پرسش و پاسخ روانشناسی (از مهر ۱۳۹۴)

ارتباط با ما از طریق شبکه های اجتماعی:

تلگرام:  https://telegram.me/razmosaver

اینستاگرام:  http://instagram.com/razmoshaver

آپارات:   http://www.aparat.com/jalalmoradi

—————————————————–

راز

—————————————————–

ساینا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۸۰
موضوع روانشناسی

سلام ببخشید من یه مشکلی دارم لطفا جواب بدید هزار بار واسه همه مشاور ها نوشتم جواب ندادن شما بزرگواری کنید جواب بدید خیلی ممنون مشکل از اونجا شروع میشه که ما شهر داراب هستیم استان فارس یه روز من کلاس پنجم بودم که با خواهرم که کلاس چهارمه رفتیم شهر بازی البته داراب شهر بازی بزرگ نداره همون وسیل خیلی کوچک ما رفتیم ولی اونروز دختر دایی مامانم که اول دبیرستان بود باهامون اومد خب به هرحال اگر یه دختر دبیرستانی درشت اندام زشته که بره ترامبولین ماهم حواسمون نبود اونم باهامون اومد خلاصه ما رفتیم دیدیم که چند تا پسر که از خودمون کوچک تر بودن داشتن اذیتمون میکردن من هم از این چیزا سر در نمیاوردم فقط میترسیدم دیگه اومدیم خونه مامانم هم کلی بابام را دعوا کرد که چرا تنهاشون گذاشتی رفتی با د وستت حرف زدی بازم گذشت دیگه از اون تو خیابون نگاهام کبه مرد ها و کسایی که نگاه میکنن دقیق تر شدبعد هم که هرکس که نگامم نمیکرد حس میکردم نگام میکنه تا گرفتار این بلا شدم خیلی سخته رفتار بزرگترها نباید با من تغییر کنه که خوشبختانه کم تعییر کرده یعنی اصلا خیلی خیلی حساسم رو اخلاق دیگران نسبت به خودم من هم خصوصیات ظاهریم قدم کوتاهه قیافم خیلی بچه گونه اندامم هم بچه گونه ولی خیلی حساسم خب ببخشید اگه غلط املایی داشت اخه تند تند نوشتم لطفا جواب بدید خواهش میکن مرسی ممنون خسته نباشید!

راز

سلام

دختر خوب شما در ابتدای سن نوجوانی هستید و نیاز است که حواستون به روابط اجتماعیتون باشه و تا سن رفتن به دانشگاه ، ارتباط های شما باید در چارچوب حانواده باشه

مراقب خودتون باشید

دکتر جلال مرادی

mahsa

نسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

سلام خسته نباشید،ببخشید می خواستم ازتون مشاوره بگیرم.من ۲۴سالمه ۶ساله با پسر دوست مامانم که ۲۶سالشه دوستم،که خیلی با هم صمیمی هستن.خیلی دعوا و جدایی بینمون بوده و الان خودش بهم گفته که ۲ساله ماری جوانا مصرف میکنه و من واقعا نمی دونم باید چه کار کنم؟اگه می شه کمکم کنید.البته الان ۱ ساله با من اصلا بیرون نمیاد فوف العاده رفیق بازه،اما موقعیت خوبی داره از نظر خانواده. منتظر جوابتون هستم ،مچکرم

راز

سلام

این ارتباط تقریبا یک طرفه شده، و نیز این فرد خارج از سن نوجوانی در حال حاضر مصرف مواد داره .

مصرف مواد در این سن اعتیاد و خارج از کسب تجربه یا امتحان کردن است. پیشنهاد می کنم چون انگیزه هم نداره و افراد دیگری هم در کنارش هستند تا زمانی که موضوع جدیدی پیش نیامده ، قطع رابطه کنید و به دنبال اهداف و برنامه های دیگری باشید.

قرار نیست شما با خانواده این فرد زندگی کنید شما با خود فرد زندگی خواهید کرد و این سبک زندگی برای شما مشکل ساز خواهد بود.

دکتر جلال مرادی

فرشته

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۸٫۷٫۹
موضوع روانشناسی

مشکل من افسردگی واحساس تنهایی بودن است الان ۹ ساله ازدواج کردم یه پسر ۶ساله .این مشکل از کودکی یعنی حدود ۱۲ سالگی به بعد یعنی پس از اسباب کشی مااز تهران به اردبیل خودم درنهران ومادرو پدرم اصلیتا اردبیلی واینکه ما ۵ خواهر و ۵ برادر دارم دوران نوجوانیم با دو تا از خواهرام قهر بودم وچند سالی با هم حرف نمی زدیم ولی بعد از ازدواجم با تنها اشتی کردم چون به این نتبچیجه رسیدم که در مشکلات و سختی ها به جز خواهرام و مادرم درد و مشکلاتم را نمیتوانم به کس دیگه ای بگم .بغضی وقتا فکر میکنم که من به مادرم کشیدم چون او نیز فردی ارام و کم حرف و دور از تعاملات اجتماعی با اطرافیان خود بوده است الان من و شوهرم و فرزندم از وقتی ازدواج کردم ارتباطمان و رفت و امدمان با خانواده شوهرم و برادرم و خلاصه با اکثر فامیلا و اطرافیانم به جز خانواده پدری خودم غن هم من و پسرم میریم و میایم .خیلی احساس تنهایی و عدم دوست داشته شدن از سوی اطرافیانم میکنم میترسم پسرم هم شبیه خوذم بشه من الان یبوست مزمن دارم که علتشم از استرسه گاهی وقتا از تنهایی گریه ام میگیره چکار باید بکنم تورو خدا کمکم کنید

راز

برای بررسی بالینی پیشنهاد می کنم حضوری مراجعه نمایید.

دکتر جلال مرادی

محبوبه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

سلام من ۲۳ سالمه فرزند اول خونواده هستم.ولی تا الان با هیچ کسی رابطه نداشتم فقط از یه پسری که با بابام خیلی رفت وآمد داره خوشم میاد پدرم از وقتی که یادم میاد هرچند وقت با یه خانوم دیگه رابطه داشته البته پنهونی و دور از چشم مادرم وقتی هم که مادرم میفهمید به روی خودش نمیاورد. برای همین هیچ وقت به پدرم علاقه ای نداشتم جدیدا از یکی شنیدم که بابات یه صیغه سه ماهه داشته ولی این بار فقط دونفر فهمیدن که یکیشون همون پسریه که گفتم چون شنیدم بابام با افتخار همه کاراشو واسش تعریف میکنه! از روزی که اینو شنیدم اصلا نمیتونم پدرمو تحمل کنم وقتی میاد خونه از اتاقم اصلا بیرون نمیرم فقط ده دقیقه که غذا بخوریم میبینمش نمیتونم نفرتمو کنار بذارم به رفتاراش که فکر میکنم دیوونه میشم چجوری یه پدر میتونه آبروی بچه هاشو ببره….اردیبهشت کنکور ارشده ولی من اصلا تمرکز ندارم چیکار کنم ؟

راز

سلام

زندگی پدر شما و مادرتون به هر شکلی باشه بهتر است دخالت نکنید.

چون این فرد از زندگی و روحیه پدر شما اطلاع دارد بهتر است در هر صورت با ایشان هم وارد رابطه نشوید تا بعدها با توجیه و مقایسه پدرتان خودش و رفتارهایش را توجیه نکند.

در سن مناسبی هستید و با ورود به ارشد و محیط کاری امکان برقراری ارتباط و شرایط جدید را خواهی داشت. پیشنهاد می کنم به روابطتون توجه نمایید و نیز در صورتی که نتوانستید این مسایل را مدیریت کنید برای مداخله حضوری اقدام نمایید.

دکتر جلال مرادی

بهزاد‏ ‏

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

با‏ ‏سلام‏ ‏پسری‏ ‏هستم‏ ‏۲۳ ساله‏ ‏دانشجوی‏ ‏مدیریت‏ ‏مشکلی‏ ‏که‏ ‏هست‏ ‏اینه‏ ‏که‏ ‏بنده‏ ‏یه‏ ‏پسر‏ ‏دایی‏ ‏۱۳ ساله‏ ‏دارم‏ ‏که‏ ‏‏ ‏تا‏ ‏چند‏ ‏وقت‏ ‏بیشتر‏ ‏شبا‏ ‏مهمون‏ ‏ما‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏تو‏ ‏‏ ‏یه‏ ‏اتاق‏ ‏میخوابیدیم‏ ‏بعد‏ ‏یه‏ ‏مدت‏ ‏داشت‏ ‏کارای‏ ‏عجیبی‏ ‏میکرد‏ ‏‏ ‏الان‏ ‏دو‏ ‏سه‏ ‏بار‏ ‏اومده‏ ‏ازم‏ ‏میخواد‏ ‏با‏ ‏من‏ ‏رابطه‏ ‏جنسی‏ ‏داشته‏ ‏باشه‏ ‏یعنی‏ ‏مفعول‏ ‏باشه چطوری‏ ‏میتونم‏ ‏راهنماییش‏ ‏کنم؟ اصلا‏ ‏دلیل‏ ‏این‏ ‏گرایش‏ ‏چیه‏ ‏؟ با‏ ‏خانوادش‏ ‏در‏ ‏میون‏ ‏بذارم؟

راز

سلام

حضور ایشون در کنار شما و درخواستش برای رابطه نشان می دهد که یا درموقعیت های دیگری این کار را انجام داده یا کنجکاوه است که این تجربه را داشته باشد. پیشنهاد می کنم با مشورت مادرتون هماهنگ کنید بدون حاشیه سازی ایشون و مادرشون برای مشاوره و راهنمایی به یک مشاور مراجعه کنند و نیز مراقبت بیشتری ازشون داشته باشند. بهتر است در این زمینه تا زمان حضور پیش درمانگر خودش در جریان قرار نگیرند.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۱۰/۱۷

شیده

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۰
موضوع روانشناسی

با سلام من پسری ۹ ساله دارم که ۲ بار شاهد این بودم که با پسر خاله اش یک رابطه جنسی برقرار کرده یعنی یکبار دیدم که پسر خاله اش دست به الت تناسلی پسرم زد و خیلی از اون زمان به بعد حواسم جمع شد و هر بار که با هم بودند بشدت مراقبت می کردم بعد از مدت ها دوباره امروز دیدم که پسرم روی پشت اون سوار شده وقتی ازش سوال کردم اولش انکار کرد وبعد راستش رو گفت گفت مامان می خواستم شومبولم رو بذارم پشتش وبعد خیلی هم ناراحت شد . این در شرایطی هست که من و پدرش کاملا حواسمون بهش هست اصول اخلاقی را رعایت می کنیم خانواده بی بند وباری نیستیم. لطفا راهنمایی کنید.

راز

سلام

کودکان معمولا نسبت به این موارد کنجکاوی زیادی دارند و متاسفانه خانواده ها به دلیل اینکه فکر می کنند بچه درکی از این موضوع ندارد رفتارهایی را انجام می دهند که باعث تحریک و کنجکاوری کودک می شود. بچه خواهر شما احتمالا شاهد همچین برنامه های بوده است.

لطفا این بخش را مطالعه کنید و نیز به اتفاق خواهرتون برای مشاوره و پیشگیری مراجعه نمایید.

بهداشت جنسی کودکان

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۱۰/۱۷

فاطمه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

سلام.من در سن ۱۶سالگی با پسر عمم عقد کردم و ۱۸سالگی عروسی کردم الان ک ۲۱سالمه و ی دختر دوساله دارم.مشکل من اخلاق بده شوهرمه.توی دوران عقد خیلی با هم مشکل داشتیم با هم خیلی دعوا میکردم سر هر موضوعی بحثمون میشد ولی با پادرمیونیه خوانواده ها حل میشد .تا اینکه عروسی کردیم توی هفته اول عروسی سر موضوعی حرفمون شد و اون ب من فوش داد .دیگه کم کم کار ب کتک زدن هم رسید .نمیتونم بگم همیشه اینجوریه وقتی ک با هم خوبیم خیلی خوب برخورد میکنه و اهل مسافرت و تفریحه ولی وقتی کوچکترین حرفی زدم و اون مخالف بود با فوش و بد وبیراه حرف میزنه منم خوب نمیتونم کوتاه بیام و باهاش بحث میکنم اونم کتک میزنه چند بار خواستم جدا بشم ولی بخاطر دخترم اونم بین ما عصبی شده..همیشه بعدا ازدعوا ازم معذرت خواهی کرده ولی ایندفه بخاطر فوش های بد و تهمت الکی و کتک ردن بدجور نمیتونم ببخشمش ولی بخاطر دخترم هنوز تو خونه ی اونم شما بگین من باید چیکار کنم لطفا

راز

سلام

رابطه شما از اول همراه با احترام نبوده و بازسازی آن نیاز به بازسازی احترام در خانواده داره و اینکه با نگرش به گذشته به مشکلات فعلی نپردازید و سعی کنید به حالت دفاعی و پرخاشگرانه مذاکره نکنید.

برای حل مساله باید شما اعتماد به نفس کافی داشته باشید و موضوع خود را در صورتی که نیاز هست و واقعا حق را به خود می دهید مطرح کنید و زمان مطرح کرده از خشم دو طرف پرهیز کنید و در صورت خشم همسرتون با این جمله که فکر می کنم زمان مناسبی برای ادامه صحبت نداریم از بروز مشاجره پرهیز کنید.

نظرات خود را کوتاه و واضح بیان کنید و به طرف مقابل نیز فرصت ارائه و بیان نظر بدهید.

پیشنهاد می کنم برای بهبود رابطه نیز از مشاوره خانواده بهره بگیرید.

دکتر جلال مرادی   ۱۳۹۴/۱۰/۱۷

م.د

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۴
موضوع سایر

سلام.من ۳۰سال دارم .شش ساله ازدواج کردم و همسر مو خیلی دوست دارم.به دلیل دخالتهای مادر زنم یه مدتی با همسرم اختلاف داشتم و دوماه دور از هم بودیم بعدها همسرم فهمید که مادرش خیر و صلاح زندگی او را نمیخواد و برگشت ولی از اون موقع با وجود تمام دوست داشتنم میل جنسیم به همسرم فوق العاده کم شده گاهی اوقات به صفر هم میرسه ولی خودم مشکل جنسی ندارم چون تمایلات جنسیم شدیده ولی به همسرم میل ندارم به نظر شما چکار کنم؟

راز

سلام

لطفا برای رضایت زناشویی حضوری مراجعه کنید

دکتر جلال مرادی

yaser

سلام. من و همسرم ۲ سال هست که عقد کردیم ولی با هم خلی دعوا میکنیم .ممنون میشم اگه راهنمایمون کنید تا مشکلاتمونو باز گو کنم

راز

سلام

لازم برای علت درگیری و مداخله لازم ؛ مشاوره حضوری داشته باشید .

دکتر جلال مرادی

سحر

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

با سلام دختری ۲۶ ساله هستم حدود ۱۰ ماه است با پسری که یک سال و سه ماه ازم کوچیکتره دوستم با هم رابطه جنسی داشتم (البته من قبل از این رابطه دختر نبودم و این موضوع را برای ایشان تعریف کردم که چند سال پیش پسری را دوست داشتم قصد ازدواج داشتیم و با اون رابط جنسی داشتم به خواستگاریم آمد اما به دلایل منطقی پدرم موافقت نکرد) خیلی بهم علاقه داریم همیشه به هم ابراز می کنیم البته خیلی هم باهم دعوا میکنیم چون ایشان هفته ای یک بار به دیدن من می آید البته وقتی از گرفتاری هایش می گوید قانع میشوم ولی چون خیلی دوستش دارم از ندیدنش دل تنگ میشوم و این باعث بحث می شود ایشان خیلی منو کنترل میکنه جایی نمیزاره برم وقتی با هم هستیم و از عشق و علاقمون حرف میزنیم میگه تو خیلی خوب و مهربونی میترسم از دستت بدم بخاطر این بهت گیر میدم چند با باهم به مدت دوهفته قطع رابط کردیم و همیشه اون رابطه رو قطع کرده دو بار اون برگشته و دو بار هم من هروقت زیاد گیر میدم که چرا نمیدی و اعصبانی میشه میگه تموم کنیم و من همینم همین قد وقت دارم و از این حرفا ولی من از این حرفاش استرس میگیرم چون نمیخوام از دستش بدم و اون هم اینو میدونه جدیدا فکر ازدواج افتاده به سرم و از اینکه نشه غصه می خورم و ساعت ها گریه میکنم ولی چون هیچ وقت حرفشو نزدیم نمیدونم نظر اون چیه به خاطر مشکلی که دارم فک میکنم اون منو نمیخواد یه بار درمورد مشکلم که گفتم ناراحتم که چرا این اتفاق افتاده و نمیخوام به همسر ایندم دروغ بگم گفت تو که از سر هوس واست این اتفاق نیفتاده از سر عشق بوده پس ناراحت نباش میتونی عمل کنی و به شوهر ایندت نگی. از نظر مالی از خانواده ما بالاترن از نظر مذهبی هم از ما معتقدترن ولی نه زیاد.میترسم درمورد ازدواج باهاش حرف بزنم چون که اگه اون موافق نباشه دیگه نمیتونم این دوست رو ادامه بدم و از دست دادنش مانع ام میشه که موضوع رو باهاش مطرح کنم واز مطرح نکردنش بلاتکلیفی داره آزارم میده

راز

سلام

روابط گذشته شما به خودتان ربط دارد و پنهان کاری و عمل جراحی به زندگی شما آسیب خواهد رساند. بهتر است در خصوص یک ارتباط منجر به ازدواج ناموفق بیشتر کلیک کنید تا پنهان کاری این چنینی!!!

در خصوص ارتباط فعلی شما نیز با توجه به اینکه لازم است وضعیت رابطه شما مشخص شود ؛ پیشنهاد می کنم موضوع را مطرح نمایید ولی بنا شواهد بیان شده احتمال اینکه این ارتباط به ادواج منجر شود خیلی کم است.

ولی در هر صورت رفتار جراتمندانه و بیان صحیحی شما می توان در تعامل و نزدیکی شما اثر مثبت بگذارد . و تردید، ترس از رهایی و سوء ظن ایشان از آفت های ارتباط هستند که باید مدیریت شوند.

دکتر جلال مرادی   ۱۳۹۴/۱۰/۱۴

فاطمه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

سلام من حدود یازده ماهه نامزد کردم و توی شهره تبریز زندگی میکنم من یک خواهره بزرگتر از خودم دارم ک حدوده چهار سال با شوهر و پدرشوهرش اختلاف داره و با یک بچه خونه ماست قضیه اینجاست ک خواهرم بخاطره حسادت بیش از حد من نمیتونم نامزدمو خونمون بیارم و حتی نمیتونیم برام جهیزیه بگیریم پدرم هم مشکل مالی داره و وقتی حسادتش اوج میگیره خونه رو بهم میریزه. مشکل اینجاست ک نامزدم همش میگه من شانس ندارم دوستام همش خونه نامزدیمون میرن من نمیتونم برن چن باری سره این مسئله دعوای حسابی کردیم و حتی ی بار سیلی هم بهم زد و بعد از اون تصمیم گرف دیگه این موضوع رو باز نکنه ولی تو دلش عقده شده چیزای دیگه رو بهونه میکنه باهام دعوا میکنه نامزدم فامیله دوره ماس.من از همه چیزش راضی هستم ولی وقتی ناراحتم میکنه سریع از جدایی حرف میزنه البته مقصرش خودم هستم اوایل نامزدی وقتی بحثمون میشد من از طلاق حرف میزدم حالا من قطع کردم این شروع کرده دیگه خسته شدم ی روز در میان حرفمو میشه تا جایی ک بهم دیگه بدوبیراه میگیم. و اون همش میگه ما رومون بهن باز شده زندگی ما بویی نداره شب دعوای مفصل میکنیم البته ما بیشتر توی تلگرام دعوا میکنیم فرداش ک بیدار میشه انگار نه انگار ک دعوا کردیم من از سره عصبانیت چن باری بهش میگم ک خواهره من از تو بد میگه حالا هربار دعوا میکنیم میگه تو دهن بینی و خواهرت روت تاثیر گذاشته ولی وقتی دعوا نمیکنیم قربون صدقه هم میریم ولی امان از روزی ک دعوا کنیم البته هر دومون عصبی هستیم و ایشون فک میکنن من دوسش ندارم هرچند ک خیلی بهش گفتم دوست دارم ولی این روزا خیلی از طلاق حرف میزنه تا دعوا میکنیم میگه ما رومون بهم باز شده زندگی ما فایده نداره خیلی تو عذابم بیشتر شبا تا صب گریه میکنم ب خانوادم هم چیزی نمیگم چون خیلی مشکلات دارن از جمله مشکل خواهرم و مشکل مالی پدرم اون همش میگه تو منو دوس نداری و پیش فامیلات من باعث کسره شانتم خسته شدم حتی خواهره نرمالی ندارم باهاش دردودل کنم تو رو خدا جوابمو زودتر بدین چن باری هم نشستیم مفصل حرف زدیم ک دیگه بی احترامی نمیکنیم ولی موقع دعوا همه چی از یاد میره درضمن ازدواج ما سنتی بوده دوستی قبل ازدواج نداشتیم خانواده ها آشنایان کردن و از این مسئله ناراضی نیستم و نامزدم هم دوسش دارم ولی اخلاقش آزارم میده منم خودم عصبی هستم ببخشید طولانی شد

راز

سلام

موضوع ارتباط و زندگی و رفت و امد شما به خواهرتون ربطینداره و بهتره اجازه بدهید که ایشون رفت و آمد داشته باشند و در صورتی که موضوعی پیش بیاد موضوع را با پدر و مادر خودتون مطرح نمایید و از کسیدن بخث به بیرون از خانواده و نیز نازمزدتون پرهیز کنید.

دکتر جلال مرادی

ساناز

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

سلام من۲۰ روزه ک زایمان کردم روز ۸ بود ک شوهرم بهانه گرفت و با مادرم دعوا کرد منم ب مامانش زنگ زدم و گفتم از اون روز ب بعد باهام قهر کرده نه زنگ و نه رفت وامد حتی بچشو نیومده ببینه چی کار کنم؟ ایا من باید اشتی کنم یا اون؟ در ضمن من خونه مامانم بودم ک این اتفاقا افتاد خیلی با مادرم تند شد تورو خدا زودتر بگید

راز

سلام

با توجه به زایمان و وضعیت روحیتون بهتره از درگیری اجتناب کنید و از طریق وساطت خانواده ها موضوع را حل و فصل کنید. ولی این موضوع فکر نکنم به این بحث مربوط باشه و پیشنهاد می کنم در فدصت مناسب برای مشاوره خانواده و رفع مشکلات اقدام نمایید.

دکتر جلال مرادی

ریحانه

جنسیت زن
وضعیت تاهل
سال تولد ۷۲
موضوع روانشناسی

با سلام من دوسال است که در غذا خوردن در جمع مشکل دارم اگر کسی به من نگاه کند یا حتی اگر فکر کنم کسی به من نگاه میکند دستانم میلرزد و دیگر نمیتوانم غذا بخورم.البته در جمع های خودمانی خیلی راحتم.به دو مشاور مراجعه کردم ولی متاسفانه آنها کاری برای من نکردن.خواهش میکنم کمکم کنید این موضوع باعث شده که منزوی و گوشه گیر شوم و کمتر در مراسم ها شرکت کنم.

راز

سلام

برای بررسی موضوع و درک آن باید به صورت حضوری بررسی شود که علت این موضوع اضطراب است و یا موارد دیگر….

پیشنهاد می کنم به صورت حضوری برای برای بررسی بالینی اقدام نمایید.

دکتر جلال مرادی

علیرضا

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۹۲
موضوع روانشناسی

سلام من زنم رو دوست دارم اما زنم نسبت به من بی مهره و اصلا بهم توجه نمیکنه و حرف نمیزنه اخلاقش خیلی خشکه دلیل چیه؟ ۱۸ سالشه

راز

سلام

برای ایجاد ارتباط عاطفی تلاش دو طرف لازم است. لطفا برای مشاوره خانواده به صورت حضوری اقدام کنید.

دکتر جلال مرادی

سجاد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۴
موضوع روانشناسی

با سلام . سجاد هستم ۲۰ ساله از یزد دانشجو خانواده خوبی دارم شرایط مالی خوبی داریم. دوست دارم خودمو عوض کنم میگم دیگه بسه باید زندگی جدیدم رو باید بسازم ولی نمیدونم از کجا!؟ دوست دارم دوستای زیادی داشته باشم و باهاشون رفت آمد داشته باشم ولی نمیدونم باید از کجا شروع کنم. دوست دارم آدم اجتماعی باشم. از بس تو خونه نشستم دارم دیونه میشم دیگه دارم اعتماد به نفسمو کامل از دست میدم لطفا من و راهنمایی کنید با سپاس فراوان

راز

سلام

برای افزایش ارتباط های اجتماعی باید از جایی شروع کنید و بهترین حالت افزایش ارنباز با ازرافیان و محل تحصیل است. با دوستان و هم دانشگاهی های خودتون ارتباطون رو افزایش بدهید و اگر در این زمینه مشکل دارید سعی کنید از مشاوره بهره بگیرید.

دکتر جلال مرادی

سارا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۹
موضوع روانشناسی

سلام دختری هستم مجرد و تاالان قصد ازدواج نداشتم ولی مدتی است که در محل کارم با آقایی آشنا شدم(البته ایشون هم مجردن) که احساس میکنم با معیارهای من جورند، در احکام شرعی و باتوجه به زندگی حضرت محمد(ص) خاستگاری دختراز پسر اشکالی ندارد به شرطی که دختر واسطه ای داشته باشه و پسر هم متوجه نشه که دختر ازون تقاضا ازدواج داره… من میخوام از کارفرمام تقاضا کنم که واسطه من بشه ولی نمی دونم چجوری با ایشون مشکلمو درمیون بذارم که وجه و غرورم لطمه نخوره…به نظر شما من چکار کنم ؟؟؟ البته این نکته رو بگم که مستقیم خودم نمیخواهم با کارفرما صحبت کنم از خواهر بزرگترم خواهش کردم که این کار را انجام بدهند و خواهرم هم پیشنهاد دادن که طوری با کارفرما صحبت میکنن که نشون بدن منم درجریان نیستم:/ لطفا راهنماییم کنید ممنون

راز

سلام

با توجه به اینکه من شناختی از محیط کار شما ندارم نمی توانم پیش بینی کنم نتیجه چی خواهد شد . ولی اکثر ۷۰ درصد ازدواج ها با واسطه صورت گرفته است و در حال حاضر هم اینگونه است.

براتون آرزوی موفقیت می کنم .

دکتر جلال مرادی

یاسمن

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۷۲
موضوع روانشناسی

سلام و خسته نباشید.مدت یک سال و نیم است که ازدواج کردم.زندگی نسبتا خوبی داریم و هر از گاهی دعوا های معمول بین ما رخ میدهد.اما چند وقتی ست حس میکنم رفتار های شوهرم بسیار بد شده.شاید هم حساسیت من زیاد شده.به هر حال فکر میکنم نیاز به مشورت با یک مشاور دارم اما نمیدانم چگونه این موضوع را با شوهرم در میان بگذارم که عصبانی نشود.چگونه به او بگویم به مشاوره نیاز دارم؟

راز

سلام

در رابطه عاطفی تعارض یک موضوع معمول است و از طریق اعتماد به نفس مناسب، مدیریت خشم و مهارت حل مساله مناسب این گفتگو به مشاجره تبدیل نخواهد شد.

پیشنهاد می کنم به ایشون بگویید برخی مواقع موضوعات کوچکی در زندگی وجود دارد که بیان آنها برای آشنایان سخت خواهد بود و بیان نکردن آن باعث آزار من می شود بنابراین بهتر است در حاشیه زندگی زناشویی و به خاطر افرایش بهداشت روانی و تحکیم خانواد ه برخی مواقع مشاوره داشته باشید.

دکتر جلال مرادی

گیتا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۴۸
موضوع روانشناسی

باعرض ادب ، من برادری دارم که ۳۵ سال سن دارد ، بسیار عاطفی ، حدود ۵ سال پیش با دختری آشنا شد با هم رابطه دوستی بسیار خوبی داشتند و حتی در مورد ازدواج هم با هم صحبت کرده بودند و از نظر خانواده ما هم مشکلی نبود ولی برادرم به دوستش سنش رو ۵ سال کمتر گفته بود ، از انجاییکه دختر متوجه شد با برادم قطع ارتباط کرد و با وجود تمامی تلاشی که کرد دختر برنگشت ، از نظر عاطفی بسیار دچار مشکل و افسردگی شد، جمعه شب ۲۷ آذرماه دختر با پسر دیگری نامزد کرد متاسفانه مشکل برادر من بسیار بسیار شدید تر شده است به طوریکه اصلا نمیتواند جلوی خود را بگیرد و مدام گریه میکند ، خواهشمند است راهنمایی بفرمایید که من برای برادرم چه کاری میتوانم بکنم تا از این رابطه خارج شود. از شما سپاسگزارم .

راز

سلام

احتمال دارد این موضوع به تنهایی باعث جدایی آنها نشده باشد. در هر صورت این اتفاق افتاره و باید دوره سوگ را طی نمایند و بپذیرند که این خانم در زندگی ایشون نیست.

در صورت موافقت ایشون برای بررسی بالینی و نیز مداخله مناسب ، حضوری اقدام کنید.

دکتر جلال مرادی

علی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۷
موضوع روانشناسی

با سلام پسری ۲۷ساله ام. من ادم اروم و کم حرفی ام. ولی از این شخصیت خودم بدم میاد چون همش به ضررم تموم میشه. نه گفتنم خیلی ضعیفه و دیگران هم از لحاظ کاری از من سواستفاده میکنن وبمن دستور میدن و من خیلی راحت کارهای شخصی اونا رو انجام میدم. خودم خاستم تمرین کنم که دیگه زیاد از حد واسه کسی کاری انجام ندم. اما توی خونمون پدرم از بس کارهای بیخودی از من میخاد و من هی در جوابش باشه گفتمو انجام میدم. بیرون از خونه هم عادت شده برام حتی وقتی میرم سرکار هم دیگران کارهای خودشونو بمن میگن و من ناخودآگاه انجام میدم براشون درحالی که اون کار ب من مربوط نیست. کمکم کنید لطفا

راز

سلام

برای بررسی دقیق موضوع نیاز به بررسی و نیز تست شخصیتی دارم لطفا حضوری تشریف بیارید.

دکتر جلال مرادی

سانی

جنسیت زن
وضعیت تاهل جداشده
سال تولد ۱۳۶۷
موضوع سایر

سلام من ۲۷ سالمه ۱۲سال پیش پسرخالم خواستگارم بود وما همدیگرودوست داشتیم اما خانواده ها به خاطر اختلافات گذشته نزاشتن ازدواجمون سر بگیره .من ۸سال پیش با یه اقای دیگه ازدواج کردم ویه پسرخدا بهم داد الانه ۳٫۵ هست اما به خاطر خیانت واعتیاد شوهرم جدا شدم .الان دوباره بعد ازاین همه سال پسرخالم ازم خاستگاری کرده وتمام این سال ها منتظر من بوده ما عاشقانه همدیگرو دوست داریم .اما اون به پسرم حسادت میکنه وحضانت پسرم باپدرشه .وهمینطور ازدواج من درگذشته بادیگری ازارش میده .ومتاسفانه دوباره هردوخانواده مخالفن . لطفا منو راهنمایی کنید ….

راز

سلام

لطفا برای مشاوره پیش از ازدو.اج اقدام نمایید.

دکتر جلال مرادی

مینا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۳
موضوع روانشناسی

با سلام و خسته نباشید و تشکر از شما زنی هستم ۳۲ ساله که هفت ساله ازدواج کرده م و یک پسر نه ماهه دارم. از ابتدای آشنایی با همسرم مشکلات متعددی از قبیل مسایل خانوادگی و تفاوت اساسی در عقاید و سلیقه داشتیم که خدا رو شکر کم کم و با گذشت دو طرفه کاملا حل شد. در حال حاضر مشکل اصلی که داریم یا بهتر بگم من بیستر باهاش درگیرم اینه که از داشتن رابطه جنسی با همسرم هیچ لذت روحی نمی برم؛ در حدی که از پیشقدم شدن برای رابطه یا حتی آمادگی دادن به خودم برای اون، بیزارم. حدس می زنم دلیلش این باشه که خیلی زود از شروع نامزدی و به درخواست ایشون، در حالیکه اصلا اصلا آمادگی این مساله رو نداشتم، به این کار تن دادم.متاسفانه به علت نحوه ی تربیت خاصی که توی خانواده ما برای دخترها اجرا میشد، به ما اینطور یاد داده میشد که بهیچ وجه نباید به مرد “نه” گفت. مخصوصا در مورد این قضیه. این جریان تا زمان ازدواج ما بارها به همین صورت اجباری برای من تکرار شد. گاهی بحدی از این کار ناراحت میشدم که حین انجامش پنهانی گریه هم میکردم! البته تا چند سال بعد از ازدواجمون من این قضیه رو با همسرم در میون نگذاشتم و ایشون وقتی اینو فهمید شدیدا ناراحت شد و تمام تلاشش رو میکرد تا به من کمک کنه. اما انگار بنحوی بخشی از وجودم ناخواسته با ایشون قهره! و بنظر خودم نمیتونم یک رابطه سالم رو با همسرم تجربه کنم. الان نگرانم که همسرم رو هم مثل خودم دلزده کنم چون مدتیه خیلی از نظر روابط جنسی سرد شده.

راز

سلام

موضوع قبلی شما و نیز تولد فرزند دلیل سردی شماست لطفا برای مشاوره جنسی و ارتقای بهدشت عاطفی و جنسی به صورت حضوری اقدام نمایید.

مسائل جنسی از طریق آموزش و همکاری حتما بهبود خواهد یافت.

دکتر جلال مرادی

الهام

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶۴
موضوع روانشناسی

سلام من دوتا بچه دارم۶ ساله و۸ماهه خیلی عصبی ام طوری ک با کتک زدن وجیغ ویک سری حرفایی ک تندتند میزنم هرچی جلودهنم بیاد میگم بچه کوچیکم خیلی گریه میکنه منم عاشق کارعکاسی فتوشاپ وکامپیوترم امانمیتونم کاری بکنم همه اش درخدمت بچه هام هستم خسته شدم شوهرم کمکم نمیکنه متاسفانه درامدمونم خیلی کمه خیلی حتی نمیتونم ی لباس براخودم بگیرم همه ی اطرافیانم وضعشون ازمن خیلی بهتره احساس میکنم قربانی هستم توزندگیم اصلاشادنیستم عصبانی ام وکسل چکارکنم خواهش میکنم راهنماییم کنیدممنونم

راز

سلام

شما دچار ضعف روانی شده اید و این موضوع به خاطر سر شلوغی شماست و باید از کمک و همراهی خانواده بهره ببرید تا حداقل کودک شما به سن سه سالگی برسد. و بعد به فکر برنامه ریزی کاری و درآمد زایی باشید. سعی کنید از طریق تقسیم کار و رفت و امد با خانواده و کمک گرفتن از آنها این زمان ها و فشارها را کم نمایید.

دکتر جلال مرادی

مونا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

سلام من ٢٣ سال سن دارم و حدود یکسال وچندماه است که با پسری جهت ازدواج آشنا شدم مادر وخواهرم آگاه به این ارتباط هستند،هفته پیش بدون تقصیر من بالحنی بد باهام صحبت کرد گفت اگه عکس نفرستی منم تصمیم جدیمومیگیرم منم از اونجایی که خیلی لجباز و مغرور هستم نفرستادم وچندین بار گفتم شما برو تصمیم جدی تو بگیر ایشونم بعدا تقاضا فرستادن عکس رو نکرد ،روز بعدش وقتی تازه رسیده بود بهم زنگ زد وبعد احوالپرسی گفتم تصمیم جدیت چی شد گفت هنوز نگرفتم ، بعدش من بالحن پرسشی بهش گفتم اگه بخوام از زندگیت برم چی میگی اونم گفت اگه میخوای بری برو منم دلخور شدم (آخه انتظار داشتم مثل قبل بگه نرو …)واسه همین چندبار گفتم من که میخوام از زندگیت برم !یه بار پرسیدم اگه بخوام کات کنیم چی میگی گفت اگه بخوای میکنیم اما بعدش إنکار کرد أخر ای مکالمه گفتم از آشناییتون خوشحال شدم اونم مثل همیشه جملات عاشقانه بهم گفت بعد که مکالمه تموم شد تو فضای مجازی پرسیدم شما چه حسی در این رابطه دارید ؟ گفت حس خوب گفتم تبدیل به عادت نشده ؟ گفت شده اما عشقم هست گفتم خیلی راحت گفتی اگه میخوای بری برو گفت نه راحت نیست بعدش شب بخیر گفتیم فرداییش ساعت استراحت بهش زنگ زدم خیلی سرد در حد یک مین باهام حرف زد گفت پیش همکارمم،از این ماجرا که گفتم یک هفته و چندروزه که میگذره من خیلی ناراحت بودم تواین مدت همش میترسم نکنه با فرد جدید آشنا شده باشه بدلیل کمی جا نتونستم کل سؤالاتمو بپرسم و همه چیز رو بگم اگه لازم بود مطلعم کنید تا بهتر بتونید راهنماییم کنید لطفا در زودترین زمان ممکن پاسخمو بدید و آرومم کنید بی صبرانه منتظر جوابتون هستم خیلی ممنون

راز

سلام

از یک رابطه صحبت کردید که به صورت پیوسته در استانه قطع و وصل هست و این رابطه رابطه پر استرسی خواهد بود . بنابراین پیشنهاد می کنم در این زمینه یک مشورت جدی داشته باشید و در صورتی که به توافق نرسیدید برای اتمام آن برنامه ریزی نمایید.

دکتر جلال مرادی

محمد

جنسیت مرد
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۶۹
موضوع روانشناسی

با تشکر از مدیر سایت سلام تقریبا سال ۸۹ بود که من برای بار اول به کسی علاقه مند میشم،بهش گفتم اونم قبول کرد ولی گفت که خونوادش باید در جریان باشن منم قبول کردم ولی در کل تا وقتی که می خواست به من خبر بده خیلی کم جواب تلفن رو می داد و خیلی پیگیر من نبود بعد از یه مدت بی خبری به من اس ام اس داد که خونوادمون باید اول با هم آشنا بشن منم تو اون مدت بی خبری هر وقت می خواستم که باش صحبت کنم راهی واسه دیدنش پیدا نمی کردم شاید هم تلاش کافی نکرده بودم ،بعد از یکسری اتفاق ها نشد گذشت تا سال ۹۲ که خودش راجع به کنکور به من زنگ زد و دیدارمون دوباره شروع شد و من دوباره ابراز علاقه کردم و قضیه رو با مادرم در میون گذاشتم طی این دیدارها ازش خواسته بودم که اگر هر مشکلی پیش اومد باید حل بشه نه اینکه دیگه جواب هم رو ندیم . چند وقت گذشت من با پدرم صحبت کردم ولی ایشون قبول نکرد و بنای مخالفت کرد، وقتی که من واسه بار اول این خبر رو به دوستم دادم خیلی سرد شد و مدتی از من فاصله گرفت درد من این بود که روزای که حالم خراب بود به من کمک نکرد تا اینکه تونستم بازم رابطه رو یکیم درست کنم و تو این مدت هم بارها با پدرم از راههای مختلف وارد شدم حداقل ۱۰ نفر واسطه شدن ولی بازم افاقه نکرد دوستم به من من میگفت که تا وقتی تو توی زندگی من هستی من نمی تونم به کسی دیگه فکر کنم شهریور امسال بود که خواستگار داشت به من دو هفته مهلت داد و به من گفت که بش بگم که تا کی شرایط رو درست میکنم من خودم از نظر شرایط کاری می تونستم خودم رو جمع کنم ولی در مورد پدرم نه رابطه برای یک ماه و نیم قطع شد و بازم دوباره دیدمش ازش پرسیدم که تو تا کی می تونی منتظر بمونی گفت چند ماه شایدم چند روز… الانم ازش پرسیدم که به من فکر میکنه و بازم حاضر به ادامه رابطه هست میگه آره ولی دیگه خیلی سرد شده واقعا نمی دونم باید چکار کنم از هردو طرف فشار به من وارد میشه تو این رابطه خودم هم مقصر هستم ولی از طرف مقابل یه انتظاراتی داشتم که بعضی از اونا کم تر برآورده شد بعضی ها آره و بعضی ها هم نه لطفا راهنمایی کنید،من که خودم میخوام که به نتیجه برسه ولی نمی دونم چه کنم؟

راز

سلام

دلیل مخالفت پدر شما چیست؟ و اینکه باید این موضوع را بدانید که دو خانواده با هم باید به توافق برسند تا حمایت کافی داشته باشند و زندگی موفقی را تشکیل دهید و اگر این توافق حاصل نشود زندگی همچنان در فراز و نشیب قرار خواهد داشت.

پیشنهاد می کنم به صورت جدی با خانواده صحبت کنید و اگر دلایل منطقی داشتند بپذیرید و در غیر این صورت به فکر دیگری باشید و خودتان را کنار بکشید.

این خانم حق دارد موضوع و موافقت خانواده شما در خصوص رابطه و ازدواج را بدانند و بر اساس آن تصمیم گیری نمایند.

دکتر جلال مرادی

طاهره

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۴۷
موضوع روانشناسی

با سلام پسر ۱۵ ساله دارم که حدود شش ماه است که وسواس پیدا کرده و وقتی دستشویی می رود زیاد آب میکشد حدود ۵ دقیقه و خیلی هم روی حجاب مادر حساس است درصورتیکه من خودم فرد مذهبی هستم .لطفا راهنمایی بفرماید

راز

سلام

لطفا برای بررسی بالینی مراجعه حضوری داشته باشید.

دکتر جلال مرادی

A.E

جنسیت مرد
وضعیت تاهل جداشده
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع سایر

با سلام در شرف ازدواج مجدد هستم. در ازدواج قبلی با همسر سابقم قبل از ازدواج دوست بودم و قبل از ازدواج رابطه کامل داشتم. الان دختری که به خواستگاری اش رفتم شرط صداقت گذاشته است که باید تمام مسائل گذشته را برایش بازگو کنم. حتی جزییات اینکه در زمان دوستی با همسر سابقم رابطه ما در جه حدی بوده است (رابطه جنسی) و یا اینکه بعد از آن با کسی ارتباط داشته ام یا نه!.دلیل ایشان این هست که : اگر کسی دیگر به من بگوید و من مطلع بشوم از شما ناراحت میشوم. با توجه به اینکه شهری که در آن زندگی میکنیم کوچک است احتمال اینکه بعدا مطلع شود وجود دارد. لطفا راهنمایی کنید.

راز

سلام

این خانم حق دارد در مورد وجه کاری، فرهنگ و سطح اجتماعی شما تحقیق کنند ولی هیچ حقی برای دانستن جرییات زندگی قبلی شما ندارند و به ایشان مربوط نمی شود.

در این زمینه هر انچه را که صلاح می دانی و مطمئنی به رابطه شما لطمه نخواهد زند بیان نمایید و از بیان جزییات به دلیل ناتوانی در پاسخ و از بین رفتن وجه شما امتناع نمایید و صراختا بیان کنید این موضوع را نمی خواهم بیشتر از این توضیح دهم.

پیشنهاد می کنم برای بیان جزییات قبل از هر چیزی با یم مشاور مشورت نمایید و همچنین مشاوره قبل از ازدواج داشته باشید.

دکتر جلال مرادی

فرح

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی

سلام من مشکل اصلی که دارم اختلاف سنی زیاد من با بدر مادرمه. ما۵تا بچه هستیم اون چهارتا ازدواج کردن من اخری هستم که نزدیک ۲۰ساله تنها با بدر مادرم زندگی میکنم. خیلی سخته درک کردن همدیگه. هم من اذیت میشم هم اونا. وقتی دیباممو گرفتم شرایط جوری نبود واس دانشگاه امتحان بدم تا امسال با اصرار خود بابام امتحان دادم و حسابداری قبول. همیشه برادر یزرگترم به جای اینکه منو راهنمایی کنه و منو طرف خودش بکشونه منو از خودش و بقیه دور کرد با دخالتهای بیجا حرکتای بد تحریک میکرد بدر مادرمو نسبت بمن. ایرادای الکی گیر دادنهای بیخودی.فکر میکنم تمام مشکلات من بر میگرده ب برادرم. الان تو خونه خیلی مشکل داریم من و بدر مادرم اصلا نمیتونیم همو درک کنیم هرچی کوتاه میایم فایده نداره خو منم خسته شدم چقد اخه دلم میخاد یکم خودم باشم واسه خودم باشم .تفریح گردش بادوستام ولی متاسفانه هیچی.خاهر برادرامم زیاد درک نمیکنن فقط میگن چاره ای نیس باید تحمل کرد. ترو خدا منو راهنمایی کنید.من شاید یه کوچولو از مشکلاتمو گفتم. منتظر جوابتون هستم. ممنون

راز

سلام

لطفا حضوری مراجعه کنید تا موضوع را به اتفاق بررسی کنیم و اگر لازم شد مشورت خانوادگی هم داشته باشیم.

دکتر جلال مرادی

مهرآوه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۹
موضوع سایر

من کارمند هستم شوهرم درآمد نداره البته موقع ازدواج مامانش خیلی پولدار هست قول داد که بهش کمک میکنه ولی نکرد من کار میکنم واون همه حقوقم ازم میگیره فقط به اندازه کرایه تاکسی بهم پول میده اون هن با کلی التماس یه دختر ۲ساله هم دارم تازگبها شبها هم خونه نمیاد .اگه اعتراض هم کنم دیگه نمیزاره برم سر کار.میخواستم برم مشاو ه پول ندارم شما کمکم کنید

راز

سلام

هزینه زندگی بر عهده مرد خانواده است و زن می تواند کمک کننده باشد نه تامین کننده هزینه زندگی

لطفا برای تعیین تکلیف زندگیتون با خانواده مشورت نمایید تا مداخله مناسب انجام شود.

دکتر جلال مرادی

مائده ف

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

سلام نوزاد چهار ماهه ای دارم ک ب شدت روش حساسم حساسیتم باعث شده ک اطرافیانم ناراحت بشن چندوقته پیش بخاطر همین مساله ک ب خاله هام سفارش کردم موقع بغل کردن پسرم مراقب باشن کلی با خاله هام و مادرم بحث کردم اونا میگن ک ما بیشترازتو تجربه داریمو تو نباید بما تذکر بدی ازون ب بعد سعی کردم بیخیال تر باشم ولی بازم امروز وقتی پسرخالم داشت پسرمو برای باره چندم میبوسید بهش گفتم تبخال زدی و بهتره نبوسیش و دوباره این حرفم باعث شد همه بمن بگن زیادی حساسی و باهام بحث کردن درحدی بود ک یکی دوساعت گریه کردم شاید بنظر مسخره بیاد ولی واقعا اذیت میشم من واقعا حساسم یا دیگران زیادی از من توقع ساکت موندن دارن!

راز

سلام

علی رغم تجربه افراد دیگر ، این کودک متعلق به شماست و شما در مورد آن تصمیم گیری می کنید و حف دارید اظهار نظر کنید و نحوه تعامل با دیگران را مدیریت نمایید.

در صورتی که نیاز به راهنمایی بیشتر دارید لطفا حضوری اقدام نمایید.

دکتر جلال مرادی

dina

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

سلام..سال گذشته با پسری هم سن خودم از طریق یکی از دوستان اشنا شدم و دوست شدیم.پسر خوبی بود و بعد از مدتی بهم علاقه پیدا کردیم و ایشون اصرار داشت که با خوانواده من اشنا شن و با مادرم صحبت کنند ولی من به علت اینکه میدونستم خانوادم مخالف دوستی هستند مانع بودم تا بالاخره راضی شدم و چون قصدمون ازدواج بود ایشونو به مادرم معرفی کردم و با مادر ایشون اشنا شدم..همه چیز خوب بود تا پدر ایشون ورشکست شد و به شدت دچار مشگلات مالی شدو پدر من هم مطلع شد و چون ایشون به شدت به مشگل مالی برخورده بود نمی توانست کاری کندو وضعیت شغلیش بهم ریخته بود و من مجبور شدم به خانوادم بگم فعلا رابطه ما تموم شده.. وضع کار ایشون در ادامه بدتر هم شد البته همیشه سعی کرد من درگیر این مسایل نشم ولی از طرفی درس خوندنش هم دچار مشکل شد و سه ترن پشت سر هم دانشگاه نرفت.در این مدت بعضی مواقع به داشتن رابطه نزدیک ترو کمی جنسی هم اشاره کرد که با مخالفت من دیگه حرفی نمیزد و کلی عذر خواهی کرد. در دو ماه گذشته همیشه افسرده و مضطرب بوده و هیچوقت پاسخ روشنی به اینکه چرا انقدر بهم ریخته است نداده و همیشه گفته خودم هم نمیدونم…از هفته گذشته که برای ترم سوم حذف ترم کرد به شدت این رفتار ها تشدید شد تا اینکه من اعتراض کردم به بی توجهی و این وضعیت و گفتم اگه نمیتونی تموم کنیم رابطه رو.ایشون یه مدت دوری چند ماهه رو پیشنهاد داد و گفت الان نمیتونه باهام باشه و مشکل داره ولی دراین مدت نمیخواد کسی از این جدایی مطلع بشه چه دوستان و چه خانوادش…تا زمانی که وضعیتش بهتر شه و نمیخواد در کل این رابطه تموم بشه…من نمیدونم ادامه این رابطه اصلا درست هست؟ من ایشون را خیلی دوست دارم و این جدایی هم برام خیلی سخته..ایا واقعا صبر کردنم جایزه…اصلا نمیدونم چه کاری الان درسته…

راز

سلام

برای تشکیل زندگی گزینه های زیادی علاوه بر دوست داشتن وجود دارد که در حال حاضر به دلیل وضعیت سنی این دوست شما آنها را ندارد.

از جمله مدرک مناسب ، سربازی، و حمایت مالی و اجتماعی خانواده …..

بنابراین با وجود اینکه ایشون دوست خوبی برای شما هستند ولی امکان اینکه همسر مناسبی باشند نیست ؛ مگر اینکه مشکلات ایشون در طی زمان بهبود یابد و این نیاز به زمان بیش از ۶ سال دارد تا به موقعیت مناسب برای فکر کردن به ازدواج برسند.

تصمیم با شماست ایا شانس این ریسک رو به زندگیتون می دهید یا اینکه به دنبال زندگی و یک برنامه ریزی دیگر برای خودتان خواهید رفت.

دکتر جلال مرادی

مژده

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع روانشناسی

سلام من از خانواده ای با روابط اجتماعی خیلی کم میام نه پدرم نه مادرم دوستی ندارن و فقط در حد خانواده رابطه دارند که اون هم به افراد کمی در فالمیل محدود هست و همین کنترل رو روی من هم داشت پدرم من تا ۱۸ سالگیم نه با دوستی بیرون رفتم نه خونه ی دوستی رفتم فقط در حد همکلاسی دوست داشتم و بیرون مدرسه رابطه ای نداشتم تا زمانی که دانشگاه قبول شدم شهر دیگه ای رفتم شرایط بهتر شد استقلالم بیشتر شد ولی این ضعف رو همیشه حس میکردم که نمیتونم دوستی رو بیشتر از یه هم کلاسی یا هم اتاقی داشته باشم و موفق هم نبودم دوست صمیمی پیدا کنم این مشکل رو در ارتباط با جنس مخالف هم دارم من تا الان فقط در یک رابطه بودم و اون رابطه هم اصلا خوب و سالم نبود من فقط وقت و احساس و توان میزاشتم و سراغ اون میرفتم بعد یه مدت واقعا خسته شدم و قطع کردم رابطه رو.میخواستم بدونم باید چیکار کنم که این ضعف رو از بین ببرم خیلی میترسم از اینده که نه دوستی داشته باشم و نه بتونم شریک زندگی پیدا کنم !!!ممنون میشم راهنمایی کنید؟لازمه که یک دوره ی مشاوره انجام بدم؟

راز

سلام

تبریک می گم که علی رغم مهارت کم خانواده ؛ خودتون پیشرفت هایی داشته اید. و ادامه این نوع فعالیت می توانند در بهبود روابط کمک نمایند. البته به دلیل مهارت پایین شاید قاطعیت و ارتباط بین فردی مناسب بتواند براتون مفید باشه. پیشنها د می کنم در این زمینه مشورت داشته باشید.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

Atefe

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۵/۷/۱۳۷۶
موضوع روانشناسی

سلام من حدود هشت ماه پیش دارو به مدت چهارماه مصرف میکردم وافسردگی شدیدی داشتم ودارم ومیدونم اوضام خیلی وخیمه,طوری که نمیتونم یه رابطه ی اجتماعی معمولی برقرار کنم یا به عبارت دیگه روابط عمومیم خیلی پایینه واز ارتباط بادیگران به خصوص ارتباط فردی وشخصی بایکنفر چه همجنس خودم وچه غیر همجنس هراس دارم ودرمدرسه نمتونم بادوستام صمیمی بشم ودر کلاسم از ارتباط چشمی بادبیر فرارمیکنم وهمشم به این فکرمیکنم که نکنه ازتوچشمم فکرایی که توسرمه رو بخونند؟به همین دلیلم دوس ندارم به روانپزشک برم ,خودم ازدست خودم خسته شدم,چند روزه سردرد ولم نمیکنه ,راهنمایی کنید خواهشا

راز

سلام

لطفا برای بررسی بالینی حضوری اقدام نمایید.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

زهرا

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۶۵
موضوع روانشناسی

سلام وقت بخیر،۸ماه نامزدی هستم،لیسانسم و نامزدم بندرعباسی و دیپلم،زیاد سوال میپرسه خصوصا وقتی جایی میرم،گاهی کلافم میکنه،وناراحتیمو ابراز میکنم.اما شاکی میشه میگه حاظر جواب و زبون درازم،اونجوری که انتظار دارم احترام نمیگداره و آداب معاشرت قوی نداره،و این منو دلسرد میکنه،چون تحصیلات برام مهمه هر کمبودی در اون میبینم به تحصیل ربطش میدم،۱۰روز دیگه عقدهست،و من تردید دارم،با اینکه خواسته و انتطارم رو بهش گفتم تغییری نمیبینم،اهل تلافی کردن هم هست،گاهی حرفی بی فکر میزنه که شاید منظوری هم نداره اما باعث ناراحتی و دودلی من میشه و از آینده مشترک میترسم،لطفا منو راهنمایی کنید.

راز

سلام

برای رسیدن به جمع بندی مناسب و رفع سوئ تفاهم ها لطفا موضوع را با خانواده در میان بگذارید تا آنها هم شما را کمک کنند در صورت تایید خانواده اقدام به مشاوره و بررسی و آسیب شناسی نمایید تا خدای نکرده انتخاب بدی نداشته باشید و دچار پشیمانی نشوید.

دکتر جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

عرفانیان

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۴۲
موضوع سایر

سلام من مدتی با خانم نامحرمی فقط ارتباط تلفنی داشتم که الان پشیمان هستم و خانمم متوجه موضوع شده و به بچه ها و سایر اقوام هم موضوع را گفته بصورتی که آبروی من را همه جا برده . هرچه بهش میگم دیگه ارتباطی ندارم قبول نمی کنه و میگه اعتمادی بمن نداره . بچه ها رو رودر روی من قرار داده و با اندک مشاجره ای شروع به فحاشی به خانواده ام میکنه . ضمنا تا تصمیم به خودکشی هم پیش رفته ام ولی بدلیل وجود بچه ها و عقاید از این کار صرفنظر کردم . دیگه فکر میکنم به آخر خط رسیدم . راهنمایی ام کنید چکار کنم.

راز

سلام

لطفا برای مداخله مناسب و بازسازی اعتماد اقدام به مشاوره خانواده کنید و این موضوع را قبل بحرانی شدن و شکستن بیشتر قبح آن انجام دهید.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

الهام

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۹
موضوع روانشناسی

سلام پسری به خواستگاری من امده که با هم دوست بودیم یکسال ازمن بزرگتر،است ولی خانواده اش در جریان رایظه دوستی مانیستند و خانواده دوطرف مذهبی هستیم بنظر شما چکار کنم ابروی ما در خطره؟در ضمن تا الان دوبار به خواستگاری من امده خاتواده انها من را پسندیدن فقط میترسم از ابروی پدر مادرم بعدا اگه بفهمن چطوری اشنا شدیم و دوست بودیم

راز

سلام

دلیلی برای بیان وجود ندارد و معمولا افراد از طزیق های مختلف با هم آشنا می شوند . ارزوی خوشبختی براتون دارم.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

سحر

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام برای درمان یا کمک به دوست خودشیفته ام چه کمکی میتوانم به او بکنم؟ خودشیفتگی در او خیلی زیاد است، بطوریکه شدیدا به عکسهای خود علاقه دارد و مدام بدنبال “لایک” گرفتن در شبکه های اجتماعی است. در غیر اینصورت به شدت عصبانی میشود. میدانم که باید به روانشناس مراجعه کند ولی میخواهم بدانم اصول کلی ای که باید در برخورد به او رعایت کنم کدام است و چگونه به نوبه خود میتوانم او را کمک کنم؟ سوال دیگر هم اینکه آیا این خودشیفتگی چه مضراتی برای ایشان میتواند به همراه داشته باشد؟ لطفا از طریق ایمیل پاسخ اینجانب را بفرمایید.ممنونم

راز

سلام

موضوعی که شما فرمودید ربطی به خود شیفتگی ندارد و یک نوع شزطی شدن و اعتیاد رفتاری است که شاید به دلیل مشکلاتی از جمله وابستگی مجازی یا اعتماد به نفس رخ داده است و برای این موضوع از لحاظ بالینی و شخصیتی باید دوستتان مورد ارزیابی قرار گیرند و نیز از طریق تقویت روابط اجتماعی واقعی این اعتیاد رفتاری تعدیل شود.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

yaser

سلام. من و همسرم ۲ سال هست که عقد کردیم ولی با هم خلی دعوا میکنیم .ممنون میشم اگه راهنمایمون کنید تا مشکلاتمونو باز گو کنم

راز

سلام لطفا برای بررسی مسائل زناشویی و مداخله مناسب حضوری اقدام کنید.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

سحر

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

با سلام دختری ۲۶ ساله هستم حدود ۱۰ ماه است با پسری که یک سال و سه ماه ازم کوچیکتره دوستم با هم رابطه جنسی داشتم (البته من قبل از این رابطه دختر نبودم و این موضوع را برای ایشان تعریف کردم که چند سال پیش پسری را دوست داشتم قصد ازدواج داشتیم و با اون رابط جنسی داشتم به خواستگاریم آمد اما به دلایل منطقی پدرم موافقت نکرد) خیلی بهم علاقه داریم همیشه به هم ابراز می کنیم البته خیلی هم باهم دعوا میکنیم چون ایشان هفته ای یک بار به دیدن من می آید البته وقتی از گرفتاری هایش می گوید قانع میشوم ولی چون خیلی دوستش دارم از ندیدنش دل تنگ میشوم و این باعث بحث می شود ایشان خیلی منو کنترل میکنه جایی نمیزاره برم وقتی با هم هستیم و از عشق و علاقمون حرف میزنیم میگه تو خیلی خوب و مهربونی میترسم از دستت بدم بخاطر این بهت گیر میدم چند با باهم به مدت دوهفته قطع رابط کردیم و همیشه اون رابطه رو قطع کرده دو بار اون برگشته و دو بار هم من هروقت زیاد گیر میدم که چرا نمیدی و اعصبانی میشه میگه تموم کنیم و من همینم همین قد وقت دارم و از این حرفا ولی من از این حرفاش استرس میگیرم چون نمیخوام از دستش بدم و اون هم اینو میدونه جدیدا فکر ازدواج افتاده به سرم و از اینکه نشه غصه می خورم و ساعت ها گریه میکنم ولی چون هیچ وقت حرفشو نزدیم نمیدونم نظر اون چیه به خاطر مشکلی که دارم فک میکنم اون منو نمیخواد یه بار درمورد مشکلم که گفتم ناراحتم که چرا این اتفاق افتاده و نمیخوام به همسر ایندم دروغ بگم گفت تو که از سر هوس واست این اتفاق نیفتاده از سر عشق بوده پس ناراحت نباش میتونی عمل کنی و به شوهر ایندت نگی. از نظر مالی از خانواده ما بالاترن از نظر مذهبی هم از ما معتقدترن ولی نه زیاد.میترسم درمورد ازدواج باهاش حرف بزنم چون که اگه اون موافق نباشه دیگه نمیتونم این دوست رو ادامه بدم و از دست دادنش مانع ام میشه که موضوع رو باهاش مطرح کنم واز مطرح نکردنش بلاتکلیفی داره آزارم میده

راز

سلام

رابطه فعلی شما با مشکلاتی همراه است که باید مورد بررسی قرار بگیره . رابطه قبلی شما به ایشون ربطی نداره و از زمان دوستی با ایشان شما متعهد و مسئول اعتماد سازی هستید. احساس می کنم به دلیل مساله ای قبلی و اطلاع ایشان احساس حقارت و پذیرش بدون قید و شرط نظزات ایشون را داری که این به رابطه شما حالت برد – باخت می دهد و من زیاد با این مساله موافق نیستم. برای ادامه ارتباط با وضعیت فعلی نیاز به بازسازی خودتان داریدو بعد از آن می توانید شزایط خود را با این آقا مطرخ نمایید و در صورت موافقت و رسیدن به خواسته هایتان به رابطه ادامه دهید.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

فاطمه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

سلام.من در سن ۱۶سالگی با پسر عمم عقد کردم و ۱۸سالگی عروسی کردم الان ک ۲۱سالمه و ی دختر دوساله دارم.مشکل من اخلاق بده شوهرمه.توی دوران عقد خیلی با هم مشکل داشتیم با هم خیلی دعوا میکردم سر هر موضوعی بحثمون میشد ولی با پادرمیونیه خوانواده ها حل میشد .تا اینکه عروسی کردیم توی هفته اول عروسی سر موضوعی حرفمون شد و اون ب من فوش داد .دیگه کم کم کار ب کتک زدن هم رسید .نمیتونم بگم همیشه اینجوریه وقتی ک با هم خوبیم خیلی خوب برخورد میکنه و اهل مسافرت و تفریحه ولی وقتی کوچکترین حرفی زدم و اون مخالف بود با فوش و بد وبیراه حرف میزنه منم خوب نمیتونم کوتاه بیام و باهاش بحث میکنم اونم کتک میزنه چند بار خواستم جدا بشم ولی بخاطر دخترم اونم بین ما عصبی شده..همیشه بعدا ازدعوا ازم معذرت خواهی کرده ولی ایندفه بخاطر فوش های بد و تهمت الکی و کتک ردن بدجور نمیتونم ببخشمش ولی بخاطر دخترم هنوز تو خونه ی اونم شما بگین من باید چیکار کنم لطفا

راز

سلام

لطفا از خانواده کمک بگیرید و بعد از آن برای مداخله تحکیم خانواده اقدام نمایید

پیشنهاد من این است که استفاده درست و منطقی از سیستم حمایتی خانواده ها و بزرگتر ها به موقع می تواند در کاهش اختلاف های زناشویی تاثیر مثبت داشته باشد. البته باید شان طرفین حفظ شود و نیز در کنار آن مداخله مشاوره ای تاثیر گذار خواهد بود.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۹/۲۳

مریم

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۳
موضوع روانشناسی

سلام خسته نباشید من ۸ سال پیش با شوهرم ازدواج کردم و یه پسر ۷ ساله هم داریم از ۱ سال پیش اختلاف های ما شروع شده و الان در استانه طلاق هستیم یعنی طلاق توافقی می خواهبم بگیریم دادخواست طلاق رو دادیم و ۱۴ اذر هم نوبت مشاورمون هست می خواستم بدونم توی اتاق مشاوره برای دوباره با هم زندگی کردن اصرار میکنن یا ابنکه اصلا چه سوالاتی میکنند.

راز

سلام

بحث زندگی شما و میزان اختلاف بر ادامه زندگی تاثیر گذار خواهد بود و گرنه مشاور و هر کس دیگری در صورت عدم وجود اختلاف شدید یا آسیب برای بازگشت صحبت خواهند کر.

دکتر جلال مرادی

۱۳۹۴/۰۹/۲۲

 هاشمی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۵
موضوع روانشناسی

با سلام و تحیت سه فرزند دختر دارم، کوچکترین فرزندم به حرف گوش نمی دهد البته این گوش نکردن هایش با لجبازی و تندخویی همراه نیست بلکه با طول دادن کارها و طفره رفتن کار را انجام نمی دهد و رفتار بسیار مغرورانه ای دارد به طوری که شما در یک روز با رفتارهایش این موضوع را متوجه می شوید.

راز

سلام

لطفا برای درک بهتر از موضوع با یک متخصص حضوری جلسه بگذارید.

دکتر جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۹/۲۲

الهه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۷۱
موضوع سایر

سلام خسته نباشید من دختری ۲۳ سالمه حدود ۴ سال با مردی نامزد شدم و حدود یک سالیه که باهم عروسی کردیم قبل از مراسمه عقد حدود یازده ماه باهم دوست بودیم دیوانه وار عاشقه هم بودیم اولش من زیاد ازش خوشم نمیومد ولی اون خیلی عاشقم بود کم کم منو به سمته خودش کشوند مادرم و کله خونه واده ام با این ازدواج مخالف بودن مادرم خیلی پافشاری میکرد و به شدت مخالف بود چون همسرم هم تحصیلاتش پایینه هم فرهنگشون با ما فرق میکنه کلا طبقه ی اجتماعیشون با خانواده ی ما ۱۸۰ درجه فرق میکنه ولی خب من اون موقع عاشق بودم میدونستم همه چیزو ولی نمیخواستم قبول کنم،راستی همسرم عشقه اولم بود قبل از اون با هیچ پسری حتی یه دوستی تلفنی هم نداشتم به هیچ پسری فکر نمیکردم الان که دارم برای شما تعریف میکنم حدود ۱۰ روزیه با یک پسری آشنا شدم که ازم یک سال کوچیک تره ولی به شدت منو مجذوبه خودش کرده اصلا نمیتونم بهش فکر نکنم هر وقت صداشو میشنوم قبلا از جا کنده میشه خیلی احساس پشیمونی میکنم و همش میگم کاش حرفهای مادرمو گوش میکردم الان عشقه همسرم نسبت به من خیلی سرد شده نمیدونه که من با پسری ارتباط دارم البته ارتباطمون فقط از طریق تماس تلفنی و چت هست من ۴ساله پیش خیلی بچه بودم واقعا برای خودم متاسفم قبل از اینکه با این پسر آشنا بشم چند بار به فکر طلاق و یا حتی خودکشی بودم ولی خب نتیجه ای نرسیدم نمیتونم به راحتی طلاق بگیرم چون خیلی نگران آبروی خانواده ام هستم واقعا نمیدونم چیکار کنم یک بار پیش روانشناس رفتم ولی روانشناس گفت حتما با همسرت بیا ولی همسرم قبول نمیکنه به هیچ وجه قبول نمیکنه واقعا سر دو راهی موندم نمیدونم چیکار کنم به فکر عواقبه طلاق هم هستم که مردم تو اجتماع نگاهشون به یک زنه مطعلقه چگونست نمیدونم واقعا نمیدونم از شما کمک میخوام خواهش میکنم بهم جواب بدین آیا جدا شم یا بسوزم تو زندگی؟ آخه حقه من از این زندگی این نبود میدونم خودم کردم و لعت بر خودم باد ولی خب الان چیکار کنم دیگه خسته شدم. آیا بازم با این پسر در ارتباط باشم چون حرفاش بهم آرامش میده خیلی آدمه ی خوبیه.تو رو خدا راهنماییم کنین. خیلی ممنون منتظه راهنماییتونم ممنون.

راز

سلام

لطفا برای مشاوره حضوری اقدام کنید و موضوع دوم شما با ارتباط با فردی دیگر نه تنها به آرامش نمی رسی بلکه مشکل تون دو چندان خواهد شد . چون مدیریت رابطه و امکان سازش یا بهبود را از شما خواهد گرفت.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۹/۰۱

مریم

وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۷
موضوع روانشناسی

سلام خسته نباشید حدود دوسال ونیم ازدواج کردم یه دختر۹ماهه دارم با مادرشوهر ودوتا برادر شوهر تو یه ساختمان ۴طبقه زندگی میکنیم مادر شوهرم تو زندگیمون دخالت میکنه شوهرم خیلی به حرف مادرش اگه کوچکنرین اشتباهی کنم که مادرش ناراحت بشه دعوا سختی میکنه الان دوهفته ست دعوامون شده منو به زور فرستاده خونه بابام گفته میخوام طلاقت بدم ولی فعلا خبری ازش نبست نه زنگی نه خبری از طلاق میخواستم ببینم چیکار کنم تاکی صبر کنم بعدشم اگه تقاضای طلاق دادچیکار کنم من به خاطر بچم طلاق نمیخوام اگر مجبور به طلاق بشم میخواستم بدونم حاثنت بچم بامن میشه؟

راز

سلام

در حال حاضر پیشنهاد می کنم اجازه دهید مطالب شما و همسرتان توسط اعضای خانواده بررسی شود و تصمیم گرفته شود. برای اینکه بتوانید شما هم به خواسته های خودتون برسید اقدامی نکنید و اجازه دهید که خانواده شما با ایشان در زمان اعلام آمادگی همسرتان صحبت کنند.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۹/۰۱

م.د

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۴
موضوع سایر

سلام.من ۳۰سال دارم .شش ساله ازدواج کردم و همسر مو خیلی دوست دارم.به دلیل دخالتهای مادر زنم یه مدتی با همسرم اختلاف داشتم و دوماه دور از هم بودیم بعدها همسرم فهمید که مادرش خیر و صلاح زندگی او را نمیخواد و برگشت ولی از اون موقع با وجود تمام دوست داشتنم میل جنسیم به همسرم فوق العاده کم شده گاهی اوقات به صفر هم میرسه ولی خودم مشکل جنسی ندارم چون تمایلات جنسیم شدیده ولی به همسرم میل ندارم به نظر شما چکار کنم؟

راز

سلام

سعی کنید در ابتدا برای بازگشت احساس عاطفی ارتباط کلامی و دیداری خود را بیشتر تقویت کنید. در شب ها حداقل یک ربع یک شب در میان همدیگر را ماساژ دهید و سعی کنید از مرور خاطرات نیز دوری کنید. زبان بدن هر دوی شما بسته و دلگیر است و به این دلیل است که تمایلی به رابطه ندارید. در صورت عدم بهبودی، پیشنهاد می کنم حضوری اقدام کنید.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۹/۰۱

مرتضی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

با سلام من یه پسر جوون ۲۴ ساله هستم، سه سال پیش توی دانشگاه به یه دختر خانم از همکلاسی هام علاقمند شدم بعد از چند وقت که با ایشون هم صحبت شدم کم کم ایشون هم علاقه مند شد و ما وارد یه رابطه شدیم،اولین بار بود که برای هر دوی ما این اتفاق دوستی با جنس مخالف افتاده بود،و ما بدلیل یه سری وجه مشترکاتمون خیلی شدیدا عاشق همدیگه شدیم جوری که ثانیه ای از هم نمیتونستیم بی خبر باشیم شعر و شاعری از علایق مشترک ما بود و همین شعر گفتن از هم رابطه ما رو بسیار شیرین کرده بود و با توجه به تناسب خانواده ای که داشتیم قول ازدواج بهم دیگه دادیم اما خب همین عشق زیاد حساسیت ها دعوا و دلخوری ها رو بین ما زیاد کرد طوری که دعوا ها بین ما شدت گرفت قرار شدم من بعد از دانشگاه برم سربازی و بعد برم خواستگاریش الان کمتر از چند ماه بیشتر به خدمتم نمونده که یواش یواش اون عشق و احساس و محبت پیش دختر خانم فروکش کرده و یهو تصمیم میگیره که فاصله بگیره تا بتونه منو بیشتر پیدا کنه اما از وقتی فاصله هرچی میگذره خیلی سرد و بی تفاوت تر میشه و با این که مطمئنم آدم جدیدی تو زندگیش نیومده ولی یهو بخاطر دعواها و کشمکش ها یهو کاملا سرد و بی حس شده همیشه میگه نه آرزویی دارم نه دیگه عشق میخوام تنهام بزار فقط میخوام تنها باشم هرروز هم نسبت به روز قبل نسبت به من بی تفاوت تر میشه،و بی عشق و تنهاتر… راستش من مخالف فاصله بودم اما علی رغم تلاش های من و دلداری های من فاصله گرفت و اینجوری شد هرروز هم بدتر میشه میگه ازم دور شو دیگه نمیخوامت و این حرفا تمومش کن هروقت که نزدیکش میشم،من ولی حیفم میاد واقعا اینکارو کنم چون باهم زحمت کشیدیم تا این عشق ساخته شده نمیخوام خیلی راحت به دست فراموشی سپرده بشه و میدونم و همیشه حتی الان هم میگه من بدون تو هیچوقت خوشبخت نمیشم ولی عشق نمیخوام چون هیچ حسی و آرزویی ندارم ولی میخوام که همه چیز درست بشه با توجه به اینکه خیلی دوسش دارم و الان افسردگی شدید بخاطر این جدایی ناخواسته منو گرفته و نمیتونم ازش جدا بشم نمیدونم چه کاری درسته تورو خدا کمکم کنین تموم زندگیمو تو این پاییز لعنتی غم و غصه گرفته میخوام عشق رو زنده کنم

راز

سلام

وضعیت دوری شما و انتظار ایشون می تونه دلیل این سردی باشه و نیز موضوعات دیگه .

پیشنهاد می کنم با توجه به اینکه چند ماه سربازی داری و بعد دغدغه کار و ساماندهی رو هم باید اضافه کنید. به خودتون و ایشون فرصت بده که بدون انتظار و تکلیف در کنار هم باشید و این زمان و انتظارها معمولا برای خانم ها طاقت فرسا خواهد بود.

بیشتر بر روی زمان هایی که هستید تمرکز کنید و مسائل دیگر را به زمان مناسب موکول کنید.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۹/۰۱

مبینا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۵
موضوع روانشناسی

با سلام حدود ۴۰ روزی هست که نامزد کردم من و همسرم هر دو هم رشته و حق التدریس دانشگاه هستیم. قبل از ازدواج با هم به صورت تلفنی در ارتباط بودیم. قبل از ازدواج برای جذب هییت علمی معدل کارشناسی من را پرسیدن که متاسفانه در ابتدا به وی دروغ گفتم و معدلم را بالا اعلام کردم اما بعد از ده دقبقه تماس گرفتم و گفتم دقبقا نمیدانم معدلم چند بوده و ایشان به شوخی این صحبت مرا رد کرد… از ان به بعد هز از چند گاهی می گفت معدلت خوب بوده و جذب خواهی شد که متاسفانه من رویم نشد که معدل پایینم را به وی بگویم. بعد از ازدواج این دروغ من فاش شد و همسرم به شدت عصبی شد.. علت دروغ گفتن را به وی گفتم که بعد از دروغم خجالت کشیدم معدل پایینم را بگویم و عذرخواهی کردم… تنها جمله ای ک گفتن این بود ک دروغ بزرگی گفتی. الان چند روزی هست که با من قهر است ، در این چند روز یک بار با ایشان تماس گرفتم ک جواب ندادن و دیگر تماس نگرفتم. میدانم کارم اشتباه بوده و الان از عاقبت کارم خیلی می ترسم لطفا برای ادامه راه راهنماییم کنید. خواهش می کنم. ممنون از لطف شما

راز

سلام

شما در مورد این مساله حتما باید صحبت می کردید چون ایشان بر اساس شغل آینده شما و یا تصمیم گیری در مورد تحصیلات شما شاید به عنوان مهم ترین گرینه تاکید داشته اند. به هر حال مقداری وارد حاشیه نشوید و به ایشون فرصت دهید تا با موضوع کنار بیان و یا تصمیم گیری کنطقی داشته باشند و اگر در نهایت نیاز بود یک بار دیگر مسائلتون رو دوباره با هم بررسی نمایید . قطعا کار شما هر چقدر استباه باشه دلیل نمی شه که تنها دلیل انتخاب ایشون تحصیلات شما باشه. ولی امکان داره به صداقت شما شک کرده باشه که نیاز به زمان دارد.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

فاطمه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۵/۱۲/۲۴
موضوع روانشناسی

سلام من نوزده سالمه, امسال تابستون کنکور ریاضى دادم,وضع مالى ما خوبه بنابراین دلیلى واسه نگران بودن نداشتم حتى کل سال تحصیلى رو بیخیال بودم اما دقیقا توى خرداد حالم بد شد و بعد از چند بار دکتر رفتن همشون گفتن که به دلیل استرس هستش که همیشه حالت تهوع و معده درد داشتم جورى که شبا با گریه میخوابیدم یا حتى نصف شب کارم به بیمارستان کشید.و تعجب من ازاین بود که چرا خودم نمیخواستم ولى استرس داشتم خلاصه تا آخر تابستون اون استرس در من بود ولى کمتر شده بود و من خیالم راحت شد که فقط به علت کنکور استرس دارم و اون ماجرا تموم شده اما من فهمیدم که قضیه مهم تر از این حرفاست, من هیچوقت تا امسال اینجورى نبودم اما الان چند وقته چیزاى خیلى خیلى خیلى کوچیک باعث میشن که دوباره اون استرس شدید و دردناک بهم دست بده و من فهمیدم که اختیار واسه من دیگه هیچ معنایى نداره و هر چیز مزخرفى حالمو بد میکنه؛ دستام یخ میشن معدم درد میگیره و حالت تهوع شدید بهم دست میده, من واقعا خسته شدم حتى امیدم به زندگى کم شده از این میترسم که تا آخر عمرم بخوام ناخواسته ترسو باشم و عذاب بکشم تورو خدا کمکم کنین…

راز

سلام

استرس یا هراس هر کدام باشه نیاز به بررسی و طرح درمانی مناسب خواهد بود. پیشنهاد  می کنم برای ارزیابی و مداخله مناسب حضوری اقدام نمایید.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

مهرنوش

سلام من یهسوال داشتم خدمتون من ۲۵ سالمه۵ سال استس با یه اقایی دوستم هم دیگه رو خیلی دوست داریم ایشون امدن خواستگار ی من اما پدرم به دلیل بی مورد ناراضی است براش شرط حق و طلاق و ۱۰۰۰تا مهریه سکه و خونه به اسم خودم باشه و محل زندگیمو خودم انتخاب کنم مادرم هم راضی نمیشه پیش شاور بریم و ماهم دیگه ررو خیلی دوست داریم و دوست داریم باهم ازدواج کنیم ممنون میشم کمکم کنید

راز

سلام برای درک دقیق از شرایط ازدواج پیشنهاد می کنم اقدام به مشاوره پیش از ازدواج نمایید و نتایج آن را به خانواده اطلاع دهید و منطقی در این مورد تصمیم گیری نمایید.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

بهار

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۳
موضوع روانشناسی

با سلام همسر بنده حدود ۴۰ روز گذشته مادر خودشون رو که به بیماری دمانس شدید مبتلا بودند رو متاسفانه از دست دادند. با توجه به اینکه میزان علاقه بین مادرشون و همسر بنده بیشتر از سایر فرزندانشون بود، همسر بنده به نسبت سایرین بیشترین رنج و ناراحتی رو متحمل شدند؛ که البته با مرور زمان و حمایتهای اطرافیان سعی در قبول و کنار آمدن با این مصیبت وارده کرده اند؛ مشکل اینجاست که ایشان بعد از فوت مادرشون دچار ترس شدیدی شده اند که باعث شده در طول شبانه روز به تنهایی وارد اتاق مادرشون نشوند؛ تا چند روز پیش هم شبها در اتاق خواب خودشان به تنهایی نمی خوابیدند؛ از انجائیکه ما در دوران عقد هستیم بغیر از شبهایی که من در کنارشان هستم، دیر بخواب میروند و صبح زود از خواب بیدار می شوند و بعلت هجوم افکار مختلف و ترس از تاریکی و سر و صداهایی چون انبساط و انقباض اجسام کم خواب شده اند. شبهایی هم که بجهت حضور من با آرامش بخواب میروند اوایل خوابشون من پرش دست و پای ایشان رو احساس می کنم. با صحبتهایی که با هم داشتیم مشخص شد دائماً در ترس این هستند که شبها کسی پشت سر ایشان باشد و یا ناگهان کسی یا چیز غیر معمولی را ببینند. با توجه به اینکه بیماری مرحوم مادر ایشان با علائم اولیه ای مشابه ترس ایشان (البته با توهماتی نظیر دیدن اشخاصی و صداهایی در خانه) همراه بوده است، این نگرانی برای هر دوی ما وجود دارد که همسر بنده در آینده مشکل مشابه را پیدا نکنند. سپاسگزار خواهم بود که راهنمایی بفرمائید و یا در صورت لزوم مرکز تخصصی را جهت مراجعه حضوری در خصوص رفع این مشکل معرفی نمائید.

راز

سلام

لطفا برای بررسی و معاینه دقیق حضوری اقدام نمایید.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

ترانه

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۹
موضوع روانشناسی

سلام وخسته نباشید.. ببخشید من یه سوال داشتم : اگه توی یه رابطه با پسری البته به قصد آشنایی برای ازدواج،ایشون خودارضایی داشته باشن و تقاضای سکس تلفنی یا چتی داشته باشن و ازطرفی تعداد دفعاته خودارضاییشون خیلی بالاباشه..آیا ایشون انحراف جنسی دارن؟ نکته اینجاست وقتی من ازانجام این تقاضاشون امتناع میکنم بهم میگن تو بچه یی و درکشا نداری.ایشون ۸سال ازمن بزرگترن و موقعیت شغلی اجتماعی خوبی هم دارن. واقعا نمیدونم دلایله این تقاضاشون چیه؟و آیا اگه ماباهم ازدواج کنیم باتوجه به این رفتارشون و خودارضایی که دارن مشکلی پیش نمیاد؟ من باید چکارکنم؟نکنه ایشون قصدسوء استفاده دارن و برای رسیدن به امیال خودشون به قصدازدواج فریب منادارن؟وافعا دربرابر همچین فردی من باید چکارکنم؟

راز

سلام

برخی از افراد از اختلال جنسی و پورون به شکل های مختلف رنج می برند و بیشتر تمایل دارند از فاصله و یا داستان گویی یا تماس تلفنی به برانگیختگی جنسی برند . و شما مسئولیتی برای همکاری با ایشون ندارید.

درخواست ایشان تا زمانی که اقدام به خواستگاری نکرده اند در خواست بالقوه یا بالفعلی نیست و هر وقت موضوع ازدواج واقعی پیش امد برای مشاوره اپیش از ازدواج اقدام کنید تا تمام مسائل به دقت بررسی شوند.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۹۸/۳۰

عرفانه

جنسیتزن

وضعیت تاهلمجرد

سال تولد۷۵

موضوعروانشناسی

سلام عرفانه هستم متولد ۱۳۷۵میخواستم یه سوالی بپرسم ممنون میشم اگرراهکاربهم بدین حدودیکسال بایک پسرازخودم چندماه کوچکتردرارتباط بودم ولی اون فقط احساسی واسم عمل میکرد بعدازاون به یه پسرمتولد ۷۳علاقه پیداکردم که از همه نظر همه ی شرایطی که من میخوام رو واسم داره هم اون عاشق منه هم من ولی مادرارتباطیم به صورت پیام وتماس ولی مشکلی که هست اینه که میدونم که تماس ودرارتباط بودن اشتباهه چون ممکنه به همدیگه نرسیم ولی هرکاری کردم نمیتونم باهاش درارتباط نباشم اگرممکنه راهنمایی کنید بایدچکارکنم؟؟؟ مرسی

راز

سلام

موضوع ارتباط تلفنی و نیز برنامه های شما و ماهیت حرف هایتان برای ادامه یا قطع ارتباط اهمیت دارد. در صورتی که به برنامه هایستان اسیب نمی رساند و اینده ای را متصور هستید که ایرادی ندارد ولی اگر درخواست یا مراحمت دارد و افکار شما را درگیر می کنند بهتر است به صورت برنامه ریزی شده تماس ها یک طرفه و ارام ارام قطع شوند. این حالت بهترین حالت است . اما اگر مزاحمت زیادی دارند پیشنهاد می کنم شماره ایشون را حذف و امکان تماس را مسدود نماییدو خود را سرگرم کنید تا تماسی وجود نداشته باشد.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

دختر شرقی

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۶۹
موضوع روانشناسی

با سلام خدمت مشاور گرامی نزدیک یک ماهه با اقایی نامزد کردم اما عقد نکردیم هنوز از بعضی اخلاقها و رفتارهای نامزدم اذیت نمیشم نمیدونم چیکار کنم برای ادامه رابطه دودلم ایشون تحصیل کرده اند فوق لیسانس دارن اما مثلا کارای دور از شخصیت انجام میدن مثلا تو خیابون چند بار دیدم تف کرد یا دست تو گوشش یا یه بار خونه ما دست تو بینیش دوست دارم رسمی تر و مودبانه تر رفتار کنه و با شخصیت تر باشه اما مثلا یه بار تو جمع من یه چیزی گفتم گفت خدا اولیت بده برای شفات یا خیلی راحت میشینه جلو مبل و پاهاش دراز میکنه بدون معذرت خواهی یا خواهرم خونه ما بود خواهر شوهرش زنگ زده بود به خواهر زادم میگفت برو با عمت حرف بزن میخواد جر تو رو بکشه در صورتی که اون پشت خط میشنید من اخلاق خیلی برام مهمه فکر میکردم ایشون جنتلمن هست و با شخصیت و مودب اما هر چی پیش میره بیشتر احساس میکنم اشتباه کردم پسر خوب و ساده و بی شیله پیله ایه اما رفتاراش واقعا اذیتم میکنه نگرانم تو جمع خانوادم باشه رفتار خوبی نداشته باشه احساس میکنم نسبت بهش سرد شدم از اولم من خیلی دو دل بودم اما خوانواده خیلی ازش تعریف کردن حتی مشاور رفتیم گفت خیلی پسر سالمیه اما اخلاق فقط مهربونی و عصبی نشدن نیست فرهنگ و ادب و شخصیت هم خیلی مهمه نمیدونم چیکار کنم خواهش میکنم کمکم کنین بهم راهنمایی بدین ممنونم.

راز

سلام

رفتار هایی که شما ازشون حرف می زنید تقریبا در اکثر افراد کم یا زیاد وجود داره.

بنابراین برای بررسی وضعیت حساسیت و نیز نوع باورهایتان ؛ پیشنهاد می کنم جلسه ای حضوری داشته باشید تا موضوع را با هم بررسی نماییم و نیز خود نیز مورد ارزیابی قرار بگیرید.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

پرندین

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۴
موضوع روانشناسی

سلام وقت شما بخیر پسرم تازه ۱۱سالش شده ولی تنها تو اتاق نمیخوابه و حتما باید قصه براش بگیم و مطمئن باشه ما تو اتاق هستیم بعد بخوابه ، بعدش هم به زور و با کتک باید درس بخونه از صدای بلند هم به شدت میترسه از تنهایی خیلی وحشت داره از مدرسه هم برمیگرده پای لپ تاب هستش تا شب به زور و دعوا میخوابه . لطفا به من کمک کنید که من چطوری با این رفتار کنم تا درسشو بخونه .ممنون میشم که اگه لطف بفرمایید و از طریق ایمیل به من جواب بدهید بسیار سپاسگزارم

راز

سلام

لطفا برای بررسی و برنامه ریزی حضوری اقدام نمایید تا بعد از تشخیص برنامه ریزی لازم انجام بشه.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

نسرین 

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و خسته نباشید من یک دختر مجرد تی اس یا ترانس ۲۸ ساله ام که لیسانس کامپیوتر دارم . از نظر چهره و احساسات کاملا شبیه زنها هستم واندام ظاهری و داخلی ام کاملا زنانه است یعنی مثل زنهای دیگه سینه ، رحم و تخمدان دارم ولی به جای آلت زنانه یک آلت مردانه ناقص دارم یعنی تنها فرق من با زنهای دیگه اینه که به جای آلت زنانه آلت مردانه دارم و عادت ماهیانه نمی شم . یک بارکه برای عمل جراحی برای حل مشکل دوجنسه بودنم به پزشک مراجعه کردم از دفتر مراجع برای تعیین جنسیت من سوال کردن و دفتر آقای مکارم بعد از تحقیق و بررسی نظرو تشخیصشون این بود که از نظر شرعی من یک زن محسوب می شم . ولی به خاطر هزینه بالا و عوارض زیاد اینجور عمل های جراحی نتونستم مشکلمو برطرف کنم .یکی ازمشکلات افراد دوجنسه اینه که از طرف جامعه مورد سو استفاده جنسی قرار می گیرن . متاسفانه من هم به خاطر دو جنسه بودنم دچار این مشکل شدم و یک بار که به تازگی برای سوال در مورد مشکل خودم و برادرم به جایی مراجعه کرده بودم توسط مردی که برای پاسخگویی آنجا بود و متوجه دوجنسه بودن من شد مورد تجاوز قرار گرفتم . برادرم هم مجرده و تا پارسال نمی دونست که من دوجنسه ام متاسفانه از پارسال که متوجه شد من دوجنسه ام به محض اینکه این موضوع رو فهمید کلید در اتاقم رو برداشت و از من درحالت برهنه فیلم گرفت و در اون فیلم من و اعضای بدنم رو به حالت تمسخر معرفی کرد و تهدیدم کرد که اگه نذارم شبها به اتاقم بیاد و با من رابطه جنسی برقرار کنه فیلممو تو اینترنت منتشر می کنه و آبرومو می بره . حالا با این ترفند حدود یک ساله که شبها به اتاقم میاد و دهان منو با پارچه می بنده که کسی صدامو نشنوه و بهم تجاوز می کنه . تا حالا چند بار ازسکسمون فیلم گرفته . بدبختانه من به جز یه مادر پیر که از پدرم طلاق گرفته و بیماری قلبی داره و الان هم تو بیمارستانه کس دیگه ای رو ندارم و تا حالا از ترس اینکه مادرم سکته نکنه وبه خاطر اینکه برادرم تهدید کرده که اگه موضوع رو به کسی بگم فیلمم روتو اینترنت منتشر می کنه موضوع رو بهش نگفتم وبه پلیس هم نمیتونم اطلاع بدم. من تا حالا از ترس اینکه دوباره بهم تجاوز نشه برای مشکلم به جایی مراجعه نکردم و با جایی هم تماس نگرفتم . چون امکان مشاوره حضوری و تلفنی رو ندارم از شما برای حل مشکلم عاجزانه تقاضای کمک و راهنمایی دارم . از شما به خاطر اینکه به صورت رایگان مشاوره میدید خیلی ممنونم .

راز

سلام

سه موضوع را باید با هم حل کنیم

۱- برادر شما از موقعیت در هر حالتی بود سوء استفاده می کرد. بنابراین بدون توجه به تهدیدش دیگر به اون اجازه ندهید که به شما نزدیک شود و سوء استفاده کند.

۲- از طریق انجمن یا وام بهتر است مساله خود را حل کنید و عمل را حتما انجام دهید.

۳- سوء استفاده در هر مقطعی و جنسیتی وجود دارد و این را مرتبط با خودتون و وضعیتتون ندونید و باید یاد بگیرید که از خودتون مراقبت کنید.

برای مسائلی که دارید اقدام کنید و در صورت نیاز هم می توانید دوباره حضوری یا پیامی مشورت داشته باشید.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

الهه

جنسیتزن

وضعیت تاهلمجرد

سال تولد۱۳۷۱

موضوعروانشناسی

سلام . من یه مشکلی دارم. ازتون خواهش میکنم کمکم کنین. چون دیگه خسته شدم شاید مشکل من واسه خیلی ها مهم به نظر نرسه ولی تحملش برام دیگه سخت شده چیزی که من ازش حرف میزنم ترس اجتماعی هست من ۲۲سالمه. دانشجوی ارشد هستم.از بچگی یه جورایی فرد خجالتی شناخته میشدم . مسیولان مدرسه منو فردی اروم میدونستن درحالی که دور از چشم اونها شیطنت میکردم.وقتی به درون خودم نگاه میکنم میبینم اصلا هم کمرو نیستم یا در جمع فامیل و دوستان کاملا فردی شوخ طبع و با اعتماد به نفس شناخته میشم اما در مکانهای خاصی مثل دانشگاه و تو کلاس حس میکنم نمیتونم حرف بزنم.انگار همه افرادی که دور و برم هستن تو کلاس ، خیلی از من سرترن. وقتی به این موضوع پی بردم نگرش خودم رو نسبت به خود واقعی م عوض کردم و گفتم با تمام ویژگی های مثبتی که دارم با موفقیت هایی که به دست اوردم فردی موفق و ریلکس هستم . در واقع تصویری که از من بین دیگران وجود داره هم همین هست اما مثل اینکه خودم ارزش هام رو فراموش میکنم. بعد از تصمیمی که برای تغییر گرفتم خیلی پیشرفت هم کردم و نیمی از مشکلاتم برطرف شد اما الان یک سری مسایل ازارم میده مثل لرزش دست یا لرزش صدا هنگام حرف زدن با دیگران وقتی فکر میکنم میبینم دانش زیادی دارم که میتونم به دیگران منتقل کنم . میتونم تو کلاس نظر بدم و از نظرم دفاع بکنم اما چون ترس میاد سراغم حواسم پرت میشه انگار همه هیچ یز نمیدونم و در نتیجه ساکت میمونم و عصبی میشم و خودم رو سرزنش میکنم که چرا چنین رفتاری دارم؟ دو سال پیش به خاطر استرس دایمی که داشتم به روان شناس مراجعه کردم و بعد از دارو خوردن الان دیگه استرس قبلی رو ندارم. دوباره نمیخوام به خاطر این مشکل هم برم پیشش و باز دارو بخورم چون میدونم به قرص و اینها نیازی ندارم . میدونم همه چیز به طرز فکر خودم برمیگرده واسه همین تمام سعی ام رو میکنم که مثبت فکر کنم .کلا ۵روز هفته که دانشگاه نمیرم با ۲روز که کلاس دارم کاملا متفاوته. یعنی تو اون ۵ روز شاد و سرحال و پرانرژی هستم اما تو محیط علمی خودباوری لازم جهت ابراز وجود رو ندارم. فقط دنبال راه حلی برای رفع این مشکل هستم.در ضمن من مراقبه و خود هیپنوتیزم هم انجام میدم هر روز و هر شب .نمیدونم خودهیپنوتیزم میتونه موثر باشه یا نه … خواهش میکنم کمکم کنید و جوابمو بدید ممنون از شما

راز

سلام

پیشنهاد من این است که از طریق آموزش بر این مشکل غلبه کنید.

به این صورت که تصویر جاهایی را که در آنها استرس میاد سراغتون را در زهن تجسم کنید و برای مقابله با آنها تمرین ذهنی کنید. اگر این کار رو با حضور یک درمانگر انجام دهی بهتر نتیجه خواهی گرفت.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

کیمیا

جنسیتزن

وضعیت تاهلمجرد

سال تولد۱۳۷۹,۴,۸

موضوعروانشناسی

سلام من کیمیا هستم و در انگلستان زندگی میکنم و ١۵ سال دارم، نزدیک به ٧ ماه است معلمم ذهنم رو درگیر به خودش کرده با رفتار هایی که داره. من این اقا رو میشناختم چون معلم یکی از درس هام بود من نزدیک به ٢ هفته سر کلاسش وفتم و دیگر ادامه ندادم در ان وقت اصلاً ازش خوشم نمیومد و میدونم که أصلاً من رو نمیشناخت… بعد از ۶ ماه به خاطر دلایلی مجبور شدم برای ١ ماه هر روز، روزی ٢ بار برای زنگ تفریح سر کلاسی برم که اون هم وانجاست، از اون موقعه همدیگرو شناختیم، یک روز سر کلاس بودم و سرم تو گوشی بود و لبخند میزدم و با لحن تند گفت با کی داری حرف میزنی و لبخند میزنی، گفتم دوست پسرم بعد اینجوری گفت که حتماً از اون دوست پسرا که فقط باهاش چت میکنی گفتم نه و ازم سوْال کرد که عکس پسر را بهش نشون بدم، موضوع دوم اینکه یک روز خیلی ناراحت بودم و اومد سمتم ولی با رفتارم جوری بهش فهموندم که بره گومشه، بد که دیدمش ازش معذرت خواهی کردم و اون دستم رو گرفت و گفت اشکالی نداره، هر موقعه منو میبینه لبخند میزنه و اسمم رو صدا میکنه، بعد از ۵ هفته از تعطیلات تابستان دوباره دیدمش و دوباره پر از واکنش هایی که من از معلم های دیگه ندیدم، برأی ٢ هفته معلمم شده بود چون معلم واقعیم مریض بود، روز اول رفتم سر کلاسش یک نگاهایی و لبخند هایی میزد.. من سر یک موضوعی یک ذره دستم رو خط خطی کرده بودم و اون رو دستم دید و ازم وسط کلاس پرسیدکه اگر میتونه باهام حرف بزنه، گفت بهم بگو چرا این کارو کردی یا برو با یکی صحبت کن منم همش میگفتم نه بعد یک دفعه گفت: میدونی که دوست دارم پس برو به یکی بگو. روز بعدش سر کلاس جلوی همه من رو عشقش صدا کرد… منم از ذوق بیش از اندازه به یکی از دوستام گفتم دوستمم هم باورش نشد و از یکی از پسر های توی کلاسم پرسید و متوجه شدم که به معلمم پسره گفته که دوستم این سوال رو ازش پرسیده منم رفتم پیش خودش و ازش پرسیدم که اگر اون پسره بهش چیزی گفته و آخرش قسمش دادم و چیزی نگفت.. ایشون ٢٧ سال دارند … از نظر شما ایشون از من خوشش میاد؟

راز

سلام

در این سن برخی مواقع شیطنت و کارهای دوره نوجوانی باعث می شود که افراد بزرگتر به شما توجه شون جلب بشه . ولی به این معنا نیست که به شما نظری دارند و در محیط عمومی بیان هایی که انجام میشه و ارتباط باید در سطح رعایت اداب معاشرت و تعامل محترمانه باشه .

پیشنهاد می کنم با رعایت ادب و دوری از کنجکاوی نوجوانی به فرصت ها و برنامه ها و دوستان خود بپردازید و برای ارتباط خودتون و معلمتون تعریف خاصی نداشته باشید.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

 خرمی

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۷۲
موضوع روانشناسی

با سلام همسرم وقتی از سرکار به خانه برمی گردد مدام توی گروه های مختلف تلگرام مشغوله، با وضعیت بارداری که دارم(سه ماه باردارم) بریده ام. توی چند تا گروه خانم ها هم هست، بهش میگم من را هم اد کنه میگه جای تو نیست با همسرم دو سال تفاوت سنی داریم، خیلی درام اذیت میشم همش کارم شده گریه کردن،لطفا راهنمایی کنید باید چطوری رفتار کنم؟ ممنون

راز

سلام

دو موضوع مهم را باید مد نظر داشته باشید.

زمان استفاده از موبایل را مقداری محدود نمایید

دوم زمان پرداختن به برنامه های دیگر را افزایش دهید.

سعی کنید در این مواقع به جای تمرکز کردن بر یک موضوع خاص یا افراد خاص به برنامه های خود و لزوم همکاری ایشان با شما و نیز ارتباط عاطفی و لمسی بهره بگیرید.

توجه داشته باشید که نیازهای دوران بارداری و نیز نیازهای عاطفی خود را بخواهید نه اینکه کاری کنید که ایشان فکر کنند قرار است او را چک کنید و یا عنوان بازرس را داشته باشید.

دکتر جلال مرادی  ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

پریسا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

سلام. من فرزند یه خونواده ی معمولی هستم. مادرم زن قوی ای هستش. توی مشکلات تا جایی که میتونه خودشو کنترل میکنه تا راه حل مناسب رو پیدا کنه. ولی پدرم نه! برعکس! روحیه ی ضعیفی داره. خیلی زود ناامید میشه و به قول خودمون پنجر میشه! پدر و مادرم خیلی به هم علاقه دارن. پدرم یه مرد احساسی هستش. همیشه با عزیزم و جونم و… با منو خواهرم حرف میزنه اما مشکل من روحیه ی ضعیفش هست! که متاسفانه من و خواهرم هم شبیهش شدیم! وقتی مشکلی پیش میاد خیلی بهم میریزه( منظورم مشکلات بزرگ هستش. مثلا خواهر من رماتیسم داشت. بعد از ۶ سال معالجه، همه ی علایم بیماری از بین رفت ولی الان دوباره عود کرده و پدرم خییییییییلی خسته و عصبی به نظر میرسه) تو خونه راه میره آه میکشه یا مثلا به خواهرم میگه تو باید خوب شی. نباید همش مریض باشی. مگه من چقد پول دارم که هی خرج دکتر کنم! مطمئنم که قصدی از این حرفش نداره و فقط بخاطر تحت فشار بودنش این حرفا رو میزنه.ولی خب… خواهر من با این حرفاش گریش میگیره و لب به غذا نمیزنه پدرم همیشه رفتارش خوبه و تا جایی که میتونه هرچی که لازم داریم رو برامون فراهم میکنه. ولی امان از وقتی که یه مشکلی توی زندگی ما وارد بشه… با این که دوسش دارم و میدونم که ته دلش چیزی نیست ولی بازم وقتی اینجوری رفتار میکنه خیلی ناراحت میشم و از شدت بغض سر درد و گلو درد هم میگیرم حتی! خب اون پدر خونوادس! باید بتونه به بچه هاش انرژی بده! ولی توی بحران ها نمیتونه وظیفشو انجام بده. کم میاره به عنوان دختر بزرگ خونواده خودمو مسئول میدونم که به مامانم کمک کنم که این بار رو تنهایی به دوش نکشه. الان تنها کسی که به همه ی خونواده روحیه میده مادرم هستش ولی خب آدم یه حدی داره! میترسم از روزی که مادرم از این شرایط خسته بشه! بگید من توی این موقعیت بهتزین کاری که باید انجام بدم چیه؟؟ هم برای پدرم هم مادرم هم خواهر کوچیکتر و مریضم خواهش میکنم کامل جوابم رو بدین ممنونم ازتون

راز

سلام

استرس سلامت و هزینه های درمان بر روی دوش پدرتان است و با برون ریزی آن به صورت ناخواسته مقداری از فشار را برون ریزی می کنند ولی این موضوع باعث عذاب وجدان و ناراحتی خواهرتون و نیز احساس نگرانی شما شده است. در این زمینه بهتر است مقداری بیشتر پدر را درک کنید و نیز امید و تاب آوری را به خواهرتان بیاموزید. به این صورت که ما در کنارت هستیم.

همچنین بیماری ایشون را بپذیرید ولی به عنوان یک بیمار به ایشون نگاه نکنید و مسئولیت و نیز کارهایش را به عهده خودش بگذارید تا احساس مفید بودن کنند.

دکتر جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۸/۳۰

مهسا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

سلام. سعی میکنم خلاصه بگم. یه دوستی دارم که حدود ۳ ساله با هم دوستیم ( اسمش فاطمه هستش) یکی از بچه های کلاسمون اومده با ما دوست شده( زینب ). اولش خوب بود ولی بعدش همه چی بهم ریخت. اون داره سعی میکنه ارتباط من و دوستم رو بهم بزنه. توی دانشگاه، بیرون، حتی تو واتس و تلگرام هم حق نداریم منو فاطمه با هم حرف بزنیم!!!!!!!! اگه ببینه ما با همدیگه آن میشیم میره با فاطمه دعوا میکنه که چرا دارین با هم حرف میزنین!! چی میگین به هم دیگه!! و بعدش هم قهر میکنه:| ولی هیچی نمیاد به من بگه! همش به دوستم این شکایات رو میکنه. یه جوری که انگار میتواد دوستی منو فاطمه رو بهم بزنه و خودش باهاش دوست باشه فقط!! مثلا یه بار فاطمه به من گفت بیا یه عکس بگیریم بزنم رو پروفایلم. روز بعد بهم گفت که زینب باهاش بحث کرده که چرا همچین حرفی زدی!! چرا میخوای عکس بگیری بذاری رو پروفایلت چرا همش با اون دوستی!!!! هم من هم دوستم از این کاراش خسته شدیم. وقتی که با فاطمه مثلا توی واتس دعوا میکنه و میگه نباید با مهسا( خودم ) بگردی، فاطمه میاد همه ی پی اما رو برا من کپی پیست میکنه. منم وقتی میبینم حرص میخورم و ناخودآگاه رفتارم با اون دختره رنگ خصومت میگیره. بعد به بقیه میگه ببینید من کاری باش ندارم! خودش باهام بده!!!! بگید من باید چیکار کنم؟؟ اصن رفتار درست من و دوستم با یه همچین آدمی چیه؟ واقعا کاراش احمقانس و از طرفی همیشه فکر میکنه که دانای کله و هیچ نقصی تو هیچکدوم از کاراش نیست لطفا راهنماییم کنبن:'((

راز

سلام

شما به عنوان یک انسان می توانید با هرکسی دوست باشید ولی اگر این فرد دوستی و ارامش شما را به هم می ریزد پیشنهاد می کنم به اتفاق دوستتان ارتباطتان را با او کم کنید و تنش را از خود دور نمایید مگر این که موضوع دیگری در بین باشد.

شما با خودتان و اطرافیان تان باید تعامل سازنده ای داشته باشید اما اگر تعامل به ناسازگاری منجر شود ادامه ان به بهداشت روانیتان اسیب خواهد رساند.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۸/۱۹

طناز

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۰
موضوع روانشناسی

سلام و خسته نباشید.. من دانشجوی ترم اول کارشناسی ارشدهستم.حدودچهارسال پیش که دقیقادانشجوی ترم اول کارشناسی بودم،یکی از اساتیدمون موقع امتحان پایانترم ازم شماره گرفتند و رابطمون به بهانه اشنایی برای ازدواج شروع شد.من تااین مدت سرگرم تحصیل و درس بودم و اصلابا جنس مخالفم رابطه نداشتم؛تااینکه این رابطه شروع شد..ایشون بسیار سنگین و سربزیربودن.سرکلاسا اصلا به دانشجوای دخترنگاه هم نمیکردن وعلت اصلی قبول این رابطه ازطرف من هم همین متانت ونجابتشون بودو اینکه فکرنمیکردم تواین سن قصدبدی داشته باشن،هشت سال ازم بزرگتربودن.ایشون ازهمون روزدوم اشنایی شروع کردن به بحث درباره سکس و نیازهایی که هرآدمی داره واینکه ازفرط علاقه و عشق باید بصورت پیامکی یا تلفنی بامن سکس داشته باشن.وقتی من تعجب میکردم و جویای علت این رفتارشون میشدم ومیگفتم الان لزومی بمطرح کردن این مسائل نیست ایشون ناراحت نیشدن و میگفتن چون توبچه یی درک نمیکنی!بهرحال من بخاطرهمون مواردی که گفتم و اینکه میدیدم خیلی عشق و علاقه دارن قبول میکردم.واصرارداشتن که به خانواده نگم ایشون ازم خواستگاری کردن چون الان شرایط ازدواج ندارن و خانوادم نظرشون نسبت به ایشون عوض میشه!بعد۶ماه رفتاراشون تغییرکرد و گفتن خیلی وابسته شدیم به درست لطمه میرسه وشروع کردن به کم کردن رابطه.وحاضرم نبودن رابطه تمام بشه هرموقع من میگفتم پس کی اقدام میکنی به ازدواج ایشون بهونه میوردن.خلاصه ۴سال به این منوال گذشت!توی این مدت شاید بیشتراز۶بار تعویض سیم کارت داشتن وعلتشم مزاحمته دانشجوامیگفتن.این درحالی بودکه خیلی مواقع که تماس میگرفتم بیشتراز۴۰دقیقه مشغول مکالمه بودن وبعدشم یا جواب منا نمیدادن یاجواب سربالامیدادن که دوستانم هستن.ایشون توی شبکه های اجتماعی که عضوشدن دیگه تقریبا۷۰رابطشونابامن کم کردن ودرحالی بودکه حدود ۱ساعت توی واتساپ انلاین بودن ولی حواب منانمیدادن.امسال بعداز۴سال گفتن که حوصله ندارم و من باتو اختلاف سنی دارم سطح خانوادتون بالاتره وبهم نمیخوریم ولی تصمیم ام نگرفتم فعلا میخام تنها باشم..واین تنهاجیزی بودکه همیشه مطرح میکر ن که نمیگم نه ولی قولم نمیدم!حدود۳۵روزهیچ رابطه یی باهم نداشتیم تااینکه ایشون تعویض سیم کارت دادن و تمام اکانتای قبلیشونا توی شبکه های اجتماعی حذف کردن و فکرحواسشون نبودکه توی برخی ازین محیطا بمحضه اکانت جدیدگرفتن پیامی ارسال میشه برای مخاطباشون. ایشون برخلاف قبل که با یه اسم دیگه واردشده بودن این بار بااسم خودشون اکانت گرفته بودن وباهمون عکس قبلیشون.جالب اینجاست که من پیام دادم جواب ندادن وبلافاصله اکانته لاینشون راحذف کردن.تااین ه تماس کرفتم ودیدم درکنال ناباوری ایشون انگارخیلی وقته ازم دورشدن و من منتظربودم که ایشون تماس بگیرن،البته خودشون گفته بودن تماس میگیرن ولی چون اینکارا کردن من خیلی ناراحت شدم وخودم تماس گرفتم. درضمن ایشون یه شماره داشتن که هیچوقت تعویضش نمیکردن چون این شمارشونا به دانشگاه داده بودن.ومن باهمین خطشون تماس گرفتم. خیلی نارحت شدم و رابطماباش قطع کردم هرچند که برای ایشون تمام شده بود. البته چندتایی عکس و مقداری پول بشون قرض داده بودم که خاستم زودتربیارنشون برام و فردای همون روز آوردن وهیچ حرفی نزدن فقط کفتن نمیخام خاطرات خوشی که باهات داشتما با دعواتمامش کنم و ازلطف وخوبیایی که درحقشون کرده بودن تشکرکردن و رفتن.. من الان خیلی سردرگمم چرا اینجوری شد.چرا اگه تصمیم نگرفته بودن پاپیش گذاشتن.چرا منابازی دادن؟؟؟؟وهزارتا چرای دیگه! الان به این نتیحه رسیدم اون مواقعی که حواب منا نمیدادن با دخترای دیگه درارتباط داشتن و همه رابه بهونه ازدواج و استاد دانشگاه بودن سرکارگذاشته بودن شایدم اونا مثله خودشون بودن!برخی مواقع چیزایی میکفتن ولی زودبحثاعوض میکردن..مثلا اینکه زیادچت میکردن اینکه فلان دختره دانشگاه امروز فلان ارایش و فلان لباسه آنچنانیا پوشیده بود من خیلی سردرگمم که چرا اینجوری شد من اعتمادکردم که سن وسالی ازشون گذشته شان اجتماعی دارن…ولی فقط بازیچه بودم خواهش میکنم راهنماییم کنید..واقعا این شخص انحراف جنسی داشتن که راحت باتلفن و پیام خودارضایی میکردن؟ودفعاتشم خیلی زیاد بود؟ پس چجوری استاددانشگاه شده بودن؟چجور اینقدر حفظه ظاهرمیکردن و توی باطن چیزه دیگه یی بودن… لطفا اگه میشه جوابتونا به ایمیلم بفرستید… ممنون میشم…

راز

سلام

موضوعی که در گفته ها و متن شما احساس مس شود یک نوع درماندگی و احساس نخواستن است. شما به دلیل اعتماد به یک فرد بدون در نظر گرفتن شرایط ایشون و خواسته های خودتان در ارتباط ناقص مانده بودید و این که ایشون شما را نخواسته در شما احساس ناکامی و نیز خشم به وجود آرورده است. سرعت تصمیم گیری شما در کنار آمدن با این مساله و رفع ناکامی هایتان می تواند باعث برگشت عزت نفس و نیز برگشت شما به روند زندگی عادی شود . پیشنهاد می کنم دوره سوگ را بپذیرید و نیز برای فراموش کردن ایشان اقدام نماید . اقدام به مراجعه حضوری در تصریع روند بهبودی شما موثر خواهد بود.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۱۹

مرضیه

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۱
موضوع روانشناسی

سلام وخسته نباشید پسرى٢٠ساله دانشجو دارم که مدتى است با فامیل ودوستان مراوده نمیکند حتى مسافرت بالاجبار ماراهمراهى میکندوزمانى که مهمان داریم پیش انان نمى نشیند میگوید حرفى براى گفتن با این افراد ندارم وباهاشون حال نمیکنم البته با دوستان خودش هم رفت وآمد خاصى ندارد درمنزل گاهى سروحال هست گاهى هم توى اتاقش میماند وحوصله ماراندارد لطفا راهنماییم نمایید

راز

سلام

انزوا و گوشه گیری در این سن بنا به هر دلیلی آسیب روانی و افت مهارت ارتباطی و نیز افت تحصیلی به دنبال خواهد داشت. بنابراین این موضوع باید جدی گرفته شود و برای بررسی و اقدام درمانی در اسرع وقت اقدام نمایید. پیشنهاد می کنم برای ارائه شزح حال کامل اقدام نمایید و نیز به همراه پسر حضوری تشریف بیادید.

دکتر جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۸/۱۹

زهرا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی

باسلام.من خواستگاری دارم ک میگه از اعتقادات فقط نماز وروزه رو میخونه و حلال و حرام رو رعایت میکنه و رفتن ب جلسات مذهبی و رفتن ب زیارت ائمه و توسل ب ائمه رو بیفایده میدونه و بهش اعتقادی نداره و این در صورتیه ک من به این موارد اعتقاد و باور زیادی دارم ب نظر شما ما میتونیم با هم ب نتیجه برسیم و در زندگی مشکل ساز نمیشه این قضیه؟واقعانمیدونم چکارکنم پسر خوب و محترمیه و از لحظ تحصیلات و کاری قبولش دارم اما از اعتقاداتم هم نمیتونم بگذرم.لطفا راهنماییم کنید.

راز

سلام

برای ازدواج همه ملاک ها را باید بررسی کرد ولی اگر این مهم ترین ملاک زندگی شماست و ایشون برای ادای فرایض و اعتقادات شما احترام قائل نیست می تونید نپذیرید ولی در صورتی که مشکلی برای ادای برنامه های مذهبی از طرف ایشون ندارید . تمام ملاک های دیگر را بررسی و به جمع بندی برسید. پیشنهاد می کنم بعد از رسیدن به نتیجه ، حتما مشاوره قبل از ازدواج انجام دهید.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۸/۱۹

مهاجری

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۶٧/۶/٢۶
موضوع روانشناسی

با سلام شوهر من وسواس فکری و اضطراب دارد و عصبی شدید هست البته خودم هم به مقدار کم همین جور شدم نمی خوام روی پسر ۴ سالم تاثیر بگذاره چه کنم باتشکر از پاسختان

راز

سلام

لطفا برای بررسی وضعیت خود و همسرتان حضوری اقدام نمایید تا از طریق درمان خود ، به کودکتان نیز کمک کرده باشید .

دکتر جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۸/۱۹

حدادی

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۳
موضوع روانشناسی

با سلام و خسته نباشید.دختری دارم که امسال پیش دبستانی میره به شدت به من وابسته س بعد حدود یک ماه تقریبا بدون گریه میره مدرسه .مشکلی که دارم اینه که هنوز تو اتاق خودش نمی خوابه به شدت ترس داره حتی اگه تا خوابش ببره پیشش بمونم بعد یه ساعت باگریه و اضطراب میاد پیشم حتی با این حال که چراغ اتاقش روشنه میترسه.دوم اینکه از بسته بودن در میترسه حتی موقع دستشویی رفتن درو کامل نمی بنده .و سوم اینکه بازوی دستش رو میمکه .دخترم تا یک سالگی پستونک وتا یک سال و هفت ماهگی شیر خودمو خورده.ممنون میشم رهنماییم کنید.البته یه بار پیش مشاور رفتم ولی هیچ چیز خاصی نگفت.

راز

سلام

برای خواب و ترس از در بسته باید بررسی شود و علاوه بر رفع مشکل اقدام و راه حل مناسب ارائه شود. برای مکیدن دست نیز این یک عادت رفتاری است که با جایگزین کردن اشیا و خوراکی در ان لحظه می توانید این عادت را بر طرف نمایید.

داستان گوییو نیز حمایت های عاطفی مناسب در کنار درمان برای رفع اضطراب مفید خواهد بود.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۸/۱۹

eli

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۵۸
موضوع سایر

سلام،شب بخیر… من خانمی ۳۶ساله ام،دبیرومدرکم هم کارشناس ارشدالان ۶سال که ازدواج کردم،ولی برای ازدواج وسواس زیادی به خرج دادم،وآخرش هم با وجود خواستگارای خیلی خوب،به شوهرم،جواب مثبت دادم ،البته اونهم به اصرار دیگران،شوهرم دیپلمه وشغل آزاد… ولی چون خونواده ما مذهبی هستن،با توجه به سالم بودن،پسر وخونواده اش واهل نماز بودنشون،وهمچنین،اصالت وخوشنانی خانواده ووضعیت مالی مناسب پدرش،خانواده اصرار به این امر کردن!!! ۲سال اول من درس میخوندم،وقصد بارداری نداشتم،ولی بعد از اون که اقدام کردیم،متوجه شدم شوهرم توانایی بچه داری را نداره،در ضمن خودش وخونواده اش هم اصلا اون چیزایی که ما تحقیق کرده بودن ندارن!! یعنی در اصل مذهبی نیستن وروابط اجتماعی هم با خودشون ومردم ندارن،برای همین همه درموردشون خوب میگفتن،کلا همه فقط عید به عید خونه هم میرن وخونه پدرشون هم دو یا سه ماه یک بارو… به خاطر همین شوهر منم اصلا روابط اجتماعی قوی نداره ودوست نداره با خونواده من هم رفت واومد کنه وهمیشه دراین مورد بحث ودعوا داریم!!! واز لحاظ مالی هم اصلا درآمد مناسب که قبل از ازدواج گفته بود رانداره،وهر ماه منتظر حقوق منه،وتمام مخارج من هم باخودمه،وپدرشون هم با توجه به تمکن مالی،میگه خودتون باهم تلاش کنید،زندگیتون را بچرخونید ومشکلاتتون راحل کنید و…خلاصه کل تصور من از زندگی بهتروآرامش وشادی و…دود شده وبه هوارفته،جدای از حرف فامیل ومردم که میگن مگه چه مشکلی داشتی که به کسی که نه سواد،نه اخلاق،نه خونه وزندگی ومال و…داره ازدواج کردی و… کلا من الان یک ساله که نسبت به زندگیم سرد شدم وهمیشه احساس میکنم بزرگترین اشتباه زندگیم را انجام دادم!! خیلی احساس بدی نسبت به شوهرم وخونواده اش وکلا زندگیم دارم،کلا باشوهرم خیلی سر دشدم،ولی دلم براش میسوزه،آخه اون که گناهی نداشته،اشتباه از طرف من بوده که انتخاب درست نکردم،البته شوهرم فقط نماز و روزه اش را به جا میاره واهل هیچ کارخلافی نیست!! وهمیشه هم میگم خدارا شکر که بچه دارنشدم وبعد بخوام جدا بشم!! که منم فقط بخاطر همین موضوع تاحالا تحملش کردم!! ولی از الان دیگه نمیتونم تحمل کنم،حس میکنم افسردگی شدید گرفتم،ودارم میسوزم نمیدونم چه بهونه ای پیدا کنم که بتونم جدا بشم،لطفا شما راهنماییم کنید!!

راز

سلام

زندگی بهانه نمی خواهد بلکه خواسته ها و انتظارات باید مشخص شوند و برای آنها تلاش کرد .

با توجه به اینکه شما دچار تعارض هستید و شوهر شما انتظارات شما را برآورده نمی کند نیاز به یک حمایت جدی از طرف خانواده دارید تا نقش هر فرد مشخص شود و انتظاراتتان مشخص و معلوم شوند. پیشنهاد می کنم به اتفاق همسر برای بررسی رضایت زناشویی و تعیین ملاک ها و انتظارات مشخص اقدام به مشاوره حضوری کنید . در صورتی که به توافق نرسیدید اقدام دیگری انجام دهید.

دکتر جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۸/۱۹

پ.ی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام…مدتی است تحت درمان توسط یکی از همکاران شما هستم..در این بین هم توسط یک روانپزشک دارو برایم تجویز شده…فلوکستین یک عدد یک روز در میون و بوپروپیون روزی نصفی!البته از حدود هشت ماه پیش تا یک ماه پیش فقط فلوکستین رو مصرف میکردم… حدود دو سه ماه هست که حس میکنم قدرت تجزیه و تحلیلم پایین اومده…خیلی چیزا رو یادم میره…چیزای خیلی ساده..حتی وسط حرف زدن هم کلمات رو یادم میره…و حس میکنم هر روز داره به شدت بیشتر میشه این قضایا…حالا میخوام ببینم به نظر شما این روند عادیه اصلا؟؟ دلیل ابتدایی رفتنم پیش دکتر‌…اضطراب زیاد و وسواسی بوده با تشکر

راز

سلام

لطفا عوارض و موضوعات را با روانپزشک و روانشناس خود در میان بگذارید تا هرچه سریع تر اقدام نمایند.

مصرف کوتاه مدت دارو عوارضی دارد ولی در بلند مدت باید برطرف شده باشد.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۱۸

پریا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۴
موضوع روانشناسی

سلام من ۱۹سالمه ولی به نظر بقیه من اخلاق بچگانه ایی دارم درصورتی که دوستان من همچنین نظری دررابطه با اوناها ندارن نمیدونم چطور باید رفتار کنم که منو بچه فرض نکن همیشه هم ازاین متنفربودم که طبق سلیقه ی دیگران رفتار کنم من همیشه دوست داشتم خودم باشم نه طبق نظر دیگران من باید چه رفتارهایی داشته باشم یا اصلا چه رفتارهایی نداشته باشم تا بچه حساب نشوم لطفاهم اگه کتابی یا مقاله ایی در این موارد هست به من معرفی کنید باتشکر

راز

سلام

به نظر همسالان اگر رفتارهای شما مناسب است ؛ پس مناسب است ولی اگر خانواده و دیگر اطرافیان انتظاراتشان بیش از این حرف هاست و صرفا به خاطر هیجانی بودن شما و یا شاد بودن شما به شما ایراد می گیرند به نظز من بهانه ای بیش نیست اما اگر رفتارها و واکنش های شما مناسب سنتان نیست مقوله ای جداگانه است.

دکتر جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۸/۱۸

Zahra

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۴
موضوع سایر

باسلام من دختری ۷۴متولد هستم الان یه خواستگار دارم متولد۶۴ از همه لحاظ مورد پسند هست فقط خانواده بخاطر فاصله سنی تردید داره ،خواستگارم حقوق بالا سربازی رفته تحصیل کرده فوق العاده ادم شوخ طبع واز سنش شادتر وپر جنب وجوش هست با نظر خانواده یک هفته هست حرف میزنیم همه سوالام ازش پرسیدم از همه لحاظ خوبه فقط میشه راهنماییم کنید از نظر فاصله سنی باید خواستگارم رو رد کنم ؟چون همه همکلاسانم با شوهراشون تو منطقه ما همینقد فاصله سنی دارن زیاد و من ایمیل ندارم میشه جواب بدید

راز

سلام

در موقعیت های مختلفی با پیشنهاد ازدواج مواجه میشود؛ از طرف دوست، همکار، یا یک معرف.
معمولا افراد با تردید و یا برخی مواقع با نه یا بله گفتن به این پیشنهاد پاسخ می دهند و اکثرا جمع بندی و دلیل کاملی برای هیچ کدام از پاسخ هایشان ندارند.

مشاوره پیش از ازدواج می تواند تا حدودی در این جمع بندی مهم به شما کمک کند.
این نوع مشاوره برای بررسی میزان تناسب زوج ها، اطلاع از داشته ها و نداشته های طرف مقابل و درنهایت شناخت نسبی از شخصیت طرف مقابل انجام میشود.

در این مشاوره موارد زیر بررسی و به اطلاع طرفین میرسد تا با یافته ها و نتایج بدست امده دست به بهترین انتخاب بزنند:
-بررسی میزان شناخت از یکدیگر

-تناسب ویژگی های روانی و رفتاری

-تناسب سنی

-تناسب تحصیلی

-تناسب ارزشی و اعتقادی

-میزان علائق مشترک

– تناسب شغلی و اقتصادی

-تناسب فرهنگی و اجتماعی

– انتظار از طرف متقابل

-تناسب شخصیتی

– تناسب خانوادگی و نقش آنها

-میزان تناسب اهداف

در مرکز مشاوره راز
طَی یک جلسه اطلاعات مورد نیاز جمع اوری و به تناسب نیاز تست های شخصیتی استفاده می شود.
در جلسه بعدی نتایج یافته ها توسط مشاور به اطلاع مراجعین می رسد و نیز نتایج تست و میزان تناسب تحلیل میشود
در نهایت در صورت وجود برخی مسائل و تمایل زوج برای حل انها و ازدواج برای هر یک از مسائل راه حل و برنامه ریزی خواهد شد.

دکتر جلال مرادی

 

روشا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۳
موضوع روانشناسی

سلام موضوع سوال من در مورد کنترل خشم هستش. ۱-از شما در مورد راه های صحیح ابراز خشم میخواستم بپرسم. ۲-و این که گاهی آدم نمیخواد خشمش رو کنترل کنه و عصبانیتش رو بروز میده.این نوع واکنش درسته یا نه؟ من خیلی به این موضوع که کسی حق من رو پایمال کنه نادیده م بگیره و خواه یا ناخواه بهم توهین کنه حساسم.اگه همچین موضوعی پیش بیاد نمیخوام که خشمم رو کنترل کنم و باملایمت انتقاد کنم.میخواستم بدونم این واکنشم غلط ه و آیا به من صدمه میزنه؟ چکار میتونم برای حل آن انجام بدم. با تشکر قبلی.

راز

سلام

تمرین مدیریت خشم به مفهوم از بین بردن هیجان خشم نیست و بروز هیجان در مواقع لزوم از سلامت روان سرچشمه می گیرد. برای مدیریت خشم باید تعریف درستی از آن داشته باشیم که من بیان می کنم.

و نیز در مواقعی که موضوعی موجب خشم شما می شود از بیان آن در زمان مناسب  و بدون تنش ابا نداشته باشید.

خشم خود را کنترل کنید.

خشم یک حالت هیجانی است که به موجب ناکـامی یا برخورد ارتباطی با یک موضـوع در فـرد ایجاد   می شود. خشم وضعیتی روانی ‌است که در گسترهٔ آزردگی اندک تا غضب شدید می‌گنجد. معلول‌های فیزیکی خشم شامل، تند شدن ضربان قلب، افزایش فشار خون و میزان آدرنالین در خون است. از دید عده‌ای، خشم بخشی از واکنش مغز به بیمناکی‌اش از درد است. هنگامی که شخص خودآگاهانه تصمیم به اقدام می‌گیرد تا بلافاصله رفتار تهدیدکنندهٔ نیروی بیرونی دیگری را متوقف کند، خشم احساس غالب (رفتاری، ذهنی و کالبدشناختی) در وی می‌شود. نمودهای خارجی خشم را در حالات چهره و بدن، واکنش‌های کالبد شناختی و گاه رفتارهای تهاجمی در ملأ عام می توان یافت. (مثلاً جانوران و آدمیان بانگ‌های درشت بر می‌آورند، می‌کوشند که بزرگ‌تر جلوه کنند، دندان می‌نمایند و خیره می‌شوند)

 خشمْ الگویی رفتاری ‌است که برای زنهار دادن به تعرض ‌کنندگان طراحی شده ‌است تا از رفتار تهدیدکننده‌شان دست کشند. درگیری فیزیکی، بدون ابراز پیشاپیش خشم توسط یکی از طرفهای درگیر، خیلی به ندرت رخ می‌دهد. بعضی ها به این باورند که خشم یکی از خواص نفس بوده که در اثر عمل و یا حالت غیر پسندیده از باطن خروج کرده و حالت زنده جاندار را متغیر ساخته و حتی با عکس العمل خطرناک می شود.کسانی که خشم خود را خورده می توانند، عمل بدی از آنها سر نمی زند که این عمل بسیار مشکل بوده و ظرف بزرگی می خواهد. (ویکی پدیا   ۲۰۱۰)

 از نشانه های ظاهری خشم، تغییر رنگ چهره، لرزش شدید در اعضای بدن، درهم ریختن نظم و ترتیب کارها، پریشانی در سخن گفتن و حرکات و سرخی چشم هاست.

علاوه بر تغییرات زیستی فرد دچار ناهماهنگی شناختی شده و ممکن است دست به کار های تخریبی یا به خود تخریبی بزند. جالب است که قرآن کریم: کفار را به ضعیف بودن در برابر خشم متهم و آنها را به همین علت ضعیف می پندارد.

 آموزش مدیریت خشم یک مداخله روانی  ـ تربیتی سازمان یافته است که به منظور افزایش مهارت های مدیریت خشم و کاهش آسیب پذیری افراد به هنجار و یا در گروه های خاصی بالینی اجرا می شود.

برای بر طرف کردن حالت روانی خشم می توان از تکنیک های زیر استفاده و بهره ببرید:

–        بر طرف کردن علل و انگیزه های خشم : (دوری از رویا پردازی و صحبت صادقانه)

–        دوری از غضب

–        سکوت و تغییر حالت

–        مهار محرک ها: نفس یا دم عمیق ، دوری از خشم ، وقفه ایجاد کردن.

–        عفو و گذشت

–        مراودت دوستانه و خوش خلقی

 

کنترل خشم  :

وقتی احساس خشم  می کنید  در بدو امر به آن توجه  کنید سپس سعی کنید خشمتان را کاهش دهید  تا مانع  از حمله کردن  شوید . برخی از افراد به هم  کوبیدن در و پرت کردن  فنجانها  را به  روی زمین  ترجیح می دهند ، اما روش سازنده تر آن است که  باغ را بیل بزنید  یا فرش ها را بتکانید. به طور حتم  در این حالت، بدنی  که تحت فشار ناشی از  خشم است  نه تنها به شما کمک  می کند  به احساس بهتری دست  بیابید  بلکه  شما را  توانا تر می سازد  تا به  آن چه اتفاق  افتاده است بیندیشید و از عهده  حل مشکلی  که باعث  خشم  شده بر آیید . 

ص.حسینی

جنسیتزن

وضعیت تاهلمتاهل

سال تولد۱۳۶۵

موضوعروانشناسی

با عرض سلام و خسته نباشید بنده مادر دوفرزند هستم, دختر ۴ ساله ای دارم که از ابتدای تولد برادر ۱ ساله اش تمام تلاشمان را در جهت کم نشدن میزان توجه به او انجام دادیم. دختر ما از کودکی به دلیل نبودن بچه در اطرافش توانایی برقراری ارتباط با کودکان را نداشت و الان هم از رفتن به مهد کودک به شدت امتناع می کند و اضطراب جدایی دارد, در صورتیکه به جز چند مورد خاص جایی بدون من نبوده است. با دوستانش میتواند ساعتها بازی کند ولی هم من باید حضور داشته باشم, هم حاضر نیست در جمعیت زیاد بچه ها قرار بگیرد. حدود چند هفته است که به بهانه های مختلف برادرش را می زند, البته با تمام سختی که دیدن صحنه های زدن و مو کشیدن دارد, ما سعی در بی توجهی به این رفتار داشتیم ولی به دلیل عدم تناسب بازیهایشان درگیری در طول روز بسیار اتفاق می افتد. برایش از جذابیت مهد می گوییم ولی راضی نمیشود, از او میخواهیم در اتاقش بازی کند تا برادرش بازی اش را خراب نکند, قبول نمی کند. واقعا نمیدانیم چه کنیم, که هم خودش سرگرم باشد, هم برادرش آسیب نبیند. اگر حداقل نیمی از روز را به مهد برود هم نیازش به همبازی برطرف میشود و هم ساعتهای حضور در کنار برادر کوچکش کمتر می شود. لطفا راهنمایی کنید با تشکر

راز

سلام

بهتر است کودک به مهد کودک برود. و نیز برای شیوه برخورد مناسب با کودک خود بهتر است حضوری مراجعه نمایید تا هم کودک بررسی شود و هم مواردی که شما باید رعایت کنید را یاد بگیرید.

دکتر جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۱۳

تیام

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۸۱
موضوع روانشناسی

سلام خسته نباشید! دکتر من با پدر و مادرم مشکل دارم خودم روانیم اصلا هرچی از دهنم در بیاد میگم البته فحش و پدر و مادرم از ۳۶۵روز سال هر روز هر روز با هم دعوا میکنن هر روز من خسته شدم تا حالا خودکشی ام کردم دختر زیبایی ام اما واقعا از دنیا بریدم من خیلی دختر خوبیم فقط گاهی وقتا با همه و همه خیلی بد حرف میزنم خیلی بد هر چی هنگام عصبانیت از دهنم در بیاد میگم حالا چیکار کنم که کنترل بشم؟؟؟؟.

راز

سلام

دختر خوب وضعیت خونه شما به صورتی است که همه نسبت به هم گارد دارند و تا زمانی که احترام در خانواده جا نیافتد این موضوع و تنش وجود خواهد داشت.

پیشنهاد می کنم به اتفاق خانواده برای حل ریشه ای موضوع اقدام کنید چون با یک گل بهار نمی شود.

دکتر جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۸/۱۳

ف

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد
موضوع روانشناسی

سلام و خسته نباشید. من خانومی ۲۶ ساله هستم و همسرم نیز ۲۶ سال داره. ما در دوران عقد هستیم.حدود ۵ ماه. قبل از عقد رابطه دوستی نداشتیم و از طریق خانواده ها آشنا شدیم و به مدت ۲ ماه برای آشنایی بیشتر در ارتباط بودیم.در این مدت ارتباط متوجه شدم که همسرم بعضی مواقع دروغ های کوچیکی بهم میگه. ولی حساسیت من روی این موضوع خیلی زیاده و دروغو چه کوچیک و چه بزرگ نمیتونم هضم کنم. چون اعتمادمو کم کم از دست میدم. بارها بهش گفتم که به هیچ وجه دروغ نگو ولی همسرم بعضی مواقع بخاطر اینکه من از دونستن حقیقت موضوع ناراحت نشم راجع به اون موضوع دروغ میگه. دروغاش کوچیکه مثلا صبح خواب میمونه از سرویس محل کارش جا میمونه میگه نه جا نموندم. ولی من از این میترسم که بعدها دروغش بزرگتر شه. چون میبینم که چقد راحت میتونه دروغ بگه و اصلا هول نمیشه . از طرفی هم پدر همسرمو خوب میشناسم چون سالها با پدرم دوست بودند و میدونم که اون خیلی دروغ میگه و من احساس میکنم این رفتارو از پدرش یاد گرفته. میخواستم لطفا راهنماییم کنید که چه رفتاری در مقابل دروغاش داشته باشم و چطور این مشکلو حل کنیم. با سپاس.

راز

سلام

موضوع برای شما دارای اهمیت و برای ایشون به عنوان یک تکنیک برای فرار از تنبیه است. این مساله باید روشن شود که شما نسبت به این موضوع حساسیت دارید و قرار نیست مچ ایشون را بگیرید بلکه قرار است اطمینان شما را جلب نماید .

در صورتی که نتوانست با این موضوع کنار بیاید ، باید از طریق مشاوره اهمیت جلب اعتماد را بیاموزد.

دکتر جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۸/۱۳

متین

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۷
موضوع روانشناسی

با سلام به نظر شما کسی که رابطه جنسی داشته می تواند بعد از آن ترک کند و دیگر نه رابطه داشته باشد و نه خود ارضایی کند؟ چون بعضی افراد می گویند کسی که در این راه وارد شود دیگر نمی تواند ترک کند …با تشکر

راز

سلام

نیاز جنسی یک نیاز فیزیولوژیکی است و ترک آن امکان پذیر و حتی عاقلانه نیست. شیوه ارضای این نیاز باید منطقی و فرهنگ پذیر باشد نه اینکه انرا نادیده بگیرید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۸/۰۷

ب . ج

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۲
موضوع روانشناسی

 

بادرود واحترام، یک فرزند دارم ۷ساله متاسفانه خیلی وقتها از ازدواج با زنم پشیمان میشم و همه ش دوست دارم که ازش جدا بشم ولی مجبورم به خاطر بچه تحمل بکنم چندماهیه که حتی حس جنسیم هم از دست رفته به هیچ وجه به هیچ زنی نه فقط زن خودم میل ندارم به همین خاطرم یه جورایی افسرده وپرخاشگر شدم اخلاقم با خانمم سازگارنیس وهمه ش خودخوری مکنم که ای کاش بچه نمی داشتم وخلاص می شدم . لطفا راهنمایی بفرمایید.

راز

سلام

رانگیختگی هفت‌ساله زناشویی سندرم، نظریه، عقیده و اصطلاحی در روانشناسی رابطهاست که می‌گوید پس از حدود کم و بیش هفت سال اشتیاق جنسی و احساس رضایت رابطه زناشویی به تدریج کاسته می‌گردد.این نظریه از گرایش به پیمانشکنی و خیانت زناشویی در حدود سال هفتم ازدواج سخن می‌گوید. تمایل به طلاق از دیگر ادعاهای این نظریه است. این موضوع روانشناسی همچنین تمایل فرد متأهل به ارزیابی مجدد در ارتباط زناشویش را بازگو می‌کند. البته این مدت بر اساس آمار و شواهد ممکناً و محتملاً کمتر از هفت سال هم روی می‌دهد اما با توجه به این که بر اساس برخی آمارها در آمریکا متوسط طول عمرهر ازدواج هفت سال است مدت هفت سال را برای این تئوری در نظر گرفته‌اند.

وسوسه و برانگیختگی هفت‌ساله زناشویی چیز بدی نیست ولی آن چیز که اهمیت دارد این است که نباید توجه زیادی به آن کرد زیرا در زندگی اولویت اصلی ازدواج و روابط با همسر است.

احساس آزردگی، عدم تمایل به حل مشکلات، ناامیدی از حل مشکلات، افسردگی، احساس پوچی و بی‌معنایی و احساس نداشتن حامی عاطفی از جمله نشانه های عاطفی افراد دلزده جنسی است.

عوامل:

دلایل زیر ممکن است در این پدیده دخیل باشد:

مشکلات اقتصادی
کار بیش از حد و خستگی زیاد
صورت حساب‌ها
هزینه‌های ساختمان محل سکونت و آپارتمان
کودکان و خردسالان
نداشتن وقت کافی برای گفتگو با همسر
استرس و اضطراب روزمره زندگی

راهکار:

در زیر چند راه‌حل ارائه شده است:

پیش از برنامه ریزی و تصمیم همسر خود را از طرح و فکر جدید مطلع کنید و در این باره با وی گفتگو و تبادل نظر کنید.
روزانه حدود ۱۵ دقیقه با همسرتان صحبت کنید و این را به یک عادت تبدیل کنید.
به صورت برنامه هفتگی با همسرتان عاشقانه از خانه بیرون بروید و تفریح کنید. این کار باعث می‌شود در چشم یکدیگر جذاب تر به نظر برسید.
در روز حداقل یک بار کاری کنید که همسرتان خرسند شود و احساس خوشبختی کند.
خواسته‌های‌تان را شفاف بیان کنید.
به منظور تمایل و تحریک بیشتر نسبت به همسرتان، نزدیکی‌های جنسی خود را با فاصله‌های زمانی بیشتری انجام دهید.
معاشقه خود را پیش از نزدیکی جنسی طولانی کنید.
پیش از نزدیکی جنسی نظافت عمومی و حمام کردن را فراموش نکنید.
از نگاه کردن به فیلم‌های محرک جنسی بپرهیزید.
ارتباطات احساسی و ذهنی خود را بیشتر کنید و گوشی شنوا برای یکدیگر باشید.

دکتر جلال مرادی

۱۳۹۴/۸/۷

مونا

جنسیت زن
وضعیت تاهل جداشده
سال تولد ۱۳۶۶
موضوع روانشناسی

سلام مشکل خواب در شب و استرس بیش از حد دارم، تمایلی برای ارتباط با آدما ندارم، صدای زنگ تلفن یا درب یا هر چیزه دیگه ای بهمم میریزه، استرس میگیرم، از جمع گریز شدم، با اینکه ٨ سال سابقه کار دارم نمیتونم سرکار برم، حوصله ی اطرافیانم رو ندارم، پرخاشگر هستم، قبلا خیلی گریه میکردم الان نمیتونم گریه کنم، در کل بی حوصله و بی هدف هستم، دوست دارم زندگیم تموم شه، هیچ آرزویی ندارم، امیدی به آینده ندارم، ارتباطم با خدا خوب نیست،نیاز به کمک دارم، لطفا کمکم کنید. :(( :((

راز

سلام

برای بررسی بالینی و اقدام درمانی لطفا حضوری مراجعه کنید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۷/۲۱

ع.ک

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۶۹
موضوع روانشناسی

باسلام و عرض ادب خدمت جناب دکتر محترم. بیست و پنج سال سن دارم.و درشرف معلم شدن هستم.درواقع دانشجوی سال آخر دبیری هستم.بورس استخدامی آموزش و پرورش.مؤدب،باشخصیت و مهربان.جناب دکتر ،من یک دختر دایی دارم که هم سن و سال منه و از بچگی با هم بزرگ شدیم حدودا.اما چند سال پیش با فوت دایی من ارتباطمان محدودتر شد،من حدود ده سال است که به دختر دایی خودم علاقمندم.اوایل عشق احساسی بود اما با بزرگتر شدنم عقلانی شد.سطح اجتماعی و اقتصادی و مذهبی-فرهنگی خانواده هامون هم برابره.هیچ ارتباط خاصی ازقبیل دوستی و یا هرنوع ارتباط دیگه هم با هم نداشتیم توی این ده سال.مشکل از جایی شروع شد که من نتونستم توی دانشگاه و رشته مورد نظرم قبول بشم و رفتم سربازی،توی سربازی که بودم دختر دایی من پزشکی قبول شد،و الان هم دیگه سال آخر درسشه.من بعد از خدمتم تمام تلاشم رو کردم که از اون جانمونم و تونستم معلم بشم و آینده شغلیمو تضمین کنم حدأقل(گرچه معلم بودن درآمد آنچنانی نداره).و به فکر ادامه تحصیلم و پشت کار و مطالعه مناسبی هم برای ادامه دادن دارم.امسال بالاخره دل به دریا زدم و خواسته قلبیم رو خصوصی مطرح کردم.دختر دایی من شدیدا دو دله بابت تصمیمش،با توجه به خواستگارای ایده آل تر از من و اینکه دامادهای خانواده اونا همه از لحاظ اقتصادی درسطح مطلوب قرار دارن و دیگه اینکه اون پزشکه و من معلم .چون ما اقوام عجیب و غریبی داریم و هرلحظه منتظر اتفاقی برای داستان سازی هستن ،بیشتر نگران حرف اقوامه،نگرانه اینه که روزی از تصمیمش پشیمون بشه.نگرانه که من نتونم زندگی خوبی براش بسازم با حقوق معلمی.خداروشکر با توجه به اخلاق و منش خودم و خانوادم و نام نیکی که توی اقوام داریم ازبابت خانواده داییم خیالم راحته.اما دختر داییم نمیتونه تصمیم بگیره.منم خیلی تا به امروز به خاطرش رنج و تنهایی کشیدم.دارم تمام تلاشم رو هم میکنم تا بتونم درسطح مطلوب تر از این که هستم قرار بگیرم.با توجه به همه عرایضی که خدمتتون داشتم ازتون راهنمایی میخوام.ممنون میشم اگه نظرتون رو بگید. باتشکر و سپاس فراوان

راز

سلام

تردید در انتخاب همواره از طرف دو حانواده و شخص وجود دارد . با توجه به شناخت از یکدیگر این انتخاب به مراتب دارای وسواس بیشتری است و این موضوع به این دلیل است که دو طرف به دنبال نه شناخت طرف مقابل ، بلکه بررسی نقاط ضعف هستند.

بنابراین پیشنهاد می کنم به عنوان دو نفر که قصد ازدواج دارید برای مشاوره ازدواج اقدام کنید تا بررسی لازم صورت بگیرد و در انتخاب نهایی با همفکری و مشورت مشاور این امر  را انجام دهید.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۷/۲۱

سحر

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

سلام.من ۲۶ سال سن دارم و ۶ ساله که ازدواج کردم و الان یک پسر ۲٫۵ ساله دارم.اوایل ازدواج رفتار همسرم با من خوب بود و از وقتی که خونه خودم رفتم شوهرم شروع کرد به بهانه گرفتن و همیشه با هم جرو بحث می کنیم بخصوص از قیافم ایراد میگیره و طوری رفتار میکنه که فکر میکنم از من خیلی بدش میاد اصلا محبت نمیکنه هیچ وقت از کارام تعریف نمیکنه.البته از قیافم همه تعریف میکنن بجز همسرم.یک سال پیش هم با یه دختر گرفتمش و از کارش هم هیچ پشیمون نیست و از اون موقع فکر میکنه که خیلی خوش قیافه و خوش تیپه.البته الان از اون دختره جدا شده و می ترسم دوباره بره باز با کسی دیگه.خیلی عذاب میکشم و فقط بخاطر پسرم تحملش میکنم.حرفای خیلی زشتی به من میزنه و باز معذرت خواهی میکنه ولی سریع فراموش میکنه باز همون حرفارو میزنه.وقتی باهاش صحبت میکنم حرفامو قبول میکنه اما روز بعد فراموش میکنه و دوباره همون دعواها شروع میشه.خیلی به مادرش هم وابسته ی و خیلی هم دهن بینه.لطفا راهنمایی کنید که چکار کنم رفتارش خوب بشه من نمیتونم ازش جدا بشم ولی با این وضعیت هم نمیتونم به زندگیم ادامه بدم. خواهش میکنم کمک کنید. با تشکر فراوان.

راز

سلام

موضوع باید از چند جنبه بررسی بشه:

۱- بد دهنی و رفتار ایشون قابل قبول نیست و در این مورد از طریق مشاوره و آموزش باید این موضوع کنار بره.

۲-  عدم رضایت از زندگی زناشویی و ظاهر شما؛ معمولا در سنین بارداری و دو سال اول تولد فرزند به وجود میآید که از طریق اموزش رفتار جنسی در دوران بارداری و بعد از آن می توان جذابیت و شادابی را به خانواده برگرداند.

۳- مورد خیانت به عنوان خط قرمز هر خانواده ای است بنابراین با ارتقای ارتباط عاطفی و نیز تقویت حس اعتماد باید از تکراز این موارد جلوگیری کنید.

در مجموع نیاز به جلسه حضوری دارید و پیشنهاد می کنم به اتفاق همسر برای این مهم اقدام کنید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۷/۲۱

کامران

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

با سلام و عرض خسته نباشید من کامران ۲۱ ساله و دانشجو رشته دندانپزشکی هستم ۳ سال است که یک فکر ذهن منو مشغول کرده و عذابم میده من چند ویژگی نامطلوب دارم که والدین من هم ان ها رو دارند و به نوعی در خون من تزریق شده اون ویژگی ها شامل: عدم عزت نفس …عدم اعتماد به نفس…ترس…مقایسه خود با دیگران و حسادت…بدبینی شدید…خود کم بینی…تنفر از خود و والدین…مردم پرستی خانواده مادری من هم این صفات رو دارند و پدرم بخاطر داشتن این ویژگی ها قرص مصرف میکند بنده کیلومترها از خانواده دورم و از این بابت خوشحالم چون والدینم دین خودشان رو بیشتر از من دوست دارند من به شدت تنهام و رفیق و والدین و همسر و دوست دختر و خدا وهم کلاسی و… ندارم و روابط اجتماعی من واقعا افتضاحه برنامه من برای آینده دوری از خانواده و زندگی در تنهایی است و هرگز ازدواج نخواهم کرد و این رو همه میدانند و فکری که من را عذاب میدهد تنهایی در آینده است چند ماهی است که افسرده شده ام و قرص فلوکستین مصرف میکنم و فقط منتظر مرگ والدینم هستم تا بتوانم خودکشی کنم چون از هیچ چیز لذت نمیبرم خواهش میکنم من رو درک کنید و راهی عاقلانه و قابل اجرا پیش روی من بگذارید باتشکر

راز

سلام

این مهارت های در زبان روانشناسی به عنوان هوش هیجانی نام برده می شوند و هوش شناختی قابل یادگیری است و در ارتباط های بین فردی به دست می آید. برعکس اینکه راه خانواده را دنبال کنی و حسرت داشتن مهارت را بخورید بهتر است از طریق مراجعه حضوری در کسب و اتمام به اجرای این مهارت ها کوشش کنید.

پیشنهاد می کنم حضوری شما را در اسرع وقت ببینمتون.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۷/۲۱