مقالات

تحلیل روانشناسی بر جشنواره هنرهای نمایشی «چرخ و فلک»

تحلیل روانشناسی بر جشنواره هنرهای نمایشی «چرخ و فلک»  

دکتر جلال مرادی , عضو شورای سیاستگذاری جشنواره چرخ و فلک 

تاثیر نمایش و بازی بر خردسالان و کودکان 

مقدمه ای بر تحلیل روانشناسی نخستین جشنواره هنرهای نمایشی ” چرخ و فلک” ( ویژه خردسالان و کودکان ۳ تا ۷ سال )

دکتر جلال مرادی 
– دکترای مدیریت آینده پژوهی و روانشناس بالینی 
و عضو شواری سیاست گذاری جشنواره هنر های نمایشی ” چرخ و فلک” 

هنرهای نمایشی شکلی از هنر است که هنرمند در آن با استفاده از بدن و فیزیکِ خود در وهله نخست و سپس بهره گیری از امکانات دیگر به خلق هنر خود میپردازد . این شکل از هنر کاربردهای خاصی برای انتقال مفاهیم به مخاطب دارد و می توان از این سبک از هنر برای انتقال مفاهیم به خردسالان و کودکان نیز ، بهره برد .
کودکان این سن در شرایط رشدی حساسی هستند و نوع انتقال نقش های اجتماعی از حساسیت بالینی برخوردار است . ابزار های انتقال مفاهیم اجتماعی شدن ، از دیدگاه پیاژه مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن نشان داده است که از حدود ۱۸ ماهگی تا دو سالگی ، کودکان استفاده از سمبلها را آغاز میکنند . کلمات سمبل هستند و میتوانند معرف اشیا و یا گروههایی از اشیاء باشند . یک شیء میتواند معرف شیء دیگری باشد . کودک سه ساله سوار یک تکه چوب میشود و گمان میکند که اسب است و با آن دور اتاق اسب سواری میکند . کودکان سه و چهار ساله میتوانند از کلمات استفاده کنند ، اما کلمات و تصاویر ذهنی آنها به شیوه منطقی مرتب نشده است . در مرحله پیش عملیاتی ، کودک هنوز برخی قوانین یا عملیات ذهنی را بلد نیست . عملیات یعنی ، روشی ذهنی برای تجزیه ، ترکیب و یا تبدیل اطلاعات به شیوهای منطقی . ۱ *

از دیدگاه رشد روانی اجتماعی نیز اریکسون معتقد است که در خلال سالهای قبل از مدرسه ، خردسالان شروع به قدرت نمایی و اِعمال کنترل بر دنیای خود از طریق برخی بازیها و سایر تعاملات اجتماعی میکنند . کودکانی که این مرحله را با موفقیت بگذرانند ، حس توانایی شخصی و قابلیت رهبری دیگران را پیدا میکنند و آنهایی که در به دست آوردن اینمهارتها ناکام میمانند ، حس گناه ، شک به خود ، و کمبود ابتکار در آنها باقی میماند .

همچنین ؛ تقریباً از ۵ سالگی تا ۸ سالگی ، کودکان از طریق تعاملات اجتماعی شروع به رشد حس غرور نسبت به دستاوردها و توانائیهای خود میکنند . کودکانی که توسط والدین یا معلمان تشویق و هدایت میشوند ، حس کفایت ، صلاحیت و اعتقاد به تواناییهای خود در آنها به وجود میآید . آنهایی که از سوی والدین ، معلمان یا همسن و سالهای خود به قدر کافی مورد تشویق قرار نمیگیرند به توانایی خود برای موفقیت ، شک خواهند کرد .
در جشنواره هنرهای نمایشی خردسالان و کودکان نگاه مدیران و شورای سیاستگذاری برای تأمین و فراهم کردن شرایط لازم برای آشنایی خانواده با این مرحله از رشد و تمرین زندگی در قالب بازی با کودکان و خانواده هاست .

خانواده ها باید در این زمینه به کودکان و مراحل رشد روانی توجه کنند و اجازه بدهند این فرایند رشد به صورت طبیعی و در
قالب بازی طی شود ؛ عجله والدین برای اجبار به کودکان از طریق آموزش اجباری و قرار دادن آنها در سیستم های آموزشی سخت گیرانه آسیب زا خواهد بود .
خانواده ها بایستی در این سن اجازه بدهند کودکان از طریق تقلید و سرمشق گیری توانایی های جسمی و شناختی شان را رشد دهند . کودکان در حدود دو سالگی ، فرایندهای توجه ، یادداری ، و تولید را به قدر کافی پرورش داده اند که رفتار تقلید شده را مدتی بعد از مشاهده آن و نه بلافاصله پس از آن ، نشان دهند . بنابراین هنرهای نمایشی و بازی می تواند نقش سازنده ای در پرورش جسمی و روانی و شناختی کودکان داشته باشد .

کودکان خردسال عمدتا با محرک های مادی مثل غذا یا محبت تقویت می شوند . کودکان بزرگتر ، تقویت کننده های مثبت مادی را با علم تایید از جانب الگوهای مهم و تقویت کننده های ناخوشایند را با عالیم عدم تایید ، تداعی می کنند . سرانجام این پاداش ها یا تنبیه ها خودگردان می شوند . برای همین نقش این جشنواره و هدف آن مسابقه ای و رقابتی نخواهد بود و بیشتر به دنبال تایید ، توجه و تشویق کودکان است تا ارزیابی و دسته بندی و ارزش گذاری بازی آنها ؛ در این سن کودکان از طریق پرورش دادن احساس و ابراز وجود ، تاثیر بیشتری بر محیط مادی و اجتماعی خود بگذارند .

در این سن آنها از پیامدهای توانایی خودشان مانند مهارت های جسمانی ، مهارت های اجتماعی و شایستگی کلامی آگاه می شوند و از این توانایی ها برای تاثیر گذاشتن بر محیط و والدین استفاده می کنند . والدین در حالت ایده آل ، به فعالیت ها و تلاش فرزندان در حال رشد خود برای ارتباط برقرار کردن پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند که امکان رشد کردن و کاوش کردن را به کودک می دهد . ۲ *

رقابت های سالم از طریق بازی های هدفمند یا قصه های تربیتی برای رشد جسمانی ، شناختی خردسالان ضروری است . این بازی ها و قصه ها به شیوه ای است که کودک با قرار گرفتن در موقعیت خیالی در قالب بازی , خود را ناجی و کمک کننده بیابد و لذت همکاری را فرا گیرد .

بازی و نمایش البته می تواند تاثیر های مخربی را نیز به دنبال داشته باشد ؛ اگر ما برای کسب امتیاز و پاداش کودک را وادار به انجام فعالیت های تکراری بدون آزاد گذاشتن ، محدودیت زمانی ، محدودیت بازی کنیم کودک به مرور ناراضی و غیر فعال می شود .
بنابراین هر چه قدر اصول بازی بایستی قانون مند باشد به عنوان یک متخصص از خانواده ها و شورای سیاست گذاری درخواست دارم که تغییرات فرایند بازی و نیز دستور العمل های انعطاف پذیرانه تری را در نظر بگیرند و به یاد داشته باشیم ما هدفمان خوشحال کردن بچه ها و آشنایی خانواده و دیگر اعضای جامعه با فرایند بازی و نمایش بوده است و می خواهیم کودکانی شاد و سرشار از انرژی و آشنا با محیط های هنری و بازی پرورش دهیم .


۱ * گنجی ، مهدی. دکتر حمزه گنجی. زمینه روانشناسی اتکینسون و هیلگارد . شابک ۸۷۹-۹۶۴-۷۶۰۹۰-۶۴-۷
۲ * نظریه های شخصیت شولتز ترجمه یحیی سید محمدی

منبع:

نوشته شده در گروه: مصاحبه ها

ارسال دیدگاه (۰) ↓

ارسال دیدگاه