از خون، بعضی هیا از جععیت، بعضی های از جاهای تنگ مثل آسانسور و محمد از گربه می ترسه.

نگران نباشید مشکل محمد قابل حل شدنه. یکی از معروف ترین درمان های این اختلال، رفتاردرمانیه

که توش به صورت تدریجی محمد رو با گربه روبرو می کنند تا ترسش بریزه.

 

2سلام من یه مادرم و یه بچه ی شیش

ساله دارم به نام رهام که خیلی شیطونه. هرجا میرم خرابکاری می کنه، صروصدا می کنه و همه رو آسی کرده. وقتی باهاش حرف می زنم اصلاً گوش

نمیده. کلی باید تنبیهش کنم تا یه خورده آروم بشه. دوستام میگن بچت بیش فعاله. می خواستم بدونم چی کار می تونم براش بکنم. دیگه خسته

شدم. خوب میشه؟

رازسلام خدمت شما مادر عزیز.

بله به احتمال خیلی زیاد بچه ی شما بیش فعاله و لازم که هم به روانشناس و هم به روانپزشک مراجعه کنید. لطفاً رهام رو به خاطر شلوغ بودنش تنبیه

نکنید چون بیشتر محقق ها بر این نکته اتفاق نظر دارن که بیش فعالی بدلیل عوامل ژنتیکی و زیستی هستش و شما با تنبیه کردن رهام تغییر قابل

توجهی ایجاد نمی کنید.

درمان دارویی، خط اول درمان این اختلال محسوب می شه. اگر به روانپزشک مراجعه کنید به احتمال

خیلی زیاد برای رهام متیل فندیت یا ریتالین رو که جزء داروهای محرک محسوب میشه تجویز می کنه که می تونه به رهام کمک کنه اما متاسفانه این

دارو عوارضی مثل تحریک پذیری، کاهش اشتها، بی خوابی، کاهش رشد، شکم درد و سر درد داره. البته فکر نکنید همه این موارد تو رهام اتفاق می

افته.

مصرف دارو به تنهایی، غالباً نمی تونه نیازهای جامع درمانی کودکان مبتلا به این اختلال رو  برآورده کنه

برای همین بایستی از شیوه های روان درمانی مانند رفتاردرمانی نیز برای این کودکان استفاده بشه.

یکی از درمان های جدید به اسم نوروفیدبک باب شده که می تونه به رهام کمک کنه. توی این شیوه

رهام جلوی کامپیوتر میشینه و تماشای برنامه کودک یا تمرین های شبیه به این، عملکرد مغزش رو تغییر میده. خوبیه این شیوه درمانی اینکه عوارض

دارو و وابستگی به دارو رو نداره اما مشکلش اینه که به نسبت درمان های دیگه گرونتره.

 

3 سلام من دختری ۲۵ ساله هستم. خودم مشکلی

ندارم اما مادرم خیلی وسواسیه. همه رو آسی کرده. همه چی رو میشوره. نمی زاره اصلاً راحت باشیم. صب تا شب کارمون شده شستن. شیرو ده بار می

شوره، چهار ساعت حموم میره، نیم ساعت تو توالت می مونه. قبلنا بابام خیلی باهاش دعوا می کرد و می گفت این کارا چیه اما دیگه خسته شده و کاری

باهاش نداره. هرچیم بهش می گیم بیا بریم دکتر، تو وسواس داری میگه نه من مشکلی ندارم. تو رو خدا یه راه حل جلوی پای ما بزارید.

راز سلام به شما و ممنونیم که به

ما مراجعه کردید. اختلال وسواس به طور کلی اختلال بسیار مقاویه. تازه علاوه بر این مادر شما اساساً به وسواسی بودن خودش هم عقیده نداره که کار

رو خیلی سخت تر می کنه.

عقیده نداشتن به وسواسی بودن، نشان از پیشرفت این اختلال داره. معمولاً ترکیب درمان های

دارویی و رفتاری بهترین نتایج رو در بر داشته. می تونید از پدرتون به خواهید که مادرتون رو متقاعد کنه تا پیش روانشناس یا روانپزشک برن. چون

اگر ایشون مقاومت داشته باشن کاری نمیشه کرد. یا می تونید با پدرتون تنهایی به یک روانشناس مراجعه کنید تا به صورت مستقیم دستوراتی رو از

ایشون بگیرید تا بتونید مقاومت مادرتون رو کم کنید. چون به احتمال خیلی زیاد وسواس مادرتون خیلی پیش تر یعنی چیزی حدود ۵ تا ۱۰ سال پیش

شروع شده، احتیاج به مصاحبه دقیقی با شما وجود داره که پیشنهاد می شود به یک مرکز درمانی مراجعه کرده و طلب مشاوره کنید.

 

4 سلام من نازنین دختری ۲۳ سه ساله هستم. نمی

دونم مشکلم رو چطور مطرح کنم. من حال و هوام خیلی عوض میشه مثلاً دو هفته حالم خیلی خوبه، انرژی دارم، با دوستام میرم بیرون، خوب درس می

خودنم اما بعدش دوباره حالم بد میشه، انرژی ندارم. دوست دارم فقط بخوابم. گاهی گریم می گیره. البته همیشه اینجوری نیستم اما این خیلی

اینجوری میشم. لطفاً کمکم کنید بگید چی کار می کنم بکنم؟

راز سلام نازنین خانم. شما

بایستی ابتدا به یک روانپزشک و بعدش هم به یک روانشناس مراجعه کنید. احتملاً شما مبتلا به اختلالی به نام اختلال خلقی از نوع دو قطبی هستید. در

این اختلال شما یه صورت یک چرخه حالات مختلفی مانند خوشی، انرژی، پرش افکار و بعدش نشانه هایی از افسردگی مانند خلق افسرده، کم خوابی یا

پرخوابی احساس خستگی و غیره رو تجربه می کنید.

نگران نباشید با مراجعه به پزشک و دارو درمانی می تونید مشکلتون رو کنترل کنید اما لازمه بعدش

به روانشناس مراجعه کنید تا بتونید به صورت دائم و بدون احتیاج به دارو هم توانایی کنترل این مشکل رو بدست بگیرید. یکی از شیوه های معروف

درمان این اختلال، درمان شناختی- رفتاریه که می تونه خیلی بهتون کمک کنه.

سها

سلام من برای کارآموزی نزد یک مرد متأهل رفتم تا خیالم راحت باشد حجاب خود را هم همیشه رعایت

کردم در صحبت ها و برخوردها همیشه رسمیت را رعایت کردم اما او این طور نبود یک بار بهشون تذکر دادم ولی کم کم از نحوه برخوردشان ترسیدم تا

این که یک بار با من تماس گرفتند و گفتند که به تو علاقه دارم بیش تر پیش من بیا باهم کار تحقیقاتی انجام بدیم و…. من بهشون تذکر دادم که

ارتباطشون صرفا کاری باشد و صحبت های خارج از محدوده بیان نکنند او گفت که تو خیلی دوست داشتنی هستی خیالت راحت باشه اگه تو به من فکر

نمی کنی منم باهات کاری ندارم… سؤال من این است با توجّه به این که من در حال حاضر احتیاج به کار دارم و نوع رفتار این آقا سبب شده دیگر

نتوانم به فرد دیگری اعتماد کنم، آیا دیگه نزد ایشان نروم؟ یا بروم و طوری برخورد کنم که نظرشان درمورد من عوض بشه؟ چون برای من حفظ زندگی

خانوادگی این آقا مهم است ضمنا من یک دختر خیلی مذهبی هستم و گفته باشم این آقا برفرض این که مجرد هم بودند در شرایط ظاهری و اخلاقی ای

نبودند که من به ایشان فکر کنم…. لطفا راهنمایی بفرمایید با تشکر

راز

با سلام و احترام

خانم محترم پیشنهاد می کنم شما کارتون را عوض کنید. ورود به این زندگی چیزی جز پشیمانی برای

شما نخواهد داشت.

مریم

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۲
موضوع روانشناسی

با سلام دو دختر دارم به سن های ۱۰ و ۶ساله . تا سه ماهه دیگه صاحب فرزند دیگری میشوم که پسر است. از

انجا که دختر دومم وابستگی بیشتری به من داره نگرانم که از نظر روحی به هم بریزه من و پدرشون نگرانیم که با دخترهامون چه جوری رفتار کنیم که

مشکلی برامون پیش نیاد . لطفا راهنمایی نمایید.

راز خانم محترم سلام

فاصله سنی فرزندان شما مناسب است. و نگرانی در این زمینه نداشته باشید. برای این که کودک شما

احساس خوبی داشته باشد بهتر است برخی از وظایف را به خواهرانش واگذار نمایید. در صورتی که وابستگی ایشان بیش از حد است پیشنهاد می کنم

با یک مشاوره کودک نیز مشورت کنید تا وابستگی ایشان در بزرگی و دوران مدرسه مشکل ساز نشود.

علی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل جداشده
سال تولد ۱۳۴۹
موضوع سایر

من دختری دارم که ۱۱ سالشه و از ۷ سالگی با من در خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ زندگی می کنه.از

سن ۱۰ سالگی احساس کردم دچار افسردگی شده و همچنین به صورت مداوم با مادر بزرگش پرخاشگری و در قهر و آشتی به سر می بره.سه ماه پیش

وقتی نزد مادرش بود بدون اینکه با کسی مشاجره داشته باشه به گفته ی خودش اقدام به خودکشی با کارد از طریق رگ دستش نمود که آثار زخم عمیق

رو دستش مشاهده کردم که موق آمیز نبود.و بعد از بازگشت به من و بازگو کردن موضوع با دخترعمه اش متوجه موضوع شدم.دیروز زمانی که من در

خانه نبودم به خاطر مشاجره های مکرر با مادر بزرگش به یه حالت هیستریک رسید و در نهایت مجددا اقدام به خودکشی با تکه های شکسته بشقاب کرد

که توسط مادر بزرگ و دخترعمه اش نجات پیدا کرد.درحال حاظر به دلیل برخوردهای شدید پدربزرگش و احساس شرمندگی از کارهایی که کرده حاضر

به برگشت به خانه نیست و در حال حاضر مجبور شدم تا او را به خانه مادر مادرش(مادربزرگ) ببرم و ضمنا چند ماهی هم هست که مادرش اقامت

آمریکا گرفته و به آنجا رفته و قول داده تا دخترم رو با خودش ببره.لطفا راهنمایی کنید من چیکار کنم.

رازبا سلام و وقت بخیر

خودکشی در این سن خطرناک است و نشان از تعارض روانی در فرد دارد . معمولا تربیت های دو گانه

عامل مهمی در به وجود آمدن این گونه حالت ها هستند.

پیشنهاد می کنم سریع برای درمان اقدام نمایید تا دختر شما بیش از این آسیب نبیند.